تمام محبتت را به پای دوستت بریز نه تمام اعتمادت را. (حضرت علی علیه‌السلام)
خوش آمدید - امروز : دوشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۶
خانه » ۱۳۹۴ » آذر

آرشیو ماهانه : آذر ۱۳۹۴

بیوگرافی و زندگینامه وحید طالب لو +عکس

بیوگرافی و زندگینامه وحید طالب لو +عکس

بیوگرافی وحید طالب‌لو + تصاویر وحید طالب‌لو


بیوگرافی وحید طالب‌لو,وحید طالب‌لو,تصاویر وحید طالب‌لو

بیوگرافی وحید طالب‌لو + تصاویر  وحید طالب‌لو

نام  :  وحید طالب‌لو
زادروز : ۵ خرداد ۱۳۶۱
زادگاه : تهران، ایران ایران
قد : ۱،۹۰ متر
پُست بازی : دروازه‌بان
تعدا خواهر برادر : یک خواهر
وضعیت تاهل : متاهل

وحید طالبلو در سال ۱۳۶۱ در تهران به دنیا آمد.وی از نوجوانی جذب رشته ورزشی پرطرفدار فوتبال شد و از آن زمان به خاطر قد بلندش به دروازبانی علاقمند شد.وحید فوتبالش را در سن ۱۴ سالگی و از تیم فجر کرج آغاز کرد. کرج شاید زادگاه اصلی طالب لو نباشد، اما او بیشتر سالهای عمرش را در این شهر سپری کرده است. او خانواده و مخصوصاً پدرش را مشوق اصلی خود می داند. اگر امروز دروازه بان اول ایران است؛راه پدر را ادامه داده و چه زیباست وقتی طالب لوی بزرگ،بازی خوب پسرش را می بیند و لذت می برد.

وحید طالب لو در سالروز میلاد با سعادت نبی اکرم (ص) به سنت پیامبر اسلام پای سفره عقد نشست و به جرگه متاهلین پیوست.

بیوگرافی وحید طالب‌لو,وحید طالب‌لو,تصاویر وحید طالب‌لو

وحید طالب لو و همسرش

بیوگرافی وحید طالب‌لو,وحید طالب‌لو,تصاویر وحید طالب‌لو

 وحید طالب لو و همسرش

بیوگرافی وحید طالب‌لو,وحید طالب‌لو,تصاویر وحید طالب‌لو

حـرفه :
وحید فوتبالش را در سن ۱۴ سالگی و از تیم فجر کرج آغاز کرد.
طالبلو فوتبال پایه خود را در تیم امید استقلال آغاز کرد و با درخشش در آن رده به تیم بزرگسالان منتقل شد و در فصل ۸۲-۸۳ در لیگ برتر مقابل سپاهان به میدان رفت.

وی با درخشش در دروازه تیم استقلال تهران در فصل ۸۴- ۸۵ یکی از عوامل قهرمانی این تیم در آن سال شمرده شد و اولین افتخار قهرمانی خود را کسب کرد.

او در فصل ۸۶-۸۷ و در مسابقات جام حذفی کشور در مسابقه استقلال-ذوب آهن از مرحله یک شانزدهم نهائی جام حذفی که به ضربات پنالتی کشیده شده بود
با مهار ۳ ضربه از ۴ ضربه پنالتی بازیکنان ذوب آهن، باعث صعود تیمش به مرحله بعدی شد.

او در مرحله بعدی این مسابقات و در مصاف استقلال با راه آهن نیز که با نتیجه مساوی ۲ بر ۲ به ضربات پنالتی کشیده شد، با مهار ۳ ضربه پنالتی باعث صعود استقلال به مرحله نیمه نهائی جام حذفی شد.

در مرحله نیمه نهائی نیز بازی تیمهای استقلال تهران و فولاد خوزستان پس از تساوی ۱-۱ در وقت قانونی و اضافی به ضربات پنالتی کشیده شد و باز هم وحید طالب لو با مهار ۲ پنالتی از بازیکنان فولاد خوزستان توانست باعث پیروزی تیم استقلال و رساندن این تیم به فینال این مسابقات شود

و در سال ۹۰ پس از جدایی از استقلال تهـران به باشگاه شاهین بوشـهر پیوست.

در مورد خودت
عشق به فوتبال مرا به این کار کشاند. از همان کودکی عاشق دروازه بانی بودم. در کوچه پس کوچه ها و با توپ لاستیکی دنبال دروازه بانی بودم. همیشه دست و پایم زخمی بود. لباس سالم نداشتم و این مسئله ناراحتی زیادی برای من در خانواده ایجاد کرده بود. هر چند که پدرم مشوق من محسوب می شد و اصولاً او بود که مرا به این کار تشویق می کرد. دوست داشتم که روزی بزرگترین دروازه بان ایران باشم. اکنون در تیم بزرگی چون استقلال عضویت دارم. حضور در تیم ملی آرزوهای مرا تکمیل کرد. هر چند که هنوز در آغاز راه بزرگی هستم.

بیوگرافی وحید طالب‌لو,وحید طالب‌لو,تصاویر وحید طالب‌لو

وحید طالب لو، بهترین پنالتی‌گیر
او در فصل ۸۴-۸۵ لیگ برتر فوتبال ایران با مهار سه ضربه پنالتی در طول فصل به عنوان بهترین پنالتی گیر ایران معرفی شد.او در فصل ۸۵-۸۶ نیز با مهار ضربه پنالتی مهرزاد معدنچی در دیدار با پرسپولیس تهران بر محبوبیت خود نزد هواداران استقلال افزود.

بیوگرافی وحید طالب‌لو,وحید طالب‌لو,تصاویر وحید طالب‌لو

 عکس وحید طالب لو

او در فصل ۸۶-۸۷ و در مسابقات جام حذفی کشور در مسابقه استقلال-ذوب آهن از مرحله یک شانزدهم نهائی جام حذفی که به ضربات پنالتی کشیده شده بود،با مهار ۳ ضربه از ۴ ضربه پنالتی بازیکنان ذوب آهن، باعث صعود تیمش به مرحله بعدی شد.او در مرحله بعدی این مسابقات و در مصاف استقلال با راه آهن نیز که با نتیجه مساوی ۲ بر ۲ به ضربات پنالتی کشیده شد، با مهار ۳ ضربه پنالتی باعث صعود استقلال به مرحله نیمه نهائی جام حذفی شد.در مرحله نیمه نهائی نیز بازی تیم‌های استقلال تهران و فولاد خوزستان پس از تساوی ۱-۱ در وقت قانونی و اضافی به ضربات پنالتی کشیده شد و باز هم وحید طالب لو با مهار ۲ پنالتی از بازیکنان فولاد خوزستان توانست باعث پیروزی تیم استقلال و رساندن این تیم به فینال این مسابقات شود.

عابدزاده دوم
بسیاری از کارشناسان فوتبال پس از موفقیت دو ساله وحید طالب‌لو از سال ۸۴ تا سال ۸۶ در مسابقات داخلی و ملی فوتبال او را با احمدرضا عابدزاده اسطوره دروازه بانی فوتبال ایران مقایسه می‌کردند و او را عابدزاده دوم می‌نامیدند.

قهرمانی با استقلال تهران
او در فصل ۸۴-۸۵ با درخشش خود در دروازه تیم استقلال تهران یکی از عوامل قهرمانی این تیم در آن سال شمرده می‌شود. او در بازی سی‌ام استقلال تهران با برق شیراز که در حضور ۱۰۰ هزار هوادار استقلال تهران بر‌گزار شد و به برد ۴ بر ۱ استقلال تهران و هم چنین قهرمانی این تیم برای اولین بار در لیگ برتر فوتبال ایران منجر شد، با مهار ضربه پنالتی محسن پاک نیت در دقیقه ۸۳ بر محبوبیت خود نزد هواداران استقلال افزود و همچنین اسم خود را به عنوان یکی از بازیکنان تأثیر گذار بر این قهرمانی به ثبت رسانید.
لیگ برتر فوتبال ایران فصل ۸۶-۸۷

او که به عنوان یکی از برترین دروازه‌بانان ایران شناخته می‌شود در لیگ برتر فوتبال ایران فصل ۸۶-۸۷ دچار افت شدیدی شد که بسیاری از کارشناسان فوتبال علت این افت را عدم حضور رقیبی در حد وحید طالب‌لو در کنار او و همچنین عدم آرامش او می‌دانستند. لازم به ذکر است که اشکان نامداری دروازه بان سابق تیم صنایع اراک ذخیرهٔ وحید طالب لو در استقلال تهران بود.بسیاری از کارشناسان اشکان نامداری را نه تنها رقیب جدی برای وحید طالب لو نمی‌دانستند بلکه او را در حد تیم استقلال تهران نیز نمی‌دانستند.

بیوگرافی وحید طالب‌لو,وحید طالب‌لو,تصاویر وحید طالب‌لو

منبع – ویکی پدیا

بیوگرافی و زندگینامه کامل داریوش اسدزاده + عکس

بیوگرافی و زندگینامه کامل داریوش اسدزاده + عکس

بّیوگرافی داریوش اسدزاده بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون


فیلم های داریوش اسدزاده

داریوش اسدزاده در ۱ آذر ۱۳۰۲ در کرمانشاه به دنیا آمد

داریوش اسدزاده در ۱ آذر ۱۳۰۲ در کرمانشاه به دنیا آمد. پدرش ارتشی بود و زادهٔ تهران و ساکن و بزرگ شده خیابان ری. او فرزند اول خانواده و دارای یک خواهر و یک برادر است.

 داریوش اسدزاده (زاده ۱ آذر ۱۳۰۲، کرمانشاه -) بازیگر تئاتر، فیلم و سریال ایرانی می‌باشد. وی از حدود ۲۰ سالگی اقدام به ورود به عرصه بازیگری نمود و سرشناس‌ترین اثر نمایشی وی را می‌توان مجموعه تلویزیونی خانه سبز دانست. وی در حال حاضر در حال نوشتن کتابی می‌باشد.

زندگی نامه داریوش اسدزاده 
داریوش اسدزاده در ۱ آذر ۱۳۰۲ در کرمانشاه به دنیا آمد. پدرش ارتشی بود و زادهٔ تهران و ساکن و بزرگ شده خیابان ری. او فرزند اول خانواده و دارای یک خواهر و یک برادر است. او تا پنج سالگی به همراه خانواده، در کرمانشاه زندگی کرد و در سال ۱۳۰۷ همراه با خانواده به تهران مراجعت کرده و دوره‌های تحصیلی از ابتدایی تا دانشگاه را در تهران سپری کرد.

داریوش اسدزاده  از ابتدا به کارهای هنری علاقه زیادی داشت، در کودکی به همراه پدرش به دیدن تئاتر می‌رفت. هرهفته درسش را بخوبی می‌خواند تا پدرش برای تشویقش، او را به دیدن تئاتر ببرد بعدها که بزرگتر شد عاشق هنر شد. در جوانی ویلون می‌نواخت و طبع شعر هم داشت. نگاه بد مردم آن زمان به هنر، مانع نشد تا او از عشق به هنر خود دست بردارد. او پس از پایان دوره دبیرستان همزمان با کار در وزارت دارایی به تحصیل در دبیرستان هنرپیشگی پرداخت. او از همان ابتدا کار هنری خود را جدی گرفت و با توجه به اینکه کارمند دولت بود و پست و مقام‌های مهمی را برعهده داشت در آخر به علت ترافیک در کار هنری، تقاضای بازنشستگی خود را در سال ۱۳۴۸ داد و پس از آن به کار هنری که به آن علاقه داشت پرداخت.

او از سال ۱۳۲۱ کار در تئاتر را با بازیگری کارگردانی و نویسندگی در تئاتر نصر و دهقان (لاله زار) شروع کرد و اولین بازی حرفه‌ای را  با نمایشی به نام لیلی و مجنون کمدی که فکری کارگردان آن بود شروع کرد. تئاتر تهران اولین جایی بود که در آن بازی کرد. این تئاتر اولین مکان ثابت و دائمی بود که در ایران برای تئاتر کلاسیک ساخته شده بود.

پس از آن در سال ۱۳۲۸ کار در سینما را با فیلم همسر مزاحم شروع کرد. داریوش اسدزاده همچنین در سال ۱۳۳۵ از طرف اداره کل هنرهای زیبای ایران برای بزرگترین فستیوال بین‌المللی تئاتر عازم فرانسه شهر پاریس شد و به مدت سه ماه به تحقیق مطالعه پرداخت. پس از بازگشت او به ایران از طرف رادیوی ملی دعوت بکار شد. از آنجایی که او به تئاتر علاقهٔ زیادی داشت به نویسندگی و کارگردانی نمایشنامه‌هایی چون: ازدواج فوری، سه زندانی، هنرپیشه، پرواز دخترها، میشل استراگف و مسیو ژوزف و… که تعداد آنها به ۲۰ نمایشنامه می‌رسد وایفای نقش در ۲۰۰ نمایشنامه پرداخت.

داریوش اسدزاده در بازدیدی که هنرمندان آمریکایی از تئاترهای ایران داشتند هنر او (کارگردانی، نویسندگی، و بازیگری) در دید آنها منحصر به فرد آمد و در سال ۱۳۴۶ به دعوت یک کمپانی فیلم سازی کشور آمریکا در شهر مینیاپولیس رهسپار آمریکا شد و در فیلم (در آمریکا اتفاق افتاد) که مضمون پلیسی داشت و تهیه کنندگی آنرا (کرول کتلسون) برعهده داشت و داریوش اسدزاده در آنجا به نویسندگی و ایفای نقش پرداخت و در همان سال‌ها این فیلم در ایران به اکران عمومی درآمد. شایان به ذکر است که او جوایز متعددی را به خود اختصاص داد که می‌توان جایزه دریافتی از پروفسور دیویدسن که استاد تئاتر در آمریکا بود و به دعوت وزارت فرهنگ و هنر و دانشگاه تهران به ایران آمده بود و بواسطهٔ نقشی که داریوش اسدزاده در تئاتری به نام شهر ما بازی کرد و جایزه را بدست آورد.

داریوش اسدزاده در سال ۱۳۵۱ به عضویت هیئت مدیرهٔ سندیکای سینمای ایران درآمد. در سال ۱۳۵۵ به تشویق پروفسور دیویدسن جهت مطالعه و پژوهش در امور تئاتر به آمریکا رهسپار شد و در سال ۱۳۶۵ به ایران بازگشت و در عرصهٔ بازیگری در تئاتر و سینما به ایفای نقش پرداخت. او در سال ۱۳۷۹ و ۱۳۸۰ به ریاست انجمن بازیگران ایران منصوب شد و همچنین به مدت پنج دوره عضویت داوران خانهٔ سینما را بر عهده داشت. نگارش در زمینهٔ تاریخ تئاتر از جمله فعالیت‌های مورد علاقهٔ او بوده که می‌توان به کتابهای سیری در تاریخ تئاتر ایران و خواندنی‌های تاریخی (برگ‌های خواندنی) اشاره کرد کتاب دیگری که در دست نگارش دارد، تاریخ تئاتر ایران از لاله زار تا شانزلیزه نام دارد. او همچنین جوایز و تقدیرنامه‌های فراوانی را از دولت مردان، استادان و صاحب نظران دریافت نموده است. او دارای دکتری درجهٔ یک هنری از طرف وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی نیز می‌باشد.

فیلم های داریوش اسدزاده

داریوش اسدزاده در سال ۱۳۹۱ مدرک درجه یک هنری را از وزارت فرهنگ وارشاد دریافت نمود

مخالفت خانواده داریوش اسد زاده برای بازیگر شدنش
داریوش اسدزاده برای فعالیت در عرصه‌های هنری مشوقی نداشت. هر چه بود علاقه و پشتکار خودش بود. البته بعدها که بیشتر روی صحنه رفت، تشویق مردم و دست‌زدن‌ها و حمایت‌هایشان، تنها و بهترین مشوق او بود.

پدرش که خود او را با هنر نمایش آشنا کرده بود به شدت با کار هنری مخالف بود واز او توقع داشت تا صاحب مقام و منصب شود وقتی متوجه شد که او مشغول کاری هنری است اورا از خانه بیرون کرد. بعد از یک ماه با وساطت اقوام به خانه برگشت اما پدرش همچنان با او قهر بود و تا ۸–۷ ماه با او حرف نمی‌زد.

او چون از مخالفت پدرش مطلع بود در خفا و دور از چشم او وارد این کار شد. یعنی بعد از اتمام دوره دبیرستان وارد هنرستان هنرپیشگی شد که تازه تأسیس شده بود و همزمان برای خاطرجمعی پدرش به دانشگاه هم رفت. پدرش تازه بعد از دومین یا سومین اجرای او که یک اجرای رادیویی بود متوجه کارش شد. اما بعدها وقتی پدرش پیشرفت او را در این عرصه دید اورا همراهی می‌کرد.

دریافت مدرک درجه یک هنری داریوش اسدزاده 
داریوش اسدزاده در سال ۱۳۹۱ مدرک درجه یک هنری را از سوی وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی دریافت نمود. او همچنین مدرک دکتری هنری و معماری در رشته هنر حرفه‌ای (ادبیات هنر) را از دانشگاه تهران دریافت نمود.

فیلم های داریوش اسدزاده

داریوش اسدزاده در سال ۱۳۲۸ کار در سینما را با فیلم همسر مزاحم شروع کرد

مصاحبه با داریوش اسدزاده 
داریوش اسدزاده – نویسنده و هنرمند سینما، تلویزیون و تئاتر – ابتدا از یک عشق می‌گوید؛ آن هم عشق به هنرپیشگی و هنرمندی.

او می‌گوید: آن‌هایی که عاشقند از زندگی‌شان می‌گذرند. این کار هم خیلی ناراحتی دارد؛ هنرپیشگی و هنرمندی را می‌گوید. اگر وارد این کار می‌شوی باید عاشقش باشی، باید مطالعه کنی، باید مرتب مطالعه کنی، باید مرتب فیلم ببینی. این کار درآمدی ندارد، فقط عشق است.

داریوش اسدزاده در ادامه می‌گوید: من همیشه پند و اندرز خودم را به بچه‌ها می‌گویم. خیلی‌ها برای چهره شدن می‌آیند. اگر برای چهره شدن می‌آیی دیگر هنرمند نیستی. باید سواد داشته باشید. من تا الان سه کتابخانه داشتم که همگی را فروختم و الان یکی دیگر دارم که از آن استفاده می‌کنم. «تاریخ ایران» را می‌خوانم تاریخ خارج را می‌خوانم، سعدی را می‌خوانم، تا بتوانم اطلاعاتم کامل شود. چون نویسنده با خواندن است که نویسنده می‌شود.

وی همچنان تاکید می‌کند: مطالعه‌ی زیاد، فرد را نویسنده می‌کند، وگرنه هر کسی که از راه آمد نویسنده نمی‌شود. یا آدم، مادرزاد که نویسنده نمی‌شود.

فیلم های داریوش اسدزاده

داریوش اسدزاده از حدود ۲۰ سالگی پا به عرصه بازیگری نهاد

* داریوش اسدزاده چگونه وارد عرصه بازیگری شد؟
این هنرمند می‌گوید: برخلاف میل پدرم وارد عرصه هنرپیشگی شدم. در شباب زندگی و نوجوانی آن زمانی که پدر زنده بود و من را به تعزیه و سیاه‌بازی می‌برد، خیلی علاقه‌مند به سیاه‌بازی شدم. پدرم می‌گفت اگر درس‌هایت را خوب بخوانی سیاه بازی می‌برمت. ما هم به هوای آن درسمان را خوب می‌خواندیم؛ البته جایی نبود، یک محلی بود روبروی پامنار و یک تئاتری بود به نام تئاتر سعادت، آنجا می‌رفتیم و کم کم علاقه‌مند به این کار شدیم. همچنین در عروسی‌هایی که سیاه‌بازها می ‌آمدند و کارهای نمایشی انجام می‌دادند. در سال ۱۳۱۹ برخلاف میل پدرم وارد عرصه هنرپیشگی شدم. بعد از سه سال که دوره دیدم دیگر یک هنرپیشه و هنرمند شده بودم و وارد تماشاخانه تهران شدم که البته در کتاب آخر که نوشتم همه را شرح داده‌ام. کار را ادامه دادیم، کمی پخته شدیم و بعد نویسنده و کارگردان شدیم. نقش اول تئاتر شدیم. از سال ۱۳۲۷ هم وارد سینما شدم. در سال ۱۳۳۵ بود که به جشنواره تئاتر پاریس از طرف اداره هنرهای ملی رفتم. به هر ترتیب دوران را این‌طور گذراندیم.

* داریوش اسدزاده  هنوز خسته نیست
اسدزاده با وجود اینکه ۹۲ سال از خداوند عمر گرفته است از کارش احساس خستگی نمی‌کند و می‌گوید: هر کاری که عاشقش باشید، عشق داشته باشید، مثلا موزیسین باشید، نویسنده باشید یا بازیگر باشید وقتی عاشق باشید هیچ وقت خسته نمی‌شوید. حتی اگر ۴۸ ساعت هم کار کنید. وقتی وارد کار اداری شده بودم وقتی دو ساعت پشت میز می نشستم فرار می‌کردم. اما در سینما این تجربه را داشتم که ۴۸ ساعت بی‌خوابی بکشم، وقتی آدم عاشق باشد خیلی چیزها را تحمل می‌کند.

داریوش اسدزاده می‌گوید: من هنوز هم در سن ۹۲ سالگی عاشقانه به کار ادامه می‌دهم. این کار بدون عاشقی ممکن نیست. من چندین دهه را پشت سرگذاشتم اما هنوز هم عاشق و علاقه‌مند این کار هستم.

* هر چه آمدیم جلوتر عقب رفتیم!
وقتی از او می پرسیم چرا سریال‌های قدیمی حس خوبی داشتند؟ پاسخ می‌دهد: بشر رو به تکامل است؛ یعنی هر چه جلوتر می‌آید باید پیشرفت کند. در هر فنی، در هر حرفه‌ای و در هر شغلی. اگر این کار را نکند عقب می‌ماند. اما الان هر چه آمدیم جلوتر، عقب رفتیم و نتوانستیم جلو برویم.

داریوش اسدزاده،عکس های داریوش اسدزاده

داریوش اسدزاده  از ابتدا به کارهای هنری علاقه زیادی داشت و در کودکی همیشه به دیدن تئاتر می‌رفت

* از وضعیت سریال‌ها و فیلم‌هایمان متأسف می‌شویم
داریوش اسدزاده اظهار می‌کند: وضعیت سریال‌ها و فیلم‌هایمان را که می‌بینیم، متأسف می‌شویم؛ البته می‌گوییم که خیلی خوب شده، ولی دروغ می‌گوییم. نمی‌خواهیم قبول کنیم کارها خوب پیش نمی‌رود؛ البته فیلم‌های خوبی هم داریم. در سال، ۱۰۰ فیلم ساخته می‌شود اما وقتی شما آن‌ها را نگاه می‌کنی شش – هفت فیلم قابل نمره دادن است.

داریوش اسدزاده بازیگر پیشکسوت می‌گوید: آدم بعضی فیلم‌ها را وقتی نگاه می‌کند، یاد فیلم «دختر لر» در سال ۱۳۱۲ می‌افتد. متأسفانه الان خیلی از کارها از نظر سوژه، داستان و کارگردانی ضعیف است.

* «سمندون»؛ اولین کار داریوش اسدزاده بعد از انقلاب
این هنرمند با اشاره به اینکه کارهای زیادی قبل و بعد از انقلاب داشته است، می‌گوید: قبل از انقلاب در ۱۰۰ فیلم بازی کردم. بعد از انقلاب هم در ۱۰۰ فیلم بازی کردم، تئاتر بازی کردم و نویسندگی کردم. بعد از انقلاب هم خیلی کارها داشتم. بعد از انقلاب وقتی که آمدم اولین کارم «سمندون» بود و بعد «خانه سبز» و «همه فرزندان من» بود.

* خاطرات اسدزاده از زنده‌یادان خیرآبادی و شکیبایی
اسدزاده به ارتباط خانوادگی و صمیمی‌اش با خسرو شکیبایی اشاره می‌کند و با بیان خاطره‌ای از او، توضیح می‌دهد: با آقای خسرو شکیبایی خیلی صمیمی بودم، رفت و آمد داشتیم، به خانه ما می‌آمد و با خانواده‌اش – پسر و همسرش – آشنا بودم. با خانم خیرآبادی هم که از سال ۱۳۲۶ در تئاتر کار می‌کردیم، صمیمی بودیم. انسان شاد و گرمی بود و تقریبا یک فامیل بودیم و این صمیمیت بود که کار را گرم می‌کرد. این صمیمیت است که الان تصنعی است و نیست. دیگر آن صمیمیت را نداریم. به داستان‌هایی که می‌توانستیم آن زمان بپردازیم دیگر نیست. اگر هم باشد خیلی کم است. این‌هایی که من می‌بینم کارهای قشنگی نیست.

داریوش اسدزاده،عکس های داریوش اسدزاده

داریوش اسدزاده تاکنون برای حفظ سلامتی و شادابی‌اش ورزش کردن را فراموش نکرده است

* کارهای قدیم خیلی بهتر از الان بود
وقتی از او می‌پرسیم آخرین سریال خوبی که دیدید چه بود؟ می‌گوید: کارهای خوبی که دیده باشم درست یادم نمی‌آید. ذهنم به یغما رفته است، این طبیعت خیلی ظالم است. اما خوب کارهای خوب هم داشته‌ایم. «خانه پدری» بد نبود. بنابراین کارهای قدیم خیلی بهتر از الان بود. اما الان چیزی که بتوانم بگویم ندارم.

* نپرسید! من نمی‌توانم چیزی بگویم
وقتی از داریوش اسدزاده می‌پرسیم چرا هنرپیشه‌های الان چهره‌شان را دست کاری می‌کنند؟ می‌گوید: نپرسید! من بعضی وقت‌ها متأسف می‌شوم که بعضی‌ها فقط برای چهره آمده‌اند و عاشق نیستند. من نمی‌توانم چیزی بگویم چون همه آنها را دوست دارم. من همیشه می‌گویم بچه‌ها بروید مطالعه کنید. بروید بخوانید. هر چه بخوانید در کار واردتر و عمیق‌تر می‌شوید. نگاه کنید، این‌طور نیست که فقط جلوی دوربین بروید، دو کلمه بگویید و بیرون بیایید. یک بازیگر خیلی کار دارد. برای چه می‌گویند اولین شغل دنیا کار بازیگری است. برای اینکه حرف زیادی در آن است هر چه بگویم کم گفتم. اما حالا شده یک چیز کوچه بازاری. شاید من تاکنون هفت، هشت هزار جلد کتاب خواندم و الان هم می‌خوانم. به هر جهت باید به این جوانان بگوییم از توی کوچه خیابان می‌روی، بازیگر می‌شوی، آخر سوادت چیست، چه خوانده‌ای؟

* نقش‌های منفی اصلا به من نمی‌خورد
وقتی از داریوش اسدزاده  می پرسیم کدام یک از نقش‌هایی را که تاکنون ایفا کرده است، دوست دارد، می گوید: نقش های منفی اصلا به من نمی‌خورد، در یکی از سریال‌ها ابتدا نقشم کمی منفی بود، یکی از مخاطبان در خیابان من را دیده بود و می‌گفت شما چرا نقش منفی بازی کردید، اصلا به شما نمی‌آید. من هم گفتم آخر داستان هنوز نرسیده و نقش من کاملا منفی نیست. اما به هر ترتیب به چهره‌ام نقش منفی نمی‌آید.

* تعدد شبکه‌ها را نمی‌پسندم
داریوش اسدزاده درباره‌ی تعدد شبکه‌های تلویزیونی می‌گوید: تعدد شبکه‌ها را نمی‌پسندم، کار قشنگی نیست. مردم را گم می‌کند، گیج می‌کند، ۲۵ تا شبکه است! برای چه، چرا؟ مگر مردم چه می‌خواهند، نمی‌دانم به هر حال عقیده و سیاست است. من وارد سیاست نمی‌شوم. اما به نظر من کار قشنگی نیست.

داریوش اسدزاده،عکس های داریوش اسدزاده

داریوش اسدزاده در جوانی ویلون می‌نواخت و طبع شعر هم داشت

* تصمیم گرفتم دیگر کار نکنم
وقتی از داریوش اسدزاده می‌پرسیم اگر کاری از طرف تلویزیون پیشنهاد شود کار می‌کنید؟ کمی گله‌مند می‌شود و می‌گوید: تصمیم گرفتم دیگر کار نکنم. چون پول نمی‌دهند، من همیشه طلبکارم. از سینما طلبکارم، از تلویزیون هم طلبکارم. اصلا سابقه نداشته به این وضع گرفتار شوم. تئاتر که کار می‌کردیم شب به شب پولمان را می‌گرفتیم. کارها که دولتی نبود. خصوصی بود. یک شخصی می‌آمد یک تشکیلاتی را درست می‌کرد، پول ما را هم مثل اداره، هفته به هفته ماه به ماه می‌داد. وقتی دولتی شد به این شکل درآمد. هیچ کاری را ترجیح نمی‌دهم. تنمان سالم است اما نمی‌توانیم که کار مجانی انجام بدهیم. خیلی‌ها الان هستند برای اینکه چهره شوند دوست دارند مجانی کار کنند. بروند با همان‌ها کار کنند.

* ورزشکار بودم اما دیگر نمی‌توانم ورزش نمی‌کنم
داریوش اسدزاده به هنرمندی شهرت دارد که تاکنون برای حفظ سلامتی و شادابی‌اش ورزش کردن را فراموش نکرده است. وقتی از او می‌پرسیم راز سلامتی و شادابی شما چیست؟ در پاسخ می‌گوید: دیگر نمی‌توانم ورزش کنم. من بهترین فوتبالیست و والیبالیست بودم، در آن دوران مسابقاتی که شرکت می‌کردم، کسی در دویدن به پای من نمی‌رسید، برنده دو بودم، خب ما خودمان را سالم نگه داشتیم. اینطوری است. در دو یا فوتبال در شهباز ورزشکار شماره ۳ بازی می‌کردیم. آن موقع خاکی بود و شن. آنجا ورزش می‌کردیم، زمین می‌خوردیم تمام پاهای من زخم بود. آن موقع که ما ورزش می‌کردیم ورزش به این شکل نبود. خدا بیامرزد مادرم را. همیشه یا شلوارم پاره شده بود یا کفش‌هایم. در امجدیه که الان شهید شیرودی است، جزو ورزشکاران بودم و کسی در دوی صد متر به من نمی‌رسید. الان به این روز افتادیم، روزگار این است دیگر.

داریوش اسدزاده در ادامه می‌گوید: ما همش خواندیم، نوشتیم، تئاتر و سینما درجه هنری وزارت ارشاد به من داده. دانشگاه رفتم. خب که چی؟ هیچی؟ اما اگر من عاشق این کارم نبودم الان وزیر دارایی بودم. پشیمان نیستم چون عاشق کارم بودم. هنرپیشه‌های خوب ما که الان کار می‌کنند چه در تئاتر چه در سینما چه ترفیعی دارند جز اینکه یک مجسمه به اسم حلبی به قول اکبر عبدی مجسمه گچی، دریافت کنند. حداکثرش و نهایت افتخار این است.

* افتخارات زیادی داشتم
داریوش اسدزاده با اشاره به افتخاراتی که تاکنون دریافت کرده است، می‌گوید: شما کتابخانه من را ببینید چه قدر افتخارات دارم. از وزیر گرفته تا معاونان. آیا یک قران بابت این‌ها به ما می‌دهند. ما هم زندگی باید کنیم. نمی‌شود خیلی چیزها را گفت. دوره الان خیلی بهتر از قدیم شده. آنقدری که الان تشویق می‌کنند و جایزه می‌دهند قبلا نبود ولی آن چیزی که باید و شاید نیست.

* کتاب‌های اسدزاده از زبان خودش

اسدزاده این روزها می‌نویسد. او پیش از این تالیفاتی هم داشته است.

این نویسنده درباره‌ی کتاب‌هایی که تاکنون نوشته است، می‌گوید: کتابی راجع به تئاتر نوشتم با عنوان «سیری در تاریخ تئاتر ایران از قبل از اسلام تا ۵۷»؛ کتاب دیگری نوشتم با عنوان گزیده‌هایی از تاریخ ایران. کتاب سومم هم با عنوان «تماشاخانه تهران» است که حدود سه سال نگارش و تحقیقات آن طول کشیده و با همکاری دوستان خوبم‌، غلامحسین دولت آبادی‌، اعظم کیان افراز و سیدمهدی واقفی به نتیجه رسید. این کتاب درباره تماشاخانه‌ای است که برای اولین بار در ایران احداث شد و اجرای دائمی تئاتر در ایران را بنا گذاشت که در سال‌های پیش از آن وجود نداشت و تئاترها را به صورت خیریه اجرا می‌َ‌کردند. این روند با تلاش سید علی خان نصر آغاز شد. تجربیات و نگاه خودم را به عنوان بازیگر و کارگردان در سال‌های ۱۳۲۰ در این کتاب ارائه کرده‌ام این کتاب حاوی عکس‌هایی قدیمی متعلق به آن دوران هم هست که فکر می‌کنم برای مخاطب پیگیر قابل توجه باشد.

* «تهران قدیم» را می‌نویسم
داریوش اسدزاده می گوید: «تهران قدیم» هم چهارمین کتابی است که تازه شروع کردم بنویسم که دو سه سال طول می کشد. و اکنون در حال چاپ کتابی به نام «تماشاخانه تهران» هستم که سال‌ها شاهد بوده‌ام روایت کنم.

او در ادامه‌ی گفت و گوی خود به کسانی که دنبال هنرپیشگی هستند، می‌گوید: به بچه‌هایی که عشاق سینه چاک هستند توصیه‌ام این است این کار ما بدبختی دارد، این کار ما پول ندارد، این کار ما عشق است، اگر عشق دارند بیایند. اگر نیستند نیایند و عمرشان را تلف نکنند. چهره شدن زندگی نیست، چهره شدن معنا ندارد. باید مطالعه بکنی، گرسنگی بکشی، در اجتماع برخی‌ها مخالفت باشند این چیزهاست. اگر خوب بود بچه‌هایم که خیلی هم عاشق این کار بودند، وارد بازیگری می‌کردم. خیلی از بازیگران هستند که بچه‌هایشان را وارد کار کردند که من مخالفم.

بیوگرافی کامل سید حسن خمینی + حاشیه های انتخابات

بیوگرافی کامل سید حسن خمینی + حاشیه های انتخابات

زندگینامه سید حسن خمینی

عکس های جدید و کاملا متفاوتی از سید حسن خمینی و فرزندانش

زندگینامه: سید حسن خمینی

Biography-perfect-Seyed-Hassan-Khomeini-margin-election (6)

۱- تولد و حسب و نسب خانوادگی

دقیقا ۷۰ سال پس از تولد حضرت امام خمینی (س)، یکی از نوادگانش پا به عرصه هستی نهاد که به سفارش ایشان نام حسن برایش انتخاب شد. این نوزاد در تاریخ ۱۳۵۱/۵/۱ در شهر قم دیده به جهان گشود. پدر و مادرش هر دو از سلسله جلیله سادات و از صاحب نام ترین خانواده های علمی ایران به شمار می آمدند.

مادرش سیده فاطمه طباطبایی صبیه مکرمه آیت الله العظمی سلطانی طباطبایی (ره) از سادات طباطبایی بروجرد است که با ۳۳ واسطه نسب به حضرت امام حسن مجتبی می رساند و در شجره نامه ایشان نسبت خویشاوندی با علامه بحر العلوم (قده) هم دیده می شود. مادر فاطمه هم که صدیقه نام داشت فرزند آیت الله العظمی سید صدر الدین صدر (ره) از مراجع ثلاث و نوه آیت الله العظمی حاج آقا حسین قمی (قده) از مراجع عظام وقت بود.

پدر سید حسن، سید احمد خمینی (قده) فرزند روح الله خمینی (رض) و خانم خدیجه ثقفی (ره) دختر آیت الله میرزا محمد ثقفی از علمای به نام و اصیل تهران می باشد.

 Biography-perfect-Seyed-Hassan-Khomeini-margin-election (4)

۲- دوران کودکی و نوجوانی

سید حسن دوران کودکی را به تناوب در قم و نجف، در کنار پدر بزرگ مادری، مرحوم حضرت آیت الله العظمی سلطانی طباطبایی (قده) و پدر بزرگ پدری، یعنی حضرت امام خمینی (ره) سپری می کند و از مهر و محبت و ملاطفت های بی دریغ این هر دو بزرگوار بهره مند می شود. روزهای اوج انقلاب را در نجف، تهران و شور و حال دوران اقامت حضرت امام در پاریس (نوفل لوشاتو) را درک می کند.

۳- تحصیلات کلاسیک

سید حسن خمینی دوران تحصیلات ابتدایی را در نجف (مدرسه علوی) شروع می کند و در مدارس ۱۹ دی و پارس (قم) و نیکان تهران ادامه می دهد و نهایتا این دوره را در مدرسه حبیب ابن مظاهر جماران به پایان می برد. انتخاب مدرسه اخیر به دلیل ملاحظات امنیتی صورت گرفت.

دوره راهنمایی و پایه هایی از دوره دبیرستان وی در مدرسه نیکان سپری می شود اما در سال ۱۳۶۶ (در سال دوم دبیرستان)، عازم جبهه های نبرد حق علیه باطل می شود و درنهایت امر در سال ۱۳۶۹ در حالیکه سال چهارم را به طور متفرقه گذارنده بود، دیپلم ریاضی خود را اخذ می کند.

 Biography-perfect-Seyed-Hassan-Khomeini-margin-election (5)

۴- تحصیلات حوزوی

سفارشات مداوم حضرت امام و پدر بزرگوار سید حسن آقا بالاخره نتیجه بخش شده و ایشان در سال ۱۳۶۸ تحصیلات حوزوی خود را شروع می کند و چهار سال بعد یعنی یکسال قبل از فوت مرحوم سید احمد آقا (قده) رسما به لباس روحانیت ملبس می شود.

وی ابتدا در مدرسه رضویه و مدرسه کرمانیها مقدمات را خوانده و از سال ۱۳۷۲ به تحصیل در سطوح عالی می پردازد و تمام این مدت را در منزل پدر بزرگ خود یعنی مرحوم سلطانی طباطبایی (قده) و تحت نظر ایشان می گذارند.

اساتید بزرگواری که ایشان در دروس دوره های مختلف تحصیلی محضر مبارک آنها را درک کرده است از این قرار می باشد:

الف – اساتید محترم فقه و اصول
– مکاسب محرمه: آیت الله دوزدوزانی
– بیع: آیت الله پایانی (ره)، آیت الله العظمی سلطانی طباطبایی (قده)
– خیارات: آیت الله استادی

– رسائل و کفایه: آیت الله استادی، آیت الله موسوی بجنوردی

ب- اساتید محترم فلسفه و عرفان
– منظومه حاج ملاهادی سبزواری: حجت الاسلام و المسلمین اسحق نیا
– منازل السائرین: آیت الله انصاری شیرازی
– فلسفه علیا: آیت الله العظمی جوادی آملی (۲ سال)

ج- اساتید محترم خارج فقه و اصول
– مکاسب محرمه (یک سال): آیت الله العظمی فاضل لنکرانی (ره)
– مسائل مستحدثه (قریب یک سال): آیت الله العظمی فاضل لنکرانی (ره)
– خیارات (۳ سال): آیت الله العظمی شبیری زنجانی
– فقه طهارت، حج، خمس (جمعاً ۵ سال): حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی
– اصول فقه (۱۱ سال)، نکاح و خمس(۳ سال): آیت الله محقق داماد
ایشان همچنین در محضر اساتید بزرگواری نظیر آیت الله العظمی موسوی اردبیلی، آیت الله العظمی صانعی و آیت الله مومن نیز به تلمذ نشسته است.

 Biography-perfect-Seyed-Hassan-Khomeini-margin-election (3)

۵- سید حسن خمینی در جایگاه مدرس حوزه علمیه

سید حسن خمینی دو سال بعد از ورود به حوزه علمیه قم (سال ۱۳۷۰) در مدرسه کرمانی ها تدریس مقدمات را شروع و در مدت ۸ سال کتاب هایی نظیر: جامع المقدمات، سیوطی، مغنی اللبیب و مختصرالمعانی، معالم، شرح لمعه، منطق مظفر را تدریس کرده از سال ۱۳۷۹ به مدت ۱۰سال به تدریس سطوح عالی پرداخته و در این مدت کتاب هایی نظیر: رسائل، مکاسب محرمه، بیع، خیارات و کفایه را در کارنامه فعالیت های تدریسی خود دارد و بعض این کتب را حتی ۲ یا ۳ بار به تدریس نشسته است. درس فلسفه حاج سیدحسن آقا که با تدریس کتاب منظومه مرحوم ملاهادی سبزواری از سال ۱۳۸۵ شروع شده، هماکنون نیز ادامه دارد.

تدریس خارج اصول حضرت حجت الاسلام والمسلمین سیدحسن خمینی از سال تحصیلی ۹۰ـ۱۳۸۹ شروع شده و هم اکنون در محل مدرسه دارالشفای قم ادامه دارد و کلاس درس وی از کلاسهای پررونق حوزه قم است.

۶- خانواده

 Biography-perfect-Seyed-Hassan-Khomeini-margin-election (2)

نوه بزرگوار امام خمینی در سن ۲۴ سالگی با سیده فاطمه فرزند گرانقدرآیت الله سید محمد موسوی بجنوری فرزند مرحوم آیت الله العظمی سید حسن موسوی بجنوردی از مراجع و علمای بزرگ نجف وصلت نمود. مشارالیها نوه مرحوم آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی می باشد. حاصل این ازدواج ۳ فرزند به نامهای سید احمد، سیده نرگس و سیده فرشته می باشد.

۷- سایر فعالیت ها

سیدحسن خمینی علاوه بر فعالیتها ومشغله های حوزوی به فراگیری علوم انسانی جدید هم اشتغال ورزیده و در ادبیات متبحر بوده و با فلسفه غرب، فلسفه اخلاق، جامعه شناسی، علوم سیاسی، اقتصاد و تاریخ در حد بالایی آشنایی دارد. به زبان های عربی و انگلیسی مسلط و به کارگیری زبان انگلیسی را از ده سال پیش تقریبا پیوسته ادامه می دهد.

حاصل تلاش های سید حسن در امر تحقیق و پژوهش، کتابهایی نظیر«مبانی فقهی تنظیم خانواده»، «ده مقاله»، «دلیل راه» و کتاب ارزشمند «فرهنگ جامع فرق اسلامی» است که حاصل تلاش ده ساله ایشان در زمینه فرق و نحله های اسلامی می باشد. وی به ورزش هم علاقمند است و همانند مرحوم پدرش درجوانی به فوتبال می پرداخته و بر تحولات ورزشی اشراف دارد.

حضرت حجت الاسلام والمسلمین سید حسن خمینی (س) از سال ۱۳۷۳ و به دنبال در گذشت پدربزرگوارش عهده دار تولیت حرم مطهر و موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره) گردید که خود مسئولیتی سنگین در کنار سایر فعالیتها بر دوش ایشان است و بدین مناسبت علاوه بر مراسم و مناسبتها،به طور معمول روز های چهارشنبه تا عصر جمعه را به این امر مهم می پردازد و بعد از مرحوم سید احمد آقا معمولا پنجشنبه شبها نماز مغرب و عشا را در حرم مطهر حضرت امام خمینی (س) اقامه می کند.

 

حجت الاسلام والمسلمین سید حسن خمینی فرزند بزرگ مرحوم سید احمد خمینی، متولد سال ۱۳۵۱ در شهر قم است.

ایشان با دختر آیت‌الله سید محمد موسوی بجنوردی ازدواج کرده است که حاصل این ازدواج ۴ فرزند با نام‌های احمد، نرگس و فرشته و هادی است.

احمد پسر بزرگ سید حسن خمینی با انتشار عکس زیر در صفحه شخصی اش نوشت :

“بابا،محمد على پسر عمو على،هادى برادرم. دو هفته پیش. قم. “

 عکس های کاملا متفاوتی از سید حسن خمینی و فرزندانش

سید حسن خمینی و پسرش هادی و برادرزاده اش

 عکس های کاملا متفاوتی از سید حسن خمینی و فرزندانش

سید حسن خمینی و پسرش احمد

عکس های کاملا متفاوتی از سید حسن خمینی و فرزندانش

سید حسن خمینی ، دخترش فرشته و پسرش احمد

عکس های کاملا متفاوتی از سید حسن خمینی و فرزندانش

سید حسن خمینی و پسرش احمد

بیوگرافی امید علومی دوست پسر سحر قریشی

بیوگرافی امید علومی دوست پسر سحر قریشی

بیوگرافی امید علومی

بیوگرافی امید علومی

وی یکی از خواننده ای جوان ایرانی هستش و تا امروز کار های مجاز زیادی رو از خودش منتشر کرده .

بیوگرافی امید علومی

امیدعلومی و نامزدش سحر قریشی

امیدعلومی متولد ۲۳آبان؟۱۳۶ هستش و به نظر میرسه که ساکن غرب تهران و گویی تا این لحظه مجرد و یه خواهر کوچکتر از خودشون دارن.

بیوگرافی امید علومی

آلبوم های امیدعلومی :

 بیوگرافی امید علومی

آلبوم بهونه از امیدعلومی
آلبوم استرس از امیدعلومی

بیوگرافی امید علومی

امیدعلومی و نامزدش

ماجرای نامزدی سحر قریشی با امیدعلومی

بیوگرافی امید علومی

امیدعلومی در دریا کنار

امیدعلومی بازیگر و خواننده است. عکسی از او در اینستاگرام و وب فارسی وجود دارد که همراه با سحر قریشی است و این خود شایعات و غیبت‌هایی را پیش آورده بود که رضا رشیدپور هم نتوانست در گفتگوی خود از آن بگذرد. او درباره نسبت سحر قریشی وامیدعلومی پرسید و او پاسخ داد.

 بیوگرافی امید علومی

امیدعلومی و سحر قریشی

سحر قریشی در این گفتگو می‌گوید: «حتما یک نسبتی دارد دیگر، اگر نه من را می‌خواستند تا بدانند چه نسبتی دارد.»

 بیوگرافی امید علومی

او می‌گوید که زنی است که در شرایطی که دارد تنها نمی‌تواند زندگی کند، در مراحل آشنایی هستند و فعلا در مرحله نامزدیِ محرم است که مردم زودتر از ارشاد پیگیر شده‌اند.

بیوگرافی امید علومی

امیدعلومی و شهین تسلیمی

سحر قریشی بازیگر سینما و تلویزیون در سیزدهمین برنامه اینترنتی “دید در شب” با اجرای رضا رشیدپور حضور پیدا کرد. در بخشی از این برنامه رضا رشیدپور با نمایش تصاویری، نظر وی را در خصوص محمود احمدی‌نژاد و حسن روحانی پرسید که این بازیگر هم به این سوالات پاسخ داد.

بیوگرافی امید علومی

 محمود احمدی نژاد

من آقای احمدی نژاد را از نزدیک و بر سر سفره افطاری دیدم. خیلی جالب است! من هیچ احساسی به سیاست ندارم. بسیار خنثی هستم. چون سواد آن را ندارم و نمی فهمم، کوچکترین صحبتی درباره سیاست نمی کنم. جالب این است که من فکر می کردم اگر ایشان را ببینم، ایشان برای من با بقیه افراد که سر صحنه ی فیلم برداری می آیند فرقی نخواهد کرد. وقتی آقای احمدی نژاد از یک متر و نیمی من رد شده و به همه ما خوش آمد گفتند، ناخودآگاه و یکدفعه تحت تاثیر کاریزمای ایشان، در همین حال خنده ای بر لبان من آمد و با ایشان احوال پرسی کردم. گویی که ایشان را ده سال است که میشناسم. در حالی که هیچ حسی نسبت به سیاست ندارم، در وجود ایشان یک کاریزمای عجیبی دیدم و از لبخند ایشان لبخند زدم و از وجود ایشان انرژی خوبی گرفتم.

بیوگرافی امید علومی

حسن روحانی

من یک کلیدی دست ایشان دارم که اگر آن را بدهند در خیلی از گاوصندوق ها را باز می کنم و دیگر با کسی کار ندارم. اینستاگرامم هم می بندم که کسی را اذیت نکنم. البته خیلی خوشحالم از اینکه رییس جمهورمان وقتی جایی می روند مترجم ندارند و به زبان مسلط هستند.

بیوگرافی امید علومی

امیدعلومی و مهران غفوریان

 بیوگرافی امید علومی

امیدعلومی و حامد پهلان




بیوگرافی و زندگینامه کیتی پرایس + عکس

بیوگرافی و زندگینامه کیتی پرایس + عکس

عکس های کیتی پرایس همراه بیوگرافی کیتی پرایس

Biography-and-life-Katie-Price-photo (1)

عکس های دیدنی کیتی پرایس Katie Price و بیوگرافی این مدل جذاب

کیتی پرایس Katie Price متولد ۲۲ مهٔ ۱۹۷۸ هنرپیشه، مانکن، و خوانندهاهل بریتانیا است. کیتی پرایس از سال ۱۹۹۶ میلادی تاکنون مشغول فعالیت بوده‌است.

Biography-and-life-Katie-Price-photo (2)

عکس های داغ کیتی پرایس جذاب

Biography-and-life-Katie-Price-photo (3)

تصاویر دیدنی کیتی پرایس مانکن بریتانیایی

Biography-and-life-Katie-Price-photo (4)

Biography-and-life-Katie-Price-photo (5)

کیتی پرایس Katie Price

Biography-and-life-Katie-Price-photo (6)

کیتی پرایس Katie Price

تیپ و لباس این روز های هدیه تهرانی

تیپ و لباس این روز های هدیه تهرانی

تیپ و چهره این ‌روزهای هدیه تهرانی! + عکس

هدیه تهرانی و الهام پاوه‌نژاد

الهام پاوه‌نژاد با انتشار این عکس در اینستاگرام نوشته:

 دیدن یک همکار قدیمی که می تونه کلی انرژی خوب به آدم بده…یادت بیاد روزهای بد رفتن و روزهای خوش در راهه… زندگی پیش روست…کلی اتفاق خوب…. دیدار با هدیه جان تهرانی که هنوزم با کم کار بودنش ستاره است…

تیپ و چهره این ‌روزهای هدیه تهرانی

هدیه تهرانی و الهام پاوه‌نژاد

صفحه اجتماعی الهام پاوه‌نژاد

بیوگرافی و زندگینامه بابک جهانبخش + عکس

بیوگرافی و زندگینامه بابک جهانبخش + عکس

بیوگرافی کامل بابک جهانبخش +عکس های جدید ایشان

بیوگرافی کامل بابک جهانبخش

نام : علی جهانبخش

تولد : ۱ فروردین ۱۳۶۲

سبک : پاپ

کارها : خواننده , نوازنده , آهنگساز , ترانه سرا

سازها : گیتار , پیانو , کیبورد

مدت کار : ۱۳۸۴ تاکنون

 بابک جهانبخش

بیوگرافی کامل بابک جهانبخش

بابک جهانبخش (با نام شناسنامه‌ای علی جهانبخش) متولد ۱ فروردین ۱۳۶۲ برابر با ۲۱ مارس ۱۹۸۳ در بوخوم آلمان…

شروع فعالیت هنری

بابک جهانبخش نوازندگی پیانو را از ۵ سالگی زیر نظر استاد آلمانی در مدرسه موسیقی آزاد شهر بوخوم آلمان آغاز نمود و بعد از تحصیلات پدرش و بازگشت به ایران، علاقه خود را به موسیقی بیشتر دید و به صورت جدی تر موسیقی شرقی را دنبال کرد. اولین کسی که او را به خواننده شدن تشویق کرد مرحوم مجتبی میرزاده آهنگساز قدیمی بود. او دوره‌های آموزشی جدید را طی کرد و در سال ۷۶ و در سن ۱۴ سالگی، مجوز رسمی خود را از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران که در آن زمان با تایید محمدعلی معلم همراه بود دریافت کرد و در همان سال یک کار را برای صدا و سیما ضبط نمود.

آلبوم‌ها

ترانه شناسی بابک جهانبخش

در سال ۸۲ تولید اولین آلبوم او شروع شد و در سال ۸۴ آلبوم “چی شده” را روانه بازار کرد و در همان سال هم به عنواندومین پدیده سال انتخاب شد. او با انتشار آلبوم من و بارون وارد مرحله جدیدی از فعالیت هنری خود شد. ترانه «من و بارون» از این آلبوم به همراهی رضا صادقی خوانده شده‌ است و اوج معروفیت وی به خاطر هم خوانی با رضا صادقی بود. این ترانه در فهرست صد ترانه برتر سال ۲۰۱۲ در رادیو جوان سیزدهم شد.

بابک جهانبخش

زندگینامه بابک جهانبخش

اسم آلبوم ها

چی شده (اواخر آذر ۱۳۸۴)

بی اسم (۲۲ آبان ۱۳۸۷)

احساس (۳۰ خرداد ۱۳۸۹)

زندگی من (۱۷ خرداد ۱۳۹۰)

من و بارون (۲۱ تیر ۱۳۹۱)

اکسیژن (۲۲ مرداد ۱۳۹۲)

مدار بی قراری (۲۳ شهریور ۱۳۹۳)

تک آهنگ‌ها

این آهنگ‌ها از ۸۴ تا کنون وارد بازار موسیقی شده‌ است:

دلتنگی

من و سازم

برف (تیتراژ ویژه برنامه شب یلدا ۱۳۹۲)

تو چشمای منی

بی تو می‌میرم

عاشقم کن (تیتراژ برنامه نیمروز)

دوست دارم (بعدها در آلبوم زندگی من)

چی کار کنم

تمومه (در فیلم دو خواهر)

تیک و تیک (در فیلم دو خواهر)

منو از یاد ببر

سخته

فکرشو کن (بعدها در آلبوم بی اسم)

من که باورم نمیشه

آتیشم بزن

پناهم بده (در فیلم دو خواهر و بعدها در آلبوم احساس)

دریا (در فیلم دو خواهر)

باغ بلور

خاطره

دوباره

همیشه

تازگیا (بعدها در آلبوم بی اسم)

سپیده

ازم دوری نکن (به همراه پوریا حیدری)

پایان (به همراه پوریا حیدری)

دل سرد نشو از عشق (از آلبوم خاص)

کاسه گندم (از آلبوم هشت)

تابلوهای نقاشی (در فیلم دو خواهر)

برخی از تک آهنگ‌ها در یک آلبوم غیر رسمی به نام «باغ بلور» منتشر شده‌ است.

آهنگسازی برای دیگران

بابک جهانبخش مبانی آهنگسازی و تنظیم و دوره‌های تئوریک موسیقی را زیر نظر اساتید بزرگ موسیقی همچون مرتضی دلشاد، مجتبی میرزاده، مسعود میردامادی و… طی کرده و با موفقیت به اتمام رسانده‌ است. برخی از ترانه‌هایی که آهنگسازی و تنظیم آن به عهده او بوده‌ است:

اتفاق از علی مختارپور

اما نشد از کاوه رفیعیان

ازم نپرس از محمد جعفری

قاب کهنه از محمد جعفری

دل سپرده از سها

اجراهای تلویزیونی

اجرای زنده ترانه من و بارون و بخشی از ترانه دوست دارم در ویژه برنامه شب یلدا از شبکه ۳ سیما با مجری گری احسان علیخانی

اجرای ترانه‌های بخشیدمت، کاسهٔ گندم، دریا، منو از یاد ببر، عاشقم کن، افسانه و… به صورت ضبط شده در برنامه رادیو هفت شبکه آموزش سیما

دو بار حضور در برنامهٔ خوشا شیراز و اجرای آهنگهای: عاشقم کن، انگیزه، گذشته، دوست دارم، چی شده و…

حضور در برنامهٔ راه شب و اجرا آهنگهای: عاشقم کن، ایده‌آل، من و بارون، من و بارون (به همراه رضا صادقی)، دوست دارم (اجرای زنده) و…

اجرای آهنگ پناهم بده در ویژه برنامه نوروز ۱۳۹۰ از شبکه ۲ سیما

حضور در ویژه برنامه نوروز ۱۳۹۰ با مجری گری رضا رشیدپور و اجرای ترانه‌های دوست دارم و رفتی و شکستی

اجرای آهنگ دوست دارم در ویژه برنامه تحویل سال ۱۳۹۱ (کافه ترانه) از شبکه ۲ سیما

حضور در برنامه تلویزیونی نیمروز از شبکه ۳ سیما. تیتراژ این برنامه نیز ترانه «عاشقم کن» از کارهای بابک جهانبخش بود.

تیتراژ برنامه برنامه برف می باره در شب یلدا

کنسرت‌ها

بابک جهانبخش با برگزاری کنسرت‌های فراوانی در ایران و خارج از کشور تجربه بسیار خوبی در زمینه اجرای زنده دارد. او همچنین سابقه حضور در جشنواره موسیقی فجر را دارد.

در پنجمین جشنواره موسیقی مقاومت روز ۲۳ مرداد ۱۳۹۲، بابک جهانبخش در کنار ۴ خواننده دیگر به اجرا پرداخت. ترانه «جاده عشق» سروده محسن شیرالی حماسی بوده و برای اولین بار در این جشنواره اجرا شد. همچنین ترانه‌های «من و بارون» و «دریا» که از آثار برتر بابک جهانبخش در این جشنواره اجرا شد…

آهنگ باز

بیوگرافی و زندگینامه سمانه پاکدل + عکس

بیوگرافی و زندگینامه سمانه پاکدل + عکس

سمانه پاکدل / گپی با سمانه پاکدل بدون سانسور

بیوگرافی سمانه پاکدل

سمانه پاکدل از بازیگران زن سینما و تلویزیون متولد ۲۶ مهر ماه ۱۳۶۶ می باشد.

 بیوگرافی سمانه پاکدل

او عضو یک خانواده ۵ نفری می باشد.

بیوگرافی سمانه پاکدل

سمانه پاکدل و مادرش

یک خواهر و یک برادر دارد. خواهر او سی ساله و برادرش بیست و هفت سال دارد.

بیوگرافی سمانه پاکدل

سمانه پاکدل به همراه مادر و خواهرش

 بیوگرافی سمانه پاکدل

خواهرزاده های سمانه پاکدل

او تنها عضو مجرد خانواده شان است و فعلا هم ازدواج نکرده است و مجرد می باشد.

بیوگرافی سمانه پاکدل

 سمانه پاکدل و همسر برادرش

سمانه پاکدل در سال ۸۸ با حضور در مجموعه دلنوازان به کارگردانی حسین سهیلی زاده توانست به خوبی دیده شود.البته او قبل از آن نقش های کوتاهی در برخی مجموعه ها نیز داشته است.

بیوگرافی سمانه پاکدل

به گفته ی خودش نیز او جایگاه فعلی اش را مدیون مسعود رسام( تهیه کننده ) است که وی را به حسین سهیلی زاده برای حضور در سریالش معرفی کرده است.

بیوگرافی سمانه پاکدل

سمانه پاکدل در سریالهای روز حسرت , دلنوازان , دست بالای دست , دیگری و به تازگی در نقش رها (آیه) در سریال معراجی ها به ایفای نقش پرداخته است.

بیوگرافی سمانه پاکدل

آخرین مصاحبه با سمانه پاکدل و دوست صمیمی اش سحر قریشی

بیوگرافی سمانه پاکدل

از دلنوازان تا امروز با دلخوری!

پاکدل: روزی که برای سریال «دلنوازان» رفته بودیم، هم من و هم سحر، قبلا کارهای کوتاهی بازی کرده بودیم. سحر فیلم «لج و لجبازی» را داشت و من هم یک نقش در یکی از کارهای آقای سیروس مقدم داشتم ولی نقطه عطف بازیگری هر دو نفرمان «دلنوازان» بود.

رابطه من و سحر حین ساخت سریال « دلنوازان» شکل گرفت، نه بعد از سریال هر روز با هم درد و دل می کردیم. سرویس هایمان یکی بود و … اگر من و سحر فکر و درکی که امروز داریم را آن زمان داشتیم، شرایط به کلی تغییر می کرد. روزی که ما برای این سریال انتخاب شده بودیم فقط ۲۰ سال مان بود و هیچ درکی از شهرت و بازیگری نداشتیم. با این حال شرایط آن طور که باید پیش می رفت، پیش نرفت و اتفاقی که باید بعد از آن سریال برای مان می افتاد، نیفتاد.

در کل اگر بخواهم جمع بندی کنم من از شرایط امروز اصلا راضی نیستم. این که می گویند در سینما و تلویزیون باندبازی و مافیا وجود ندارد را من قبول ندارم چرا که هستند افرادی که پشت سر هم فیلم بازی می کنند و حمایت می شوند و حتی در نقش هایی ظاهر می شوند که حتی به سن و سال آنها نمی خورد ولی در همین بین بازیگرانی که چه به لحاظ سنی چه به لحاظ حرفه ای، مناسب آن نقش ها هستند، چون حمایتی برای آنها وجود ندارد، بیکار می مانند. در کل از ما هیچ حمایتی صورت نگرفت و حتی ما را از بازی در نقش های مشابه «دلنوازان» منع می کردند و می گفتند به تکرار نیفتید! بعد از آن هم که دیگر حمایتی در کار نبود.

بیوگرافی سمانه پاکدل

قریشی: چند وقت پیش مصاحبه ای انجام داده بودم که فیدبک های مثبت و منفی زیادی دریافت کردم. من در آن مصاحبه گفتم چرا باب شده که امروزه همه در حال تماشای سریال های ترکیه ای هستند. آنقدری که بالی خان را می شناسند، ستاره های وطنی را نمی شناسند! آقای سهیلی زاده که آن زمان به ستاره سازی معروف بود دیگر نمی تواند این کار را بکند! آنقدر که بازیگران سریال های ترکیه ای بین مردم شناخته شده اند، بازیگران خودمان طرفدار ندارند و آن هم دو علت دارد؛ اول اینکه فیلمنامه های ما مدام تکرار و تکرار است و مسئله دوم و مهمترین مسئله، ممیزی های بیش از حدی است که روز به روز بیشتر می شوند.

امروز عصر اینترنت و ارتباطات است و جوان دهه ۷۰ و نوجوان ۸۰ با دهه ۶۰ تفکرات کاملا متفاوتی دارند. من در این جامعه زندگی می کنم و بازیگر همین کشور هستم ولی چرا باید آنقدر به من فشار بیکاری و بی پولی بیاید؟ مگر من از همین تلویزیون مطرح نشده ام؟ پس چرا باید این همه سال در سریال ها بازی نکنم بدون این که حتی دلیلش را هم بدانم!

من تا عمر دارم خودم را مدیون تلویزیون می دانم چون مرا با نقش «یلدا» در سریال «دلنوازان» می شناسند. هر چند که امروز دیگر کاری در تلویزیون برای من نیست! ما برای حضورمان در این عرصه زحمت کشیدیم. یادم می آید که به من تلفن شد که فلان جا تست بازیگری می گیرند، من هم رفتم و قبول شدم، بدون هیچ پیش زمینه ای… آموخته هایم را در این سال ها کسب کردم. ما از سینما و تلویزیون پول در می آوریم و بیرون خرج می کنیم نه مثل دوستان دیگر که پولی که بیرون از سینما به دست آورده اند را در سینما خرج می کنند تا نقشی داشته باشند. اگر قرار است محدودیتی وجود داشته باشد از هر نظر، این محدودیت باید برای همه وجود داشته باشد.

در کل باید بگویم که بچه های «دلنوازان» حق شان را نگرفتند. اگر دقت کنید بچه های این سریال نسبت به بازیگران تازه کار سریال های دیگر خیلی پیشرفت داشتند ولی چرا نباید دیگر در تلویزیون کار داشته باشیم؟ چرا من نباید در یک سریال نود شبی بازی داشته باشم؟ بارها و بارها از طرف خود سازمان به خاطر بازی در سریال «دلنوازان» از من تقدیر شد، نه تنها من، از همه بچه های سریال ولی سرنوشت ما در تلویزیون چه شد؟!

 بیوگرافی سمانه پاکدل

وقتی محدودیت ها یکسان نیست!

قریشی: متاسفانه باید این را اعتراف کنیم که محدودیت های در این وادی اصلا یکسان نیست و برای هر کسی یکجور اعمال می شود! من این را قبول دارم که باید به تمام قوانین کشورم و صدا و سیما و سینما احترام بگذارم و هرگز هم از این قوانین تخطی نکردم. آنقدر برای مان محدودیت ایجاد شده است که از ترس این که مبادا کسی از ما عکسی بگیرد، حتی در میهمانی های خانوادگی هم شرکت نمی کنیم ولی با این حال سازمان یا ارشاد هیچ حمایتی از ما ندارند اما در عین حال می بینم کسانی را که هر کاری می خواهند می کنند، عکس های آنها دائم در اینترنت پخش می شود ولی کسی محدودیتی برای آنها ایجاد نمی کند و مدام در حال کار کردن هستند!

برای من اتفاق افتاده که چند ماه بیکار بودم و هیچ کس در طول این مدت بیکاری سراغی از من نمی گرفت ولی به محض اینکه یک حاشیه ایجاد می شود، همه برای تذکر و محدود کردن حمله ور می شوند!

بیوگرافی سمانه پاکدل

پاکدل: دقیقا همینطور است. زمانی که ما با «دلنوازان» شروع کردیم اصلا تجربه نداشتیم و نمی دانستیم مثلا برای مصاحبه با یک مجله چطور باید عکس بگیریم و چه بکنیم! در همان سریعا برای یک عکس به ما تذکر دادند و ما را احضار کردند و حالا هم این موضوع ادامه دارد و برای یک عکس در اینستاگرام سریعا به ما زنگ می زنند که عکس را بردارید و ما برای جوابگویی احضار می شویم! پس چرا وقتی که بیکار هستیم کسی به ما زنگ نمی زند؟ حرف من این است که چرا تلویزیونی که مثل خانه ما می ماند. ما را بلاتکلیف نگه داشته است؟ اگر ما را نمی خواهد یا الان دیگر ما را قبول ندارد بگوید تا ما برای زندگی مان برنامه ریزی داشته باشیم.

بیوگرافی سمانه پاکدل

 آقای قریشی و سمانه عروس!

پاکدل: اگر بخواهم سحر را تعریف کنم باید بگویم که او خیلی مهربان است ولی مهربانی هایش مادرانه است. مثلا گاهی پیش آمده که با او درد و دل می کنم و جاهایی پیش آمده که منتظرم الان سحر هم با من همدردی کند ولی در نهایت مثل یک مامان، من را توبیخ می کند و می گوید که کجای کارم اشتباه بوده است.

به نظرم مادر خیلی خوبی می شود. از نظر من، همه آدم ها خرده شیشه دارند، فقط مقدارش متفاوت است. خود من هم خرده شیشه دارم ولی خرده شیشه سحر آنقدر کم است که اصلا دیده نمی شود. خیلی مدیر خوبی است و مدیر بودن را دوست دارد. از آنجا که مستقل و روی پای خودمان بزرگ شده ایم، وجهه مرد بودن را در خودمان داریم ولی گاهی وجهه مردن بودن سحر خیلی به چشم می آید و گاهی او را «آقای قریشی» صدا می زنم!

سحر در عین این که خودش فکر می کند، نیم نگاهی هم به بقیه دارد. وقتی بتواند برای کسی کاری انجام بدهد، حتما انجام می دهد و هیچ بهانه ای نمی آورد. او حس ششم قوی دارد.

 بیوگرافی سمانه پاکدل

قریشی: اگر بخواهم سمانه را تعریف کنم، خیلی حرف ها دارم که دوست دارم بگویم… خالصانه ترین حرفی که می خواهم بگویم این است که اگر پدر یک خانواده بودم که پسری داشتم، حتما سمانه را به زور برای پسرم می گرفتم چون که سمانه به شدت زن خانه است، بارها پیش آمده که من خیلی ناراحت بودم و شده که ساعت ۴ صبح به سمانه زنگ زدم. سمانه زود آمده دنبال من و رفتیم امامزاده صالح (ع) در میدان تجریش و آنجا تا توانستیم با هم درد دل و گریه کردیم و برگشتیم خانه.

من و سمانه هم خون نیسیتم ولی همدل هستیم. سمانه تنها همکاری است که توانستم در این مدت فعالیت، به او آنقدر اطمینان کنم که رازهای نگفته زندگی ام را به او بگویم و مطمئن هستم که این راز را فقط من و سمانه می دانیم. رازی که به سمانه می گویم مطمئن هستم حتی اگر با هم قطع رابطه هم بکنیم، از زبان دیگری نمی شنوم.

همیشه سعی کردم آدم خوشدلی باشم و آدم های خوشدل هم دور خودم جمع کنم و سمانه یکی از بهترین خوشدل هاست. به خاطر ضرباتی که در زندگی خوردم تصمیم گرفتم که زیاد مسائل را جدی نگیرم و آدم ها را به شکل فانتزی ببینم و سمانه از دید فانتزی من یک عروس زیبا است. خیلی سمانه را سفید می بینم، حتی خاکستر هم نه، فقط سفید. گاهی احساس می کنم که مثل یک برادر بزرگتر برای او می شوم. به نوعی روی سمانه غیرت خاصی دارم. (با خنده)

بیوگرافی سمانه پاکدل

سمانه پاکدل و رزیتا غفاری

وقتی ما مدرسه می رفتیم!

پاکدل: من به شدت درسخوان بودم و انضباطم بسیار خوب بود. همیشه معلم ها از من راضی بودند. فقط موردی وجود داشت و آن هم این بود که من همیشه تاخیر داشتم، یعنی روزی نمی شد که من زودتر از زنگ مدرسه رسیده باشم و همیشه دیر می رسیدم.

البته آنقدر از لحاظ رفتاری و اخلاقی و درسی خوب بودم که این موضوع را پوشش می داد. مدام در فعالیت های مدرسه شرکت می کردم، گروه سرود، تئاتر و … ولی بعضی مواقع پیش آمده بود که این فعالیت ها به دادم نرسید و یکی دو نمره از انضباطم کم شده بود.

در کل بچه خوبی بودم و یادم می آید زمان مدرسه، مادرم به غیر از روزهای کارنامه، دیگر به مدرسه نمی آمد، یعنی هیچ وقت مادرم را به مدرسه نخواسته بودند!

بیوگرافی سمانه پاکدل

قریشی: یکی از درس نخوان ترین بچه های مدرسه من بودم. همیشه میز آخر کلاس می نشستم و مرا به زور به میز اول می آوردند. نمره انضباط بالای ۱۰ نداشتم! خانم راهپیما، ناظم دوران راهنمایی من بودند و یادم می آید که ایشان یک سال نمره انضباط به من ۹ دادند و من آن سال از انضباط هم تجدید شدم!

یادم می آید آن زمان همیشه معلم ها را به اسم کوچک شان صدا می کردم و مدام به خاطر این موضوع تذکر می گرفتم. همیشه وقتی سر کلاس درس بودیم، اگر کسی در کلاس را می زد، به بچه ها می گفتم: «قریشی بیاد دفتر» و وقتی طرف می آمد داخل می گفت «قریشی دارید؟ دفتر خواستنش».

همیشه کتاب های برنامه روز شنبه در کیفم بود چون واقعا عاشق معلم های روانشناسی و عربی بودم. البته این را هم بگویم واقعا عاشق مدرسه بودم ولی از طرفی آنقدر بین معلم ها شناخته شده بودم که بنده های خدا دیگر با من کاری نداشتند.

در دوران راهنمایی و دبیرستان دعوای بین دخترها در مدرسه خیلی زیاد است و من هم به نوعی رابین هود مدرسه بودم. مثلا یک سال پایینی می آمد و می گفت: «قریشی… فلانی ساندویچ منو به زور گرفت.» یا «قریشی… فلانی منو کتک زد.» و من هم رابین هود می شدم و می رفتم.

جایی که من درس خواندم حالت یاکوزایی داشت و مثل سمانه جای باکلاس درس نخواندم! (می خندد)

هر چند معلم های مدرسه هم مرا دوست داشتند و من همیشه برای شان شیرین زبانی می کردم ولی همیشه به من می گفتند «قریشی لااقل دوتا سوال را جواب بده که بتوانیم نمره ۱۰ را بدهیم و قبول شوی…» خلاصه دوران جالبی بود.

بیوگرافی سمانه پاکدل

قدر هنرمندان را بدانیم…

قریشی: متاسفانه زمانه ای شده است که تا وقتی هنرمند زنده است قدر او را نمی دانیم ولی به محض اینکه از دنیا می رود، هر روز هزاران هزار نفر صفحه هایش را فالو و لایک می کنند و تا مدت ها سرتیتر خبرهاست. در کشورهای دیگر بازیگران و هنرمندان ارج و قرب دیگری دارند و مدام از سوی مردم حمایت می شوند ولی در کشور ما خیلی از مردم فقط دنبال این هستند که سوژه یا حاشیه ای از یک هنرمند به دست بیاورند تا خبر دست اول برای صفحه های مجازی شان داشته باشند و هیچ حمایتی وجود ندارد. من از هیچ کدام از این آدم ها که به راحتی پشت سر من شایعه درست می کنند، نمی گذرم.

بیوگرافی سمانه پاکدل

پاکدل: کسی نیست بیاید بگوید که خرج زندگی ام را باید چگونه تامین کنم؟ واقعا آدم ولخرجی نیستم، نه سفر خارج از کشور دارم و نه سفر آنچنانی داخل کشور و نه خیلی خرج های دیگر. زمانی هست که شما در خانه نشستید و پدر و مادرتان خرج شما را می دهند یا شوهرتان خرج شما را می دهد یا آقایی هست که می گوید اگر بیکار شوم، همسرم شاغل است، خرج مان را تامین می کند و برعکس. ولی من بالشخصه واقعا روی این را ندارم که دوباره به خانواده ام رجوع کنم و بگویم هوای من را داشته باشید.

من ۸ سال در این عرصه مشغول کار هستم، ضمن این که آن اوایل خانواده ام آنچنان تمایل به حضور من در این عرصه را نداشتند. می توانستم درسم را ادامه بدهم و دکتر شوم که دفتر و دستکی راه بیندازم. چرا هنرمندان حتی نباید یک بیمه ساده داشته باشند تا یک روز به دردشان بخورد؟! هیچ حمایتی از هنرمندان انجام نمی شود.

بیوگرافی سمانه پاکدل

دوستی های دور از رقابت…

قریشی: در دوستی واقعی رقابت وجود ندارد، یعنی این که من، سمانه را رقیب خودم نمی دانم و سمانه هم مرا رقیب خودش نمی داند. دوستی به طول یک رابطه نیست، دوستی به عمیق یک رابطه است.

من فکر می کنم آدم ها زمانی که با هم احساس رقابت کنند، دیگر با هم دوست نیستند. این که خیلی از همکاران ما با هم دوست نیستند یا رفت و آمد نمی کنند، از ترس شان است. مثلا همکاری به منزلش می رود ولی با آن چیزی که در ذهنش از زندگی همکارش تصور کرده بود، روبرو نمی شود و این باعث تغییر در نظرش می شود. خیلی از بازیگران برای این که تلاش بسیاری کردند که بیرون شان جلوه آنچنانی داشته باشد، می ترسند که کسی با زندگی درونی شان روبرو شود و نظرشان عوض شود.

کسانی که با من دوست هستند وقتی خانه من می آیند از من توقع یک پذیرایی آنچنانی در یک زندگی آنچنانی را ندارند چون من را می شناسند. من هم مانند باقی مردم زندگی می کنم، من هم شده که دوستانم به منزلم آمده اند ولی وسایل پذیرایی نداشتم و فقط املت خوردیم.

من و دوستانم به منزلم آمده اند، ولی وسایل پذیرایی نداشتم و فقط املت خوردیم. من و دوستانم، با هم رفیق هستیم، نه رقیب.

بیوگرافی سمانه پاکدل

پاکدل: البته هستند دوستانی که با هم رقیب هستند ولی رفیق هم هستند که این را در هنرمندان کشورهای دیگر به وفور می شود یافت ولی در ایران خیلی کم این اتفاق می افتد، ضمن این که متاسفانه عزیزانی را هم دیده ام که خیلی راحت پشت سر هم صحبت می کنند.

من و سحر با هم دوست هستیم و شاید شب قبل شام با هم بیرون رفته باشیم ولی اگر فردایش کسی از من، حال سحر را بپرسد اصلا بروز نمی دهم که دیشب با هم بیرون بودیم.

یکی از دوستان سینمایی عزیز از دوستی من و سحر مطلع نبود و تا می توانست پشت سحر صحبت کرد و بعد متوجه شدم که همین کار را پشت سر من هم انجام می دهد. منظورم فقط من و سحر نیستیم. بازیگرها خیلی دوست و رفیق ندارند. من شخصا به عنوان یک بازیگر، تنها یک دوست صمیمی خارج از این عرصه دارم چون نیاز به درک متقابل وجود دارد.

بیوگرافی سمانه پاکدل

قریشی: من این را هم اضافه کنم که اگر دوستی از بیرون از عرصه هنر داشته باشیم چون او در این عرصه نیست و شرایط این عرصه را درک نکرده است، ماجرای همان ماشین ۲۰۶ سمانه پاکدل پیش می آید و این شرایط زمانی بدتر می شود که این دوست شرایط مالی خیلی بهتری هم داشته باشد. یک بار توسط یکی از همکاران، یک سوءتفاهم بین من و سمانه ایجاد شده بود که سریعا حل شد ولی بعد از آن اتفاق، یک قانون گذاشتیم؛ این که هر جایی، هر لحظه و هر مکانی سوءتفاهمی پیش آمد، سریع به هم زنگ بزنیم و از هم بپرسیم و به حرف دیگران بسنده نکنیم. دوستی من و سمانه چند وقت دیگر دو رقمی می شود و این صمیمیت بین ما آنقدر زیاد شده که گاهی با نگاه کردن به یکدیگر، با هم صحبت می کنیم. آرامش سمانه روی من خیلی تاثیر می گذارد.

بیوگرافی سمانه پاکدل