عزیزانم هنگام نشستن, بزرگان و ریش سپیدان را بر خود مقدم بدانید.(کوروش کبیر)
خوش آمدید - امروز : یکشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۸

بیوگرافی جالب و خواندنی نفیسه روشن + تصاویر

بیوگرافی جالب و خواندنی نفیسه روشن + تصاویر

Biography - interesting - and - read - Nafisa roshan - Pictures (8)

بیوگرافی،زندگینامه و کارنامه هنری نفیسه روشن بازیگر سینما و تلویزیون به شرح زیر می باشد:

بیوگرافی :

نام: نفیسه
نام خانوادگی : روشن
تاریخ تولد :۱۳۶۱/۲/۱۳
محل تولد : باغ صبا تهران
تحصیلات : کارشناسی حقوق دانشگاه ازاد اسلامی
تاهل : متاهل


زندگینامه :

نفیسه روشن در سیزدهم اردیبهشت سال ۱۳۶۱در محله باغ صبا تهران به دنیا آمد. او فرزند اول خانواده است و دو برادر کوچکتر از خود دارد. او در محله باغ صبا تهران به دنیا آمده و دارای مدرک کارشناسی حقوق از دانشگاه آزاد اسلامی است. نفبسه روشن از همان بچگی به بازیگری علاقمند بود و آرزویش این بود که روزی بتوانن بازیگر شود، و زمانی که خواست وارد دنیای بازیگری شود نه تنها مخالفتی با او نکردند بلکه او را بسیار تشویق کردند. به اتومبیلرانی علاقه زیادی دارد و در وقت های بیکاریم سری به پیست رالی می زند.

نفیسه روشن فعالیت هنری اش را از سال دوم دبیرستان با ایفای نقش در تئاتر “بسوی سعادت ” آغاز نمود که در این اولین تجربه، موفق به دریافت لوح تقدیر از آموزش و پرورش منطقه گردید. همراه با ادامه تحصیل به فعالیت هنری اش ادامه داد و پس از ورود به دانشگاه در مقطع کارشناسی و طی یک دوره کلاس بازیگری، بصورت جدی پا به عرصه تصویر گذاشت. شروع فعالیت تلویزیونی او را می توان بازی در سریال “روزهای بیادماندنی” به کارگردانی همایون شهنواز در تابستان ۱۳۸۲ دانست .

اشتغال به تحصیل در مقطع لیسانس علت اصلی کم کاری وی در این سالها بود، اما پس از پایان تحصیلات دانشگاهی خود، دامنه فعالیتش را گسترش داد. در پائیز سال ۱۳۸۲ در سریال “بچه های خیابان” به کارگردانی همایون اسعدیان ایفای نقش کرد که این تجربه را یکی از بیادماندنی ترین کارهایش می داند. پس از آن در پائیز ۱۳۸۳، پیشنهاد کیانوش عیاری برای حضور در سریال ” روزگار قریب” را پذیرفت و به گروه عیاری پیوست تا برگ زرین دیگری بر افتخارات خود بیافزاید، وی همکاری با عیاری را یکی از ایده آل های خود می داند.

بازی خوب و تجربه و آموخته هایش سبب شد تا پیشنهادات مختلفی از کارگردانان بنام تلویزیون و سینما دریافت کند. توانائیهای حیرت آور او سبب شد تا در ماه مبارک رمضان سال ۱۳۸۶ ، ایفای نقش “پری” در سریال “اغماء” به وی سپرده شود. “اغماء” از دیدگاه وی یک معجزه کاری است که علاوه بر امکان حضور در کنار اساتیدی همچون امین تارخ، لعیا زنگنه، ناصر ممدوح، عبدالرضا اکبری و … ، برگ زرین دیگری بر افتخارات خود بیافزاید. به گفته وی: “کار کردن با سیروس مقدم یکی از آرزوهای او بوده که موفقیت خود را در اغماء را نیز مدیون او می داند.”

درخشش وی در بازی منحصر بفرد و تاثیرگذار در نقش “پری” تحسین منتقدان و مردم را برانگیخت و سبب تقدیر و تمجید از وی در مجامع مختلف هنری و دانشگاهی گردید.

شروع فعالیت تلویزیونی او را می توان بازی در سریال ” روزهای بیادماندنی ” به کارگردانی همایون شهنواز در تابستان ۱۳۸۲ دانست .اشتغال به تحصیل در مقطع لیسانس علت اصلی کم کاری وی در این سالها بود ، اما پس از پایان تحصیلات دانشگاهی خود ، دامنه فعالیتش را گسترش داد. در پائیز سال ۱۳۸۲ در سریال “بچه های خیابان ” به کارگردانی همایون اسعدیان ایفای نقش کرد که این تجربه را یکی از بیادماندنی ترین کارهایش می داند .پس از آن در پائیز ۱۳۸۳ ، پیشنهاد کیانوش عیاری برای حضور در سریال ” روزگار غریب ” را پذیرفت و به گروه عیاری پیوست تا برگ زرین دیگری بر افتخارات خود بیافزاید.

نفیسه روشن از آن گروه بازیگرانی محسوب می شود که کم کم پله های ترقی را طی کرد و کارش را در عرصه بازیگری با تئاترهای دانش آموزی آغاز کرد و به واسطه یکی از اقوام مادری اش برای بازی در سریال «روزهای یادماندنی» دعوت به کار شد او هر چند که قبل از سریال اغما در سریال های مختلف حضور داشت اما به واسطه آن سریال و نقش پری چهره شد.


کارنامه هنری :

فیلم سینمایی

چک ۱۳۹۰
انسان ها ۱۳۸۹
مادرزن سلام ۱۳۸۵
شاخه گلی برای عروس ۱۳۸۳

مجموعه تلویزیونی

زمانی برای عاشقی ۱۳۹۲
پنج کیلومتر تا بهشت
دارا و ندار ۱۳۸۹
ساختمان ۸۵ ۱۳۸۹
ماه عسل ۱۳۸۸
مثل هیچ کس ۱۳۸۷
اغما ۱۳۸۶
سال های برف و بنفشه ۱۳۸۵
کلانتر ۱۳۸۴
باران بهاری ۱۳۸۴
خوش رکاب ۱۳۸۴
روزگار قریب ۱۳۸۳
روزهای بیاد ماندنی ۱۳۸۲
تب سرد ۱۳۸۲
کمکم کن ۱۳۸۱
مجموعه مردان کوچک

تله فیلم

یازده و هفت دقیقه ۱۳۸۸
سرگرد ۱۳۸۷
پیوند ۱۳۸۷
کابوس ۱۳۸۷
این پرونده مختومه نیست ۱۳۸۶
چند متر آن طرف تر ۱۳۸۶
ماموریت بهار ۱۳۸۶
مسافر ۱۳۸۴
آوای زمین ۱۳۸۴

شبکه نمایش خانگی

ول کن دستمو ۱۳۸۸
نفر دهم ۱۳۸۸
الم شنگه ۱۳۸۹
اقای زرنگ ۱۳۸۹
کات کلانتری ۱۳۹۰


گپ و گفت مجله ایده ال با نفیسه روشن را ادامه بخوانید

او از اینجا شروع میکند

از دوره راهنمایی و دبیرستان احساس کردم به بازیگری علاقه دارم. در آن دوران عضو گروه تئاتر بودم و در مدرسه و کلاسهای کانون پرورش فکری تئاتر بازی میکردم. از همان موقع علاقه به بازیگری در درونم بود.

وکالت بازیگری

چقدر حس علاقه به بازیگری را جدی گرفتی؟

خیلی زیاد؛ در حدی که در دوران مدرسه و دانشگاه همیشه عضو گروه تئاتر بودم و زمانی که در رشته حقوق تحصیل میکردم همچنان بازیگری را دنبال میکردم و هیچوقت نتوانستم آن را کنار بگذارم.

بد نیست بدانید صرفا به دلیل اصرار خانواده در رشته حقوق تحصیل کردم. پدر و مادرم همیشه «دکتر اصفهانی» را برای من مثال میزدند و معتقد بودند دکتر اصفهانی در عین حال که موزیسین بسیار حرفه ای و با صدای خوب است، پزشک ماهری هم هستند؛ بنابراین میخواستند من وکالت را دنبال کنم و در کنار آن بتوانم بازیگر ماهری هم باشم.

اولین بار حس علاقه به بازیگری را با چه کسی در میان گذاشتی؟

طبیعتا هرکسی با پدر و مادرش مشورت میکند و من هم علاقه به هنرپیشگی را با خانوادهام در میان گذاشتم. آنها همیشه مشوق من بودند؛ تا جایی که میتوانم بگویم موفقیت الانم را مدیون مادرم هستم.

دستم لای ماشه گیر کرد…

اولین بار که مقابل دوربین قرار گرفتی چه حسی داشتی؟

همانطور که گفتم در سریال «روزهای به یادماندنی» برای اولین بار مقابل دوربین قرار گرفتم. آن موقع چون تیراندازی و سوارکاری میدانستم، خیلی سریع برای آن نقش انتخاب شدم. آن زمان آنقدر استرس به من وارد شد که بعد از حرکت دوربین چند ثانیه ماتم برد چون نمیدانستم صدا رفت، دوربین رفت یعنی چه و با اصطلاحات آشنا نبودم.

بعد از آن، وقتی با تفنگ شلیک کردم دست من لای ماشه گیر کرد و کلی خونریزی کرد اما آنقدر غرق در فیلمبرداری بودم که متوجه خونریزی دستم نشدم تا اینکه بچه ها گفتند از دستت خون می آید و من را بردند تا دستم را پانسمان کنند.

شبی که یکسره اشک ریختم

تا وقتی که وارد دنیای حرفهای بازیگری شوی چه اتفاقاتی برایت افتاد؟ هیچوقت اتفاقی برایت پیش آمده که از تصمیمی که گرفته بودی ناامید شوی؟

ورود به این حرفه برایم خیلی سخت بود. آن زمان به دلیل اتفاقات و پیشامدهایی که وجود داشت به من اجازه ورود به دنیای بازیگری داده نمیشد. خب ۷-۶ سال پیش ورود به سینما خیلی سخت بود، مثل الان نبود که یک بازیگر یک شبه به همه چیز دست پیدا کند. حتی در خیلی مواقع من قرارداد می بستم اما شبانه متوجه میشدم قراردادم لغو شده است و در روزنامه ها و مجلات می دیدم شخص دیگری نقشی که به من سپرده شده بود را بازی میکند.

حتی یادم می آید در یک پروژه قرارداد بازی در سریال ماه رمضان سال ۸۴ را امضا کرده بودم اما بعد از ۳ روز از طریق روزنامه بانی فیلم متوجه شدم که شخص دیگری جای من مقابل دوربین قرار گرفته. شاید باورتان نشود؛ از در «هتل لاله» اشک ریختم تا منزلمان؛ آن هم زیر باران. اما خب قسمت من این بود که در سریال سال بعد (اغما) بازی کنم. متاسفانه از این دست اتفاقات برای من خیلی پیش آمده و میدانم خیلی از جوانها هنوز هم درگیر این اتفاقات هستند.

از اولش حرفهای بودم

اولین تلاش جدی که برای رسیدن به هدفت کردی چه بود؟

من مطالعات زیادی در زمینه بازیگری داشتم؛ به خصوص که برادرم کارگردانی میخواند کتابهای زیادی در این زمینه به من معرفی کرد، فیلم میدیدم و در کلاسهای مقدماتی استاد سمندریان شرکت کردم اما چون دانشجو بودم نمیتوانستم وقت زیادی برای گذراندن دوره های مختلف بازیگری بگذارم.

البته با تمام وجود تلاش میکردم یعنی هرجایی که معرفی میشد، مصرانه سر ساعت مقرر حضور پیدا میکردم. سعی میکردم تمام ویژگیهایی که یک حرفهای باید داشته باشد را یاد بگیرم.

اولین تجربه بازی جدی ات در کدام کار بود؟

من از سال ۸۲ با سریال «روزهای به یادماندنی» جلوی دوربین رفتم. بعد از آن هم در سریال «روزگار غریب» کار کیانوش عیاری. اما اولین بازی جدی من کار «کلانتر» در سال ۸۵ بود. نقش یک اپیزود را بازی میکردم ولی بعد از آن به صورت خیلی جدیتر در سریال «اغما» بود که دیده شدم و مورد استقبال مردم قرار گرفتم.

به آقای عیاری معرفی شدم

واکنش بقیه گروه بعد از بازی در اولین کارت چطور بود؟

آنقدر از من راضی بودند که دستیار و برنامه ریز آن کار، من را برای پروژه آقای عیاری معرفی کردند؛ خدا را شکر همیشه از من راضی بودند. شاید به این دلیل که هیچوقت نمیخواستم فقط یک بازیگر معروف باشم و همه من را با دست نشان دهند؛ میخواستم تبدیل به یک بازیگر حرفهای شوم که به غیر از مردم؛ بچه های محیط کارم نیز دوستم داشته باشند؛ احترام گذاشتن به پیشکسوتان و همه عوامل را هیچوقت فراموش نمیکنم.

اولین دستمزدت چقدر بود و با آن چه کردی؟

۱۰۰ هزار تومان در سال ۸۲ دستمزد گرفتم. همه دستمزدم را داخل پاکت گذاشتم و به مادرم تقدیم کردم. صبر مادرم، کمکها و مشورتهای او بود که باعث شد به جایگاهی برسم که همیشه دلم میخواست. مادر من همیشه منتظر بود ببیند زحماتش چه زمانی به نتیجه میرسد و هیچوقت دست از حمایتش نکشید.

اگر به سالهای قبل از بازیگری ات برگردی باز هم این شغل را انتخاب میکنی؟

صد درصد باز هم این شغل را انتخاب میکنم. هرکس اگر عاشق باشد چشمش به روی همه بدیها و تلخیها بسته است و راهش را ادامه میدهد. میگویند هنر، یک عشق یکطرفه است؛ اگر عاشق هنرت باشی شاید جواب عشقت را نگیری اما تو باید حست را جدی بگیری.

تلخی های یک عشق

این زیر ذره بین بودن تو را از دنیای خودت دور میکند؛ هنوز هم بازیگری مثل روزهای اول برایت رؤیایی است یا با واقعیتهای دیگری روبه رو شده ای؟

بازیگری هنوز برایم رؤیایی است. چون رؤیای بچگی من بوده و از بچگی آرزو داشتم یا خلبان شوم یا هنرپیشه. خب وقتی به این رؤیا رسیده ام، قدر آن را میدانم و درنتیجه هنوز برایم رؤیایی است.

همین دو روز پیش یکی از کارهایم از تلویزیون پخش شد؛ با چنان ذوق و شوقی در کنار خانواده فیلم را میدیدم که انگار اولین کار من است که پخش میشود. اما خب یکسری تلخی ها، واقعیت ها و قوانین هم وجود دارد؛ به هر حال از قدیم گفته اند: آدمهای بزرگتر مشکلات بزرگتری هم دارند؛ بنابراین پذیرفته ام که اتفاقات و مشکلات تلخ هم سر راهم قرار میگیرد و مجبورم از این موقعیتهای تلخ عبور کنم.

بلاهایی که سر خانواده آوردم

بعد از اینکه بازیگر شناخته شده و معروفی شدی، روند زندگی ات چه تغییری کرد؟

روند زندگی برای خودم خیلی سخت شد و برای خانواده ام سختتر. چون قبل از بازیگر شدنم همیشه همراه خانواده ام بودم؛ چه در مهمانیها و مراسم خانوادگی و چه در تفریحاتی مثل پارک و خرید و اینطور جاها. اما از لحظهای که به عنوان یک بازیگر شناخته شده در بین مردم جا گرفتم حتی نتوانستم به رستوران بروم؛ به این دلیل که هرکس دلش میخواهد در رستوران راحت غذا بخورد، اما وقتی مردم میشناسندت، دائم زیر ذره بین مردم هستی و حتی غذا راحت از گلویت پایین نمیرود. باید مرتب غذا بخوری و در کل نمیتوانی آنطور که دلت میخواهد راحت باشی.

جالب است که در این فضا با توجه به توقع مردم حتما باید ماشین مدل بالا داشته باشی و آخرین مدل موبایل دستت باشد. در کل، مردم به ظواهر یک بازیگر دقت میکنند و آن راحتی که خودت میخواهی را از تو میگیرند. بارها شده وقتی با خانواده، برادر و دایی هایم به خیابان رفته ام، مردم از من پرسیده اند معرفی نمیکنید؟ مردم دوست دارند بدانند کسانی که با من هستند چه نسبتی با من دارند.


عکس های شخصی

Biography - interesting - and - read - Nafisa roshan - Pictures (9)

بیوگرافی نفیسه روشن

Biography - interesting - and - read - Nafisa roshan - Pictures (10)

بیوگرافی نفیسه روشن

Biography - interesting - and - read - Nafisa roshan - Pictures (11)

بیوگرافی نفیسه روشن

Biography - interesting - and - read - Nafisa roshan - Pictures (12)

بیوگرافی نفیسه روشن

Biography - interesting - and - read - Nafisa roshan - Pictures (13)

بیوگرافی نفیسه روشن

Biography - interesting - and - read - Nafisa roshan - Pictures (15)

بیوگرافی نفیسه روشن

Biography - interesting - and - read - Nafisa roshan - Pictures (16)

بیوگرافی نفیسه روشن

Biography - interesting - and - read - Nafisa roshan - Pictures (14)

بیوگرافی نفیسه روشن

Biography - interesting - and - read - Nafisa roshan - Pictures (2)

بیوگرافی نفیسه روشن

Biography - interesting - and - read - Nafisa roshan - Pictures (3)

بیوگرافی نفیسه روشن

Biography - interesting - and - read - Nafisa roshan - Pictures (4)

Biography - interesting - and - read - Nafisa roshan - Pictures (5)

Biography - interesting - and - read - Nafisa roshan - Pictures (6)

بیوگرافی نفیسه روشن

Biography - interesting - and - read - Nafisa roshan - Pictures (7)

بیوگرافی نفیسه روشن

loading...