كسي كه هرگز تحت فشار نزيسته باشد، آزادي را لمس نمي كند.
خوش آمدید - امروز : سه شنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۷

بیوگرافی بازیگران زن ایران

بیوگرافی و زندگینامه رعنا آزادی ور + عکس

بیوگرافی و زندگینامه رعنا آزادی ور + عکس

رعنا آزادی ور | بیوگرافی و عکس های رعنا آزادی ور

Picture-and-life-Rana-azadi var-photo (1)

عکس های جدید و دیدنی رعنا آزادی ور بازیگر خوب کشورمان را به همراه بیوگرافی رعنا آزادی ور مشاهده می کنید.

عکس های رعنا آزادی ور بیوگرافی رعنا آزادی ور در تاپ ناز

Picture-and-life-Rana-azadi var-photo (2)

بیوگرافی رعنا آزادی ور

رعنا آزادی‌ ور بازیگر ۳۲ ساله (متولد ۱۷ فروردین ۱۳۶۲ در تهران) سینما ، تلویزیون و تئاتر ایران است. وی با بازی در فیلم مارمولک (کمال تبریزی، ۱۳۸۲) فعالیت در سینما را آغاز کرد و با یک سال دوری از سینما با بازی در سه فیلم در سال ۱۳۸۴ موقیعت خود را در سینما تثبیت کرد.

رعنا آزادی‌ ور با بازی در فیلم پارک وی (فریدون جیرانی، ۱۳۸۵) برای بار نخست بازی در نقش اول را همراه با نیما شاهرخ شاهی تجربه کرد. او در فیلم درباره الی نقش همسر یکی از زوج‌ های جوان فیلم را بازی می‌ کند که در داستان سه روزه سفر این زوج‌ ها به شمال در گیر است و با بازی در این نقش در سیر داستان هم پای سایر شخصیت‌ های داستان با اتفاقات روبرو می شود.

Picture-and-life-Rana-azadi var-photo (3)

رعنا آزادی ور | عکس های جذاب و بیوگرافی رعنا آزادی ور

Picture-and-life-Rana-azadi var-photo (4)

Picture-and-life-Rana-azadi var-photo (5)

بیوگرافی و زندگینامه رعنا آزادی ور + عکس

Picture-and-life-Rana-azadi var-photo (6)

Picture-and-life-Rana-azadi var-photo (7)

بیوگرافی و زندگینامه رعنا آزادی ور + عکس Picture-and-life-Rana-azadi var-photo (8)

بیوگرافی و زندگینامه رعنا آزادی ور + عکس

بیوگرافی و زندگینامه آزاده صمدی + عکس

بیوگرافی و زندگینامه آزاده صمدی + عکس

بیوگرافی آزاده صمدی + تصاویر آزاده صمدی

آزاده صمدی

زمینه فعالیت : سینما و تلویزیون و تئاتر
تولد : ۱۷ دی ۱۳۵۷ (٣۵ سال)
لاهیجان
ملیت  :  ایران
پیشه : بازیگر
همسر(ها) : هومن سیدی (۱۳۸۶ تا ۱۳۹۲)

 آزاده صمدی,بیوگرافی آزاده صمدی,عکس های آزاده صمدی

آزاده صمدی (زاده ۱۷ دی ۱۳۵۷ در لاهیجان) بازیگر تئاتر و تلویزیون ایرانی است. صمدی با بازی در مجموعه تلویزیونی راه بی‌پایان به شهرت رسید.

زندگینامه
او پس از گذراندن دوره کارشناسی تئاتر در دانشگاه سوره، دوره کلاس‌های بازیگری کارنامه (با مدیریت پرویز پرستویی) گذراند. در تئاتر «بی‌شیر و شکر» حمید امجد ایفای نقش کرد. سپس در تله‌تئاتر «دریاروندگان» محمد عاقبتی بازی و پس از مدتی برای بازی در سریال تلویزیونی «راه بی‌پایان» همایون اسعدیان انتخاب شد.

آزاده صمدی در فیلم کوتاه «۳۵ متری سطح آب» و «دندان آبی» هومن سیدی (همسر سابقش) به تهیه‌کنندگی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی و مجید علی‌حسینی و «هیچکس با هیچکس سخن نمی‌گوید» امیر فرشاد ابراهیمی و میترا حجار نیز بازی کرده‌است.

آزاده صمدی در سال ۱۳۸۶ با هومن سیدی ازدواج کرد که حاصل این ازدواج یک دختر بود. وی در سال ۱۳۹۳ از هومن سیدی طلاق گرفت.

فیلم هایی که آزاده صمدی در آنها ایفای نقش کرده است
سینمایی
۱ – طبقهٔ حساس (۱۳۹۲)
۲ – سیزده (۱۳۹۱)
۳ – آفریقا (۱۳۸۹ هومن سیدی)

مجموعه تلویزیونی
*  انقلاب زیبا (۱۳۹۳)
*   حیرانی (۱۳۹۱)
*  سی امین روز (۱۳۹۰)
*  گاوصندوق (۱۳۸۸)
ر راه بی‌پایان (۱۳۸۶)

تئاتر
* بی شیر و شکر (حمید امجد)
*  دریا روندگان (محمد عاقبتی)
*  روایت ناتمام یک فصل معلق (هومن سیدی)
* نمایش P2 (سید مرتضی میرمنتظمی)

 آزاده صمدی,بیوگرافی آزاده صمدی,عکس های آزاده صمدی

فیلم کوتاه
*   ۳۵متری سطح آب (هومن سیدی)
*  دندان آبی (هومن سیدی)
*    هیچکس با هیچکس سخن نمی‌گوید (امید بنکدار و کیوان علی محمدی)

جوایز
* دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول زن (بخش آثار ویدیویی) از بیست و نهمین دوره جشنواره فیلم فجر برای فیلم آفریقا

گفتگویی کوتاه با آزاده صمدی

*   بازیگری برای آزاده صمدی چه تعریفی دارد؟    
اگر بخواهم درباره بازیگری بگویم، باید به دوران بچگی‌ام برگردم. بچه خیال‌پردازی بودم و دوست داشتم رویاپردازی کنم. در خیالاتم خودم را جای آدم‌های مختلف می‌گذاشتم و بازی می‌کردم. رویای زندگی و زیستن به جای دیگران همیشه با من بود. هنوز هم این بازی برایم ادامه دارد، تنها فرقش این است که الان جلوی دوربین بازی می‌کنم. البته بازیگری تعریف آکادمیکی هم دارد، اما برای من معنا و تعریفش این است. این‌که جای آدم‌های مختلف، زندگی و فکر کنم، هنوز هم مثل دوران کودکی جالب است.

*  با این تعریف از بازیگری چقدر به این کار، حرفه‌ای نگاه می‌کنید و برایتان به عنوان شغل و منبع درآمد، جدی است؟اصلا اگر از شما بپرسند چه کاره هستید، می‌گویید بازیگرم؟
نه اینطوری نیست که بگویم بازیگری هم می‌کنم. من بازیگرم و این شغل و حرفه‌ام است. اما بیشتر به دیده هنر به آن نگاه می‌کنم. خودم را بازیگر می‌دانم و اگر شرایطی پیش بیاید که ۱۰ سال در خانه بمانم و کاری که راضی‌ام بکند به من پیشنهاد نشود، باز هم خودم را بازیگر می‌دانم.

*  به نظر می‌آید به کار تلویزیونی بیشتر از سینما دلبسته هستید؟ 
شرایط طوری بوده که بیشتر کار تلویزیونی انجام دادم و با تلویزیون شروع کردم. البته قبل از آن تئاتر بی شیر و شکر را به کارگردانی حمید امجد داشتم اما این‌ها هیچ کدام به این معنی نیست که یکی را بر دیگری ترجیح می‌دهم. خودم هم نمی‌دانم  در آینده درکدام یک از این‌ها بیشتر حضور خواهم داشت. تا امروز بیشتر کار تلویزیونی داشتم منتها در راهی که پیش می‌روم ممکن است تصمیم‌های دیگری بگیرم. امسال تصمیم گرفتم کار تلویزیونی نکنم. این تصمیم فعلی من است و معلوم نیست در آینده چه بشود. شاید دوباره به تئاتر برگردم یا کار سینمایی انجام بدهم.

*  نمی‌ترسید از اینکه این سخت‌گیری و کم کاری باعث شود به مرور از یاد‌ها بروید و پیشنهاد کار نداشته باشید؟
فعلا چند تا کار دارم که خب در طول پخش آنها کارم دیده خواهد شد اما حق با شماست ممکن هم هست مدتی کار خوبی که بپسندم بهم پیشنهاد نشود و فراموش شوم اما به هر حال مسیری که انتخاب کردم این است و تصمیم دارم با همین اصول و ارزش‌ها کار کنم. بازیگر‌های دیگری هم هستند که با همین باور‌ها کار کردند، چند سالی هم نبودند و دوباره با یک کار خوب برگشتند نزدیک‌ترین مثالی هم که می‌توانم بزنم خانم ویشکا آسایش است.

*   چقدر به عنوان یک زن پیشرفت در کار برایتان سخت‌تر است و با چه مشکلاتی باید دست و پنجه نرم کنید؟
شخصا دوست ندارم برای هیچ چیز تفکیک جنسیتی قائل بشوم. می‌دانم که در جامعه ما در بسیاری حوزه‌ها این تفکیک وجود دارد ولی من سعی می‌کنم اینجوری به آن نگاه نکنم تا کمتر اذیت بشوم چون به هر حال این مسائل آزار دهنده است و حقایقی است که وجود دارند. اما من فکر می‌کنم در نهایت وقتی نمی‌توانم چیزی را تغییر بدهم بهتر است به آن فکر نکنم و کار خودم را انجام بدهم، کارهایی که دوست دارم. شاید گاهی فکر کردن به این ماجرا‌ها جلوی راهم را بگیرد یا سرعت حرکتم را کند و اذیتم بکند. خیلی که راجع به این ناحقی‌ها حرف می‌زنیم صحبت‌هایمان به شعار تبدیل می‌شوند و زیاد که شعارهایمان را تکرار می‌کنیم تبدیل به غر می‌شود. من هم نه اهل شعار هستم و نه اهل غر زدن.

*   همیشه این دیدگاه را داشتید یا بالارفتن سن هم در رسیدن به این دیدگاه‌ها تاثیر داشته؟
قطعا سن تاثیر داشته. البته دقیق نمی‌توانم بگویم بیشتر تاثیر سن است یا تجربه. چون من کار را دیر شروع کردم و ۷، ۸ سالی بیشتر نیست کار می‌کنم شاید همین تجربیاتی که الان دارم دیگرانی که مثلا در ۲۳ سالگی وارد این عرصه شدند ، زودتر به دست آورده باشند.

* خودتان را آدم موفقی می دانید؟
نمی دانم، این چیزی است که دیگران باید درباره اش نظر بدهند.

*  بالاخره هر کسی احساس شخصی هم نسبت به موفقیت خودش دارد؟
ببینید واقعا سخت است. هر کسی از موفقیت تعریف و برداشت خاصی دارد و به نظرم مسئله ای نسبی است. اما به هر حال برای موفقیت تلاش می کنم و سعی می کنم طوری زندگی کنم که در آینده احساس موفقیت کنم. اما اینطور نیست که هر روز از خودم بپرسم الان موفق هستم یا نه.

*  برای موفقیت از چه چیزهایی گذشتید؟
اکثریت دوست دارند چه از نظر بحث مالی و چه به خاطر بیشتر دیده و مطرح شدن، زیاد کار کنند اما من به این میل غلبه کردم و سعی کردم گزیده کاری خودم را حفظ کنم و هر کاری را قبول نکنم. طبیعتا خیلی سخت است اما با تعریفی که من از موفقیت دارم بیشتر هم خوانی دارد و فکر می کنم برای رسیدن به آن اهدافی که در نظر دارم باید سختگیر باشم و هر کاری را قبول نکنم.

*  به نظرتان برای خوشبخت بودن باید موفق بود؟
خوشبختی و موفقیت دو مفهوم مستقل و جدا هستند. یعنی موفقیت الزاما خوشبختی نمی آورد و ممکن است یک نفر از نظر اکثریت، آدم موفقی نباشد اما خوشبخت باشد. البته موفقیت شاید بتواند به کسب احساس خوشبختی کمک کند.

تصاویر آزاده صمدی

 آزاده صمدی,بیوگرافی آزاده صمدی,عکس های آزاده صمدی

آزاده صمدی

 آزاده صمدی,بیوگرافی آزاده صمدی,عکس های آزاده صمدی

تصاویر آزاده صمدی

 آزاده صمدی,بیوگرافی آزاده صمدی,عکس های آزاده صمدی

عکس های آزاده صمدی

 آزاده صمدی,بیوگرافی آزاده صمدی,عکس های آزاده صمدی

تصاویر جدید آزاده صمدی

 آزاده صمدی,بیوگرافی آزاده صمدی,عکس های آزاده صمدی

منبع:wikipedia.org

بیوگرافی و زندگینامه پریناز ایزدیار + عکس و قصه ی زندگی وی

بیوگرافی و زندگینامه پریناز ایزدیار + عکس و قصه ی زندگی وی

بیوگرافی پریناز ایزدیار

بیوگرافی پریناز ایزدیار

نام اصلی پریناز ایزدیار
تولد ۸ شهریور ۱۳۶۴
بابل
محل زندگی تهران
ملیت ایران
پیشه بازیگری
سال‌های فعالیت از ۱۳۸۵-اکنون

بیوگرافی پریناز ایزدیار

پریناز ایزدیار متولد ۸ شهریور ۱۳۶۴ است و مدرک کارشناسی گرافیک دارد.

بیوگرافی پریناز ایزدیار

وی دارای تحصیلات لیسانس گرافیک می‌باشد. در سال ۱۳۸۵ برای بازی در فیلم سینمایی یک شهر یک مرد تست بازیگری داد و قبول شد. ایزدیار در تله فیلمهای زیادی بازی کرد و با کارگردان‌هایی همچون فرزاد موتمن، مسعود آب‌پرور، سعید ابراهیمی فر و علیرضا امینی کار کرد و در یک فیلم سینمایی به نام داشتن یا نداشتن بازی کرد. پنج کیلومتر تا بهشت، اولین سریال او بود که در ماه رمضان پخش شد. وی در این سریال موفقیت زیادی کسب کرد. او همچنین در فیلم ورود آقایان ممنوع در چند سکانس بازی کرد ولی نسبت به بازی در سریال پنج کیلومتر تا بهشت موفقیت چشمگیری کسب نکرد.

بیوگرافی پریناز ایزدیار

مخالفت خانواده
خانوادهٔ او موافق تحصیل او در رشتهٔ بازیگری نبودند به خاطر همین در دبیرستان مجبور شد که رشتهٔ تجربی را انتخاب کند ولی سپس در دوران پیش دانشگاهی به رشتهٔ هنر تغییر رشته داد. پدر ایشان یکی از مخالف‌های سر سخت رشتهٔ وی بود. پدرش مایل بود که او رشتهٔ وکالت بخواند ولی برعکس مادرش خیلی مایل بود که او رشتهٔ بازیگری را ادامه دهد.

بیوگرافی پریناز ایزدیار

حاشیه
در آبان ماه سال ۹۱ هنگامی که پریناز ایزدیار در حال فیلم‌برداری مجموعه تلویزیونی زمانه بود مورد حمله یک مرد شرور قرار گرفت.

بیوگرافی پریناز ایزدیار

کار خیر
او همراه با کامران تفتی و فرزاد حسنی در نمایشنامه خوانی سفر به بی‌نهایت دور به کارگردانی محمد میرعلی اکبری برای کمک به موسسهٔ محک که مخصوص کودکان سرطانی است برنامه‌ای اجرا کردند. آن‌ها تمام پول بدست آمده را به آن موسسه واگذار کردند.

بیوگرافی پریناز ایزدیار

دوران کودکی پریناز ایزدیار
در دوران کودکی به شدت شیطان بودم. اغلب اوقات خرابکاری می‌کردم و روی در و دیوار نقاشی می‌کشیدم و اصولا کوچه را برای بازی انتخاب می‌کردم تا به خانه آوردن من، امری مشکل برای خانواده محسوب شود. چون تمام مدت، در حال حرکت بودم و به همراه برادرم فوتبال بازی می‌کردم. به یاد دارم، در آن زمان، مادرم اجازه نمی‌داد که ظهرها بیرون بروم و با بچه‌ها بازی کنم و من را مجبور می‌کرد که بخوابم، اما متاسفانه هر چه سعی می‌کردم، خوابم نمی‌برد، به همین دلیل برای آن‌که، آن ساعات طی شود، آن قدر از زیر در با دوستانم صحبت می‌کردم، تا یکی از اعضای خانواده بیدار شود و به من مجوز بیرون رفتن را بدهد!!

بیوگرافی پریناز ایزدیار

پریناز ایزدیار و مادرش

بیوگرافی پریناز ایزدیار

دوران کودکی پریناز ایزدیار

مصاحبه با پریناز ایزدیار

بیوگرافی پریناز ایزدیار

می‌خواستند پزشک شوم
اصالت من برمی‌گردد به شمال ایران (بابل). دوران بچگی‌ام در ساری گذشته و چند سالی در بابل و بعد تهران. تمام دوران دبستانم را در ساری گذراندم، دوره راهنمایی را در تهران درس خواندم و دبیرستان را در بابل اما برای پیش‌دانشگاهی دوباره به تهران آمدیم.  در دبیرستان رشته تجربی می‌‌خواندم اما بعد از چندوقت تغییر رشته دادم و برای پیش‌دانشگاهی رشته هنر را انتخاب و در کنکور هنر شرکت کردم. خانواده من مهم‌ترین معیاری که بیشتر از هر چیزی همیشه برایشان مهم بوده تحصیلات است. من تنها کسی هستم که در کل خانواده‌ام در رشته هنر تحصیل کرده‌ام؛ چه در خانواده پدری و چه در خانواده مادری. بیشتر افراد خانواده‌‌ام پزشک هستند. دوست داشتند که من هم یا پزشک شوم یا مثل پدرم وکیل اما خب علاقه من به هنر باعث شد به این سمت کشیده شوم. در دانشگاه هم رشته گرافیک را دنبال کردم.

بیوگرافی پریناز ایزدیار

همیشه دستم در جیب خودم بوده
من در خانواده‌ای بزرگ شده‌ام که همیشه آن چیزی را که دلم می‌خواهد به دست می‌آورم. می‌توان گفت سطح مالی ما متوسط رو به خوب بود، یعنی هیچ‌وقت نیاز مالی را حس نکردم اما از وقتی که شروع به کار کردم خودم حسابم را از خانواده جدا و سعی کردم دستم در جیب خودم باشد. نمی‌گویم از پدر و مادرم کمک نمی‌گیرم اما تلاشم این است که خودم کارهایم را پیش ببرم. از دوران بچگی به بازیگری علاقه داشتم. یادم می‌آید در دوران مدرسه هر نمایش و تئاتری که برگزار می‌شد من همیشه اولین نفر ‌بودم که برای بازی حاضر می‌شدم. اما اصولا آدم وقتی در شرایطی بزرگ می‌شود که می‌بیند همه افراد خانواده پزشک هستند حتی خواهر و برادرهایش هم در رشته پزشکی تحصیل کرده‌اند، فکر می‌کند خودش هم حتما باید در این رشته تحصیل کند به همین دلیل من هم تصمیم گرفتم پزشک شوم و در دبیرستان رشته تجربی را انتخاب کردم اما بعد از مدتی متوجه شدم به شدت به هنر علاقه دارم به‌خصوص به رشته نقاشی. برای خانواده‌ام پذیرفتن ادامه تحصیل من در رشته هنر خیلی سخت بود اما کم‌کم به علاقه من احترام گذاشتند و با من کنار آمدند.

بیوگرافی پریناز ایزدیار

داشتم زهره‌ترک می‌شدم
باورتان نمی‌شود وقتی برای اولین‌بار روبه‌روی دوربین قرار گرفتم چه حس وحشتناکی داشتم؛ حال بد همراه با استرس زیاد. درست برعکس الان که خیلی عاشقانه روبه‌روی دوربین قرار می‌گیرم. البته آن‌موقع کسی متوجه اضطراب من نشد. چنان خودم را با اعتمادبه‌نفس نشان دادم که هیچ‌کس متوجه حال من نشد و هرطور بود سعی کردم اجازه ندهم ترس بر من غلبه کند.

بیوگرافی پریناز ایزدیار

دایی و خاله مرحوم پریناز ایزدیار

بازیگرانی که صورتشان را جراحی کرده‌اند همه شبیه هم هستند
بازیگرانی که جراحی زیبایی انجام دادند همه شبیه هم هستند. به نظر من طبیعی بودن صورت خیلی مهم است و علاقه‌ای به جراحی‌های زیبایی ندارم. شاید اگر سنم بالا برود این کار را انجام دهم اما الان فکر می‌کنم به اعضای صورتم برای کار کردن نیاز دارم و فکر می‌کنم بازیگرهایی که بوتاکس می‌زنند میمیک صورتشان را به هم می‌ریزند و همه شبیه همدیگر می‌شوند بنابراین برای از دست ندادن نقش‌ها هم که شده جراحی زیبایی انجام نمی‌دهم.

 بیوگرافی پریناز ایزدیار

۱۷ سالگی پریناز ایزدیار

بارها فقر را تجربه کردم
من از وقتی که حساب و کتابم را از خانواده‌ام جدا کردم و سعی کردم روی پای خودم بایستم بارها و بارها مزه فقر را چشیده‌ام چون می‌خواستم مستقل باشم و از خانواده طلب پول نکنم، در صورتی که اگر درخواست می‌کردم حتما حمایتم می‌کردند اما با بی‌پولی کنار آمدم. لحظاتی را داشتم که حتی به یک رقم خیلی کم احتیاج داشتم اما همه این روزها گذراست. من فکر می‌کنم  بسیاری از کسانی که در این حرفه مشغول به کار هستند حتما شرایط نداری را تجربه کرده‌اند و  بهنظرم  این شرایط آدم را می‌سازد.

بیوگرافی پریناز ایزدیار

ولخرجی می‌کنم، پول کم می‌‌آورم
اولین دستمزد من سال ۸۴، ۵۰۰ هزار تومان بود. یادم می‌آید خیلی سریع همه درآمدم را خرج کردم. در کل آدم ولخرجی هستم چون خیلی زود هیجان‌زده می‌شوم، بعد که پول کم می‌آورم با خودم می‌گویم ای کاش ولخرج نبودم. تا یکی، دو سال پیش همه پولم را بابت لباس خریدن صرف می‌کردم و وقتی پول بابت کارهای واجب‌ترم باقی نمی‌ماند لباس‌ها را جلوی چشمم می‌گذاشتم و می‌گفتم حالا با شماها چه کنم (می‌خندد).

بیوگرافی پریناز ایزدیار

پریناز ایزدیار در سریال شهرزاد

دروغم لو رفت و خجالت کشیدم!
برایم پیش آمده که به کسی دروغ بگویم. آن شخص متوجه دروغگویی من شده و حسابی خجالت کشیده‌ام. البته دروغ آنقدر بزرگ نبوده که مثل داستان سریال زندگی‌ام از هم بپاشد اما فکر می‌کنم وقتی دروغ می‌گویی، مجبور می‌شوی پشت سر هم دروغت را ادامه بدهی. یعنی یک دروغ می‌تواند تو را مجبور کند صد دروغ دیگر بگویی، بنابراین بهتر است از ابتدا راستش را بگویی. اگر قرار است کسی ترکت کند و کسی به خاطر راستگویی‌ات تو را قضاوت کند به نفع توست که قضاوت شوی. مهم این است که خودت می‌دانی صادق بوده‌ای.

 بیوگرافی پریناز ایزدیار

دوست دارم ازدواج کنم و بچه‌دار شوم
من ازدواج کردن را دوست دارم. به خصوص که عاشق بچه هستم و عاشق تجربه کردن احساس مادری. اما فکر می‌کنم ازدواج یک پختگی لازم دارد که من هنوز به آن نرسیده‌ام. این پختگی دوطرفه است. هم زن و هم مرد باید به جایی رسیده باشند که مسئولیت یک زندگی را دونفری به دوش بکشند. به نظرم این اشتباه است که فکر کنی همه چیز به عهده مرد است. از آن مهم‌تر توانایی تربیت بچه است. با شرایط امروز دنیا تحویل دادن یک بچه خوب و سالمی که خود بچه هم از به دنیا آمدنش راضی باشد و این قضیه قدیمی که بچه‌ها به پدر، مادرهایشان می‌گویند چرا ما را به دنیا آورده‌ای تکرار نشود یک لیاقت می‌خواهد که آدم‌ها باید به آن برسند. من فکر می‌کنم که در مورد هنرمندان اگر ازدواج‌گریزی وجود دارد به خاطر مشغله کاری زیاد آنهاست. من آنقدر کارم فشرده است که فرصت دیدن خانواده‌ام را هم نمی‌توانم پیدا کنم. حالا فرض کنید اگر ازدواج کرده بودم و بچه داشتم چطور باید با شرایط کنار می‌آمدم. من فکر می‌کنم این  موضوع  باعث دور شدن اهالی سینما از ازدواج شده است. فکر می‌کنم اگر به جایی برسی که بخواهی تشکیل خانواده بدهی باید کارت را گزیده‌تر انتخاب کنی که بتوانی وقت بیشتری برای همسر و فرزندانت بگذاری.

بیوگرافی پریناز ایزدیار

لحظه تحویل سال به چه کسی نگاه می کنید؟
به ساعم! اصلا توی سفره به چیزی نگاه نمی کنم. قبلا که با خانواده زندگی می کردم، به مادرم نگاه می کردم اما امسال فکر می کنم لحظه سال تحویل تنها باشم چون خانواده ام شمال زندگی می کنند.

بیوگرافی پریناز ایزدیار

نسبت به فامیل هایی که ۱۰ سال یک بار در نوروز می بینید، چه حس و واکنشی دارید؟
چنین کسی را در فامیل هایمان نداریم چون من هر سال می روم همه فامیل هایمان را می بینم. مگر آنهایی که ایران نباشند. من کلا خیلی خانواده دوست هستم و از دیدن خانواده و فامیل هایمان ذوق می کنم.

بیوگرافی پریناز ایزدیار

روی اعصاب ترین عیدی زندگی تان چه بوده؟
از بچگی خیلی عیدی گرفته ام ولی بدترین هایش چیزهایی مثل کتاب و دفتر بود که به درس و مشق ربط داشتند. کلا از بچگی از درس متنفر بودم.

بیوگرافی پریناز ایزدیار

رکورد خواب عیدتان چقدر بوده؟ تا حالا روزی از عید وجود داشته که کاری نداشته باشید و زودتر از ساعت ۱۰ بیدار شده باشید؟
یادم هست یک بار ۲۸ ساعت خوابیدم. خیلی خسته بودم و جوری عمیق خوابیده بودم که اگر کنار گوشم بمب  هم می ترکاندند بیدار نمیشدم.

به همه آدم های دیگر هم پیشنهاد می کنم در عید بخوابند چون روزهای دیگر سال که آدم اصلا وقت نمی کند بخوابد.

 بیوگرافی پریناز ایزدیار

اخبار مرتبط:

بیوگرافی و زندگینامه آزیتا حاجیان + عکس

بیوگرافی و زندگینامه آزیتا حاجیان + عکس

بیوگرافی آزیتا حاجیان + تصاویر آزیتا حاجیان


زندگینامه آزیتا حاجیان

آزیتا حاجیان (زاده ۲۱ دی ۱۳۳۶، تهران) بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون ایرانی است

آزیتا حاجیان فعالیت در سینما را از سال ۱۳۶۸ با فیلم «دزد عروسک‌ها» ساخته محمدرضا هنرمند آغاز کرد. وی در سال ۱۳۷۷ در هفدهمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم فجر برای بازی در فیلم روبان قرمز به کارگردانی ابراهیم حاتمی‌کیا برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن در بخش بین‌الملل شد.

آزیتا حاجیان
نام اصلی : هدی حاجیان
زمینه فعالیت : تلویزیون، سینما و تئاتر
تولد : ۲۱ دی ۱۳۳۶
۱۱ ژانویهٔ ۱۹۵۸ ‏(۵۷ سال)
ملیت : ایرانی
پیشه : بازیگر
سال‌های فعالیت :  سینما از ۱۳۶۸ تا کنون
تئاتر از ۱۳۵۴
همسر(ها)  : محمدرضا شریفی‌نیا (همسر سابق) محمد کریمی هراتی 
فرزندان : مهراوه شریفی‌نیا (۱۳۶۰) – ملیکا شریفی‌نیا (۱۳۶۵)
مدرک تحصیلی :  لیسانس رشته بازیگری و کارگردانی تئاتر از دانشگاه هنر.

آزیتا حاجیان (زاده ۲۱ دی ۱۳۳۶، تهران) بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون ایرانی است.

زندگی آزیتا حاجیان
حاجیان لیسانس بازیگری و کارگردانی تئاتر از دانشکده هنرهای دراماتیکِ دانشگاه هنر است. آغاز فعالیت هنری او از ۱۳۵۴ با نمایش «خورشید خانم آفتاب کن» بود. از دیگر نمایش‌های آزیتا حاجیان می‌توان به «بهرام چوبینه»، «ژاندارک»، «نسل آواره»، «نمایش بی کلام»، «دایره گچی قفقازی» و … اشاره کرد.

آزیتا حاجیان فعالیت در سینما را از سال ۱۳۶۸ با فیلم «دزد عروسک‌ها» ساخته محمدرضا هنرمند آغاز کرد. وی در سال ۱۳۷۷ در هفدهمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم فجر برای بازی در فیلم روبان قرمز به کارگردانی ابراهیم حاتمی‌کیا برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن در بخش بین‌الملل شد.

زندگی شخصی آزیتا حاجیان
آزیتا حاجیان پس از جدایی از محمدرضا شریفی نیا با محمد کریمی هراتی ازدواج کرد. همسر وی در سال ۱۳۵۶ هم دانشگاهی او در دانشکده هنرهای دراماتیک بوده، وی طراح صحنه تئاتر هست و در یکی از نمایش‌ها که حاجیان نقش ژاندارک را بر عهده داشت به عنوان طراح صحنه در کنار گروه حضور داشت. آقای هراتی رشته طراحی داخلی را در کانادا خوانده‌‌است

زندگینامه آزیتا حاجیان

 حاجیان لیسانس بازیگری و کارگردانی تئاتر از دانشکده هنرهای دراماتیکِ دانشگاه هنر است

گفتگو با آزیتا حاجبان خانم بی حاشیه

در شرایط پرتنش و پر از اضطراب جامعه ما خیلی از افراد هستند که دنبال راه های مختلف برای رسیدن به آرامش و ثبات می گردند. خیلی ها دوست دارند در این زمینه از تجربه های افرادی که آرامش دارند استفاده کنند و شیوه زندگی آنها را الگو قرار دهند.

سراغ یکی از بازیگرانی رفتیم که به سمبل آرامش معروف است آزیتا حاجیان همیشه به عنوان بازیگری آرام و انرژی مثبت شناخته می شد. چه دوستان و آشنایان این بازیگر و چه کسانی که حتی برای یک بار با او از نزدیک ملاقات داشته اند می دانند که او زنی، متین، آرام و در عین حال پر از انرژی است. او درباره مسائل و حواشی ای که برای زندگی شخصی اش به وجود آمده هم مدیریت درستی داشته و در تمام این مدت هم سعی کرده با غلبه بر مشکلات، آرامش خودش را حفظ کند. اما چگونه؟

خانم حاجیان! خیلی از کسانی که شما را از نزدیک می شناسند می دانند که در زندگی شخصی تان آرام هستید. به نظرتان برای رسیدن به آرامش در زندگی باید چه کار کنیم؟
– عموما وقتی کسی جهان بینی مخصوص به خودش را داشته باشد، یعنی کل جهان هستی برای یک مفهوم مشخص داشته باشد در مواقعی که در زندگی دچار اضطراب و گمگشتگی می شود، می تواند با توجه به آن جهان بینی آرامش خودش را حفظ کند. وقتی اتفاقی ناخوشایند برای ما می افتد، اگر قرار باشد تمام مدت درگیر عمل ها و عکس العمل های زندگی روزمره شویم قطعا باید خیلی قوی باشیم تا بتوانیم آرامشمان را حفظ کنیم.

درواقع خیلی بعید است که زندگی روزمره بتواند به ما آرامش دهد چون خصوصا در کشور ما مدام دچار اضطراب و بی ثباتی از نظر اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی هستیم و این مساله ما را به هم می ریزد. بنابراین اگر هرکسی با توجه به نوع نگرشش به جهان هستی یا همان جهان بینی ای که به آن اعتقاد دارد به معضل یا مشکلی که برایش پیش آمده نگاه کند، می تواند با تکیه به آن آرامشش را به دست آورد.

به نظرتان چطور می توان به این جهان بینی رسید؟
– به نظرم هم مطالعه در این زمینه دخیل است و هم فرهنگی که در آن بزرگ می شوید. البته تفکر هم در این زمینه نقش زیادی دارد. فردی که لحظه تولد تا مرگ را فقط در تفریح، لذت و فراموشی می بیند بعید است به جهان بینی جدی ای برسد، البته شاید هم برسد و راهکار دیگری پیدا کند. اما من معتقدم مسائل مختلف باید برای افراد دغدغه باشد و دنبال آنها بگردند. مگر می شود صبح که از خواب بیدار می شوی به آسمان نگاه کنی و به فکر نیفتی؟ چطور ممکن است گل هزار رنگ را ببینی و به آن فکر نکنی؟

کشور ما کشوری مذهبی است و زمینه این نوع جهان بینی در آن تقویت شده، در نهایت این جهان بینی ها در فضایی که زندگی می کنیم جهت پیدا می کند. من کاری به این ندارم که کدام درست است یا کدام غلط، حرف من این است آرامش فردی که جهان بینی قوی ای دارد خیلی بیشتر از آدمی است که هیچ گونه اعتقادی به این قضیه و مسائل جهان هستی ندارد.

خانم حاجیان به نظر شما برای رسیدن به آرامش و در ادامه حفظ آن چه راهکارهای علمی و عملی ای وجود دارد؟
از نظر علم روان شناسی اخیرا برخی راهکارها برای به آرامش رسیدن پیشنهاد می شود. راه هایی مثل یوگا. همین طور مدیتیشن که راه دیگری است برای به آرامش رسیدن. به نظرم این روش ها ما را از اضطراب های روزمره زندگی دور می کند و به عمق می برد، عمقی که خیلی سنگین است و با هر طوفانی تکان نمی خورد.

آزیتا حاجیان،تصاویر آزیتا حاجیان

 آغاز فعالیت هنری آزیتا حاجیان از ۱۳۵۴ با نمایش «خورشید خانم آفتاب کن» بود

درواقع منظورتان این است که اعتقادداشتن به شیوه ای که برای به آرامش رسیدن انتخاب می کنیم تاثیر مهمی در نتیجه ای که از آن کار می گیریم، دارد؟
–  بله، همین طور است. کسانی که اعتقاد جدی به موضوعی دارند آرامش پرثبات تری در زندگی شان دارند. اما در مقابل کسانی که به هیچ جریانی در زندگی باور ندارند، ممکن است زودتر دستخوش اضطراب ها و نوسان ها شوند. به هرحال قرار است در این دنیا از نقطه A به نقطه B برسیم، از تولد تا مرگ، وقتی قرار است این مسیر را طی کنیم من ترجیح می دهم با آرامش بیشتری آن را پشت سر بگذرانیم.

آرامش داشتن در زندگی برای خودتان چقدر اهمیت دارد؟ اینکه بحران ها، مسائل و مشکلات را با صبوری و آرامش طی کنید.
– این موضوع برای خودم خیلی اهمیت دارد و از راهکارهای مختلفی از جمله مواردی که گفتم برای آرامش داشتن استفاده می کنم. من مدیتیشن انجام می دهم، علاوه بر آن ما به دلیل شغلی که داریم خیلی بیشتر از مردم عادی یا شاغلان مشاغل دیگر دستخوش اضطراب می شویم. درواقع شغل ما چه از نظر تخصصی و چه از لحاظ ارتباط اجتماعی اضطراب زاست و من سعی می کنم از راه های مختلف این اضطراب را به حداقل برسانم.

ما ناچاریم حداقل برای حفظ سلامت روانی مان حواسمان به جریان های مختلف باشد و آسیب پذیری های خودمان را بشناسیم. به نظرم شناخت آسیب پذیری هر فرد یکی از مهم ترین کمک هایی است که او می تواند به خودش کند. وقتی از آسیب پذیری ات باخبر شوی می توانی از آن مراقبت کنی، مثل زمانی که بدن فردی بیمار است، مثلا کلسترولش بالاست و پزشک به او می گوید گوشت قرمز مصرف نکند و او هم مراعات می کند، درد مورد روح و روان هم خودش را در شرایط استرس، اضطراب و آشفتگی قرار نمی دهد.

شما چقدر سعی کردید خودتان را از این آشفتگی ها دور نگه دارید؟
–  چون شغل من سینماست راجع به آن حرف می زنم و قضاوت می کنم. من در سینما اهل حاشیه نیستم. به نظرم حاشیه در این حرفه بسیار اضطراب برانگیز است. یکی از راهکارهای من برای اینکه بتوانم آرامشم را به دست بیاورم این است که مطلقا در حاشیه سینما نیستم و خودم را از این قضیه دور می کنم.

خودم به این نکته پی برده ام که حواشی شغلم می تواند آسیب پذیری ام را تشدید کند به همین دلیل معتقدم آدم ها باید روی روحیات خودشان و شناخت آنها متمرکز باشند. اگر هرکسی ضعف های خودش را بشناسد قطعا بیشتر مراقب آنها خواهد بود و با تمرین می تواند آسیب پذیری هایش را در معرض هجوم قرار ندهد.

آزیتا حاجیان،تصاویر آزیتا حاجیان

آزیتا حاجیان فعالیت در سینما را از سال ۱۳۶۸ با فیلم «دزد عروسک‌ها» ساخته محمدرضا هنرمند آغاز کرد

حواشی ای که در زندگی افراد وجود دارد، باید به نحو درستی مدیریت شود تا در نهایت همه چیز آرامش ختم شود. شما چگونه این مسائل را مدیریت می کنید؟
– صددرصد همین طور است. مسائلی که پیش می آید باید مدیریت شوند. سینما شغل جذابی است که خیلی توی چشم است. درواقع عالم سینما مثل یک چراغ شبرنگ و ویترین است که روی شما زوم می شود و لحظاتی برای شما لذت بخش و گاهی اوقات هم آزاردهنده می شود. به همین دلیل حاشیه آن هم زیاد است.

راستش نباید به آن لحظات شیرین خیلی دل خوش کرد چون زودگذر است و آسیب هایی هم که در ادامه می تواند در پی داشته باشد به لحظات شادی ساز و بقیه مسائلش نمی ارزد. بنابراین هرچه کنار زندگی خودت آشفتگی و شلوغی ایجاد کنی می توانی زندگی ات را با آرامش بیشتری طی کنی.

به جز این راه هایی که اشاره کردید، چقدر کتاب خواندن در این زمینه را به کسانی که دنبال کسب آرامش هستند توصیه می کنید؟
–  کتاب خواندن و فیلم دیدن به نظرم عالی هستند که مباحث آنها درباره روان شناسی فردی است که آنها هم خیلی می توانند موثر و کمک کننده باشند. با توجه به شخصیت و نوع علاقه مندی افراد حتی کتاب های فلسفی و اجتماعی و حتی بعضی رمان ها هم می توانند تاثیر زیادی روی افراد بگذارند. گاهی اوقات پیش می آید رمانی می خوانی و آنقدر با آن درگیری که ناخودآگاه آرامش در تو به وجود می آید. این اتفاق درباره فیلم و سریال ها هم می افتد، البته فیلم های قوی و خوب که تو را به شدت درگیر می کنند و علاوه بر آن آموزش های زیادی هم از لحاظ رفتاری و انسانی به شما می دهند.

از بین کتاب هایی که خودتان خوانده اید نمونه خاصی مد نظرتان هست که به آن اشاره کنید؟
–  اخیرا کتابی از موراکامی به نام «کافکا در کرانه» خواندم که به نظرم خیلی قشنگ بود. سال ها پیش هم کتابی خواندم که خیلی به نظرم قشنگ بود و تاثیر خوبی روی من داشت به نام «وقتی نیچه گریه کرد» زمانی که ۱۶ ساله بودم «ابله» داستایوفسکی را هم خواندم و به نظرم آنقدر عالی بود که هیچ وقت فراموشش نمی کنم. شاید آن زمان آن کتاب برایم سنگین بود اما خیلی دوستش داشتم و برایم موثر بود. در زمینه سریال هم وقتی «آناتومی» را می بینم خیلی برایم خوب است و از آن نکات زیادی یاد می گیرم.

تصاویر آزیتا حاجیان

آزیتا حاجیان،تصاویر آزیتا حاجیان

عکس های آزیتا حاجیان

    آزیتا حاجیان،تصاویر آزیتا حاجیان

تصاویر جدید آزیتا حاجیان

    آزیتا حاجیان،تصاویر آزیتا حاجیان

جدیدترین عکس های آزیتا حاجیان

بیوگرافی و زندگینامه سارا رسول زاده + عکس

بیوگرافی و زندگینامه سارا رسول زاده + عکس

بیوگرافی سارا رسول زاده + تصاویر سارا رسول زاده


بیوگرافی سارا رسول زاده,سارا رسول زاده,تصاویر سارا رسول زاده,

بیوگرافی سارا رسول زاده
نام و نام خانوادگی : سارا رسول زاده
رشته تحصیلی : لیسانس مدیریت صنعتی
تاریخ تولد : سال ۱۳۶۸

سارا رسول زاده مجری جوانی هست که بعد از مصاحبه بین ۳۰۰ نفر در شبکه دو تلویزیون برای مجری برنامه زنده انتخاب میشه و به تلویزیون راه پیدا میکند این مجری جوان حضوری موفق را در برنامه های نوجوان از خود به نمایش گذاشته و بطور چشمگیری با مخاطبان نوجوان ارتباط برقرار کرده و هم اکنون محبوبیت خاصی دارد محبوبیتی که بچه های اوایل دهه شصت را به یاد علاقه ای که به مجریان برنامه نیم رخ داشتن می اندازد.

سارا رسول زاده اصالتا اهل تبریز است و در یک خانواده ۶ نفره زندگی میکند که دو خواهر و یک برادر دارد و پدرش علاقه داره که سارا به ورزش اهمیت بدهد تا اونجایی که سارا در تیم هندبال نفت بازی میکرده و بدلیل مشکلات و کمبود وقت از این تیم جدا میشه ! برای مادر سارا رسول زاده ادامه تحصیل و رسیدن به مدارج عالی مهم است . یکی از خواهرانش مشغول تحصیل در مقطع دکتری است خواهر دیگرش حقوق می خواند و برادرش مکانیک طبعا با رشد کردن در چنین خانواده ایی سارا سراغ تحصیل در رشته ی هنر نرفت و در حال حاضر دانشجوی رشته مدیریت صنعتی هست.

سارا رسول زاده دیده شدن براش مهم نیست و بیشتر علاقمند هست که به کار تئاتر بپردازد او نقش آملیا را در تئاتر «یرما» از دکتر علی رفیعی را بازی کرد و امیدوار است اگر روزی بخواهد حضوری در سینما به عنوان بازیگر داشته باشد در کارهای دکتر رفیعی باشد.

گفتگو کوتاه با سارا رسول زاده

 متولد چه سالی هستید و در چه رشته ایی درس خوانده اید؟
من متولد سال ۱۳۶۸ هستم. بچه ی ته تغاری خانه با دو خواهر و یک برادر که رشته هیچ کدام هنر نبوده، یک خواهرم مشغول تحصیل در مقطع دکتری است خواهر دیگرم حقوق می خواند و برادرم مکانیک طبعا با رشد کردن در چنین خانواده ایی من سراغ تحصیل در رشته ی هنر نرفتم و در حال حاضر دانشجوی مدیریت صنعتی هستم، باید بگم که رشته تحصیلی ام را دوست دارم با احترام به تمام کسانی که هنر خوانده اند باور من این است که تحصیل هنر در ایران فایده چندانی ندارد البته نباید از این بگذریم که بچه های گروه هنر فیلم زیاد دیده اند و دایره مطالعاتی شان وسیع است که من سعی می کنم این خلا را با مطالعه شخصی جبران کنم. اقبال یک هنرمند گاهی براساس سلیقه ی مخاطب رقم می خورد. بازیگر در ایران همیشه باید منتظر باشد و تا یک زمان خاصی روی بورس است، من برای اینکه نمی خواستم به چیزی وابسته باشم رفتم سراغ رشته ایی که از طریق آن بتوان آینده مالی مطمئنی داشت.

 باور عام این است که مجری گری کار پردرآمدی است مگر برای اجرا دستمزد خوبی دریافت نمی کنید؟
مجری ها بیشتر پول خود را از استیج در جشن ها یا ایام خاص در می آورند که آن هم توانایی خاص خود را می طلبد، گاهی ممکن است یک مجری تا سه میلیون هم برای یک اجرای استیج بگیرد اما با این وجود من مجری استیج نیستم و علاقه ایی به این کار ندارم.

 چطور شد که وارد حیطه ی مجری گری شدید؟
من ابتدا فقط بازیگری تئاتر را دوست داشتم و اصلا به مجری گری فکر نمی کردم. شروع فعالیت تئاترم تو حوزه ی دانش آموزی با کانون پرورش فکری کودکان بود. ده سال آنجا کار تئاتر عروسکی کردم و جایزه ی عروسک گردان برتر را گرفتم. همان سال ها نیز در تئاتر دانشجویی جایزه بهترین بازیگری گرفتم.

ورودم به عرصه ی اجرا اتفاقی بود یک روز کسی که هرگز نفهمیدم چطور و از کجا من را می شناخت با من تماس گرفت که برای اجرا تست مجری گری بدهم، من تست دادم و قبول شدم. اولین کارم در تلویزون سال ۱۳۸۸ با برنامه «ترمه طلا» برای گروه کودک به کارگردانی محمدرضا حیدری بود که در آن کار مجری بازیگر بودیم، هنوز هم برخی من را با نام طلا در آن مجموعه می شناسند. بعد از آن برنامه زنده «آفتاب گردان» برای گروه نوجوان در شبکه دو را اجرا کردم.

اولین روز اجرای زنده ی من بدترین روز زندگی ام بود آن روز باید یک متن دانستی علمی را از حفظ اجرا می کردم من با اعتماد به نفسی که از بازی در تئاتر داشتم متن را یک دور خواندم و گفتم آماده ام به محض روشن شدن دوربین تپق ها بود که پشت سر هم می آمد. بعد از آن اجرا از استودیوی جام جم تا ونک اشک ریختم و فکر کردم این پایان کارم در اجرا است. آن شب خانم آیدا کریمی مربی تئاترم در دبیرستان به من گفت که قرار نیست همه از اول خوب باشند. تو پرانتز بگم که من هیچ وقت دوره ی مجری گری یا بازی ندیدم تنها معلم من تا قبل از آشنایی با دکتر علی رفیعی همین خانم آیدا کریمی در دبیرستان بود. رشته من در دبیرستان تجربی بود و تمام زنگ هایی که درس جدی نداشتیم می رفتم تمرین تئاتر این آخری ها سر کلاس های ریاضی و شیمی هم به هوای تئاتر حاضر نمی شدم.

اجرای زنده خیلی به تئاتر شبیه است. مجری باید بتواند برنامه را جمع کند، چالش به وجود بیاورد تا برنامه جذاب شود. بعد از این کار دو سال کارنکردم تا اینکه اومدم به برنامه «دوستان» به تهیه کنندگی مسعود ساکت اُف در شبکه جام جم، قبل از من در این برنامه زهرا عاملی یکی از مجری های توانمندمان بودند بعد فائزه یادگاری آمدند و بعد من که غدمتم در آن برنامه از بقیه بیشتر شد. بعد از تمام شدن برنامه «دوستان» بلافاصله برنامه ی «سپید پررنگ» به تهیه کنندگی الهه بهبودی آغاز شد که این برنامه نیز تا آخر شهریور۹۲ ادامه دارد.

من الهه بهبودی را از سر برنامه ی «جمع ما» با اجرای آزاده نامداری می شناختم و از همکاری با او بسیار لذت می برم. کم پیش می آید که یک تهیه کننده خانم با یک مجری خانم کنار بیاید ولی خانم بهبودی با وجود این که سن زیادی ندارند کارشان را به خوبی بلدند و حرفه ی خود را به خوبی می شناسند. «سپید پررنگ» برنامه ایی است پیرامون مشکلات جوانان.در این برنامه مشکلات جوانان را مطرح می کنیم و با مهمان هایمان نیز فارغ از چهره و حرفه ایی که دارند راجب موضوع برنامه گفتگو می کنیم. از مهمانانی که در برنامه حضور داشتند می توان به الهام حمیدی، افسانه پاکرو، بهاره رهنما، مژده لواسانی، شقایق دهقان به همراه دخترش می توان اشاره کرد.

بیوگرافی سارا رسول زاده,سارا رسول زاده,تصاویر سارا رسول زاده,
در ابتدای برنامه «سپید پر رنگ» لباس های خیلی خاصی می پوشیدید که بین لباس مجری های دختر و پسر هارمونی خاصی وجود داشت، آیا طراح لباس داشتید؟
بله خانم آنا ثانی طراح لباس «سپید پررنگ» بودند که متاسفانه در حال حاضر دیگر با این برنامه همکاری ندارند. از طراحی لباس و صحنه برنامه مشخص بود که تهیه کننده چقدر نسبت به کارش حرفه ایی برخورد می کند.

  به نظر شما چهره مجری و طرز لباس پوشیدنش در کیفیت اجرا چقدر مهم است؟
به نظر من چهره آنقدر مهم نیست مهم توانمندی یک مجری است. اپرا گِیل وینفری از مشهورترین مجری های جهان از دید برخی شاید به لحاظ زیبایی یک زن معمولی باشد اما این مجری با خلاقیت خود به ملکه میزگردها بدل شد، بنابراین توانمندی یک مجری فقط بسته به ظاهر او نیست.

 معمولا برای اجرا باید متن حفظ کنید؟
در برنامه های تولیدی که پلاتو می گوییم متن داریم ولی برنامه های زنده معمولا گفتگو محور است یک ساعت قبل از برنامه با تهیه کننده راجب فضای برنامه صحبت می کنیم یک سری سوال هم در اختیارم می گذارند اما من سوال های خودم را فی البداهه و در مسیر گفتگو خلق می کنم، خود شما الان که دارید با من مصاحبه می کنید یک سری سوال جلوی تان هست که اصلا به آن ها نگاه نکردید و سوال هایتان در لحظه و در مسیر گفتگو شکل گرفت.

می دانم که قیاس مجری گری و بازیگری قیاس درستی نیست، ولی شما به عنوان یکی از معدود مجری های خانم که کار حرفه ایی تئاتر می کنید به نظرتان تجربه ی کدام یک از این دو سخت تر است؟
مجری گری برنامه های زنده و بازیگری تئاتر به یکدیگر کمک می کنند ولی کار مجری به دلیل گسترده بودن دایره ی مخاطبانش حساس تر است. از یک بازیگر می توانند بپذیرند که در یک نقش خوب یا بد باشد اما اشتباهات مجری به راحتی بخشیده نمی شود.

آیا علاقه به ایفای نقش جلوی دوربین سینما دارید؟
من تا به حال هرچه پیشنهاد برای کار در سینما داشتم را رد کردم. استارت تجربه سینما برای من خیلی مهم است و فعلا قصد ندارم جلوی دوربین بروم. قبل از ورود به حیطه مجری گری یک تله فیلم برای جشنواره پلیس بازی کرده بودم. یک کار نمایشی هم به نام «چاپ شصتم» با آقای حیدری برای شبکه یک کار کردم. آرزوی من این است که اگر قرار باشد در سینما کار کنم جلوی دوربین خود دکتر رفیعی بروم و عاشقانه سبک کار او در «ماهی ها عاشق می شوند» را می پسندم. من خیلی شانس داشتم که اولین تجربه ی جدی تئاترم را با دکتر رفیعی شروع کردم.

 آیا الگویی برای بازیگری دارید؟
الگو ندارم زیرا معتقدم در هنر نباید کسی را الگو قرار داد، هنر برای زنده ماندن نیاز به زایش و کار نو دارد. اما بازیگر مورد علاقه زیاد دارم؛ فاطمه معتمد آریا، رویا تیموریان، گلشیفته فراهانی، ریما رامین فر، مریم سعادت و تمام بازیگرهایی که به واسطه ی چهره مطرح نشده اند را دوست دارم. در ایران همه دنبال چهره هستند و به طرز عجیبی صورت ها شبیه به هم شده. از بازیگران مرد نیز سیامک صفری، فرهاد اصلانی، حمید فرخ نژاد، پرویز پرستویی، علی سرابی، احمد مهران فر را دوست دارم.

 به عنوان سوال پایانی نقطه ضعف و قدرت خودتان را در مجری گری و بازی چه می دانید؟
بزرگترین نقطه ضعف من این است که روحیاتم خیلی روی کارم اثر می گذارد. گاهی که اتفاق بدی برام می افتد این را نمی توانم پنهان کنم.

نقطه قوتم این است که پشتکار بسیار زیادی دارم. آدم مغروری نیستم. اگر کسی به من بگوید که اینجا را بد بودی یا اگر اینطور بودی بهتر بود من به این نقدها گوش می دهم و این می رود در ذهنم که باید اصلاحش کنم. البته گاهی شاید این به ضرر بازی ام تمام شود چون از خلاقیتم کم می کند. ولی من معمولا ایراداتی که بهم می گویند را با تمرین زیاد و پشت کار حل می کنم.

برنامه های تلویزیونی سارا رسول زاده
ترمه و طلا – شبکه دو
آفتاب گردان – شبکه ذو
دوستان – شبکه جام جم
مثبت من – شبکه تهران
سپید پررنگ – شبکه دو

  تصاویر سارا رسول زاده

بیوگرافی سارا رسول زاده,سارا رسول زاده,تصاویر سارا رسول زاده,

 عکس های سارا رسول زاده

بیوگرافی سارا رسول زاده,سارا رسول زاده,تصاویر سارا رسول زاده,

 بیوگرافی سارا رسول زاده

بیوگرافی سارا رسول زاده,سارا رسول زاده,تصاویر سارا رسول زاده,

تصاویر جدید سارا رسول زاده

بیوگرافی سارا رسول زاده,سارا رسول زاده,تصاویر سارا رسول زاده,

 سارا رسول زاده

بیوگرافی سارا رسول زاده,سارا رسول زاده,تصاویر سارا رسول زاده,

 عکس های سارا رسول زاده

بیوگرافی سارا رسول زاده,سارا رسول زاده,تصاویر سارا رسول زاده,

 منبع:

بیوگرافی و زندگینامه آرام جعفری + عکس

بیوگرافی و زندگینامه آرام جعفری + عکس

بیوگرافی آرام جعفری + تصاویر آرام جعفری

آرام جعفری,بیوگرافی آرام جعفری,تصاویر آرام جعفری,عکس های آرام جعفری,عکس جدید آرام جعفری

زمینه فعالیت : سینما تلویزیون و تئاتر تولد : ۱۳۵۹   تهران محل زندگی : تهران ملیت : ایرانی پیشه : بازیگر سال‌های فعالیت : ۱۳۷۶ تا کنون مدرک تحصیلی : کارشناس گرافیک

زندگی‌نامه آرام جعفری آرام جعفری متولد ۲۲ بهمن ۱۳۵۹ در تهران است، فرزند دوم خانواده است و یک برادر بزرگتر از خود دارد، پدرش مدیر کل اداره اقتصاد بود که در سال ۱۳۷۶ درگذشت. آرام لیسانس گرافیک دارد وی دانش‌آموخته رشته نقاشی در دانشکده سوره است. اولین کارش به عنوان بازیگر در ۱۶ سالگی و اجرای یک نمایش تئاتر بوده. به کار با سیروس مقدم علاقه مند است، آرام جعفری دوره‌های بازیگری را در کلاس‌های استاد سمندریان گذرانده، تئاتر بازی کرده، اولین باری که جلوی دوربین رفت با مجموعه خارج از حصار بود، از فعالیت‌های هنری وی عبارتند از: میگی نه نگاه کن، زیر آسمان شهر، دختران، خانه‌ای در تاریکی، رسم شیدائی و لبه تاریکی

خصوصیات و ویژگی های آرام جعفری از زبان خود آرام جعفری :  آرام جعفری همه آدم‌ها رو دوست داره ، لجبازه ، مهربونه و غیرقابل پیش‌بینیه . به شدت به بیزینس (تجارت) علاقه‌مندم.

– حدودا سه الی چهار سال به صورت جدی نقاشی می‌کردم و در حال حاضر فرصت ندارم ولی راستش رو بخوای دلم برای نقاشی تنگ شده .

– وقتی در کنار بازیگرانی بازی کنی که فقط خودشون رو مهم ندونند انرژی می‌گیری ، بازیگرانی که بازیگر نقش مقابلشون هم براشون مهمه و حتی برای حس بازیگر مقابلشون از هر کمکی که از دستشون بر بیاد دریغ نمی‌کنند.

– من قبلا تئاتر کار می‌کردم از وقتی که سن ام کم بود روی صحنه تئاتر بودم و بعد هم به طور اتفاقی وارد تلویزیون شدم.

– من تعریف جداگانه‌ای از سوپر استار دارم . در کشور ما و سینمای ایران متاسفانه سوپراستارها دوره‌ای شدند . یک دوره اسم یک سوپراستار روی زبون‌هاست و بعد که چهره‌ای جدیدتر و بازی جدیدتر نظر همه رو جلب می‌کنه و به قولی سوپراستار جدید میاد ، دیگه نامی از سوپراستار قدیمی شنیده نمی‌شه به خاطر همین اکثر سوپراستارهای سینمای ما یک دوره اذیت می‌شوند به خاطر این‌که اسمشون روی زبون‌هاست و یک دوره اذیت می‌شوند چون توجه‌ها دیگه منحصر به بازیگر و سوپراستارهای جدیده اما این وسط عده‌ای هستند که محبوب مردم هستند، نه سوپراستار و محبوبیتش هم دوره‌ای نیست. من دوست دارم محبوب باشم.

– بازیگرهای زن در سینما و تلویزیون و همچنین تئاتر امروز ایران خیلی پربارتر و با حس و تکنیک ‌تر نسبت به دیروز کار می‌کنند و در حال حاضر موقعیت هنرپیشه زن در ایران خیلی بهتر از قبل و چند سال پیش شده.

– من دیوانه ‌وار بچه‌ها رو دوست دارم .

– شنیدن صدای استاد علیرضا افتخاری بهم انرژی می دهد .

– سعی می‌کنم سفرهای کوتاه داشته باشم به اطراف شهر تهران می‌رم مثل فشم و یا شمال .

– کسی روحش تندرست و سلامته که یک لحظه از یاد خدا غافل نباشه ، آدم‌ها رو دوست داشته باشد و به همه چیز با دید منفی نگاه نکنه .

آرام جعفری,بیوگرافی آرام جعفری,تصاویر آرام جعفری,عکس های آرام جعفری,عکس جدید آرام جعفری

  فیلم شناسی آرام جعفری سینمایی *  باز نشسته‌ها (۱۳۹۱) *   دزدان خیابان جردن (۱۳۹۱) *  بگو که رویا نیست (۱۳۸۷)

مجموعه تلویزیونی *   مدینه (۱۳۹۳) *  میلیاردر (۱۳۹۱) *  قهوه تلخ (۱۳۹۰) *   شب هزار و یکم (۱۳۸۷) *  لبه تاریکی (۱۳۸۶) *   پرواز در حباب (۱۳۸۵) *   آدمخوار (۱۳۸۵) *   رای آخرین بار (۱۳۸۴) *  رسم شیدایی (۱۳۸۳) *  خانه‌ای در تاریکی (۱۳۸۲) *   زیر آسمان شهر (۱۳۸۰) *   دختران (۱۳۸۰) *   میگی نه نگاه کن (۱۳۸۷)

تصاویر آرام جعفری

آرام جعفری,بیوگرافی آرام جعفری,تصاویر آرام جعفری,عکس های آرام جعفری,عکس جدید آرام جعفری

  آرام جعفری

آرام جعفری,بیوگرافی آرام جعفری,تصاویر آرام جعفری,عکس های آرام جعفری,عکس جدید آرام جعفری

 تصاویر آرام جعفری

آرام جعفری,بیوگرافی آرام جعفری,تصاویر آرام جعفری,عکس های آرام جعفری,عکس جدید آرام جعفری

 عکس آرام جعفری

آرام جعفری,بیوگرافی آرام جعفری,تصاویر آرام جعفری,عکس های آرام جعفری,عکس جدید آرام جعفری

 تصاویر جدید آرام جعفری

آرام جعفری,بیوگرافی آرام جعفری,تصاویر آرام جعفری,عکس های آرام جعفری,عکس جدید آرام جعفری

  آرام جعفری

آرام جعفری,بیوگرافی آرام جعفری,تصاویر آرام جعفری,عکس های آرام جعفری,عکس جدید آرام جعفری

 عکسهای آرام جعفری

آرام جعفری,بیوگرافی آرام جعفری,تصاویر آرام جعفری,عکس های آرام جعفری,عکس جدید آرام جعفری

 تصاویر جدید آرام جعفری

آرام جعفری,بیوگرافی آرام جعفری,تصاویر آرام جعفری,عکس های آرام جعفری,عکس جدید آرام جعفری

  آرام جعفری

آرام جعفری,بیوگرافی آرام جعفری,تصاویر آرام جعفری,عکس های آرام جعفری,عکس جدید آرام جعفری

بیوگرافی و زندگینامه سمانه پاکدل + عکس

بیوگرافی و زندگینامه سمانه پاکدل + عکس

سمانه پاکدل / گپی با سمانه پاکدل بدون سانسور

بیوگرافی سمانه پاکدل

سمانه پاکدل از بازیگران زن سینما و تلویزیون متولد ۲۶ مهر ماه ۱۳۶۶ می باشد.

 بیوگرافی سمانه پاکدل

او عضو یک خانواده ۵ نفری می باشد.

بیوگرافی سمانه پاکدل

سمانه پاکدل و مادرش

یک خواهر و یک برادر دارد. خواهر او سی ساله و برادرش بیست و هفت سال دارد.

بیوگرافی سمانه پاکدل

سمانه پاکدل به همراه مادر و خواهرش

 بیوگرافی سمانه پاکدل

خواهرزاده های سمانه پاکدل

او تنها عضو مجرد خانواده شان است و فعلا هم ازدواج نکرده است و مجرد می باشد.

بیوگرافی سمانه پاکدل

 سمانه پاکدل و همسر برادرش

سمانه پاکدل در سال ۸۸ با حضور در مجموعه دلنوازان به کارگردانی حسین سهیلی زاده توانست به خوبی دیده شود.البته او قبل از آن نقش های کوتاهی در برخی مجموعه ها نیز داشته است.

بیوگرافی سمانه پاکدل

به گفته ی خودش نیز او جایگاه فعلی اش را مدیون مسعود رسام( تهیه کننده ) است که وی را به حسین سهیلی زاده برای حضور در سریالش معرفی کرده است.

بیوگرافی سمانه پاکدل

سمانه پاکدل در سریالهای روز حسرت , دلنوازان , دست بالای دست , دیگری و به تازگی در نقش رها (آیه) در سریال معراجی ها به ایفای نقش پرداخته است.

بیوگرافی سمانه پاکدل

آخرین مصاحبه با سمانه پاکدل و دوست صمیمی اش سحر قریشی

بیوگرافی سمانه پاکدل

از دلنوازان تا امروز با دلخوری!

پاکدل: روزی که برای سریال «دلنوازان» رفته بودیم، هم من و هم سحر، قبلا کارهای کوتاهی بازی کرده بودیم. سحر فیلم «لج و لجبازی» را داشت و من هم یک نقش در یکی از کارهای آقای سیروس مقدم داشتم ولی نقطه عطف بازیگری هر دو نفرمان «دلنوازان» بود.

رابطه من و سحر حین ساخت سریال « دلنوازان» شکل گرفت، نه بعد از سریال هر روز با هم درد و دل می کردیم. سرویس هایمان یکی بود و … اگر من و سحر فکر و درکی که امروز داریم را آن زمان داشتیم، شرایط به کلی تغییر می کرد. روزی که ما برای این سریال انتخاب شده بودیم فقط ۲۰ سال مان بود و هیچ درکی از شهرت و بازیگری نداشتیم. با این حال شرایط آن طور که باید پیش می رفت، پیش نرفت و اتفاقی که باید بعد از آن سریال برای مان می افتاد، نیفتاد.

در کل اگر بخواهم جمع بندی کنم من از شرایط امروز اصلا راضی نیستم. این که می گویند در سینما و تلویزیون باندبازی و مافیا وجود ندارد را من قبول ندارم چرا که هستند افرادی که پشت سر هم فیلم بازی می کنند و حمایت می شوند و حتی در نقش هایی ظاهر می شوند که حتی به سن و سال آنها نمی خورد ولی در همین بین بازیگرانی که چه به لحاظ سنی چه به لحاظ حرفه ای، مناسب آن نقش ها هستند، چون حمایتی برای آنها وجود ندارد، بیکار می مانند. در کل از ما هیچ حمایتی صورت نگرفت و حتی ما را از بازی در نقش های مشابه «دلنوازان» منع می کردند و می گفتند به تکرار نیفتید! بعد از آن هم که دیگر حمایتی در کار نبود.

بیوگرافی سمانه پاکدل

قریشی: چند وقت پیش مصاحبه ای انجام داده بودم که فیدبک های مثبت و منفی زیادی دریافت کردم. من در آن مصاحبه گفتم چرا باب شده که امروزه همه در حال تماشای سریال های ترکیه ای هستند. آنقدری که بالی خان را می شناسند، ستاره های وطنی را نمی شناسند! آقای سهیلی زاده که آن زمان به ستاره سازی معروف بود دیگر نمی تواند این کار را بکند! آنقدر که بازیگران سریال های ترکیه ای بین مردم شناخته شده اند، بازیگران خودمان طرفدار ندارند و آن هم دو علت دارد؛ اول اینکه فیلمنامه های ما مدام تکرار و تکرار است و مسئله دوم و مهمترین مسئله، ممیزی های بیش از حدی است که روز به روز بیشتر می شوند.

امروز عصر اینترنت و ارتباطات است و جوان دهه ۷۰ و نوجوان ۸۰ با دهه ۶۰ تفکرات کاملا متفاوتی دارند. من در این جامعه زندگی می کنم و بازیگر همین کشور هستم ولی چرا باید آنقدر به من فشار بیکاری و بی پولی بیاید؟ مگر من از همین تلویزیون مطرح نشده ام؟ پس چرا باید این همه سال در سریال ها بازی نکنم بدون این که حتی دلیلش را هم بدانم!

من تا عمر دارم خودم را مدیون تلویزیون می دانم چون مرا با نقش «یلدا» در سریال «دلنوازان» می شناسند. هر چند که امروز دیگر کاری در تلویزیون برای من نیست! ما برای حضورمان در این عرصه زحمت کشیدیم. یادم می آید که به من تلفن شد که فلان جا تست بازیگری می گیرند، من هم رفتم و قبول شدم، بدون هیچ پیش زمینه ای… آموخته هایم را در این سال ها کسب کردم. ما از سینما و تلویزیون پول در می آوریم و بیرون خرج می کنیم نه مثل دوستان دیگر که پولی که بیرون از سینما به دست آورده اند را در سینما خرج می کنند تا نقشی داشته باشند. اگر قرار است محدودیتی وجود داشته باشد از هر نظر، این محدودیت باید برای همه وجود داشته باشد.

در کل باید بگویم که بچه های «دلنوازان» حق شان را نگرفتند. اگر دقت کنید بچه های این سریال نسبت به بازیگران تازه کار سریال های دیگر خیلی پیشرفت داشتند ولی چرا نباید دیگر در تلویزیون کار داشته باشیم؟ چرا من نباید در یک سریال نود شبی بازی داشته باشم؟ بارها و بارها از طرف خود سازمان به خاطر بازی در سریال «دلنوازان» از من تقدیر شد، نه تنها من، از همه بچه های سریال ولی سرنوشت ما در تلویزیون چه شد؟!

 بیوگرافی سمانه پاکدل

وقتی محدودیت ها یکسان نیست!

قریشی: متاسفانه باید این را اعتراف کنیم که محدودیت های در این وادی اصلا یکسان نیست و برای هر کسی یکجور اعمال می شود! من این را قبول دارم که باید به تمام قوانین کشورم و صدا و سیما و سینما احترام بگذارم و هرگز هم از این قوانین تخطی نکردم. آنقدر برای مان محدودیت ایجاد شده است که از ترس این که مبادا کسی از ما عکسی بگیرد، حتی در میهمانی های خانوادگی هم شرکت نمی کنیم ولی با این حال سازمان یا ارشاد هیچ حمایتی از ما ندارند اما در عین حال می بینم کسانی را که هر کاری می خواهند می کنند، عکس های آنها دائم در اینترنت پخش می شود ولی کسی محدودیتی برای آنها ایجاد نمی کند و مدام در حال کار کردن هستند!

برای من اتفاق افتاده که چند ماه بیکار بودم و هیچ کس در طول این مدت بیکاری سراغی از من نمی گرفت ولی به محض اینکه یک حاشیه ایجاد می شود، همه برای تذکر و محدود کردن حمله ور می شوند!

بیوگرافی سمانه پاکدل

پاکدل: دقیقا همینطور است. زمانی که ما با «دلنوازان» شروع کردیم اصلا تجربه نداشتیم و نمی دانستیم مثلا برای مصاحبه با یک مجله چطور باید عکس بگیریم و چه بکنیم! در همان سریعا برای یک عکس به ما تذکر دادند و ما را احضار کردند و حالا هم این موضوع ادامه دارد و برای یک عکس در اینستاگرام سریعا به ما زنگ می زنند که عکس را بردارید و ما برای جوابگویی احضار می شویم! پس چرا وقتی که بیکار هستیم کسی به ما زنگ نمی زند؟ حرف من این است که چرا تلویزیونی که مثل خانه ما می ماند. ما را بلاتکلیف نگه داشته است؟ اگر ما را نمی خواهد یا الان دیگر ما را قبول ندارد بگوید تا ما برای زندگی مان برنامه ریزی داشته باشیم.

بیوگرافی سمانه پاکدل

 آقای قریشی و سمانه عروس!

پاکدل: اگر بخواهم سحر را تعریف کنم باید بگویم که او خیلی مهربان است ولی مهربانی هایش مادرانه است. مثلا گاهی پیش آمده که با او درد و دل می کنم و جاهایی پیش آمده که منتظرم الان سحر هم با من همدردی کند ولی در نهایت مثل یک مامان، من را توبیخ می کند و می گوید که کجای کارم اشتباه بوده است.

به نظرم مادر خیلی خوبی می شود. از نظر من، همه آدم ها خرده شیشه دارند، فقط مقدارش متفاوت است. خود من هم خرده شیشه دارم ولی خرده شیشه سحر آنقدر کم است که اصلا دیده نمی شود. خیلی مدیر خوبی است و مدیر بودن را دوست دارد. از آنجا که مستقل و روی پای خودمان بزرگ شده ایم، وجهه مرد بودن را در خودمان داریم ولی گاهی وجهه مردن بودن سحر خیلی به چشم می آید و گاهی او را «آقای قریشی» صدا می زنم!

سحر در عین این که خودش فکر می کند، نیم نگاهی هم به بقیه دارد. وقتی بتواند برای کسی کاری انجام بدهد، حتما انجام می دهد و هیچ بهانه ای نمی آورد. او حس ششم قوی دارد.

 بیوگرافی سمانه پاکدل

قریشی: اگر بخواهم سمانه را تعریف کنم، خیلی حرف ها دارم که دوست دارم بگویم… خالصانه ترین حرفی که می خواهم بگویم این است که اگر پدر یک خانواده بودم که پسری داشتم، حتما سمانه را به زور برای پسرم می گرفتم چون که سمانه به شدت زن خانه است، بارها پیش آمده که من خیلی ناراحت بودم و شده که ساعت ۴ صبح به سمانه زنگ زدم. سمانه زود آمده دنبال من و رفتیم امامزاده صالح (ع) در میدان تجریش و آنجا تا توانستیم با هم درد دل و گریه کردیم و برگشتیم خانه.

من و سمانه هم خون نیسیتم ولی همدل هستیم. سمانه تنها همکاری است که توانستم در این مدت فعالیت، به او آنقدر اطمینان کنم که رازهای نگفته زندگی ام را به او بگویم و مطمئن هستم که این راز را فقط من و سمانه می دانیم. رازی که به سمانه می گویم مطمئن هستم حتی اگر با هم قطع رابطه هم بکنیم، از زبان دیگری نمی شنوم.

همیشه سعی کردم آدم خوشدلی باشم و آدم های خوشدل هم دور خودم جمع کنم و سمانه یکی از بهترین خوشدل هاست. به خاطر ضرباتی که در زندگی خوردم تصمیم گرفتم که زیاد مسائل را جدی نگیرم و آدم ها را به شکل فانتزی ببینم و سمانه از دید فانتزی من یک عروس زیبا است. خیلی سمانه را سفید می بینم، حتی خاکستر هم نه، فقط سفید. گاهی احساس می کنم که مثل یک برادر بزرگتر برای او می شوم. به نوعی روی سمانه غیرت خاصی دارم. (با خنده)

بیوگرافی سمانه پاکدل

سمانه پاکدل و رزیتا غفاری

وقتی ما مدرسه می رفتیم!

پاکدل: من به شدت درسخوان بودم و انضباطم بسیار خوب بود. همیشه معلم ها از من راضی بودند. فقط موردی وجود داشت و آن هم این بود که من همیشه تاخیر داشتم، یعنی روزی نمی شد که من زودتر از زنگ مدرسه رسیده باشم و همیشه دیر می رسیدم.

البته آنقدر از لحاظ رفتاری و اخلاقی و درسی خوب بودم که این موضوع را پوشش می داد. مدام در فعالیت های مدرسه شرکت می کردم، گروه سرود، تئاتر و … ولی بعضی مواقع پیش آمده بود که این فعالیت ها به دادم نرسید و یکی دو نمره از انضباطم کم شده بود.

در کل بچه خوبی بودم و یادم می آید زمان مدرسه، مادرم به غیر از روزهای کارنامه، دیگر به مدرسه نمی آمد، یعنی هیچ وقت مادرم را به مدرسه نخواسته بودند!

بیوگرافی سمانه پاکدل

قریشی: یکی از درس نخوان ترین بچه های مدرسه من بودم. همیشه میز آخر کلاس می نشستم و مرا به زور به میز اول می آوردند. نمره انضباط بالای ۱۰ نداشتم! خانم راهپیما، ناظم دوران راهنمایی من بودند و یادم می آید که ایشان یک سال نمره انضباط به من ۹ دادند و من آن سال از انضباط هم تجدید شدم!

یادم می آید آن زمان همیشه معلم ها را به اسم کوچک شان صدا می کردم و مدام به خاطر این موضوع تذکر می گرفتم. همیشه وقتی سر کلاس درس بودیم، اگر کسی در کلاس را می زد، به بچه ها می گفتم: «قریشی بیاد دفتر» و وقتی طرف می آمد داخل می گفت «قریشی دارید؟ دفتر خواستنش».

همیشه کتاب های برنامه روز شنبه در کیفم بود چون واقعا عاشق معلم های روانشناسی و عربی بودم. البته این را هم بگویم واقعا عاشق مدرسه بودم ولی از طرفی آنقدر بین معلم ها شناخته شده بودم که بنده های خدا دیگر با من کاری نداشتند.

در دوران راهنمایی و دبیرستان دعوای بین دخترها در مدرسه خیلی زیاد است و من هم به نوعی رابین هود مدرسه بودم. مثلا یک سال پایینی می آمد و می گفت: «قریشی… فلانی ساندویچ منو به زور گرفت.» یا «قریشی… فلانی منو کتک زد.» و من هم رابین هود می شدم و می رفتم.

جایی که من درس خواندم حالت یاکوزایی داشت و مثل سمانه جای باکلاس درس نخواندم! (می خندد)

هر چند معلم های مدرسه هم مرا دوست داشتند و من همیشه برای شان شیرین زبانی می کردم ولی همیشه به من می گفتند «قریشی لااقل دوتا سوال را جواب بده که بتوانیم نمره ۱۰ را بدهیم و قبول شوی…» خلاصه دوران جالبی بود.

بیوگرافی سمانه پاکدل

قدر هنرمندان را بدانیم…

قریشی: متاسفانه زمانه ای شده است که تا وقتی هنرمند زنده است قدر او را نمی دانیم ولی به محض اینکه از دنیا می رود، هر روز هزاران هزار نفر صفحه هایش را فالو و لایک می کنند و تا مدت ها سرتیتر خبرهاست. در کشورهای دیگر بازیگران و هنرمندان ارج و قرب دیگری دارند و مدام از سوی مردم حمایت می شوند ولی در کشور ما خیلی از مردم فقط دنبال این هستند که سوژه یا حاشیه ای از یک هنرمند به دست بیاورند تا خبر دست اول برای صفحه های مجازی شان داشته باشند و هیچ حمایتی وجود ندارد. من از هیچ کدام از این آدم ها که به راحتی پشت سر من شایعه درست می کنند، نمی گذرم.

بیوگرافی سمانه پاکدل

پاکدل: کسی نیست بیاید بگوید که خرج زندگی ام را باید چگونه تامین کنم؟ واقعا آدم ولخرجی نیستم، نه سفر خارج از کشور دارم و نه سفر آنچنانی داخل کشور و نه خیلی خرج های دیگر. زمانی هست که شما در خانه نشستید و پدر و مادرتان خرج شما را می دهند یا شوهرتان خرج شما را می دهد یا آقایی هست که می گوید اگر بیکار شوم، همسرم شاغل است، خرج مان را تامین می کند و برعکس. ولی من بالشخصه واقعا روی این را ندارم که دوباره به خانواده ام رجوع کنم و بگویم هوای من را داشته باشید.

من ۸ سال در این عرصه مشغول کار هستم، ضمن این که آن اوایل خانواده ام آنچنان تمایل به حضور من در این عرصه را نداشتند. می توانستم درسم را ادامه بدهم و دکتر شوم که دفتر و دستکی راه بیندازم. چرا هنرمندان حتی نباید یک بیمه ساده داشته باشند تا یک روز به دردشان بخورد؟! هیچ حمایتی از هنرمندان انجام نمی شود.

بیوگرافی سمانه پاکدل

دوستی های دور از رقابت…

قریشی: در دوستی واقعی رقابت وجود ندارد، یعنی این که من، سمانه را رقیب خودم نمی دانم و سمانه هم مرا رقیب خودش نمی داند. دوستی به طول یک رابطه نیست، دوستی به عمیق یک رابطه است.

من فکر می کنم آدم ها زمانی که با هم احساس رقابت کنند، دیگر با هم دوست نیستند. این که خیلی از همکاران ما با هم دوست نیستند یا رفت و آمد نمی کنند، از ترس شان است. مثلا همکاری به منزلش می رود ولی با آن چیزی که در ذهنش از زندگی همکارش تصور کرده بود، روبرو نمی شود و این باعث تغییر در نظرش می شود. خیلی از بازیگران برای این که تلاش بسیاری کردند که بیرون شان جلوه آنچنانی داشته باشد، می ترسند که کسی با زندگی درونی شان روبرو شود و نظرشان عوض شود.

کسانی که با من دوست هستند وقتی خانه من می آیند از من توقع یک پذیرایی آنچنانی در یک زندگی آنچنانی را ندارند چون من را می شناسند. من هم مانند باقی مردم زندگی می کنم، من هم شده که دوستانم به منزلم آمده اند ولی وسایل پذیرایی نداشتم و فقط املت خوردیم.

من و دوستانم به منزلم آمده اند، ولی وسایل پذیرایی نداشتم و فقط املت خوردیم. من و دوستانم، با هم رفیق هستیم، نه رقیب.

بیوگرافی سمانه پاکدل

پاکدل: البته هستند دوستانی که با هم رقیب هستند ولی رفیق هم هستند که این را در هنرمندان کشورهای دیگر به وفور می شود یافت ولی در ایران خیلی کم این اتفاق می افتد، ضمن این که متاسفانه عزیزانی را هم دیده ام که خیلی راحت پشت سر هم صحبت می کنند.

من و سحر با هم دوست هستیم و شاید شب قبل شام با هم بیرون رفته باشیم ولی اگر فردایش کسی از من، حال سحر را بپرسد اصلا بروز نمی دهم که دیشب با هم بیرون بودیم.

یکی از دوستان سینمایی عزیز از دوستی من و سحر مطلع نبود و تا می توانست پشت سحر صحبت کرد و بعد متوجه شدم که همین کار را پشت سر من هم انجام می دهد. منظورم فقط من و سحر نیستیم. بازیگرها خیلی دوست و رفیق ندارند. من شخصا به عنوان یک بازیگر، تنها یک دوست صمیمی خارج از این عرصه دارم چون نیاز به درک متقابل وجود دارد.

بیوگرافی سمانه پاکدل

قریشی: من این را هم اضافه کنم که اگر دوستی از بیرون از عرصه هنر داشته باشیم چون او در این عرصه نیست و شرایط این عرصه را درک نکرده است، ماجرای همان ماشین ۲۰۶ سمانه پاکدل پیش می آید و این شرایط زمانی بدتر می شود که این دوست شرایط مالی خیلی بهتری هم داشته باشد. یک بار توسط یکی از همکاران، یک سوءتفاهم بین من و سمانه ایجاد شده بود که سریعا حل شد ولی بعد از آن اتفاق، یک قانون گذاشتیم؛ این که هر جایی، هر لحظه و هر مکانی سوءتفاهمی پیش آمد، سریع به هم زنگ بزنیم و از هم بپرسیم و به حرف دیگران بسنده نکنیم. دوستی من و سمانه چند وقت دیگر دو رقمی می شود و این صمیمیت بین ما آنقدر زیاد شده که گاهی با نگاه کردن به یکدیگر، با هم صحبت می کنیم. آرامش سمانه روی من خیلی تاثیر می گذارد.

بیوگرافی سمانه پاکدل

بیوگرافی و زندگینامه ماهایا پطروسیان + عکس

بیوگرافی و زندگینامه ماهایا پطروسیان + عکس

بیوگرافی ماهایا پطروسیان + تصاویر ماهایا پطروسیان


عکس ماهایا پطروسیان

ماهایا پطروسیان  زادهٔ ۱۳ دی ۱۳۴۸ در تهران می باشد

ماهایا پطروسیان (زادهٔ ۱۳ دی ۱۳۴۸ در تهران) هنرپیشه سینما و تئاتر اهل ایران است.ماهایا پطروسیان از دانشکدهٔ هنرهای زیبا در رشتهٔ تئاتر فارغ‌التحصیل شد. با بازی در فیلم عشق و مرگ به کارگردانی محمدرضا اعلامی پا به عرصهٔ سینما گذاشت.

ماهایا پطروسیان
زمینه فعالیت : سینما و تلویزیون
تولد : ۱۳ دی ۱۳۴۸
۳ ژانویهٔ : ۱۹۷۰ ‏(۴۵ سال)
تهران : ایران
ملیت : ایرانی
پیشه :  هنرپیشه

زندگی‌نامه ماهایا پطروسیان
ماهایا پطروسیان (زادهٔ ۱۳ دی ۱۳۴۸ در تهران) هنرپیشه سینما و تئاتر اهل ایران است.

ماهایا پطروسیان از دانشکدهٔ هنرهای زیبا در رشتهٔ تئاتر فارغ‌التحصیل شد. با بازی در فیلم عشق و مرگ به کارگردانی محمدرضا اعلامی پا به عرصهٔ سینما گذاشت و با بازیگری در فیلم‌های پردهٔ آخر، دیگه چه خبر، نابخشوده، و کمکم کن، در سینمای امروز ایران مشهور شد.

ماهایا پطروسیان  در پی ازدواج با مردی مسلمان، تغییر دین داد و مسلمان شد؛ ولی به گفتهٔ خودش همچنان به هر دو دین اسلام و مسیحیت عشق می‌ورزد.

قسمتی از گفتگو با ماهایا پطروسیان 
ماهایا پطروسیان را همه می‌شناسند. بازیگری که نخستین بازیگر زن نقش‌های کمدی شناخته می‌شود و با آمدنش تعریف جدید از بازی کمدی را ارائه داد. گرچه این روزها کمتر روی پرده نقره‌ای دیده می‌شود اما نمی‌توان این موضوع را انکار کرد که او شناخته‌ شده‌ترین بازیگر زن ایرانی است که در ژانر کمدی بازی می‌کند. با توجه به این موضوع که این روزها تعداد فیلم‌های کمدی رو به افزایش است و استقبال خوبی نیز از آن‌ها شده است، بسیاری از علاقه‌مندان به بازیگری تمایل دارند نقش‌های طنز بازی کنند. ماهایا پطروسیان به این گروه توصیه می‌کند‌، سخت تلاش کنند و سعی کنند تا انتخاب خوبی داشته باشند و تن به بازی در هر فیلم کمدی را ندهند که تاریخچه یک بازیگر از تعداد فیلم‌هایی که بازی کرده، مهم‌تر است.

داستان بازیگرشدن ماهایا پطروسیان
من به همه علاقه‌مندان توصیه می‌کنم که به دانشگاه بروند و رشته هنر بخوانند. اگر هم به کارشان مطمئن نیستند حتما به یکی از کلاس‌های بازیگری بروند. کلاس‌های بازیگری راه ورود به سینما نیست بلکه محک زدن استعداد، پشتکار و اراده خودتان است. اگر از این کلاس‌ها سربلند بیرون آمدید، مطمئن باشید که به هدف‌تان می‌رسید. این موضوع در مورد من نیز صادق بود. من از نوجوانی عاشق بازیگری بودم. هیچ کدام از خانواده‌ام اهل هنر نبودند؛ پدرم، مهندس راه و ساختمان و مادرم متخصص بهداشت کودکان است، دوران ابتدایی را در مدرسه فرانسوی زبان ژاندارک گذراندم و سال ۶۶ دیپلم تجربی گرفتم اما اصلا دوست نداشتم پزشکی بخوانم و عاشق بازیگری بودم. در اصل روحیه شاد و پرجنب و جوش من با پزشکی میانه خوبی نداشت، به همین دلیل تصمیم گرفتم تا هنرپیشه شوم. برای شروع کار در کلاس‌های کنکور شرکت کردم و به کلاس‌های «شهره لرستانی» در جهاد دانشگاهی دانشگاه تهران رفتم و با نمرات بالا هم قبول شدم. نخستین تجربه بازی برای من در همین کلاس‌های تئاتر آغاز شد. بعد از قبولی در رشته نمایش در دانشکده هنرهای زیبا، تنها شانسی که در این بین آوردم این بود که به اتفاق بچه‌های دانشکده در یک تئاتر خوب یعنی خواستگاری چخوف بازی کردم و این تئاتر توانست در تالار مولوی اجرا بگیرد و در همان اجرا بود که دستیار آقای اعلامی من را برای بازی فیلم «عشق و مرگ» انتخاب کرد.

عکس ماهایا پطروسیان

ماهایا پطروسیان هنرپیشه سینما و تئاتر  است

دانستنی‌های یک بازیگر از نظر ماهایا پطروسیان
دانش و مطالعه برای یک بازیگر از هر فعالیت دیگری واجب‌تر است.یک بازیگر باید نسبت به اتفاقات پیرامون خود آگاه باشد و مطالعات کافی در زمینه هنر داشته باشد. فیلم زیاد ببینید و فیلمنامه هم زیاد بخواند، اما هیچ چیز مانند کتاب خواندن به ذهن یک بازیگر کمک نمی‌کند. ایده‌‌ها و شخصیت‌هایی که در داستان‌ها وجود دارند موجب می‌شود تا بازیگر به جنبه‌های شخصیتی مختلف افراد رسوخ پیدا کند. بهتر است دیگر محافل و مجالسی که بازیگران تمام وقت خود را وقف حضور و دیده شدن در آن می‌کنند، هدر ندهید. استعداد شما سرمایه شماست.

ماهایا پطروسیان چه فیلم هایی را برای بازی انتخاب می کند؟

من از ابتدای ورودم به سینما در فیلم‌هایی که با مخاطب عام سروکار دارند، برای قشر وسیعی از تماشاگران ساخته می‌شوند و در این سال‌ها نام سینمای بدنه را روی آن گذاشته‌اند کار کرده‌ام. در همان سال‌های اواخر دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰ که سال‌های ابتدایی ورودم به سینما بودند در فیلم‌های موفق و پرتماشاگری مانند «دیگه چه خبر» و «کمکم کن» بازی کردم و در سال‌های بعد هم در فیلم‌های «دختری به نام تندر» و «عروس خوش‌قدم» که متعلق به سینمای بدنه هستند بازی داشتم.

درواقع در انتخاب‌هایم همیشه حضور در این نوع فیلم‌ها را هم مدنظر داشته‌ام چون دوست دارم در آثاری بازی کنم که با طیف وسیعی از مردم ارتباط برقرار می‌کنند و این مسئله برایم بسیار مهم است، البته اگر با پیشنهاد خوبی از طرف کارگردانی شاخص روبه‌رو شوم و فیلمنامه را دوست داشته باشم درنهایت به بُعد هنری کار اهمیت می‌دهم و فرصت چنین همکاری‌هایی را به این خاطر که شاید مخاطب نداشته باشند یا مخاطب‌شان بسیار خاص باشد را از دست نخواهم داد.

خانم پطروسیان دوست دار د با کدام کارگردان‌ها همکاری داشته باشد؟
حتما کارگردان‌هایی هستند که دوست دارم با آنها همکاری داشته باشم، به‌هرحال فیلمسازان موفقی وجود دارند که همکاری با آنها و حضور در آثار درخشان‌شان خواسته هر بازیگری است ولی در این بین خود نقش هم اهمیت زیادی دارد و طبعا دوست دارم نقشی که بازی می‌کنم تاثیرگذار باشد. از آن دست بازیگرانی نیستم که بگویم حاضرم از جلوی دوربین فلان کارگردان رد شوم (می‌خندد) چون به این شکل نه من چیزی خواهم آموخت و در آن فیلم اثری خواهم داشت و نه آن فیلم در کارنامه‌ام تاثیری خواهد داشت پس همکاری با کارگردان بزرگ به شرطی خوب است که نقش هم جذاب و اثرگذار باشد.

عکس ماهایا پطروسیان

 ماهایا پطروسیان نخستین بازیگر زن نقش‌های کمدی شناخته می‌شود

 خاطره‌انگیزترین نقش ماهایا پطروسیان
ماهایا پطروسیان می گوید: همیشه سعی‌ام بر این بوده که نقش‌های متفاوت را تجربه کنم. تازگی نقش برای بازیگر هم جالب و جذاب است مثلا بازی در فیلم «تاکسی نارنجی» برایم جالب بود. در آن فیلم نقش پیرزنی ۸۰ ساله را داشتم با گریم سنگین آن هم در فیلمی که فضای کمدی و فانتزی داشت. این نوع کارها که برایم تازگی داشته باشند طبعا تجربه‌های جدید هم محسوب می‌شوند و برای ادامه روند بازیگری‌ام به من کمک خواهند کرد. بازی در نقش‌های متفاوت هم خاطره‌انگیز هستند، هم لذت‌بخش.

در کنار اینها به بخش موثر بودن نقش و اینکه حتما نقش در ذهن مخاطب بماند هم همواره فکر می‌کنم مثلا در فیلم آقای کاهانی من تنها در یک سکانس حضور داشتم اما این نقش در ذهن تماشاگران فیلم می‌ماند چون کاراکتر ویژگی‌های خاصی دارد. یا مثلا نقشی که در فیلم «ملاقات با طوطی» داشتم یک نقش مکمل محسوب می‌شود اما نقشی بسیار متفاوت است با ویژگی‌های خاص در گفتار، ظاهر و رفتار، درنتیجه تمام این نقش‌ها برایم خاطره‌انگیزند و هر کدام هم سختی‌های خاص خودشان را داشته‌اند.

دلیل دوری ماهایا پطروسیان از سینما در این سال ها
طبعا بازیگرانی که در آن دوره وارد این حرفه شدند راه سختی را طی کردند و دشواری بسیاری را به جان خریدند تا راه را برای بازیگران دهه‌های بعد هموار کنند و نگاه جامعه را به این حرفه تغییر دهند. با این وجود راه بازیگر شدن و ورود به این حرفه به شکل اصولی‌اش چه برای مردان و چه برای زنان همچنان سخت و دشوار است. البته در دهه ۸۰ تغییراتی به وجود آمد که باعث شد برخی صرفا به جهت داشتن چهره خوب وارد سینما شوند اما کماکان شما می‌بینید بازیگرانی که توانایی بالاتری دارند بیشتر به چشم می‌آیند؛ بازیگرانی که قادر هستند از پس نقش‌های سخت و پیچیده بربیایند و از ریسک کردن هراسی ندارند. من فکر می‌کنم مردم می‌دانند بازیگری کار سختی است و بازیگران حتما باید در نقش‌های مختلف حضور داشته باشند و در هر زمینه‌ای توانایی‌شان محک بخورد.

  آثار سینمایی ماهایا پطروسیان  

    مجرد ۴۰ ساله    ۱۳۹۳ شاهین باباپور
    اسب حیوان نجیبی است  ۱۳۸۹ عبدالرضا کاهانی
    ازدواج در وقت اضافه   ۱۳۸۸ سعید سهیلی
    تاکسی نارنجی   ۱۳۸۷ ابراهیم وحیدزاده 
    خواب لیلا  ۱۳۸۶ مهرداد میرفلاح
    شبی در تهران  ۱۳۸۶ بهرام کاظمی
زن بدلی  ۱۳۸۴ مهرداد میرفلاح
    پیشنهاد ۵۰ میلیونی  ۱۳۸۴ مهدی صباغ‌زاده
    انتخاب  ۱۳۸۳ تورج منصوری
    هشت پا  ۱۳۸۳ علیرضا داوودنژاد
    ملاقات با طوطی  ۱۳۸۲ علیرضا داوودنژاد
    عروس خوش قدم  ۱۳۸۱ کاظم راست گفتار
    دختری بنام تندر ۱۳۷۹ حمیدرضا آشتیانی‌پور
    هفت پرده   ۱۳۷۹ فرزاد موتمن
    کمکم کن  ۱۳۷۷ رسول ملاقلی پور
    قاصدک ۱۳۷۵ قاسم جعفری
    نابخشوده  ۱۳۷۵ ایرج قادری
    حسرت دیدار ۱۳۷۳ احمد زینال زاده
    راز گل شب بو  ۱۳۷۲ سعید خورشیدیان
    هنرپیشه ۱۳۷۱ محسن مخملباف
    دیگه چه خبر!؟  ۱۳۷۰ تهمینه میلانی
    ناصرالدین شاه آکتور سینما  ۱۳۷۰ محسن مخملباف
    پرده آخر  ۱۳۶۹ واروژ کریم‌مسیحی
    عشق و مرگ    محمدرضا اعلامی

 

سریال های تلویزیونی ماهایا پطروسیان

      شیخ مفید
    گلمنگلی
    باچراغهای خاموش
    ۳ کیلومتر جلوتر
    سیاه و سفید

 

 نمایش های ماهایا پطروسیان 

    دختر گل فروش
    معرکه در معرکه
    عشق آباد

 

 تصاویر ماهایا پطروسیان

 عکس ماهایا پطروسیان

جدیدترین تصاویر ماهایا پطروسیان

   عکس ماهایا پطروسیان

 عکس های ماهایا پطروسیان

   عکس ماهایا پطروسیان

 بیوگرافی ماهایا پطروسیان

    عکس ماهایا پطروسیان

 تصاویر جدید ماهایا پطروسیان

    عکس ماهایا پطروسیان

بیوگرافی ماهایا پطروسیان و عکس های ماهایا پطروسیان

 عکس ماهایا پطروسیان

زندگینامه ماهایا پطروسیان

 عکس ماهایا پطروسیان

 زیباترین تصاویر ماهایا پطروسیان

 عکس ماهایا پطروسیان

عکس های جدید از ماهایا پطروسیان

  عکس ماهایا پطروسیان

ماهایا پطروسیان

   عکس ماهایا پطروسیان

عکسهای ماهایا پطروسیان

    عکس ماهایا پطروسیان

بیوگرافی بازیگران معروف ایرانی که مدل شدند! + تصاویر

بیوگرافی بازیگران معروف ایرانی که مدل شدند! + تصاویر

بازیگران معروف ایرانی که مدل شدند! + تصاویر

 دنیای مد جذابیت زیادی دارد. محصولات متنوع و رنگارنگش نظر میلیون‌ها نفر را به خود جلب می‌کند و می‌توان گفت لباس مهم‌ترین بخش از محصولات دارای مد است. حتی اگر افراد تابع مد هم نباشند، به پیگیری آثار طراحان لباس و یا استفاده از لباس‌های مطابق سلیقه خود علاقه‌مند هستند.

از سوی دیگر سینما را می‌توان جذاب‌ترین هنر در میان انواع هنرها دانست. جادوی سینما سال‌هاست عده زیادی را به خود جلب می‌کند، چه آن‌ها که آرزوی بازیگر شدن دارند و چه آن‌ها که فقط به عنوان بیننده از سینما بهره می‌برند، اما بسیاری از ستارگان سینما در کنار بازیگری پیگیر علایق دیگر خود هستند تا شغل دومی هم داشته باشند و چه بهتر اگر این شغل دوم، دنیای جذاب و پرهیجان دیگری را برای آنها همراه بیاورد.

 مدلینگ یکی از اولین فرصت‌هایی است که برای ستارگان سینما فراهم می‌شود. برندهای مطرح در سراسر دنیا برای تبلیغ محصولات خود از چهره‌های مشهور بهره می‌برند، اما عده‌ای از بازیگران هستند که دیدگاه تخصصی‌تری به مقوله مد دارند. آنها ترجیح می‌دهند به جای نمایش محصولات دیگران، خود تولید‌کننده محصول باشند و سلیقه و دیدگاه خود را به مخاطب عرضه کنند.

در  دنیای مد نام‌ مطرحی مانند تام فورد وجود دارد که علاوه بر کارگردانی و فیلم نامه‌نویسی، به عنوان طراح لباس برند گوچی و تام فورد شناخته می‌شود و یا ملیسا مک‌کارتی، بازیگری که با راه‌اندازی خط تولید پوشاک زنانه، لباس‌هایی مناسب زنان سایز بالا تولید کرده است. اما در ایران کدامیک از بازیگران سینما جذب دنیای مد و طراحی لباس شده‌اند؟

 بازیگران معروف ایرانی که مدل شدند

مهتاب کرامتی بازیگر شناخته شده‌ای است که از حدود ۱۴ سال قبل در زمینه طراحی و تولید لباس فعالیت می‌کند. کرامتی پس از پایان تحصیلات خود و آشنایی با ندا معارفی که در زمینه طراحی لباس فعالیت می‌کرد، همکاری با او را آغاز کرد. ابتدای فعالیت او به صورت برگزاری نمایشگاه‌های مختلف بود اما پس از مدتی با استقبالی که از طرف مشتریان صورت گرفت تصمیم گرفت مزون لباس خود را تاسیس کند.
کرامتی با وجود اینکه طراحی لباس را به صورت آکادمیک فرا نگرفته است، علاقه زیادی به این کار دارد و عقیده دارد درون هر زن ایرانی علاقه‌ای به این کار وجود دارد. او در کارهای خود هماهنگی مد، سنت و فرهنگ ایرانی را همیشه در نظر دارد و عقیده دارد اطلاع‌رسانی و فرهنگ‌سازی برای پوشیدن لباس مناسب بسیار مهم است.
او که در کنار بازیگری و فعالیت به عنوان سفیر صلح سازمان یونیسف، زمانی را هم به طراحی لباس اختصاص می‌دهد، در سال‌های اخیر شاهد افزایش تقاضا بود و همین موضوع رفته‌رفته باعث گسترش کار شد تا سرانجام او با کمک همکارانش مزون خود را به یک تولیدی تبدیل کند. هم اکنون با صنعتی شدن کار، او و همکارانش برای یک برند تجاری، کار طراحی و تولید لباس انجام می‌دهند و حدود دو هزار تکه لباس در ماه تولید می‌کنند.

بازیگران معروف ایرانی که مدل شدند

بهاره افشاری بازیگر دیگری است که فعالیت زیادی در زمینه طراحی لباس دارد. او هم طراحی لباس را پیش از بازیگری آغاز کرده است. افشاری که دارای دیپلم بازیگری و لیسانس نقاشی است، به دلیل اینکه پدرش تولیدی لباس داشت، از کودکی به مدل‌ لباس و ترکیب‌رنگ‌ علاقه‌مند شد. بنابراین همزمان با تحصیلات خود پیگیر صنعت مد بود و زمانی که هنوز مزون‌های زیادی در شهر تهران وجود نداشت، کار خود را آغاز کرد. افشاری در سال ۸۳ با همراهی یکی از دوستانش که طراح صحنه و لباس بود فعالیت در زمینه طراحی لباس را آغاز کرد و همان زمان به عنوان جوان‌ترین طراح لباس ایران با مجله چلچراغ مصاحبه کرد. همین موضوع راهی برای ورود او به دنیای بازیگری بود چون پوران درخشنده یکی از مشتریان آنها بود و برای اولین بار به افشاری پیشنهاد بازی داد. او با توجه به تحصیل در رشته نقاشی، در طراحی لباس‌هایش نیز به رنگ و ترکیب‌های آن بیشتر اهمیت می‌دهد و سعی می‌کند لباس‌هایش طرح ساده‌ای با رنگ‌های جذاب داشته باشد. افشاری مدتی با یک شرکت ایرانی و یک شرکت خارجی همکاری داشت اما چون ترجیح می‌داد طرح های خاصی ارائه کند همکاری با آنها را ادامه نداد. اما کار افشاری با فراز و نشیب‌هایی هم مواجه شد. او با آغاز بازیگری به خاطر مشغله کاری به مدت طولانی مزون خود را تعطیل کرد. اما مدتی است که دوباره فعالیت خود را آغاز کرده است و علاوه بر برگزاری شوهای فصلی، در دفتر خود سفارش قبول می‌کند. علاوه بر این او برای سازمان‌ها و کارخانه‌هایی که نیاز به لباس فرم دارند طراحی و تولید انبوه انجام داده است.

 بازیگران معروف ایرانی که مدل شدند

ستاره اسکندری یکی دیگر از بازیگرانی است که به سمت مد و طراحی لباس ایرانی رفته و با همراهی طراح لباسی به نام شیما وحدتی در سال ۸۶ برند «تار اول» را راه‌اندازی کرد. این کار که برگرفته از خاطرات دوران کودکی او و بافت‌های سنتی محلی است بر اساس پارچه‌های دستبافت شکل گرفت.
لباس‌های تار اول که با رنگ و تار و پودهای سنتی برگرفته از دار قالی، بافته می‌شوند، با پارچه‌های مدرن ماشینی تلفیق شده و به پوششی تبدیل می‌شوند که مناسب بانوی ایرانی باشد. اسکندری با علاقه به فرهنگ ایرانی تلاش کرد لباسی به وجود اورد که مناسب جامعه امروز باشد و به نوعی به ترکیب مدرنیته و سنت در آن انجام شود.
با توجه به ماشینی شدن پارچه‌بافی و سختی‌هایی که این کار دارد، عده کمی به سراغ طراحی و بافت پارچه می‌روند، اما اسکندری با کمک هنرمندانی که در این رشته تخصص دارند، سعی کرد برای جلوگیری از فراموش شدن این هنر اقدام کند.
مهناز افشار هم از بازیگرانی است که به پوشش خود اهمیت می‌دهد و مدتی هم مزون لباس داشت، اما به خاطر وقت‌گیر بودن این کار، آن را کنار گذاشت. افشار هم‌اکنون در شاخه دیگری از مد فعالیت می‌کند و به طراحی جواهرات می‌پردازد. او با توجه به سابقه برادرش در جواهرسازی، گاهی طرح‌های جدیدی به او ارائه می‌دهد تا آنها را بسازد.

 بازیگران معروف ایرانی که مدل شدند

نازنین بیاتی بازیگر جوانی که با نخستین حضورش در فیلم «دربند» توجه همه را جلب کرد، از دیگر افرادی است که وارد حوزه طراحی لباس شده است. او که در رشته تئاتر با گرایش طراحی صحنه تحصیل کرده است، فعلا به عنوان طراح لباس در نمایش «کشتن گربه بابا فونتن» فعالیت خود را آغاز کرده است. اما با توجه به علاقه‌ای که به این حوزه دارد عجیب نیست اگر شاهد فعالیت‌های بیشتر او در زمینه طراحی لباس باشیم.

 بازیگران معروف ایرانی که مدل شدند

امیر آقایی هم این روزها به عنوان یکی از فعالان عرصه مد شناخته می‌شود. او دو سال قبل به همراه خواهرش نرمین آقایی مزون لباس آوینو را افتتاح کرد و گرچه کار طراحی همه لباس‌ها به عهده نرمین آقایی است، نام برادر مشهورش اعتبار دیگری به این مجموعه می‌دهد. علاوه بر آن امیر آقایی فعالیت‌هایی هم به عنوان مدل دارد و در عکس‌های تبلیغاتی برند دولچه و گابانا در ایران حضور دارد.

 بازیگران معروف ایرانی که مدل شدند

محمدرضا گلزار سوپراستاری که تصویر او سال‌هاست به عنوان مدل روی بیلبوردهای شهر دیده می‌شود به تازگی تصمیم گرفته است فعالیت جدی‌تری در عرصه مد داشته باشد. او برند لباسی به نام «ریزار» را ثبت کرده و قصد دارد با همکاری تعدادی از طراحان لباس، به تولید و عرضه لباس‌های مردانه‌ بپردازد.

 بازیگران معروف ایرانی که مدل شدند

بهنوش بختیاری هم به شکل دیگری در زمینه مد فعالیت می‌کند. او که علاقه زیادی به لباس‌های رنگارنگ و متنوع دارد، لباس‌هایی به تن می‌کرد که عده‌ای گمان می‌کردند طراحی خود اوست، اما در واقع این کارها محصول مزون خواهر همسر بختیاری، یعنی سعیده آریان هستند. اما بختیاری علاوه بر فعالیت در سینما و تلویزیون فعالیت‌های دیگری هم دارد که یکی از آن‌ها شراکت در مجموعه تولیدی چرم پاندورا است. عکس‌های زیادی از بختیاری در حال تبلیغ محصولات پاندورا دیده می‌شود و او از مشارکت در تولید کیف و کفش‌های چرم ایرانی بسیار راضی است.

 بازیگران معروف ایرانی که مدل شدند

بهرام رادان اما فعالیت خود را در حوزه مد به مدلینگ محدود کرده است. او که به عنوان مدل با برندهایی مانند نوین چرم همکاری طولانی داشته است رابطه خوبی با طراحان لباس دارد و معمولا سعی می‌کند از لباس‌های طراحی شده آنها استفاده کند. علاوه بر فعالیت‌های جدی و حرفه‌ای در این زمینه، هر از گاهی تصویر بعضی از بازیگران در تبلیغات محصولات طراحان مختلف دیده می‌شود. بهاره رهنما، نگار عابدی، نیوشا ضیغمی، اندیشه فولادوند و… نمونه این افراد هستند و همکاری آنها با طراحان معمولا بر اساس روابط دوستانه شکل می‌گیرد.

 بازیگران معروف ایرانی که مدل شدند

علاوه بر فعالیت‌های جدی و حرفه‌ای در این زمینه، هر از گاهی تصویر بعضی از بازیگران در تبلیغات محصولات طراحان مختلف دیده می‌شود. بهاره رهنما، نگار عابدی، نیوشا ضیغمی، اندیشه فولادوند و… نمونه این افراد هستند و همکاری آنها با طراحان معمولا بر اساس روابط دوستانه شکل می‌گیرد.

عکس شهره لرستانی که ۴۰ کیلو لاغر کرد + بیوگرافی کامل شهره لرستانی

عکس شهره لرستانی که ۴۰ کیلو لاغر کرد + بیوگرافی کامل شهره لرستانی

 شهره لرستانی جدید با ۴۰ کیلو کاهش وزن

بیوگرافی شهره لرستانی

 بیوگرافی شهره لرستانی

نام: شهره صالحی لرستانی

تاریخ تولد: ‎۲۶ مهر ۱۳۴۵

محل تولد: خرم آباد

تحصیلات: فوق لیسانس فیلمنامه نویسی

بیوگرافی شهره لرستانی

—————————————————-

شهره صالحی لرستانی متولد ۱۳۴۵ خرم آباد بازیگر تئاتر و سینما و فیلمنامه نویس است.

شهره لرستانی فعالیت خود را در تئاتر از سال ۱۳۶۴ با عنوان کارگردانی آغاز نمود. در سال ۱۳۷۰ با بازی در فیلم نیاز به کارگردانی علیرضا داودنژاد به سینما راه یافت.

بیوگرافی شهره لرستانی

شهره لرستانی در کودکی

خاطرات شهره لرستانی :
پدرم قاضی دادگستری و مادرم معلم بود. شاید دیدن مادری که هر روز شال و کلاه می کرد و سر کار می رفت، باعث شد تصویری که از زن در ذهن کودکانه من و خواهر بزرگم شکل گرفت، تصویر زنی شاغل باشد. اصلا فکر نمی کردیم چیزی به اسم زن خانه دار هم وجود داشته باشد.

بیوگرافی شهره لرستانی پ

کودکی شهره لرستانی

در همان بازی های کودکانه هر کدام کاری را انتخاب کرده بودیم، انگار جنم بعضی کارها از همان زمان در خونمان بود و امواج نامرئی تقدیر ما را به سمت شان هدایت می کرد.

بیوگرافی شهره لرستانی

دوران خردسالی شهره لرستانی

من از پنج سالگی دوست داشتم نمایش اجرا کنم و در همان عوالم بچگی، بدون اینکه بدانم اسم این کار کارگردانی است، نمایش های کودکانه ام را خودم کارگردانی می کردم. در خانه مان پرده ای اتاق نشیمن را از پذیرایی جدا می کرد. من همه را جلوی این پرده به صف می نشاندم و با صدای بلند اعلام می کردم: ساکت باشید. کارگردان شهره اجرا می کند.

بیوگرافی شهره لرستانی

سال ۶۴ به تهران برگشتیم. من دیپلم گرفتم و بلافاصله وارد دانشگاه هنر شدم. سال عجیب و غریبی بود. من چند کار را با هم انجام دادم، تصدیق و دیپلمم را در اوج بمباران های جنگ گرفتم و در دانشگاه قبول شدم. در حالی که مردم همه در حال فرار بودند و صدای آژیر خطر تبدیل به موسیقی متن زندگی تک تک مان شده بود. طنز عجیبی بود، من زیر نور چراغ داشبورد ماشین در جاده فشم فلسفه و منطق می خواندم، در صورتی که همه چیز در دنیای اطرافم غیر منطقی بود. در همین حال و هوا شدم دانشجوی رشته کارگردانی و بازیگری دانشکده هنرهای نمایشی. در همان ترم های اول که اکثر درس هایمان عمومی بود، من غرق تئاتر شدم و ۱۷ نمایش را به کارگردانی خودم روی صحنه بردم.

بیوگرافی شهره لرستانی

کم کم شروع به بازی کردم و توجه ها بیشتر به بازی ام جلب شد و پیشنهاد پشت پیشنهاد از راه رسید. با محمد رحمانیان، مهتاب نصیرپور، علی دهکردی و خیلی های دیگر هم دوره بودیم. شروع به بازی در تلویزیون و سینما کردم، کارهایی مثل سریال «عبور به خیر» و… اما اولین کار جدی ام که خیلی دیده شد، سریال «آپارتمان» بود. اواسط دهه هفتاد بود. جنگ تمام شده ودوران اصلاحات هم رو به پایان بود و فضای جامعه داشت بازتر می شد. من هم دیگر ده سالی بود به عنوان بازیگر شناخته شده بودم.

بیوگرافی شهره لرستانی

شهره لرستانی بعد از وزن کم کردن

اما آپارتمان نقطه اوج کارم بود. بعد نوبت به «امام علی(ع)» و «لیلی با من است» و… رسید تا دیگر کاملا به عنوان بازیگری جدی ثبت شوم، در حالی که همیشه ذوق و شوق کارگردانی داشتم.

بیوگرافی شهره لرستانی

 اولین خاطره ای که یادتان می آید چه خاطره ای است؟
من گم شده بودم. برای گردش و تفریح به تهران آمده بودیم. دو سالم بود. کوچه برلن و کوچه مهران دقیق یادم نیست، آن طرف ها گم شدم. یک آدامس فروش پیدایم کرد و من را بغل کرد گذاشت روی دستگاهش و گفت کدام آدامس را می خواهی. احساس خوبی داشتم. آن آدامس خوردن مفت و مجانی خیلی بهم مزه داد. با خودم می گفتم خدا کند پدر و مادرم پیدایشان نشود تا من بیشتر از این آدامس ها بخورم. تصویر آن آدامس ها و همه مهربانی آن مرد که امیدوارم هر جا که هست خوشبخت باشد از ذهنم پاک نمی شود. اما مادرم خیلی ترسیده بود و حال بدی داشت. او هنوز که هنوز است گاهی با جیغ و گریه از خواب بیدار می شود و می گوید خواب دیدم تو گم شدی.

عکس جدید شهره لرستانی

مصاحبه با شهره لرستانی

*  بهترین هدیه ای که در زندگی تان گرفته اید چه بوده است؟
یک دوچرخه بود. بچه بودم و آبله مرغان گرفته بودم. یک روز در همان حال مریضی پدر و مادر و خواهر و برادرم همه با هم آمدند من را بردند روی بالکن. چیزی را که می دیدم باورم نمی شد. یک دوچرخه نارنجی خیلی خوشگل بود. فوق العاده خوشحال شدم.

بیوگرافی شهره لرستانی

*  تفریح شما چیست؟
تماشای فیلم با دوستانم و سفر. من خیلی سفرهای داخلی و خارجی رفتم.

*  اهل آشپزی هم هستید؟
آشپزی را خیلی دوست دارم.

بیوگرافی شهره لرستانی

گربه های شهره لرستانی

*  چه غذایی را خیلی خوب می پزید؟
تبحرم در پخت استانبولی و خورشت کرفس و خورشت بادمجان است.

بیوگرافی شهره لرستانی

دلیلی که باعث شد این سبک از زندگی را برای خود‌تان انتخاب کنید و مجرد بمانید، چه بود؟
در این سال‌ها چندین مورد جدی برای ازدواج داشتم اما به هر کدام از آنها فکر کردم و شرایط خودم را سنجیدم، دیدم تمایلی به این کار ندارم زیرا کار من طوری است که اگر طرف مقابل با خودم همکار نباشد نمی‌تواند شرایط را به درستی درک کند.

بیوگرافی شهره لرستانی

شهره لرستانی برای‌تان از زندگی مجردی می‌گوید
در کنار این اگر هر دو طرف هم هنرمند باشند دیگر نمی‌توانند قواعد جاری و ساری را انجام دهند و آن زندگی دیگر ارزش ندارد. افت‌وخیزهای کاری ممکن است منجر به چیزهایی شود که برای زندگی خوب نیست. به همین دلیل در این سال‌ها هرچه فکر کردم، دیدم نه از میان همکارانم می‌توانم انتخابی داشته باشم و نه از بین افراد معمولی و به همین دلیل به شکل خودخواسته ترجیح دادم مجرد بمانم.

بیوگرافی شهره لرستانی

یعنی تا به حال به این فکر نکرده‌اید که چه خوب بود اگر راه دیگری را انتخاب می‌کردید؟
به هر حال ممکن است آدم در مقطعی فکر کند که چه خوب بود اگر راه دیگری را انتخاب کرده بودم و فرزند داشتم، اما این نهایتا ۱۰، ۱۵ دقیقه دوام دارد و من هم این را تجربه کرده‌ام اما درنهایت به این نتیجه رسیده‌ام که همین راه، بهترین است. البته من خیلی هم تنها نیستم. چندین سال پیش یک گربه به خانه‌ام آوردم و بعد از مدتی برایش زن گرفتم و حالا ۷ گربه پرشین دارم که آنها به اندازه کافی وقتم را می‌گیرند و مسئولیتم را زیاد کرده‌اند.

بیوگرافی شهره لرستانی

عکس قدیمی شهره لرستانی

این طرز فکر را در اوج جوانی هم داشتید؛ زمانی که ۱۸ ساله بودید؟
بله، به خاطر اینکه من بلافاصله بعد از گرفتن دیپلم وارد دانشگاه هنر شدم و همان زمان کار تئاتر را شروع کردم. من اهل کار و فعالیت‌های بیرون از خانه بودم و خاطرم هست آن زمان‌ها گاهی ۱۵ ساعت تمرین تئاتر انجام می‌دادم و در این شرایط نمی‌توانستم یک زندگی مشترک را اداره کنم. در تمام این سال‌ها هم هرجا احساس کردم ماجرایی دارد برایم جدی می‌شود سریع آن را قیچی کردم تا وابستگی عاطفی پیدا نکنم.

بیوگرافی شهره لرستانی

فکر می‌کنید انتخاب‌‌تان برای این سبک از زندگی درست بوده؟
تنها چیزی که می‌دانم این است که وقتی با آنهایی که با هم بزرگ شده‌ایم دور هم جمع می‌شویم به من می‌گویند خوش به حالت که ازدواج نکردی و ما چه اشتباهی کردیم که این کار را انجام دادیم! درحالی‌که من در خلوتم گاهی به آنها فکر می‌کنم که کار خوبی کرده‌اند که راه من را نرفته‌اند و بچه‌ دارند و از آرامش نسبی در زندگی برخوردارند و دغدغه تامین زندگی ندارند. هر زمان این حرف‌ها را می‌شنوم متوجه می‌شوم که همزیستی شاید اتفاق جالبی نیست چراکه این افراد بعد از گذشت چندین سال به این نتیجه رسیده‌اند که اشتباه کرده‌اند.
البته شاید هم این بحث‌ها نباشد و قصه همان است که می‌گویند :«مرغ همسایه غاز است» و همیشه فکر می‌کنیم جایگاه دیگری از ما بهتر است! واقعیت این است که تنها خدا می‌داند پشت هر چراغی که در این شهر روشن است، چه رابطه‌ای وجود دارد و آدم‌ها چقدر از زندگی‌شان راضی هستند. شاید کامل‌ترین جوابی که برای سؤال‌‌تان دارم این است که «انسان امروز، انسان تنهایی است».

بیوگرافی شهره لرستانی

پس هیچ‌وقت فرصت عاشق شدن به خود‌تان ندادید؟
چرا اتفاقا عاشق شدم و به نظرم عاشق شدن ربطی به این ماجرا ندارد، چون کار دل است و نمی‌توانیم جلویش را بگیریم. اما تلاش کردم تا این رابطه آنقدر برایم جدی نشود که بخواهد گرفتارم کند تا به ازدواج فکر کنم. تا این مرحله هیچ‌وقت پیش نرفتم.

بیوگرافی شهره لرستانی

فکر می‌کنید این روند و احساس رضایت خاطر همیشه وجود خواهد داشت؟
تا الان که ۴۷ سال زندگی کرده‌ام این اتفاق افتاده و شاید در آینده هم همین روند باشد. واقعیت دیگری هم وجود دارد و آن اینکه وقتی سن شما بالاتر می‌رود آدم قرصی هم دیگر وجود ندارد که بخواهید به شکل جدی به او فکر کنید.
به دلیل اینکه شخصیت آدم‌ها در سن‌ بالاتر کاملا شکل گرفته و کمتر کسی را می‌توانید پیدا کنید که ویژگی‌های‌تان با هم منطبق شود. موضوع دیگر اینکه در زندگی تمام هنرمندان همیشه هوادارانی وجود دارند که با دیدن یک فیلم یا سریال به آنها علاقه‌مند شده‌اند و من هم با این موارد متعدد روبه‌رو شده‌ام اما هیچ‌گاه آنها را جدی نگرفته‌ام، چون معتقدم این افراد به آن شخصیت قصه علاقه‌مند شده‌اند نه من واقعی بازیگر و به همین دلیل به این افراد هم جدی نگاه نکرده‌ام.

بیوگرافی شهره لرستانی

در بین هنرمندان ازدواج و طلاق‌های مکرر دیده می‌شود، دلیل این اتفاق را چه می‌دانید؟
بله، این موضوع وجود دارد و به‌شخصه هیچ‌گاه دوست نداشته‌ام که درگیر این ازدواج و طلاق‌های هنری شوم. مسئله اینجاست که شما وقتی درگیر کار تئاتر یا فیلمی می‌شوید گاهی بازیگر نقش مقابلی دارید که نقش عشق شما را بازی می‌کند و این موضوع باعث ایجاد علاقه می‌شود که اگر فردی زود نرم شود و در مورد آن ابراز احساسات کند وارد رابطه‌ای می‌شود که معمولا سرانجام خوبی ندارد؛ زیرا آن حس به خاطر فضای کار به وجود آمده و وقتی پروژه به پایان می‌رسد آن حس هم فروکش می‌کند و شما می‌مانید و یک توهم غلیان‌کرده!
اما اگر به‌عنوان یک کارگردان، بازیگر و… درک کنید که چرا جمعی تشکیل شده و شما در آن حضور دارید، دیگر این اتفاق نمی‌افتد چون می‌دانید هدف بزرگ‌تری وجود دارد که باید به آن برسید. به خاطر این مسائل همواره سعی کرده‌ام هوشیار باشم و اگر چنین حس‌هایی را در وجودم دیدم آنها را مدیریت کنم و اجازه ندهم وارد این بازی شوم که منجر به تشکیل زندگی مشترک اما ناپایدار شود.
البته موضوع دیگری هم وجود دارد که همواره باعث این اتفاق شده، آن هم این است که من اصالتا لر هستم و مردمان لر عقیده‌ای دارند مبنی بر اینکه زن دو لباس سفید می‌پوشد لباس عروس و کفن. یعنی وقتی زندگی را شروع کرد تا لحظه مرگ پای آن زندگی می‌ایستد.

بیوگرافی شهره لرستانی

اولین عکس شهره لرستانی