هرچه اکنون هستیم محصول افکاری است که سابقاً داشته ایم و حالا داریم.
خوش آمدید - امروز : چهارشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۷

بیوگرافی حسینعلی ذابحی + عکس

بیوگرافی حسینعلی ذابحی + عکس

 

Biography Hossein Ali Zabhy + Photo

حسینعلی ذابحی، استاد دانشگاه آزاد و دانشگاه هنر تهران، از جمله هنرمندان معاصر کشور است که با تحصیل در فرانسه و آشنایی با موج مدرنیته، تاثیر قابل توجهی در نقاشی نوگرای ایران داشته است.

استاد ذابحی، هنرمندی افتاده، آرام و خوشرو است. استادی که با کمتر شاگردی مشکل دارد و شاید اغراق نباشد اگر بگوییم تمامی شاگردانش که کلاسهای او را تجربه کرده اند از او به عنوان یک استاد واقعی که چیزی به آنها آموخته، یاد می کنند. کارهای استاد را که ببینی، متوجه می شوی که در پشت این چهره ی آرام و خوشرو، دنیایی پر التهاب و نگران وجود دارد که در پسِ درونگرایی سرسختانه ی هنرمند مخفی گشته است.

بیوگرافی

حسینعلی ذابحی در سال ۱۳۲۴ در تهران متولد شد.

او فارغ التحصیل رشته نقاشی هنرستان هنرهای زیبای تهران در سال ۱۳۴۷ می باشد. در سال ۱۳۵۰ عازم پاریس شد و در دانشکده هنرهای زیبای پاریس beaux-art زیر نظر پرفسور پی ارمته، دوره نقاشی را آغاز و در سال ۱۳۵۴ فارغ التحصیل فوق لیسانس رشته نقاشی شد.

بعد از بازگشت به مدت پنج سال در هنرستان پسرانه و دانشسرا مشغول تدریس بود تا اینکه بعلت نداشتن روحیه لازم از وزارت فرهنگ و هنر سابق استعفا داد و به کار نقاشی و مطالعات عرفانی پرداخت و بالاخره در سال ۱۳۶۷ به دعوت دانشگاه هنر به تدریس نقاشی مشغول و تا کنون در دانشگاه آزاد اسلامی و دانشگاه هنر به کار تدریس مشغول است.

نقد آثار

گستره نقاشی های حسینعلی ذابحی سبک های رئالیسم، آبستره، سورئالیسم و اکسپرسیونیسم را در برمی گیرد. دنیای اکثر نقاشی های او، جهان تلخی ها و سیاهی هاست و شاید از همین روست که رنگ غالب بر کارهایش سیاه است.

او دامدار زاده ای است که به واسطه زندگی در اعماق فقر زده اجتماع از کنه شخصیت این بخش از جامعه شناخت دارد. تاثیر این شناخت را به خوبی در پرتره هایش از معتادان، قاچاقچیان و افراد مفلوک جامعه می توان دید.

در میان پرتره های ذابحی، تک چهره هایی از زنان نیز دیده می شود. در این تک چهره ها زنان او، منقلب، هراسان یا مسخ اند.

نگاه ذابحی به پیرامونش آغشته تلخی و اندوه است. او می گوید در فاصله زمانی کوتاهی پدر و دو برادرش را از دست داد و نبود عزیزانش چنان برای او اندوهناک و دردآور بود که هرگز تصوری از آن نداشت

ذابحی پس از سال ها کشاکش عاطفی با رنگ سیاه به مدد مطالعات عرفانی و با الهام از “عقل سرخ”‌ سهروردی در بیانیه اش نوشت: ” سرانجام عقل سرخ سهروردی بزرگ، کوله بار مرا بعد از ۱۱ سال کنکاش در مورد سیاهی و تیرگی به سر منزل مقصود رساند، تا بدانم این نهضت یک انگیزه درونی و روحی است و عبودیت می آورد و راه ظلمت، تکامل در پی خواهد داشت… زرق و برق دنیای تجمل و بی پایه امروز این مکتب را طلب می کند. دنیا یا دنیاهای تاریک را ببینید تا روشنایی های همه اعصار را بهتر دریابید که هردو مکمل یکدیگرند. عصر، عصر سیاه است. پایان شب سیه سپید است. “

این اندوه با غلبه رنگ سیاه در نقاشی های ذابحی بازتاب یافت. البته او پس از گذراندن آن سال های سخت و بد، توجیه دیگری برای حضور ماندگار رنگ سیاه بر آثارش دارد. او در سال ۷۳ در بیانیه ای این عصر را “عصر سیاه” نامید و نوشت که از سیاهی نباید هراسید.

ذابحی پس از سال ها کشاکش عاطفی با رنگ سیاه به مدد مطالعات عرفانی و با الهام از “عقل سرخ”‌ سهروردی در بیانیه اش نوشت: ” سرانجام عقل سرخ سهروردی بزرگ، کوله بار مرا بعد از ۱۱ سال کنکاش در مورد سیاهی و تیرگی به سر منزل مقصود رساند، تا بدانم این نهضت یک انگیزه درونی و روحی است و عبودیت می آورد و راه ظلمت، تکامل در پی خواهد داشت… زرق و برق دنیای تجمل و بی پایه امروز این مکتب را طلب می کند. دنیا یا دنیاهای تاریک را ببینید تا روشنایی های همه اعصار را بهتر دریابید که هردو مکمل یکدیگرند. عصر، عصر سیاه است. پایان شب سیه سپید است. ”

تاثیر این سیاهی را حتی در طبیعت بی جان های او می توان دید.

دلقک نیز از موضوع های مورد علاقه ذابحی در نقاشی است. او در این باره نوشته است: ” من به دلقک خیلی علاقه مندم. ظاهراً این آدم ها خندان اند، ولی به خاطر خشنودی دل من و شما خودشان را به صورت دلقک در می آورند. به خاطر این است که خودش را خفیف می کند. خودش را قربانی می کند. خودش را به صورت یک شخصیت پایین اجتماعی نشان می دهد. ولی به نظر من دلقک ها آدم های شرافتمندی هستند که خیلی ها را از درد و غم نجات می دهند. برای همین است که در تابلوهایم خیلی دلقک می کشم… شاید خودم ذاتاً دلقکم.”

طنز یکی از عناصری است که در برخی از آثار ذابحی به چشم می آید. طنز تلخ و سیاه و گروتسک وار.

به نظر بعضی از منتقدان دلبستگی ذابحی به نقاشان اکسپرسیونیست چون”‌ سوتین”‌، “انسور”‌، “امیل نولده”‌ و “ روئو”‌ در برخی از آثارش نمود داشته است و او در پاسخ می گوید:”‌ مگر می شود در این جهان زندگی کرد و از آن تاثیر نپذیرفت. گرچه در نهایت خود را خط سوم می داند.”‌

ذابحی خود را ذاتا ًروشنفکر نمی داند و می گوید بیشتر یک کولی است که زندگی کولی وار و قلندرانه را دوست دارد.

نمایشگاه های انفرادی هنرمند

فوریه ۱۹۷۵ گالری ترانسپوزیسیون پاریس

ژوئن ۱۹۷۷ گالری سولانژ پاریس

آبان ۱۳۶۵ در خانه شخصی

آبان ۱۳۶۶ خانه آفتاب تهران

آبان ۱۳۶۸ خانه آفتاب تهران

آبان ۱۳۷۱ خانه آفتاب تهران

آبان ۱۳۷۴ فرهنگسرای بهمن تهران، مروری برآثار

آبان ۱۳۷۵ نگارخانه برگ تهران

آبان ۱۳۷۸ نگارخانه برگ تهران

آبان ۱۳۸۰ نگارخانه برگ تهران

loading...