مرد پارسی دروغ نگوید حتی بهنگام مرگ در جنگ (کوروش کبیر)
خوش آمدید - امروز : دوشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۸

بیوگرافی اشخاص خاص

دریا دادور کیست + بیوگرافی دریا دادور

دریا دادور کیست + بیوگرافی دریا دادور

Adobe Photoshop PDF

دریا دادور کیست

Biography

دریا دادور
6565989800
اطلاعات پس‌زمینه
تولد ۱۳۵۰
مشهد
ملیت پرچم ایران ایرانی
سبک‌ها اپرا و سولو سوپرانو

 

 

66656500

بیوگرافی کامل دریا دادور کیست

دریا دادور (زادهٔ ۱۳۵۰ در مشهد) خوانندهٔ اپرا و سولو سوپرانوی ایرانی در رنج لیریکو لِجِرو[و ۱] است که در فرانسه سکونت دارد.[۱] او در مشهد و در خانواده‌ای با اصالت گیلانی بدنیا آمده است. از کودکی به آوازخوانی علاقه‌مند بود و مادرش — که خود هنرمندی بود — نقش بسزایی در گرایش دادور به سمت هنر داشت. دادور در سال ۱۹۹۱ به فرانسه رفت و تحصیلات خود را در آنجا ادامه داد و در سال ۲۰۰۰ میلادی، دیپلم حرفه‌ای خود در رشتهٔ آواز باروک را اخذ کرد. دادور ترانه‌های محلی و سنتی ایران را با سبک‌های غربی تلفیق کرده و سبک مخصوص به خود را ایجاد کرده است. تاکنون از او دو آلبوم منتشر شده است که هر دو به صورت زنده ضبط شده‌اند. دادور در سال ۲۰۰۲، در اپرای رستم و سهراب که به رهبری لوریس چکنواریان از ارکستر سمفونیک ارمنستان در تهران برگزار شد، در نقش تهمینه به ایفای نقش پرداخت.

 

555499800

زندگی

دریا دادور دختر «نسرین ارمگان» از یک خانوادهٔ گیلانی در سال ۱۳۵۰ خورشیدی در مشهد به دنیا آمد. تا سن پنج سالگی نزد پدربزرگ و مادربزرگ خود که اصالتاً گیلانی بودند، زندگی کرد.[۱] سپس خانوادهٔ او به تهران نقل مکان کردند و او در آنجا بزرگ شد.[۱] او خودش را هم گیلکی و هم مشهدی می‌داند.[۲] از کودکی به آوازخوانی علاقه‌مند بود. مادر او که هم خواننده بود و هم ترانه‌سرا و کارگردان تئاتر عروسکی بود، در گرایش دادور به سمت هنر تأثیر زیادی داشت.[۳] در کودکی در کنسرت‌های مدرسه شرکت می‌کرد. دادور در مصاحبه‌ای، از خانم «سیمین قدیری» نام می‌برد[۴] که معلم موسیقی او در مدرسه بود: «معلم آوازمون خانم سیمین قدیری بود که یک روز آمد و با ناراحتی گفت که متاسفانه درس موسیقی قدغن شده و من دارم شما را ترک می کنم. و حتی من یادم هست که منو بغل کرد و گفت قول بده به من که تو خواننده ی خوبی میشی».[۲] مدتی پس از انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷، کلیه کلاس‌های موسیقی در تمام مدارس برچیده شدند و دادور مجبور شد موسیقی را در خانه و نزد مادرش ادامه دهد. او می‌گوید «سعی می‌کردم در هر هفته یک آهنگ بیاموزم، فارسی یا انگلیسی».[۴]

دادور از سال ۱۹۹۱ میلادی (۱۳۷۰ خورشیدی) به فرانسه رفت تا نزد پدرش زبان فرانسوی بیاموزد. او متاهل و دارای دو فرزند دختر به نام‌های درتا و دلینا است.[۱][۵] در سال ۲۰۰۵ پس از برگذاری یک کنسرت در ونکوور کانادا، دچار سانحهٔ رانندگی شد که در مصاحبه‌ای از آن به عنوان یکی از تلخ‌ترین خاطراتش یاد می‌کند.[۴] نام او در فهرست «۱۰۰۰ نام درخشان خاورمیانه و دنیای عرب» آمده است.[۶]

تحصیلات

تحصیلات آکادمیک او در فرانسه آغاز شد. در سن ۱۸ سالگی، یادگیری موسیقی اپرا را از طریق یک معلم پرتغالی به نام «ماریا سارتووا»[و ۲] در تولون آغاز کرد. سپس در شهر تولوز تحصیلات تخصصی خود را ادامه داد. دومین معلم او جاسمین مرتورل[و ۳] بود و از آنه فوندویل[و ۴] هم به عنوان «آخرین معلم اصلی‌اش» نام می‌برد.[۴] به گفتهٔ خود دادور، در ابتدای تحصیلاتش، به کارهای مختلفی از جمله فروش برای یک شرکت فرانسوی وسایل رنگی و هنری پرداخت. در اواخر دوران تحصیل خود، شروع به تدریس و تعلیم آواز کرد. این فعالیت‌ها باعث شد دادور سرمایهٔ خوبی برای آغاز کار حرفه‌ای خود جمع کند.[۱] دادور تحصیلات خود در زمینهٔ موسیقی را در سال ۲۰۰۰ میلادی در شهر تولوز فرانسه به پایان رسانید.[۷] او صاحب یک مدرک فوق لیسانس در رشتهٔ هنرهای تجسمی است که آن را در سال ۱۹۹۷ دریافت کرده است.[۴] به گفتهٔ خود او، تحصیل در این رشته به ایجاد خلاقیت در کارهای هنری‌اش کمک کرده است.[۸] دادور با استادان موسیقی از سرتاسر دنیا از جمله آنا ماریا باندی[و ۵]، گابریل باکیه[و ۶]، چارلز برت[و ۷]، روبر دومه[و ۸]، جیل فلدمن[و ۹] همکاری داشته است.[۴]

سبک هنری

دریا دادور ترانه‌ها و سبک‌های ایرانی را با اپرا و شیوه‌های غربی تلفیق کرده و سبک مخصوص به خود را بوجود آورده‌است.[۹] نخستین آشنایی او با سبک اپرا وقتی اتفاق افتاد که در سن ۱۴ سالگی به پاکستان رفته بود.[۲] سپس وقتی که در مدرسه‌ای در شهر تولون فرانسه مشغول یادگیری زبان فرانسه بود، به کمک مسئولین مدرسه که در مراسم‌های آوازخوانی بین دانشجویان، صدای دادور را شنیده و از آن خوششان آمده بود، به دادور پیشنهاد کردند که وارد کنسرواتوار شود.[۱۰] او در مصاحبه‌ای، سبک آواز خود را لیریکو لجرو برشمرده است.[۱] همچنین او در مصاحبه‌ای عنوان کرده که ترجیح می‌دهد «یک خوانندهٔ اپرا» نامیده نشود و تنها به ذکر کلمهٔ خواننده اکتفا می‌کند، چرا که بر طبق گفتهٔ خودش، آثار او تلفیقی از سبک‌های مختلف است.[۸] او به آوازها و ترانه‌های محلی ایرانی و همینطور بازخوانی کردن آثار قدیمی هنرمندان زن ایرانی علاقه‌مند است. دادور کار آهنگ‌سازی و تنظیم ترانه‌هایش را خود بر عهده می‌گیرد و حتی در بازخوانی آثار دیگر هنرمندان هم آنها را بازچینی کرده و با سبک هنری خود سازگار می‌کند. او در مصاحبه‌ای اظهار داشته که تحت تأثیر موسیقی قمرالملوک وزیری، الهه، دلکش و شوشا قرار دارد.[۳] دادور در رشتهٔ آواز باروک هم تحصیل کرده و مدتی را صرف فعالیت در زمینهٔ آهنگ‌های به‌سبک قرون وسطایی گذرانده است. او که سبک موسیقی باروک را با موسیقی ایرانی تلفیق کرده، در این باره گفته است که «در ابتدا اساتید موسیقی باروک استقبال چندانی از این نوآوری نداشتند و در اوایل دهه ۹۰ میلادی، نظر مثبتی در مورد این ترکیب و ادغام وجود نداشت ولی پس از مدتی شرایط تغییر کرد و با توجه به افزایش مبادلات فرهنگی میان سبک‌ها و و روشهای مختلف، امروزه این پدیده جا افتاده و مقبولیت و محبوبیت خاص خودش را پیدا کرده است».[۱۱]

دریا دادور به زبان‌های فارسی، فرانسوی و انگلیسی صحبت می‌کند[۳] و آهنگ‌های محلی را با بسیاری از زبان‌ها و لهجه‌های مرسوم در ایران همچون کردی و گیلانی می‌خواند.[۸]

دادور از دو فیلم موزیکال اشک‌ها و لبخندها و بانوی زیبای من به عنوان فیلم‌هایی یاد می‌کند که تأثیر فراوانی بر او گذاشته‌اند. به گفتهٔ او، در سال ۱۲ سالگی می‌توانسته تمامی ترانه‌های آن فیلم‌ها را به زبان انگلیسی و همینطور فارسی بخواند.[۴][۲]

دادور تمایل به خواندن آوازهای مدرن دارد، اما اظهار داشته که از آوازهای سنتی هم الهام می‌گیرد.[۳]

دادور در اشعار ترانه‌های خود، هم از شعرهای شعرای معاصر نظیر فریدون مشیری، اخوان ثالث، ایرج میرزا و هم از شعرای کلاسیک نظیر حافظ استفاده می‌کند.[۱۲]

او در آثار خود عمدتاً از ساز پیانو بهره می‌گیرد و دلیل انتخاب این ساز را اینطور عنوان می‌کند که «این ساز باعث خستگی مردم نمی‌شود و گاهی اوقات می‌تواند جایگزینی برای یک ارکستر کامل باشد، گاهی اوقات نقش فقط-ضربی داشته باشد و گاهی اوقات هم نقش هارمونیک یا ملودیک که هر ساز دیگری این ویژگی را ندارد». از دیگر سازهایی که او در آثار خود استفاده کرده، عبارتند از ویولون، فلوت، چنگ، دهل و دودوک

 

8787878700

فعالیت‌ها

به گفتهٔ خود دادور، نخستین کنسرت حرفه‌ای‌اش را در سال ۱۹۹۹ و در تئاتر سلطنتی کومپینی برگذار کرد که به عنوان یک تک‌خواننده در اپرایی به نام La legend de Joseph en Egypte de Méhul به اجرا پرداخت. در همان سال هم نخستین کنسرتش با آوازهای محلی ایرانی را در اوینیون فرانسه برگذار کرد.[۴] در سال ۱۹۹۹ از کنسرواتوار ملی تولوز فرانسه، موفق به دریافت مدال طلا در رشته آواز لیریک می‌شود و سپس در سال ۲۰۰۰ دیپلم حرفه‌ای خود را در رشتهٔ آواز باروک اخذ می‌نماید.[۳]

در سال ۲۰۰۲ دریا دادور در اپرای رستم و سهراب که به رهبری لوریس چکنواریان از ارکستر سمفونیک ارمنستان در تهران برگزار شد، در نقش تهمینه به ایفای نقش پرداخت. او خودش این اتفاق را «باور نکردنی» توصیف می‌کند و در این باره اظهار داشته که «من تا لحظه‌ای که رفتم روی صحنه، نمی‌دانستم که واقعاً این اجازه را به من داده‌اند. نمی‌دانستم الکی است یا واقعاً دارد این اتفاق می‌افتد؟» و همچنین در ادامه اظهار داشته است که «برای من خیلی هیجان‌انگیز بود؛ چون دیگر آرزویی بالاتر از این نیست که شما جلوی هموطنان خودتان، در کشور خودتان آواز بخوانید». سپس در چارچوب جشنوارهٔ موسیقی ملل در تالار رودکی، باز هم به رهبری لوریس چکناواریان، به آوازخوانی پرداخت.[۳] او در مصاحبه‌ای، خاطرهٔ اجرای کنسرت در ایران را به عنوان «یکی از به یاد ماندنی‌ترین لحظات در دوران فعالیتش» یاد می‌کند.[۴] دلیل انتخاب دریا دادور برای این نقش اینطور ذکر شده که دادور، «صدایی دگرگون» دارد. با این حال، با اینکه بلیط‌هایی چند شب این مراسم به فروش رفته بود، در پاسخ به اعتراض‌های برخی از اعضای گروه شبه‌نظامی بسیج، مراسم فقط در شب اول برگذار شد و پس از آن لغو شد.[۱۴][۱۵] دادور که به گفتهٔ خودش، با اجازهٔ رسمی از مرکز موسیقی ایران، به اجرای برنامه پرداخته بود، اظهار داشت که دلیل جلوگیری از آوازخوانی او، «جوان بودن» او بوده است: «شاید اگر من آن زمان ۷۰ سال سن داشتم، ایرادی به من وارد نمی‌کردند، اما به دلیل جوان بودن من برنامه لغو شد.» او همچنین ضمن «سیاسی» خواندن علت جلوگیری از تک‌خوانی زنان در ایران، اظهار داشت که «اگر ساز من را در ایران نمی‌شکستند، من هرگز به سراغ موسیقی نمی‌رفتم و به احتمال زیاد به دلیل علاقه‌ام به پزشکی، پزشک می‌شدم… اما همین محدود سازی عزم من را برای موفقیت بیشتر جزم کرد و باعث شد که وقتی به فرانسه و دنیای آزاد مهاجرت کنم، موسیقی را به صورت حرفه‌ای پیگیری کنم».[۱۵]

او با برخی دیگر از هنرمندان نظیر همای و همینطور گروه موسیقی «صدای صلح» هم برنامه اجرا کرده است.[۱۶][۱۷] دادور در سال‌های اخیر به علت مشغله‌های شخصی کمتر فعال بوده است.[۵]

آلبوم‌شناسی

دریا دادور تا کنون دو آلبوم منتشر کرده است. آلبوم اول که به صورت زنده در کنسرتی در برلین در سال ۲۰۰۴ ضبط شده است، تلفیقی از موسیقی سنتی ایرانی با پیانو و ویولون است. آلبوم دوم هم که سبک فعلی او را تشکیل می‌دهد، تلفیقی از موسیقی سنتی ایرانی با سبک‌های جاز و بلوز است. این آلبوم در سال ۲۰۰۸ در کنسرتی در تورنتو ضبط شده است.

 

545454545400

اجرای زنده در برلین (۲۰۰۴)

شماره عنوان مدت
۱٫ «یک گل سایه چمن» ۶:۳۹
۲٫ «شبم تاریک» ۵:۲۳
۳٫ «ماه پیشانو» ۴:۲۳
۴٫ «بهار دلکش» ۳:۴۶
۵٫ «دردیمند» ۶:۰۶
۶٫ «هم‌نوازی پیانو و ویولون» ۵:۱۷
۷٫ «جینگه جان» ۲:۴۷
۸٫ «میخوام برم کوه» ۵:۵۵
۹٫ «دوتا چشم سیاه داری»

 

بیوگرافی کامل حمید رضا سیاسی + عکس

بیوگرافی کامل حمید رضا سیاسی + عکس

حمید رضا سیاسی,بیوگرافی,biography

حمید رضا سیاسی

Biography

بیوگرافی کامل حمید رضا سیاسی

حمیدرضا سیاسی کارخانه دار و تاجر است و در حال حاضر رئیس هیت مدیره باشگاه پیروزی می باشد

و سایت بیوگرافی در حال حاضر به دنبال جمع آوری بیوگرافی ایشان می باشد و هنوز گروه بیوگرافی و نه هواداران پرسپولیس هیچ اطلاعاتی از تحصیلات و سابقه کا ری ایشان ندارند

حمید رضا سیاسی,بیوگرافی,biographyبیوگرافی ,حمید رضا سیاسی, عکس

حمید رضا سیاسی,بیوگرافی,biography

حمید رضا سیاسی

حمید رضا سیاسی,بیوگرافی,biography

حمید رضا سیاسی

مینا خسروانی + بیوگرافی و عکس

مینا خسروانی + بیوگرافی و عکس

مینا خسروانی, biography,Mina Khosravani

مینا خسروانی

Biography

بیوگرافی مینا خسروانی 

مینا خسروانی معروف مینا Kavani  بازیگر ایرانی است.او متولد تهران است

 

فرصت های شغلی

در سال ۲۰۰۴، او حرفه خود را به عنوان بازیگر تئاتر آغاز و تا به روی صحنه در ایران و فرانسه ظاهر شد. [۲] او همچنین در Televison تئاتر “پرواز نوار فراز تیر چراغ برق، الکترونیک” بازی (پرواز بالا بیش از نور خیابان) از TV4 سازمان صدا و سیما.

 

مینا خسروانی, biography,Mina Khosravani

فیلم شناسی

 

Year Movie Role Note
۲۰۰۴ Asansor (The Elevator) Directed by Emad Shadzi[2]
۲۰۱۰ Agha Yousef (Mr. Yousef) Directed by Ali Raffie[2]
۲۰۱۲ Argo Sahar (Voice) Directed by Ben Affleck[2]
۲۰۱۴ Red Rose Sara Directed by Sepideh Farsi[2]

مینا خسروانی, biography,Mina Khosravani

مینا خسروانی

مینا خسروانی, biography,Mina Khosravani

مینا خسروانی

مینا خسروانی, biography,Mina Khosravani

مینا خسروانی

مینا خسروانی, biography,Mina Khosravani

مینا خسروانی

مینا خسروانی, biography,Mina Khosravani

مینا خسروانی

ژیلا مهرجویی +بیوگرافی و عکس

ژیلا مهرجویی +بیوگرافی و عکس

ژیلا مهرجویی,biography,بیوگرافی ژیلا مهرجویی

ژیلا مهرجویی

Biography

ژیلا مهرجویی

ژیلا مهرجویی,biography,بیوگرافی ژیلا مهرجویی

زادروز ۱۱ مهر ۱۳۲۴
۳ اکتبر ۱۹۴۵

تهران، ایران
درگذشت ۸ آذر ۱۳۹۲

۲۹ نوامبر ۲۰۱۳ (۶۸ سال)
تهران، ایران

آرامگاه طالقان
ملیت ژیلا مهرجویی,biography,بیوگرافی ژیلا مهرجویی ایران
از دانشگاه مدرسه عالی تلویزیون و سینما
دانشگاه اوت اتور پاریس
پیشه طراح صحنه و لباس
خویشاوندان داریوش مهرجویی (برادر)
جایزه‌ها سیمرغ بلورین

ژیلا مهرجویی,biography,بیوگرافی ژیلا مهرجویی

بیوگرافی کامل ژیلا مهرجویی

ژیلا مهرجویی، (زاده ۱۱ مهر ۱۳۲۴ در تهران – درگذشته ۸ آذر ۱۳۹۲ در تهران) طراح صحنه و لباس ایرانی بود. وی خواهر داریوش مهرجویی است.

 

زندگینامه

ژیلا مهرجویی در روز یازدهم مهر ماه سال ۱۳۲۴ در شهر تهران متولد شد. او فارغ التحصیل رشته کارگردانی از مدرسه عالی تلویزیون و سینما در سال ۱۳۵۱ بود و در رشته جامعه‌شناسی سینما از دانشگاه اوت اتور پاریس فوق لیسانس گرفته بود.

پس از آن در سمت های مختلف هنری از قبیل: دستیار کارگردان و برنامه ریز، منشی صحنه و مونتور حضور یافت و موفق به ساخت فیلم های مستند (۱۵ فیلم)، کوتاه داستانی و تبلیغاتی شد. او همچنین در یک مجموعه تلویزیونی و چندین فیلم سینمایی به عنوان طراح صحنه و لباس به ایفای نقش پرداخت و توانست دو بار در کشور فرانسه نمایشگاهی را در زمینه نمایش لباس های سنتی ایرانی برگزار کند. مهرجویی در سال ۱۳۸۱ فیلم «چناران» را ساخت و آن را به عنوان تز دانشگاهی خود تهیه نمود.
ژیلا مهرجویی در طول سالهای فعالیتش با کارگردان هایی چون داریوش مهرجویی (برادرش)، بهمن فرمان آرا، عباس کیارستمی و رخشان بنی اعتماد همکاری کرد. “اجاره نشین ها”، “هامون”، “بانو”، “سارا”، “لیلا”، “بوی کافور، عطر یاس” و “ننه گیلانه” از جمله فیلم هایی است که او طراحی صحنه و لباس آنها را برعهده داشت.
ژیلا مهرجویی در هجدهمین دوره جشنواره فیلم فجر برای “بوی کافور عطر یاس” و در بیستمین جشنواره فجر برای فیلم “خانه ای روی آب”، سیمرغ بلورین بهترین طراحی صحنه و لباس را گرفت. او همچنین در بیست و ششمین دوره جشنواره فجر برای فیلم “آتش سبز” سیمرغ بلورین بهترین طراحی صحنه و لباس را به صورت مشترک با شعله نواب تهرانی دریافت کرد.

 

خانم مهرجویی سال در گفتگویی با خبرگزاری میراث فرهنگی گفته بود که:

برای اینکه طراحان صحنه در کار خود به شناخت جامعی از محیط پیرامون خود برسند، “اول از همه باید بسیار با ادبیات کشورمان آشنا باشند. کتاب بخوانند. رمان‌های ایرانی بخوانند و با فضاهای ایرانی در هر نقطه‌ای آشنا بشوند. جغرافیای انسانی کشور و مختصات تاریخی‌مان را بدانند و جهان‌بینی بالایی نسبت به پیرامون خود داشته باشند. به راحتی از کنار هیچ چیزی گذر نکنند. پشتکار داشته باشند و هیچ گاه نگویند این کار را نمی‌توانم انجام دهم. و بعد از خواندن و اضافه کردن به علم خود باید آنقدر آزمون و خطا بکنند و کار بکنند و شاگردی بکنند تا به یک نتیجه خوب برسند.”

ژیلا مهرجویی تحت جراحی قلب قرار گرفته بود و در بیمارستان بستری بود، به دلیل افت فشار بامداد جمعه، ۸ آذر ۱۳۹۲ (۲۹ نوامبر) در سن ۶۸ سالگی در تهران درگذشت. پیکر خانم مهرجویی، روز شنبه، از مقابل خانه‌ سینما تشیع شد و در طالقان به خاک سپرده شد.

 

فیلم شناخت

طراحی صحنه و لباس

سال نام فیلم کارگردان طراحی صحنه طراحی لباس یادداشت
۱۳۸۸ آدم‌کش رضا کریمی Yes Yes
۱۳۸۷ زادبوم ابوالحسن داوودی Yes Yes
۱۳۸۶ آتش سبز[۱] محمدرضا اصلانی Yes Yes
زن دوم سیروس الوند Yes Yes
۱۳۸۵ پارک وی فریدون جیرانی Yes Yes
خون‌بازی رخشان بنی اعتماد Yes Yes
گوشواره وحید موسائیان Yes Yes
سه زن منیژه حکمت Yes
۱۳۸۴ عصر جمعه مونا زندی Yes Yes
۱۳۸۲ تارا و تب توت فرنگی سعید سهیلی Yes Yes
روایت سه‌گانه (اپیزود سوم، ننه گیلانه) رخشان بنی اعتماد Yes Yes
صبحانه‌ای برای دو نفر مهدی صباغ‌زاده Yes Yes کاندیدا بهترین طراحی هنری
هشتمین دوره جشن خانه سینما (۱۳۸۳)
۱۳۸۱ این زن حرف نمی‌زند احمد امینی Yes Yes
۱۳۸۰ خانه‌ای روی آب بهمن فرمان‌آرا Yes Yes
۱۳۷۹ چتری برای دو نفر احمد امینی Yes Yes
خاکستری مهرداد میرفلاح Yes Yes
مارال مهدی صباغ زاده Yes Yes
۱۳۷۸ بوی کافور، عطر یاس بهمن فرمان‌آرا Yes Yes دوره هجدهم: سیمرغ بلورین بهترین طراحی صحنه
۱۳۷۷ عشق + ۲ رضا کریمی Yes Yes
۱۳۷۵ لیلا داریوش مهرجویی Yes Yes
۱۳۷۱ سارا داریوش مهرجویی Yes
۱۳۷۰ بانو داریوش مهرجویی Yes
۱۳۶۸ هامون داریوش مهرجویی Yes

 

سال نام فیلم کارگردان سمت یادداشت
۱۳۸۶ آتش سبز محمدرضا اصلانی مدیر هنری
۱۳۸۵ دست‌های خالی ابوالقاسم طالبی با تشکر از
۱۳۸۳ گیلانه رخشان بنی‌اعتماد طراحی هنری
۱۳۶۶ شیرک داریوش مهرجویی منشی صحنه
۱۳۶۵ اجاره‌نشین‌ها داریوش مهرجویی
۱۳۵۱ چشمه آربی اوانسیان
۱۳۵۰ آزار سرخ غلامحسین طاهری دوست تدوین

تالیفات و ترجمه ها

از دیگر فعالیت های مهرجویی می توان به نوشتن حدود ۲۰ سناریوی بلند و سریالی و همچنین ترجمه دو کتاب از زبان های فرانسه و انگلیسی اشاره کرد.

نوشتن سناریو و ترجمه کتاب هایی از فرانسه و انگلیسی از دیگر فعالیت های خانم مهرجویی بود. او در فرانسه نمایشگاه هایی از لباس های سنتی ایرانی برگزار کرده بود

 

 

 

حمید ماهی صفت +بیوگرافی و عکس

حمید ماهی صفت +بیوگرافی و عکس

بیوگرافی حمید ماهی صفت

حمید ماهی صفت

Biography

حمید ماهی صفت

بیوگرافی حمید ماهی صفت

نام اصلی حمید ماهی صفت
تولد ۱۳۳۸
شیراز
ملیت ایرانی
پیشه کمدی ایستاده

1442425577

بیوگرافی حمید ماهی صفت

حمیدرضا ماهی صفت هنرمند کمدی ایستاده ایرانی متولد ۲۰ بهمن ماه سال ۱۳۳۸ در شیراز است. از وی گاهی با نام مستر بین ایران یاد می‌شود.

زندگی نامه

حمیدرضا ماهی صفت متولد ۲۰ بهمن ماه سال ۱۳۳۸ در شیراز است. پدری شیرازی و مادری اصفهانی دارد. دیپلم ریاضی دارد. دارای دو فرزنداست که پسرش گرافیست و دخترش کارشناس نرم‌افزار و همسرش نیز خانه دار است. همه اینها مشخصات مردی است که به بمب خنده ایران معروف است. به غیر از خنداندن مردم که مهمترین دغدغه زندگی اوست در کارهای فرهنگی نیز فعالیت چشمگیری دارد. چاپ و نشر چندصدهزار کتاب آموزش نماز به صورت رایگان در سراسر کشور، تهیه پیامکهای قرآنی، تهیه و تنظیم احادیث و پخش در سراسر کشور و… گوشه‌ای از فعالیتهای فرهنگی ماهی صفت محسوب می‌شود. وی اخیراً مصاحبه‌ای با ماهنامه راه موفقیت داشته که گوشه‌هایی از آن را با هم مرور می‌کنیم: – انتخاب نام فامیلی ماهی صفت انتخاب پدربزرگم بود شاید می کرده که این اسم نشانه و سمبل پویایی و بی آزاری است. – همه مطالب طنزی که در برنامه‌های خود بیان و اجرا می‌کنم برگرفته از مسائل اجتماعی و آمیخته‌ای از لطیفه‌های رایج جنسی در جامعه، SMSها و خاطرات و … است که با انتخاب بهترین سوژه‌ها آنها را در ذهنم ویرایش می‌کنم. – روز ۱۷ بهمن سال ۸۳ صبح پدرم فوت کرد ولی همان شب چهار برنامه لغو نشدنی داشتم ولی با این حال سر برنامه رفتم و اتفاقا خیلی انرژی هم گذاشتم و برنامه‌ها به خوبی اجرا شد ولی… من عاشق کارم هستم و هیچ چیزی برایم مهمتر از شاد کردن مردم نیست. – اصلاً دوست ندارم مرا با مستر بین مقایسه کنند. – بارها در برنامه‌های خارج از کشور توسط منافقین تهدید شدم ولی همیشه خدا کمکم کرده است. – خوشحالم که وسیله خنداندن مردم هستم

 

  بیوگرافی حمید ماهی صفت

حمید ماهی صفت

بیوگرافی حمید ماهی صفت

حمید ماهی صفت

بیوگرافی حمید ماهی صفت

حمید ماهی صفت

پریسا تبریز +بیوگرافی و عکس

پریسا تبریز +بیوگرافی و عکس

بیوگرافی پریسا تبریز

پریسا تبریز

Biographyبیوگرافی پریسا تبریز

فعالیت در عرصه تکنولوژی سایبری چیزی نبوده که پریسا تبریز از همان کودکی در مسیرش گام برداشته باشد. او که تازه در زمان کالج برای نخستین بار با کامپیوتر کار کرده، حالا در ۳۱ سالگی “شاهزاده امنیت” کمپانی گوگل لقب گرفته است. “شاهزاده امنیت” لقب رسمی پریسا تبریز، مسئول امنیت اطلاعات بنگاه گوگل است. او زیاد اهل مصاحبه نیست و شمار عکس‌هایی که از او در اینترنت پیدا می‌شود، کمتر از انگشتان یک دست است. نشریه معتبر فوربس، سال گذشته پریسا تبریز را در میان یکی از ۳۰ چهره‌موفق زیر ۳۰ سال در عرصه فناوری در کنار مارک زوکربرگ، پایه‌گذار فیس‌بوک، جای داد.

به تازگی خبرنگار مجله “ELLE” به دیدار این کارمند ارشد گوگل، در مقر این کمپانی در کالیفرنیا رفته و با وی گفت‌وگویی انجام داده است. گفت‌وگو در سالن کنفرانس گوگل انجام شده، چون طبق قوانین گوگل خبرنگاران اجازه ورود به ساختمانی را که پریسا تبریز در آن کار می‌کند، ندارند.
در تمام مدت گفت‌وگو نیز یک محافظ این خبرنگار را همراهی می‌کرده؛ حتی هنگام رفتن به دستشویی. پریسا تبریز، ۳۱ ساله، در حومه شهر شیکاگو بزرگ شده است؛ مادرش پرستاری آمریکایی − لهستانی و پدرش یک پزشک مهاجر ایرانی است.

 

بیوگرافی پریسا تبریز

او در سال ۲۰۰۷ به استخدام گوگل درآمد و دهمین عضو تیم کوچکی از هکرها در این کمپانی شد. وظیفه این تیم در یک کلام تأمین امنیت نرم‌افزارهای گوگل بود. اما اکنون این تیم گسترش یافته و بیش از ۲۵۰ متخصص امنیتی در گوگل مشغول به کار هستند.
خبرنگار مجله “ELLE” می‌نویسد، پریسا تبریز برای گفت‌وگو در لباسی به رنگ همیشگی، سیاه، با چهره‌ای صمیمی و بدون آرایش ظاهر می‌شود و با لبخند می‌گوید: «این رنگ لاغر نشان می‌دهد.» پریسا تبریز آن طور که خود می‌گوید، در دوران کالج برای نخستین بار با کامپیوتر کار کرده و تا آن موقع وقتش را با هنر، ورزش و رقابت با دو برادرش سپری می‌کرده است. او که در ریاضی و علوم استعداد داشته، سپس وارد دانشگاه ایلی‌نوی شده و اندکی بعد نیز علاقه به امور کامپیوتری در او بیدار می‌شود.

پریسا تبریز به گروه هکرهای “کلاه سفید” تعلق دارد که در مقابل هکرهای “کلاه سیاه” قرار دارند. کلاه سفید‌ها به سیستم‌ها نفوذ می‌کنند، اما از این نفوذ نیت بدی ندارند و هدفشان بررسی امنیت سیستم، شناسایی خلاء‌های امنیتی و ارتقای استحکام سیستم است. او توضیح می‌دهد که برای استخدام به دنبال ‌آنهایی باید باشند که توانایی رخنه به بهترین‌سیستم‌ها را داشته باشند، اما در عین حال اینقدر از نظر شخصیتی قوی باشند که بتوانند در مقابل وسوسه پول مقاومت کنند و خریدنی نباشند.

بیوگرافی پریسا تبریز

پریسا تبریز

بیوگرافی پریسا تبریز

پریسا تبریز

بیوگرافی پریسا تبریزپریسا تبریز

خلیل عقاب +بیوگرافی و عکس

خلیل عقاب +بیوگرافی و عکس

بیوگرافی خلیل عقاب

خلیل عقاب

Biography

بیوگرافی خلیل عقاب

خلیل طریقت پیما معروف به “پهلوان خلیل عقاب” در اول فروردین سال ۱۳۰۳ در شیراز به دنیا آمد.

زندگینامه

وی متولد محله سنگ سیاه در شیراز می باشد (یکی از کوچه های جنب مسجد سیاوشان). خلیل عقاب از کودکی علاقه زیادی به ورزش باستانی داشت. چهارده ساله بود که کار جدی ورزش باستانی را شروع کرد و از همان زمان میلی را که دیگران به سختی بلند می‌کردند به راحتی بالا می‌انداخت اما در سن سی سالگی بود که به پختگی لازم رسید. در این سن بود که وزنه‌ای ۴۵۰ کیلویی را با دندان بلند کرد. این رکورد در کتاب رکوردها (موسوم به کتاب گینس) ثبت شده است. وی دوران نوجوانی خود را با ورزش باستانی آغاز کرد و پس از آن به انجام نمایشهای پهلوانی پرداخت و اولین بنیانگذار عملیات پهلوانی بصورت بلیت فروشی و همراه با برنامه آکروباتیک و موزیک و عملیات با حیوانات بود. پهلوان عقاب اولین نفری بود که از کشور هندوستان شیر و خرس آورده و آنها را تربیت کرده و روی صحنه آورد.

خلیل عقاب بین سال‌های ۱۳۳۰ تا ۱۳۵۰ به بسیاری از شهرهای ایران سفر کرد و نمایش‌های خود را به اجرا گذاشت. از جمله این نمایش‌ها عبارت اند از: بلند کردن وزنه‌های بسیار سنگین، خوابیدن زیر کامیون و اتوبوس و خم کردن تیرآهن. به گفته مجری برنامه او اولین برگزار کننده نمایش‌های پهلوانی با بلیط فروشی بود و نیز اولین کسی بود که از هندوستان، شیر و خرس به ایران آورد و آنها را تربیت کرد و روی صحنه برد. بعد از آن بسیاری از کارگردانان بزرگ سینما از اوخواستند که در سینما و تلویزیون به اجرای برنامه بپردازد. بعد از آن کارگردانان بزرگ سینما از وی دعوت بعمل آوردند که در سینما و تلویزیون به اجرای برنامه بپردازد. این هنرمند در شهرها و استانهای مختلف کشور هنرنمایی خود را در معرض دید عموم گذاشت.

پس از کسب افتخارات فراوان به دعوت کشور ژاپن در سال ۱۳۴۹ به ژاپن رفت و در تلویزیون فوجی برنامه‌های خود را به نمایش گذاشت. خلیل عقاب در سال ۱۳۵۰ ایران را ترک کرد و به دعوت سیرک فاست به ایرلند سفر کرد. سپس در سال ۱۳۵۱ نیز به دعوت سیرک جری کاتل به انگلیس رفت و بعد از آن به سیرک آریکنو و سیرک ملی ایتالیا به نام دریکس تونی[۱] در کشور ایتالیا وارد گردید. بدنبال آن بیست سال در کشورهای اروپایی، آفریقای و آمریکای مرکزی برنامه اجرا کرد و در نهایت در ایتالیا سیرکی به نام سیرک ایران و ایتالیا افتتاح کرد. در اروپا رکوردهای زیادی بدست آورد که بلند کردن فیل ۱۴۰۸ کیلوگرمی با پاهای خود و بلند کردن ۴۵۰ کیلو گرم با دندان از جمله رکوردهای ایشان می‌باشد.

او در این مورد می‌گوید:

آن زمان ۵۰ ساله بودم و در مدت چهار سالی که در انگلستان اقامت داشتم شبی دو بار این فیل را بلند می‌کردم. بعد از انگلستان به سیرک دریکس تون ایتالیا رفت و طی این سال‌ها در بیش از ۳۷ کشور جهان به اجرای نمایش‌های پهلوانی پرداخت.

خلیل عقاب می‌گوید:

به بسیاری از کشورهای دنیا سفر کردم اما در بین تمام این کشورها درایتالیا به سیرک اهمیت خاصی می‌دهند. در این کشور ۶۴ میلیونی حداقل ۲۵ سیرک بزرگ وجود دارد و مردم ایتالیا توجه خاصی به این هنر دارند.

در سال ۱۳۷۰ به دعوت دولت ایران، به ایران وارد گردید و ازآن سال سیرکی در ایران افتتاح کرد و در تمامی استانهای کشور به اجرای برنامه پرداخت. اولین بار در ایران سیرکی با ۶۰ نفر هنرمند از ایتالیا، رومانی و پرتغال به اجرای نمایش پرداختند. پهلوان خلیل با خود ۲ فرزند به نامهای شهرزاد و ابراهیم همراه داشت که پس از پهلوان خلیل فرزندان وی به اجرای نمایش پرداختند و هنرمندان زیادی را به عرصه هنر آموزش و تحویل دادند.

این بار پسر پهلوان عقاب، ابراهیم عقاب سیرکی نوین با سبکی جدید و اروپایی را در سال ۲۰۱۰ با حضور بهترین هنرمندان بین‌المللی ایرانی که هریک دارای رکوردهای جهانی بوده و در خارج از کشور فعالیت می‌نمودند را دعوت کرده و به اجرای برنامه می‌پردازد.

مدیریت سیرک خلیل عقاب تمام این سالها بعهده شهلا اشکبوس همسر ایشان بود که در اسفند ۱۳۸۷ در یک تصادف رانندگی حین سفر کاری با تیم ایتالیایی خود فوت نمود ایشان به بانوی سیرک ایران معروف هستند. این سیرک در ایران اجراهای زیادی داشته است.

 

بیوگرافی خلیل عقاب

خلیل عقاب

بیوگرافی خلیل عقاب

خلیل عقاب

بیوگرافی خلیل عقاب

خلیل عقاب

بیوگرافی خلیل عقاب

خلیل عقاب

بیوگرافی خلیل عقاب

خلیل عقاب

بیوگرافی خلیل عقاب

خلیل عقاب

بیوگرافی خلیل عقاب

خلیل عقاب

پروفسور مجید سمیعی +بیوگرافی و عکس

 پروفسور مجید سمیعی +بیوگرافی و عکس

بیوگرافی  پروفسور مجید سمیعی

 پروفسور مجید سمیعی

Biography

مجید سمیعی
بیوگرافی  پروفسور مجید سمیعی

مجید سمیعی در ۷۰ سالگی
زادروز ۲۹ خرداد ۱۳۱۶ ۷۶ سال
رشت
محل زندگی هانوفر، آلمان
ملیت ایرانی
پیشه جراح و متخصص
مذهب اسلام
خویشاوندان خاندان حاج سمیع رشتی

  بیوگرافی  پروفسور مجید سمیعی

بیوگرافی  پروفسور مجید سمیعی

مجید سمیعی (زاده ۲۹ خرداد ۱۳۱۶ در محله ساغریسازان رشت)[۱][۲][۳] پزشک و جراح مغز و اعصاب سرشناس ایرانی است. او در حال حاضر ریاست بیمارستان خصوصی علوم عصبی هانوفر در آلمان را بر عهده دارد که خود بنیان‌گذار آن بوده است.[۴]

وی در زمینهٔ تورم مغز و ترمیم و بازسازی جراحی دستگاه عصبی محیطی مطالعات مهمی انجام داده‌است.[نیازمند منبع]

سمیعی بیشترین اعمال جراحی روی تومورهای موسوم به «نورینوم آکوستیک» انجام داده‌است.[نیازمند منبع]

او در دهه ۱۹۹۰ اقدام به تاسیس یک مرکز خصوصی بین‌المللی علوم اعصاب (به انگلیسی: International Neuroscience Institute) که به اختصار INI شناخته می‌شود، نمود. بنای این مرکز برگرفته از شکل مغز می‌باشد. این مرکز در شهر هانوفر آلمان واقع است و ریاست آن را مجید سمیعی و پسر ایشان بر عهده دارند. سمیعی شاگردان زیادی تربیت کرده‌است که در کشورهای مختلف جهان به فعالیت در زمینه جراحی مغز و اعصاب مشغول هستند و هر ساله کنفرانسی را به افتخار سمیعی در یکی از کشورها برگزار می‌کنند.[نیازمند منبع] او در حال حاضر نیز بسیار فعال بوده، عمل‌های جراحی سنگین در قاعده مغز را انجام می‌دهد و در اغلب کنگره‌های جراحی مغز و اعصاب جهان بعنوان سخنران مدعو شرکت می‌کند.[نیازمند منبع]

سمیعی در ۱۰ مهر ۱۳۹۰ به دریافت عنوان استاد افتخاری دانشگاه تهران نائل شد.

بیوگرافی  پروفسور مجید سمیعی

تحصیلات  پروفسور مجید سمیعی

مجید سمیعی تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در رشت به پایان رسانید.[۵] و سپس عازم آلمان گردید. رشته‌های زیست‌شناسی و پزشکی را در دانشگاه یوهانس گوتنبرگ شهر ماینتس به پایان رسانید و سپس دورهٔ تخصص جراحی مغز و اعصاب را زیر نظر پروفسور کورت شورمن شروع کرد و در سال ۱۳۴۹ به اخذ درجهٔ تخصص در این رشته نایل آمد.

وی کار علمی را با سمت استادیاری و معاونت بیمارستان جراحی مغز و اعصاب آغاز کرد. پس از چندی سرپرستی بخش جراحی مغز و اعصاب اطفال را به عهده گرفت. در سال ۱۳۵۱ به اخذ درجهٔ پروفسوری جراحی مغز و اعصاب از دانشگاه یوهانس گوتنبرگ نایل گردید.مرجع نیاز است

در سال ۱۳۵۰ اولین دوره از دوران آموزشی جراحی میکروسکوپی را آغاز کرد و در سال ۱۳۵۶ نخستین آزمایشگاه تمرین جراحی میکروسکوپی آلمان را با کمک بنیاد فولکس واگن تأسیس نمود.مرجع نیاز است

در سال ۱۳۵۶، ریاست بیمارستان جراحی مغز و اعصاب را در شهر هانوفر به عهده گرفت در همین سال، کرسی جراحی مغز و اعصاب در دانشگاه لیدن هلند به وی اعطا شد و در سال ۱۳۶۶ دانشگاه ماینتس تصدی کرسی جراحی مغز و اعصاب را به وی پیشنهاد کرد. در سال ۱۳۶۷ با قبول تصدی کرسی جراحی مغز و اعصاب در دانشگاه هانوفر به کار پرداخت. از سال ۱۳۶۷ تا ۱۳۷۱ ریاست انجمن بین‌المللی قاعدهٔ جمجمه را به عهده داشت و در سال ۱۳۷۱ به ریاست فدراسیون جهانی انجمنهای قاعدهٔ جمجمه انتخاب شد.مرجع نیاز است

بیوگرافی  پروفسور مجید سمیعی

افتخارها  پروفسور مجید سمیعی

برای تجلیل از مقام علمی و تجربیات ارزنده وی و همچنین گامهای بلندی که در پیشرفت جراحی مغز و اعصاب برداشته‌است، رییس جمهوری آلمان غربی در سال۱۳۶۷ نشان خدمت درجه ۱ دولت آلمان را به او اهدا کرد. در همین سال جایزهٔ علمی ایالت نیدرزاکسن آلمان، به پاس فعالیتهای پر ارزش وی در راه پیشرفت جراحی مغز و اعصاب به نامبرده اهدا شد.مرجع نیاز است

جایزه حلقه لایبنیتز

جایزه حلقه لایبنیتز هانوفر (Leibniz-Ring-Hannover) در سال ۲۰۱۳ برای طرح آفریقا صد به پروفسور سمیعی اهدا شد. مجید سمیعی در طرح آفریقا صد می‌خواهد ۱۰۰ جراح جوان آفریقایی را به آلمان آورده، آنها را آموزش دهد تا پس از بازگشت پزشکان دیگری را برای قاره آفریقا پرورش دهند.[۶]

فهرست آثار پروفسور سمیعی

مقالات: بیش از ۵۰۰ مقالهٔ علمی و ۱۷ کتاب مرجع در خصوص دستگاه عصبی مرکزی و محیطی. کتابها: برش نگاری پنوموآنسفال ـ جنبه‌های نوین اعصاب محیطی ـ اعصاب جمجمه‌ای ـ ضربه‌های وارد بر قاعدهٔ جمجمه ـ جراحی در ساقه مغز و بطن سوم و اطراف آن دو ـ جراحی قاعدهٔ مغز ـ ضایعات اعصاب محیطی ـ جراحی منطقهٔ زین ترکی و سینوسهای پیرامون بینی جراحی مننژیم قاعدهٔ مغز ـ جراحی کلیوس ـ روشهای نوین بازسازی استخوان ـ دوخت عروق و اعصاب و نیز پیوند در جراحی پلاستیک و جراحی ترمیمی ـ جراحی قاعدهٔ مغز ـ اطلس جراحی قاعدهٔ جمجمه.

و آخرین اثر(۲۰۰۸-۲۰۰۹): Samiis’s Essentials in Neurosurgery که توسط انتشارات اسپرینگر منتشر شده‌است.

بیوگرافی  پروفسور مجید سمیعی

 پروفسور مجید سمیعی

بیوگرافی  پروفسور مجید سمیعی

همسر  پروفسور مجید سمیعی

بیوگرافی  پروفسور مجید سمیعی

پسر  پروفسور مجید سمیعی

بیوگرافی  پروفسور مجید سمیعی

دختر  پروفسور مجید سمیعی

بیوگرافی  پروفسور مجید سمیعی

جمشید بسم الله +بیوگرافی و عکس

جمشید بسم الله +بیوگرافی و عکس

جمشید میرابی معروف به جشمید بسم الله به بیان سر گذشت زندگی و تفسیر خاص خود از مدیریت اقتصادی کشور از دوران تعدیل تا دوران احمدی نژاد پرداخته است.

روزنامه “تعادل” گفتگویی با جشمید بسم الله انجام داده است که در ادامه می‌خوانیم:

جمشید بسم الله از کجا آمد؟ چه طور شروع کرد؟
از خیلی زمان های قدیم که من این کار را شروع کردم طبقعادت همیشگی کارم را با بسم الله الرحمن الرحیم شروع میکردم. تا اینکه کمکم این قضیه جا افتاد و من شدم جمشید بسم الله.

پایه اصلی کارم از سال ۶۶ تا ۷۲ در بازار بورس بود نه در بازار ارز. آن زمان به صورت کامل در بازار ارز نبودم. در مقاطعی که احساس میکردم نرخ ارز به سمت بالا میرود، خرید میکردم و در مقاطع دیگر میفروختم.

همیشه بچه ها وقتی وارد مدرسه میشوند شغلهایی برای خودشان انتخاب میکنند مثل خلبانی، پزشکی و… من هم از بچگی دوست داشتم خلبان هواپیمای جنگی بشوم و هیچ وقت فکر نمیکردم وارد بازار ارز شوم.

دیپلم علوم تجربی دارم. ولی در زمینه بورس طی این سالها سعی کردم تمام آمارهای بورسی را مطالعه کنم. به راحتی می توانم بگویم به اندازه یک فوق لیسانس اطلاعات از بازار بورس دارم و میتوانم تحلیل کنم.

تازه دیپلم گرفته بودم که آن زمان با یکی از دوستانم که الان پزشک است رفتیم کارگری در شهرک اکباتان. ساعت حدود دو بعدازظهر بود که متوجه شدم در کنار کار بیل مکانیکی از ما میخواهند بیل بزنیم. خیلی عصبانی شدم و اعتراض کردم، بدون اینکه حقوقمان را پرداخت کنند ما را بیرون انداختند.

برادر بزرگم در آن زمان در بازار طلا بود. رفتم پیش برادرم در بازار و بعد از چند روز اسم فردی را شنیدم که در بازار زبانزد خاص و عام بود. اسمش آقای خسرو خالصی بود. از بزرگان سکه و طلا. آن زمان و خیلی آدم شریف و با خدایی بودند. یادم نمیرود با ماشین مزدا ۱۰۰۰ قدیمی که داشت مرا به چهار راه استانبول برد و با بازار ارز آشنا کرد.

جمشید بسم الله
کارم را با ۲۵هزار تومان پولی که از دوستم قرض گرفته بودم شروع کردم. در آن زمان با آن ۲۰۰ تا ۲۵۰ دلار میتوانستم خرید کنم. بعد از یک ماه کار کردن ۵ هزار تومان سود داشتم. سود بازار برای من خوب بود آن روزها ولی خالی از ضرر هم نبود.

یادم میآید یک گروه مشتری داشتیم به اسم «فیوج». آنها نه ایرانی بودند و نه پاکستانی، چیزی مابین بودند و کار اصلی آنها جیب زنی بود. یک بار ۱۴۰۰ دلار از جیب من زدند. چند بار به این صورت زمین خوردم و بعد باز شروع کردم. شاید تنها چیزی که مرا در آن سالها نگه داشت علاقه من به شغلم بود.

ضرر و زیان کار شما باعث نشد که از بازار عقب بکشید؟
سال ۷۲-۷۳ بود که طرح تعدیل اجرا شد. این همان شروع برنامه یارانه های سال ۹۰ بود که با بی برنامگی شروع شد. قاچاق ارز به شدت افزایش پیدا کرده بود. تورم خیلی بالا رفته بود. یادم هست سکه از ۱۳ هزار تومان به ۶۵هزار تومان رسید. کار کردن در آن شرایط خیلی سخت بود به دلیل اینکه سوءاستفاده های زیادی در بازار صورت میگرفت. در آن شرایط تصمیم گرفتم آن مقدار پولی را که دارم در شرکت های خودروسازی سرمایه گذاری کنم و شروع به خرید و فروش ماشین کردم. یادم هست از بازار مشوش آن روزها یکی از دوستان من ۱۰ برابر سرمایه اولیه اش سود کرده بود ولی من نتوانستم، از قدیم در بازار ارز گفته میشد که لازمه کار، پول زیاد نیست صداقت در رفتار و گفتار است که باعث جلو رفتن میشود و شاید همین باعث شد که من از آن دوران با کمترین بهره بیرون بیایم.

دوران طلایی برای صرافان در این ۲۶، ۲۷ سالی که شما در بازار هستید چه دورانی بوده؟
برای من که این همه سال در بازار ارز فعالیت میکنم هیچ دورانی، دوران طلایی نبوده. یک صراف همیشه در خطر است. شبیه یک مرغ که هم سرش توی عزا بریده میشود و هم توی عروسی. زمانهایی که وضع درآمدی دولت خوب است، کسب و کار رونق دارد، اجازه فعالیت به ما داده میشود. مشتریها می آیند و معامله میکنند و عده یی در این میان پیدا میشوند که با جلب اعتماد یا پول شما را میبرند یا چک تقلبی و در زمانی هم که وضع مالی دولت بد می شود نخستین کسانی که ضرر میکنند صرافان هستند. خالصه اینکه صراف ها در دو حالت در خطر هستند.

این واقعیت داشت که ما چند سالی توانستیم نرخ ارز را ثابت نگه داریم؟
در زمان خاتمی بحث تک نرخی شدن ارز چند سالی مطرح شد. به نظرم این تکنرخی شدن بیشتر ظاهری بود ولی نوسانات خیلی کمتری داشت.

در آن زمان ما نفت ۲۵ دلاری میفروختیم و چرخ اقتصاد کشور در آن شرایط خوب میچرخید دلیلش هم این بود که تورم تا حد زیادی کنترل شده بود.

آن روزها نرخ ارز تقریبا ثابت مانده بود و ارز زیادی وارد کشور می شد. اواخر فعالیت خاتمی بود که یکسری ادعا میکردند که صرافان ازثابت نماندن نرخ ارز در آینده اطلاع دارند و میگفتند که صرافها شروع به خرید ارز و جمع کردن ارز از داخل بازار کرده اند.

همیشه این سوال برای من مطرح بود که یک صراف توان خرید چقدر دلار را دارد؟
یک صراف نهایتا بتواند ۱۰میلیون دلار بخرد. اصل این صحبت ها در رابطه با صرافها صحیح نیست. برای یک صراف گردش پولی خوب مهمترین نکته به شمار میرود. این نیست که دلار بخرند که از نقطه آ به نقطه ب برسند. صراف می تواند مثل یک طلافروش موجودی کار باشد. با شروع دولت احمدی نژاد طلایی ترین دوران ایران، خاکستری ترین دوران ایران شد. به این خاطر که موقعی که ایشان در مسند بود، ما نفت را به بالاترین قیمت ممکن میفروختیم و ثروت زیادی داشتیم ولی الان دقت کنید که چه چیزی داریم و چه به جا مانده است.

تصور دلار بالای ۳۰۰۰ تومان را میکردید؟
آن روزها وقتی دلار بین ۱۱۰۰ تا ۱۲۰۰ تومان در بازار معامله میشد من به جرات پیشبینی تا ۲۸۵۰ تومان را میکردم و برای این کار هم دلیل داشتم.

ببینید حدود ۱۰ سال بود که نرخ ارز تقریبا ثابت مانده بود. تورم حدود ۲۰ تا ۲۵درصد است و نرخ دستمزد هرساله بیشتر میشود.

نرخ تورم مصرفی هم در کنار آن در حال افزایش است و روی تورم تاثیر میگذارد. چاپ اسکناس هم داریم. همه اینها جمع شده بود و یک پتانسیل ایجاد کرده بود که آقای احمدی نژاد و تیم اقتصادی وی با عملکرد ضعیف و اشتباه به این قضایا دامن زدند.

 

 

جمشید بسم الله

 

مشکلات اقتصادی که الان هم میبینیم به جرات می توان گفت حاصل همان عملکرد است.

تیم اقتصادی آقای احمدی نژاد واقعا ضعف مدیریتی داشت به دلیل اینکه اگر فردی توان مدیریتی ندارد باید جای خود را به فردی صالح بدهد، مگر این میز چقدر ارزش دارد ۷۰میلیون ایرانی به این صورت دچار مشکالت اقتصادی شوند.

یک حاج آقا داشتیم که پشت میزش نوشته بود «خدا کند پستمان پستمان نکند» متاسفانه الان اینطور نیست. یعنی تو کشور ما اینطور نیست. یک نفر که پشت میز مینشیند، فقط میگوید من می توانم.

ماجرای دستگیری شما به چه صورت بود؟
شهریور ۹۱ دلار بین ۲۰۵۰ تا ۲۱۰۰ رسیده بود. بازار ارز ایران پر از سرو صدا بود. به نظر من مردمی بودند که کارشان این نبود، حتی خانومهای خانه دار می آمدند دلار خرید و فروش میکردند. آن زمان اینجا انبوهی از جمعیت بود که در بازار تردد میکرد و تردد در بازار افشار به سختی صورت میگرفت به نحوی که خود کاسب های بازار هم کنار نشسته بودند و فعالیت نمیکردند.

قبل از دستگیری فکر نمیکردم بازار امنیتی شود و ماموران نیروی انتظامی وارد بازار شوند. خود ما به مردم میگفتیم دلار نخرید، فردا امثال ما را دستگیر میکنند. آنها رفتند و ما بازداشت شدیم، چون فکر کردند ما قیمتها را بالا میبریم. من ۱۳ مهر بود که بازداشت شدم. آن روز حدود ۹۰ نفر بازداشت شدند. همان روز دلار ۳۶۶۰ تومان بود.

همان روزها بود که معاون اول رییس جمهور اسم من را یعنی همان جمشید بسم الله را آورد و عامل تعیین نرخ بازار معرفی کرد.

عنوان اتهامی من اخلال در نظام ارزی کشور بود. حدود سه ماه و نیم بازداشت بودم. اصلا مسخره است! شخصی بخواهد نرخ ارز را در یک کشور تعیین کند. در هر کشوری بالاترین قدرت نظام ارزی آن کشور را بانک مرکزی دارد، اصلا شخص توان نرخگذاری روی ارز را نمیتواند داشته باشد.

آن روزها حتی شایعات اینقدر زیاد بود که میگفتند جمشید بسم الله با چند نفر از برادرهایش شبکه مافیایی ارز تشکیل داده اند.

شروع فعالیت دوباره شما بعد از آزادی  از چه زمانی بود؟
من از ابتدای سال جدید کارم را شروع کردم.  منع فعالیتی نداشتم. به انتخاب خودم برای  مدتی کنار رفتم و بعد از مدتی احساس کردم  باید به بازار برگردم. از زندان هم استفاده کردم.  با شروع دولت روحانی بازار ارز به سمت پایین حرکت کرد تا زمانی که آقای سیف اعلام کرد ۲۹۱۰ تومان کف قیمت بازار است. به نظرم  آقای سیف کار درستی انجام دادند. دلار ارزان  به اندازه دلار گران برای اقتصاد مضر است. دلار ارزان واردات و قاچاق را افزایش میدهد. به نظرم دنبال جزییات کار سیف نباشید. باید این کار انجام می شد که بازار به ثبات برسد و ما طی  زمان به این ثبات می رسیم.

آخرین حرف ها
زمانی که از زندان آزاد شدم در موتور  جست وجوی گوگل با جست وجوی اسم جمشید،  اسم من بالاتر از اسم جمشید مشایخی بود. این در حالی بود که ایشان سال ها فعالیت هنری داشتند و این به لطف آقای رحیمی بود که من  بالاتر از ایشان قرار گرفتم. آقای رحیمی باعث بین المللی شدن من شدند. در نهایت امیدوارم بازار ارز ایران بازار سالمی باشد و طی سال های آینده با ثبات بیشتری حرکت کند.

 

 

 

 

بابک زنجانی +بیوگرافی و عکس

بابک زنجانی +بیوگرافی و عکس

بیوگرافی بابک زنجانی

بابک زنجانی

Biography

بابک زنجانی

بیوگرافی بابک زنجانی

زاده ۲۱ مارس ۱۹۷۴ ‏(۴۰ سال)[۱][۲]
ساکن تهران، ایران
شهروند ایرانی
شغل بنیانگذار و مدیرعامل گروه سورینت
دارایی خالص ▲ ۱۳/۵میلیارد دلار آمریکا

بیوگرافی بابک زنجانی

بیوگرافی بابک زنجانی

بابک زنجانی با نام کامل بابک مرتضی زنجانی (متولد ۱۳۵۳ برابر با ۲۱ مارس ۱۹۷۴[۲][۴]) تاجر ایرانی خبرسازی است که نام او در جریان فعالیت‌های کلان مالی مرتبط با دور زدن تحریم‌های بین‌المللی و فساد اقتصادی مطرح شد.[۵] وی در تاریخ ۹ دی ۱۳۹۲ توسط دادستانی کل کشور بازداشت شده است. براساس اظهارات بیژن نامدار زنگنه، نمایندگان مجلس شورای اسلامی و کمیسیون اصل ۹۰، اتهامات وی بدهی بیش از دو و نیم میلیارد یورو به وزارت نفت و بانک مرکزی و همچنین جعل اسناد بانکی با پرداخت رشوه به بانک ملی تاجیکستان. نام وی همچنین در پرونده رضا ضراب، ایرانی دستگیرشده در ترکیه به اتهام قاچاق طلا مطرح شده است.[۶]

در اردیبهشت ۱۳۹۲ وبگاه خبر آنلاین در مطلبی با عنوان “برگ دیگر از کلاهبرداری‌های بابک زنجانی” نوشت :گفته می‌شود آقای بابک زنجانی محموله‌های میعانات گازی را آلوده به شرکت ملی نفت ایران برگردانده است. آیا شما تایید می‌کنید؟” این را از مدیر امور بین‌الملل شرکت ملی نفت می‌پرسم. وقتی که در طبقه فوقانی غرفه شرکت ملی نفت در نوزدهمین نمایشگاه بین‌المللی نفت و گاز تهران، کنار هم نشسته‌ایم. “بله. میعانات گازی را در مخازن نفت خام انبار کرده بودند

بیوگرافی بابک زنجانی

دارایی‌ها و مشاغل بابک زنجانی

بابک زنجانی به گفته خودش دارای بیش از ۷۰ شرکت است از جمله شرکت هولدینگ توسعه سورینت قشم، بانکی به نام «اولین بانک سرمایه‌گذاری اسلامی» (به انگلیسی: First Islamic Investment Bank) در مالزی، سهامدار شرکت هواپیمایی انور ترکیه، مؤسسه مالی اعتباری در امارات و بانک ارزش تاجیکستان است. او همچنین شرکت‌هایی در دوبی، ترکیه و تاجیکستان دارد.[۸] در یکی از قطعنامه‌های تحریم اتحادیه اروپا که از او اسم برده شده ۱۵ شرکت منتسب به او نام برده شده است.[۹] زنجانی در مصاحبه‌ای با خبرگزاری دانشجویان ایران ایسنا گفته است که او ۶۴ شرکت داخلی و خارجی دارد و “هم‌اکنون در ایران و دیگر کشورهای دنیا با ۱۷ هزار نفر پرسنل مشغول ارائه تجارت و خدمات هستیم.”[۱۰]

زنجانی همچنین مالک و رئیس هیئت مدیره باشگاه فوتبال راه‌آهن است.[۱۱] وی در ۱۴ آذر ۱۳۹۲ در گفت و گویی با علی پروین اعلام کرد حاضر است ۲۰۰ میلیارد تومان نقد بدهد تا مالک باشگاه پرسپولیس شود.[۱۲] وی همچنین رئیس هیئت مدیره هواپیمایی قشم است.[۱۳]

یکی از دستیاران بابک زنجانی در گفتگو با خبرگزاری تدبیر، این شرکت‌ها را ورشکسته و این تعداد کارمند را «از دروغ‌های تاریخی زنجانی» می‌خواند. او انگیزه این دروغ را «کمک به اینکه زنجانی فردی کارآفرین جلوه کند و در دل مسئولانی که قصد برخورد با او دارند هراس ایجاد شود» می‌داند و می‌پرسد آیا بیمهٔ این کارمندان در سازمان تامین اجتماعی ثبت شده است؟[۱۴]

زندگی

از زندگی زنجانی دو روایت وجود دارد. یکی را خودش در گفتگو با هفته­‌نامه «آسمان» تعریف کرده و نقطه عطفش سربازی در سپاه و رانندگی برای محسن نوربخش، رئیس وقت بانک مرکزی است. روایتی خودساخته که از خودش قهرمانی­ ساخته است. اما خبرگزاری تدبیر این روایت و حتی تاریخ‌های ذکر شده را جعلی دانسته‌است و ثروتمند شدن او را از سال ۹۰ و استفاده از روابط رانتی می‌داند.[۱۵][۱۶][۱۷][۱۸]

زندگی‌نامه زنجانی به روایت خودش

به گفته خود زنجانی، زمان سربازی به سپاه اردکان اعزام شده است. در اردکان چون مرتب تر بود و تمیزتر می‌نوشت به قرارگاه فرماندهی سپاه منتقل شد. بعد از حدود ۱۳ تا ۱۴ ماه با دیدار اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس جمهور سابق ایران از قرارگاه سپاه و تأکید بر نیاز برخی مراکز، از جمله بانک مرکزی به سرباز، وی را به عنوان سرباز به بانک مرکزی تهران می‌فرستند.

بابک زنجانی چندی بعد راننده محسن نوربخش، رئیس وقت بانک مرکزی می‌شود. او در آنجا غیر از رانندگی کار ثبت نامه‌ها را هم بر عهده می‌گیرد. زنجانی بعد از اتمام دوره سربازی به دلیل اینکه “صاحب چند کارت” برای دلالی بانک مرکزی بود تصمیم می‌گیرد در تزریق دلارهای بانک مرکزی برای کنترل بازار فعالیت کند.

زنجانی می‌گوید، نخستین ارزی که از بانک مرکزی برای توزیع گرفته ۱۷ میلیون دلار بوده؛ کارمزدی که بابت توزیع آن دریافت کرده هم ۱۷ میلیون تومان بوده است. او هر روز ۱۷ میلیون دلار از بانک می‌گرفت و پخش می‌کرد و ۱۷ میلیون تومان هم سود دریافت می‌کرده است.

زنجانی پس از درگذشت نوربخش تصمیم می‌گیرد “سالامبور” فروش شود، یعنی پوست گوسفند به خارج از ایران بفروشد. او پوست گوسفندان را می‌خرید، سپس دباغی کرده و بعد به گفته خود، آنها را به ترکیه می‌فرستاد. زنجانی می‌گوید، در نخستین کانتینری که به ترکیه فرستاد هر “سالامبور” برایش نیم دلار تمام شد؛ اما آنها را در ترکیه به ۱۹ تا ۲۰ دلار فروخت و پولش یک‌باره چندبرابر شد. او کارش را با ۵ هزار پوست شروع کرد و سودهای کلانی عایدش شد؛ همه چیز خوب پیش‌می‌رفت تا اینکه در سال ۱۹۹۶ میلادی ورشکست شد و به زندان افتاد.[۱۹]

تکذیب روایت زنجانی

روایت بابک زنجانی در مورد چگونه میلیاردر شدن‌اش، توسط مسوولین وقت بانک مرکزی و رییس دفتر دکتر نوربخش تکذیب شده است. یزدان‌پناه، رییس دفتر دکتر نوربخش، با صراحت می‌گوید: مرحوم نوربخش هیچ‌گاه راننده‌ای به نام بابک زنجانی نداشته است.[۲۰]

همجنین یکی از دستیاران بابک زنجانی در گفتگو با تدبیر خبر گفته: «ریشه ثروت او، بر خلاف روایتی که سر زبان‌ها انداخته بود به نیمه سال ۹۰ می‌رسید و برخلاف آنچه که ادعا می‌کند رابط نوربخش، رییس بانک مرکزی در دولت هاشمی رفسنجانی برای تزریق ارز به بازار نبوده» و ادعای زنجانی مبنی بر میلیونر شدن در زمان سربازی را افسانه اعلام کرد.[۲۱] به گفتهٔ این دستیار ارشد زنجانی، زنجانی خود خواسته به تحریم‌های اروپا و آمریکا و بلوکه شدن پول‌هایش تن داده است و از گردش پول‌های نفت بلوکه شده نفت ایران شرکت هواپیمایی و باشگاه فوتبال خریده تا همه او را بشناسند و پوششی شود برای کارهایش. هنگامی که دست زنجانی از دور زدن تحریم‌ها کوتاه شد، دست به دامن رسانه‌ها شد تا از خودش افسانه قهرمانی ملی بسازد.[۲۲]

همچنین روایت زنجانی درباره خانواده خود با واقعیت مطابق نیست. او گفته است پدرش کارگر راه­‌آهنی بود که شرکت مسافربری “تی. بی. تی” را بنیان گذاشت. اما شرکت مسافربری تی. بی. تی (T.B.T) توسط دو نفر به نامهای «توکلی» و «باقرزاده» در سال ۱۳۳۳ تاسیس شده و نام این شرکت هم مخفف اسم همین دو نفر است که سهامداران آن بودند. پس از انقلاب هم بنیاد مستضعفان انقلاب اسلامی این شرکت را مصادره کرد و از آن زمان تاکنون توسط کسانی که این نهاد تعیین می­کند اداره می­شود و فامیل «زنجانی» در میان آن‌ها وجود ندارد.[۱۵]

خانواده

بابک زنجانی، فرزند مرتضی زنجانی، در گذشته دارای همسری به نام ثریا اسدی بوده است که اوایل دهه ۱۳۸۰ از وی جدا می‌شود. وی همچنین دارای خواهری به نام بهار زنجانی بوده است. بابک زنجانی از اسامی خواهر و همسر سابق در خصوص ثبت شرکت‌ها در روزنامه رسمی کشور سوء‌استفاده می‌کرده است.[۲۳]

زندان مالی در دهه ۸۰

منصور سلطانی راد، وکیل پرونده طلاق «ثریا اسدی»، همسر پیشین «بابک زنجانی» می‌گوید زنجانی چندبار به زندان رفته بود و اوایل سال ۸۸ بابت چک‌های برگشتی شرکت «سورینت قشم» به مدت سه ماه به زندان رفت.[۲۴]

قرار گرفتن در فهرست تحریم‌ها

اتحادیه اروپا در دسامبر ۲۰۱۲ نام بابک زنجانی را در فهرست تحریم‌ها قرار داد. به گفتهٔ یکی از دستیاران زنجانی، زنجانی خود خواسته به تحریم‌های اروپا و آمریکا و بلوکه‌شدن پول‌هایش تن داد تا بهانه‌ای برای بازنگرداندن پول‌ها به ایران داشته یاشد.[۲۵]

تحریم اتحادیه اروپا

او در دسامبر ۲۰۱۲ توسط اتحادیه اروپا به دلیل آنچه “کمک به دور زدن تحریمها از طریق داشتن نقش کلیدی در تجارت نفت ایران و انتقال پول مربوط به فروش آن به دولت ایران” خوانده شد، در لیست تحریم قرار گرفت.[۲۶] خودش در مصاحبه با رویترز ورود به این لیست را اشتباه خواند و گفت که کاری خلاف قواعد اتحادیه اروپا نکرده و نفت را در کشورهای معاف از تحریم و طبق قوانین بین‌المللی فروخته است. او همچنین در این مصاحبه می‌گوید که یک مجموعه تجاری خصوصی دارد که هیچ رابطه خاصی با دولت ایران ندارد و شرکت نفتی او در عراق فعالیت تجاری می‌کند.[۲۷]

تحریم آمریکا

او و موسسه‌های مرتبط با او در آوریل ۲۰۱۳ توسط آمریکا به پولشویی برای دور زدن تحریم‌های اعمال شده علیه ایران متهم شده‌اند. دیوید کوهن، معاون وزارت دارایی آمریکا در امور تروریسم و اطلاعات مالی، با اعلام این خبر، ایران را به توسل به تمهیدات مجرمانه و پولشویی برای جابجایی نفت و پول خود متهم کرد. آقای کوهن گفت: “ما در رسوا و خنثی کردن تلاش‌های ایران از طریق بابک زنجانی یا دیمیتری کامبیس یا هر شریک جرم دیگری در آینده، برای فرار از تحریم‌های بین‌المللی و سوءاستفاده از نظام مالی جهانی بی رحمانه اقدام خواهیم کرد.”[۲۸]

فیلم و تصاویر جنجالی

  • در جریان استیضاح جنجالی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در مجلس و اتفاقات بعد از آن، احمدی نژاد قطعه فیلمی را افشا کرد که فاضل لاریجانی، برادر روسای قوای مقننه و قضائیه ایران را در حال پیشنهاد اعمال نفوذ برای رفع موانع اجرای معامله سازمان تأمین اجتماعی با آقای زنجانی نشان می‌داد.[۲۹] فیلم نشان دهنده یک جلسه بین سعید مرتضوی، زنجانی و میرکاظمی بود که نفرات حاضر در فیلم از ماجرای رشوه درخواستی ۳۰ میلیارد تومانی فاضل لاریجانی برای استفاده از نفوذ برادرانش در پیشبرد کارهای تجاری صحبت می‌کنند. بعدها زنجانی در مصاحبه‌ای با فرداد فرحزاد، خبرنگار بی‌بی‌سی فارسی تایید کرد که لاریجانی در یک ملاقات کوتاه به او پیشنهاد کمک در کارهای نقل و انتقال شرکت‌ها کرده ولی “در مقابل هیچ درخواستی نداشته است”.[۳۰]
  • تصاویری از او در سایت بازتاب امروز منتشر شد که او را مسلح به اسلحه کمری و اتوماتیک سبک در مکانی نا معلوم نشان می‌دهد..[۳۱] زنجانی این عکسها را مربوط به ۱۵ سال پیش و در منطقه اربیل عراق دانست و بیان کرد که برای حفاظت در سفرهای زمینی در عراق مسلح بودن مساله‌ای معمول است.[۳۲]
  • سایت بازتاب امروز تصویری از یک گذرنامه دانمارکی ظاهراً متعلق به بابک زنجانی منتشر و او را تبعه دانمارک خطاب کرد. زنجانی نیز همان تصویر را در سایت باشگاه راه آهن منتشر کرده و آنرا جعلی خواند. حقیقت در مورد تابعیت دانمارکی آقای زنجانی به دلیل نقص‌های مدارک طرفین دعوا (از جمله اینکه تاریخ تولد ذکر شده در تصویر پاسپورت با تاریخ تولد زنجانی در قطعنامه اتحادیه اروپا همخوانی ندارد) هنوز مشخص نیست.

  بیوگرافی بابک زنجانی

رابطه با سعید مرتضوی (سازمان تامین اجتماعی)

پس از تغییر در سازمان تامین اجتماعی، تفاهم نامه این سازمان با زنجانی لغو شد. این تفاهم نامه شامل معامله ۳٫۵ میلیارد یورویی بابک زنجانی برای تامین اجتماعی بود که از سوی سعید مرتضوی، مدیرعامل وقت این سازمان با زنجانی عقد شده بود تا چند شرکت تامین اجتماعی را خریداری کند. منبع آگاهی که خبرگزاری فارس نام او را ذکر نکرده، گفته است: «مرتضوی براساس این تفاهم نامه چند فقره چک به مبلغ ۳٫۵ میلیارد یورو به بابک زنجانی پرداخت کرده بوده اما هیچگونه پولی از فروش شرکت‌ها به سازمان وارد نشده است.» برپایه این گزارش بابک زنجانی چک‌هایی را که از سازمان تامین اجتماعی گرفته بود برای پرداخت بدهی‌های معوقه خود به وزارت نفت به مقامات این وزارتخانه داده بوده است. در شرایطی که توافق‌نامه تامین اجتماعی با زنجانی لغو شده مشخص نیست تکلیف این چک‌ها و پرداخت‌ها چه خواهد شد.[۳۳]

در گزارش تحقیق و تفحص مجلس شورای اسلامی، آمده بود که این تفاهم نامه دارای “اشکالات عدیده حقوقی” بوده و قوانین در آن رعایت نشده است. حواله ارزی واریز شده به ارزش بیش از ۴ میلیارد یورو به حساب سازمان تأمین اجتماعی در بانک مسکن، به دلیل تحریم‌های بین‌المللی قابلیت انتقال بین‌المللی نداشته است. همچنین سازمان تأمین اجتماعی قرار بوده شرکت‌های زیان‌ده خود را بفروشد، در حالی که تعدادی از شرکت‌های مورد تفاهم، از جمله پتروشیمی آبادان و پتروشیمی امیرکبیر سودآور بوده‌اند.[۳۴]

رابطه با سید حسن میرکاظمی

زنجانی که به گفته خودش دوست نزدیکی با سید حسن میرکاظمی است عکس منتشر شده در چت اختصاصی را از فیس بوک خودش دانسته و گفته که نمی دانسته این عکس این همه هیاهو می‌کند. در مصاحبه با بی‌بی‌سی نیز در مورد عکسهای دیگری که قبل تر از میرکاظمی مسلح به سلاح کمری در جریان تعقیب معترضین بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ در ایران متشر شده موضع گیری کرد و گفت: “میرکاظمی واقعاً خطایی نداشته و کار حرفه‌ای خودش را انجام داده است و در جریانات سال ۸۸ و بدلیل مسئولیتی که داشته یک سلاح هم به کمرش بوده و اتفاق خاصی نیافتاده است”. زنجانی اعتقاد دارد میرکاظمی برای دفاع از کشورش به اسلحه دست برده است.[۳۵]

زنجانی در گفتگو با بی‌بی‌سی فارسی ضمن تمجید از میرکاظمی گفت که او دوست نزدیکی است اما نه همکار تجاری[۳۶] در حالیکه در مصاحبه قبلی با سایت راه آهن میرکاظمی را از تجار خوب کشور خوانده بود..[۳۷]

سایت بازتاب در یادداشتی میرکاظمی را چهره اصلی حامی زنجانی در فعالیت‌های بزرگ اقتصادی او در ایران دانست.[۳۸] بابک زنجانی در گفتگو با تابناک می‌گوید: ایشان با ما دوست است و با وزیر اسبق نفت ایران هم هیچ رابطه خانوادگی ندارد. کاسبی خاصی هم با ایشان ندارم. فقط در گذشته یکی از هتل‌های وی را در کیش خریداری کردم و از آنجا هم همدیگر را شناختیم و چند مسافرت هم با هم رفتیم. ایشان هم به کشور بسیار کمک کرده همان سال ۸۸ خیلی‌ها به اسم لباس شخصی‌ها مردم را اذیت کردند و ایشان کسی بود که برای جان مردم روی موتور این‌ور آن‌ور می‌دوید اما از شانسش مثل فروش نفت ما هر کس یک چیزی درباره‌اش می‌گوید در حالی که انسانیت و کمک‌های ایشان برای خیلی‌ها پوشیده است.[۳۹]

حضور رسانه‌ای

او پنجشنبه شب ۲۶ بهمن ماه در جریان برنامه تلویزیونی شبکه جام جم با حضور مدیر عامل باشگاه و سرمربی تیم فوتبال راه‌آهن علی دایی[۴۰] تصاویر زیادی از فیلم‌های بازدید تیم راه آهن و علی دایی به همراه بابک زنجانی از پروژه‌های هولدینگ سورینت در کیش نمایش داده شد. این برنامه ترکیبی از توضیح فعالیت‌های تجاری گروه سورینت در کیش و فعالیت‌های فرهنگی، ورزشی تیم راه آهن و علی دایی و را شامل شد.[۴۱] او یکماه و نیم پس از انتشار فیلم مرتضوی و لاریجانی در مجلس و مطالبی که سایت بازتاب در موردش نوشته بود در یک گفتگوی اختصاصی در تاجیکستان با بی‌بی‌سی فارسی شرکت کرده و از عملکرد خود دفاع کرد.[۴۲]

از تازه‌ترین فعالیتهای بابک زنجانی سرمایه‌گذاری در فیلم “هیچ کجا هیچ کس” می‌باشد.

یکی از دستیاران ارشد زنجانی به خبرگزاری تدبیر می‌گوید حضور رسانه‌ای زنجانی و تبلیغات پرهزینه او برای شرکت‌هایش هیچ توجیه افتصادی نداشته و تنها برای جلب توجه و وارد شدن زنجانی به افکار عمومی بوده است تا خود را بیمه کرده و میلیاردری قهرمان معرفی کند. این تبلیغات دقیقا از زمان مشکلات تحریم زنجانی شروع شد.[۴۳]

بدهی به وزارت نفت

بیژن زنگنه وزیر نفت ایران روز سه شنبه ۱۹ شهریور ۹۲، (۱۰ سپتامبر ۲۰۱۳) گفت بابک زنجانی، تاجر ایرانی بیش از دو میلیارد دلار حاصل از فروش نفت ایران را به خزانه دولت واریز نکرده و وزارت نفت و مجلس ایران در حال پیگیری این مساله هستند. همچنین وی به خبرنگاران گفت که آقای زنجانی معتقد است که این پول به حسابش ریخته شده اما این حساب از طرف آمریکایی‌ها بلوکه شده است.[۴۴][۴۵]

پنج‌شنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۲ جلیل جعفری عضو کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی گفت: بدهی بابک زنجانی به وزارت نفت “دو میلیارد دلار نیست، بلکه دو میلیارد و ۸۰۰ میلیون دلار است”.[۴۶]

سه شنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۲ عضو هیات‌رییسه اتحادیه صادرکنندگان فرآورده‌های نفتی و پتروشیمی در گفتگو با روزنامه شرق گفت: بابک زنجانی مهره سوخته یک جریان است، جریانی که حالا چندان هم از تخریب او ناراضی نیستند.[۴۷]

زنجانی سخنان زنگنه را تکذیب کرده و گفت این پول در حساب شرکتی وابسته به وزارت نفت در خارج از کشور است و عدم انتقال این پول به وزارت نفت ربطی به او ندارد. اما بابک زنجانی در ویدئویی که بر روی سایت یوتیوب منتشر کرد، گفت که نقش او در این ماجرا صرفاً کمک به افتتاح حساب برای یکی از شرکت‌های وزارت نفت در بانکی بوده که او در آن کار می‌کرده است. به گفته او این شرکت در هنگ کنگ به ثبت رسیده است. از آنجایی که این شرکت به دلیل تحریم‌ها نمی‌توانسته برای نقل و انتقالات پولی خود حسابی در خارج از کشور داشته باشد، او صرفاً کمک کرده که این شرکتی بتواند حسابی در خارج از کشور باز کند تا پول عاید از فروش محصولات خود را دریافت کند. زنجانی گفت که به دلیل تحریمهای علیه او و بانکی که او در آن فعال بوده و شرکت زیر مجموعه وزارت نفت در آن حساب داشته، انتقال این پول به ایران فعلاً با مشکلاتی همراه است. زنجانی در واکنش به اظهارات زنگنه گفت: این حساب و موجودی آن توسط هیچ کشور و نهادی مسدود نشده و صرفاً مانع اصلی انتقال این پول به ایران این است که وزارت نفت می‌خواهد موجودی این حساب به حساب‌های وزارتخانه و یا بانک مرکزی واریز شود که به گفته آقای زنجانی عملاً به دلیل تحریم‌های بین‌المللی انتقال سویفتی این مبلغ به آن حساب‌ها امکانپذیر نیست. او گفت به محض اینکه شرکت هنگ کنگی وابسته به وزارت نفت حسابی را معرفی کند که برای انتقال سویفتی مشکلی نداشته باشد، بلافاصله این پول را به آن حساب منتقل خواهد کرد.[۴۸][۴۹]

زنجانی در واکنش به سخنان جلیل جعفری گفت: «کل مبلغ فروش ۱۹۰۰ میلیون یورو بوده که ۷۰۰ میلیون یورو آن را دریافت نموده‌اند و مابقی هم در حساب آن شرکت موجود است. این مبلغ توسط اتحادیه اروپا و آمریکا بلوکه نشده، علت عدم انتقال آن به حساب‌های خزانه کشور، تحریم بودن حساب‌های معرفی شده است و هیچ بانکی آمادگی دریافت مبلغ را ندارد و این موضوع به بنده مربوط نمی‌شود.»[۵۰]

زنجانی می‌گوید که در دو – سه سال گذشته بیش از ۱۷ میلیارد از درآمد حاصل از فروش نفت را به ایران منتقل کرده است.[۵۱]

زنجانی در مصاحبه با ایسنا خودش را “سرباز بسیجی در جبهه اقتصادی” معرفی کرد و گفته بود که همه فعالیت‌هایش زیر نظر وزیر نفت و مسئولان وقت و “کاملاً شفاف” بوده است.[۵۲][۵۳]

اما بعدا مشخص شد که گواهی بانک ملی تاجیکستان معتبر نیست. عبدالغفار قربان اف، سخنگوی بانک ملی تاجیکستان دیروز دوشنبه ۳۰ دسامبر به بی‌بی‌سی فارسی گفت: «نهاد ما هیچ گونه گواهی را در مورد انتقال ۲ میلیارد دلار در اختیار بابک زنجانی نگذاشته است و اگر سند تقلبی در این مورد باشد، بانک ما به آن هیچ دخلی ندارد.»[۵۴]

انتقال غیر قانونی طلا از ایران به ترکیه

در جریان ماجرای بحران فساد مالی ترکیه ۲۰۱۳ آذر ماه ۱۳۹۲ نام شرکت سورینت این بار در اتهام “انتقال غیرقانونی طلا از ایران به ترکیه” توسط مطبوعات آن کشور مطرح شد اما در ایران مقامات قضایی و دولتی موضع گیری در این باره نداشتند. وبگاه الف در این باره نوشت :”مطبوعات ترکیه با افشای انتقال غیرقانونی طلا از ایران به ترکیه و سپس دوبی، پای شرکت سورینت ایران را به این پرونده باز کردند. با بالاگرفتن دعوای سیاسی در آستانه انتخابات ریاست جمهوری ترکیه میان جناح وابسته به فتح الله گولن و رجب طیب اردوغان و افشای پی در پی فسادهای مقامات و آقازاده‌های دولتی، پای سورینت ایران هم به این پرونده باز شد. جریانات مربوط به کشف بیش از ۱٫۵ تن طلا در فرودگاه آتاتورک ترکیه بخشی از اتهامات مختلفی است که علیه آقازاده‌های کابینه اردوغان مطرح شده است. بنابراین گزارش، در تاریخ ۱ ژانویه ۲۰۱۳، هواپیمایی متعلق به خطوط هوایی یو. ال. اس با محموله ۱٫۵ تن طلا در فرودگاه آتاتورک متوقف می‌شود. مقصد بخشی از این طلاها شرکت‌های ترکیه‌ای بوده‌اند و بخشی نیز که به ادعای رسانه‌های ترکیه فاقد اسناد و مدارک رسمی بوده‌اند، متعلق به شرکت سورینت در ایران بوده‌اند. “[۵۵][۵۶]

گفته شده که ایران برای رضا ضراب امتیاز تاجر امین قائل شده است. بانک‌های ایرانی مرتبط با موضوع به شرح زیر است:[۵۷]

بانک پاسارگاد – بانک سامان – بانک کشاورزی – بانک پارسیان – بانک توسعه صادرات ایران – بانک سرمایه

بازداشت

متعاقب شکایت عده‌ای از نمایندگان مجلس در نامه‌ای گلایه‌آمیز ار سران ۳ قوه حکومت ایران، زنجانی در تاریخ ۹ دی ۱۳۹۲ بازداشت گردید. غلامحسین محسنی اژه‌ای دراین باره اظهار داشت:[۵۸] «بابک زنجانی با توجه به مسائل و اتهامات وارده در هفته‌های اخیر از سوی مراجع قضایی بازداشت شد.»

دستگیری زنجانی یک روز پس از دستور حسن روحانی صورت گرفت که به دولتش گفته بود با فساد اقتصادی خصوصا در مورد کسانی که برای پر کردن جیب خود از تحریم‌ها سود برده‌اند، مبارزه کند. البته او هرگز نامی ازبابک زنجانی نبرد اما بلافاصله بعد از این اظهارات این میلیاردر معروف بازداشت شد.[۵۹]

دو روز پیش از دستگیری زنجانی، محمدعلی پورمختار، رئیس کمیسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی، اعلام کرده بود که بابک زنجانی بدهی ۲٫۶ میلیون یورویی خود بابت فروش نفت ایران را به دولت پرداخت کرده است. مصطفی افضلی‌فرد، سخنگوی کمیسیون اصل ۹۰ مجلس شورای اسلامی یک روز پیش از دستگیری زنجانی مدعی شد که در ابتدا مسئولان بانک مرکزی ایران گمان کردند با توجه به اسناد و مدارک ارائه‌شده از جانب زنجانی، پول حاصل از فروش نفت در حساب این بانک می‌باشد؛ اما با بررسی بیشتر جعلی بودن این اسناد محرز شد و زنجانی مجرم شناخته شد.[۶۰]

دفاعیات و اقدامات حامیان

حامیان بابک زنجانی در صفحه فیس بوک او دفاعیه‌ای را منتشر کرده‌اند که در خبرگزاری ایسنا منتشر یافت. در این دفاعیه آمده است: «تنها موضوعی که قابل بحث است، چگونگی پرداخت تعهد آقای زنجانی است به دولت است که ایشان بسیار منطقی سخن می‌گویند: اگر کسی توانست هزار دلار از خارج به حساب بانک مرکزی واریز کند، من دو میلیارد دلار مابقی را واریز می‌کنم. آیا این آقایان می‌دانند که ایران تحریم است؟ می‌دانند که تحریم معنی‌اش چیست و آیا تاکنون شده است که به یک بانک خارجی مراجعه نمایند تا با دیدن پاسپورت ایرانی ایشان را بدون هیچ عذرخواهی از بانک بیرون کنند؟ آیا اصلاً ایشان مراحل فروش نفت را می‌دانند؟ آیا از عملیات بانکی برای انتقال پول از یک کشور به یک کشور دیگر آگاه هستند؟ آیا می‌دانند که یک بشکه نفت خام چند لیتر است و ظرفیت یک نفت‌کش چند میلیون بشکه است؟ آیا می‌دانند که بانک اچ اس بی سی مدت‌ها با حذف نام ایران در آدرس سویفت‌ها، میلیاردها دلار را برای ایران جا به جا می‌کرد و کمسیون میلیون دلاری می‌گرفت؟ آیا می‌دانند که این بانک سر آخر یک میلیارد و دویست میلیون دلار به خاطر این کارش جریمه شد و این جریمه هنوز برایش می‌صرفید؟»[۶۱]

پرداخت بدهی‌ها

محسنی اژه‌ای در بهمن ۱۳۹۲ از توقیف کلیه اموال زنجانی در داخل و خارج از ایران خبر داد که با همکاری خود زنجانی در معرفی این دارایی‌ها همراه بوده است. وی از بدهی ۹۰۰۰ میلیارد تومانی زنجانی به وزارت نفت و تصمیم قوه قضائیه برای توقیف این میزان ارزش از دارایی‌های زنجانی خبر داد. وی معتقد است حتی با فروختن بخشی از دارایی‌های زنجانی که در داخل ایران موجود است، می‌توان بدهی مزبور به وزارت نفت ایران را تصویه کرد.[۶۲] اما این ادعای اژه‌ای توسط مصطفی پورمحمدی و عزت‌الله یوسفیان ملا رد شد و ایشان اذعان کردند که دارایی‌های داخل کشور زنجانی مبلغ ناچیزی از بدهی‌هایش را شامل می‌شود و می‌بایست برای پرداخت کامل بدهی‌ها، دارایی‌های وی در خارج از کشور را به داخل منتقل کنیم. یوسفیان ملا در این باره گفت: «بر اساس برآوردهای ما در ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی، در خوشبینانه‌ترین حالت میزان اموال زنجانی در داخل حدود ۴۰۰۰ میلیارد تومان است که در واقع حتی نیمی از بدهی بابک زنجانی به وزارت نفت را هم شامل نمی‌شود.»[۶۳]

از طرف دیگر به گفته یوسفیان ملا، کشورهایی که زنجانی در آن‌ها حساب داشته، حاضر نیستند به راحتی پول‌های زنجانی را به ایران بازگردانند. به عنوان مثال در یک مورد، در مالزی به شرطی حاضر شدند دارایی‌های زنجانی را به ایران تحویل دهند که به آنها باجی پرداخت شود.[۶۴]

در ۲۰ فروردین ۱۳۹۳ از رئیس وقت کمیسیون اصل ۹۰ مجلس شورای اسلامی نقل شد که «ادعای بابک زنجانی مبنی بر بلوکه شدن دو میلیارد یورو از دارایی‌های او در خارج از کشور صحت ندارد و اساسا نمی‌توان به تسویه بدهی‌های او به وزارت نفت امیدوار بود. او به جز پول‌های بلوکه‌شده‌ای که حالا دروغ از کار در آمده، املاک و سرمایه‌های دیگری در خارج دارد که به فکر آن هستیم که این اموال را تبدیل به پول کرده و به کشور بازگردانیم.

بیوگرافی بابک زنجانی

بابک زنجانی

بیوگرافی بابک زنجانی

بابک زنجانی

بیوگرافی بابک زنجانی

بابک زنجانی

بیوگرافی بابک زنجانی

بابک زنجانی

بیوگرافی بابک زنجانی

بابک زنجانی

بیوگرافی بابک زنجانی

بابک زنجانی

بیوگرافی بابک زنجانی

بابک زنجانی

بیوگرافی بابک زنجانی

بابک زنجانی

بیوگرافی بابک زنجانی

بابک زنجانی

بیوگرافی بابک زنجانی

بابک زنجانی