مرد پارسی دروغ نگوید حتی بهنگام مرگ در جنگ (کوروش کبیر)
خوش آمدید - امروز : شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۸

بیوگرافی بازیگران مرد خارجی

بیوگرافی و عکس رابرت دنیرو

بیوگرافی و عکس رابرت دنیرو

 

Picture-and-Picture-Robert-De Niro (1)

 

رابرت دنیرو»ی ۶۲ ساله، پس از بازی در بیش از هفتاد فیلم و با پیشینه چهل سال در عرصه بازیگری، شمایل بی‌همتای یک بازیگر مولف و صاحب سبک است. «مارلون براندو»ی فقید که روزگاری نماد کاملی از غایت بازیگری بود و همه -حتی جیمز‌دین- او را الگوی خود قرار می‌دادند سالها بود که کم‌کار و چاق شده و بیشتر فیلمهایش را بدون وسواس انتخاب می‌کرد. این اواخر براندو به جای تلاش برای ارائه نمونه‌ای از بازیهای درخشانش فقط به خاطر شهرت و اعتبارش پول می‌گرفت و به همین سبب نقشش را به ساده‌ترین نحو ممکن بازی می‌کرد. از این‌رو دنیرو -که از همان سالهای نخست بازیگری جانشین شایسته «براندو» به شمار می‌آمد- جایگاه کنونی‌اش را نیز از براندو به ارث برده و به باور و انتخاب بسیاری از منتقدان و تماشاگران همواره در صدر فهرست بازیگران توانمند معاصر سینمای جهان قرار می‌گیرد. براستی چه چیزی «رابرت دنیرو» را چنین بی‌مانند ساخته است؟ تعداد اسکارهایش؟ نه. زیرا او تنها دوبار مجسمه طلایی اسکار را در دستانش گرفته و چندین بار هم نامزد دریافت این جایزه بوده است که برخی بازیگران از این لحاظ بالاتر از وی قرار دارند. هواخواهان بسیارش؟ باز هم پاسخ منفی است، چرا که دنیرو برخلاف موفقیت‌های بسیارش در زمینه بازیگری هیچگاه بازیگر موفق تجاری نبوده و تهیه‌کنندگان چندان برایش سر و دست نشکسته‌اند که دستمزد بالایی برای حضور در فیلمهایشان به او بدهند. تنها چند سال است که «دنیرو» مسیر بازیگری‌اش را تغییر داده و با روی آوردن به فیلمهای اکشن و کمدی گیشه را هم فتح می‌کند. او در سال ۱۹۹۹ برای بازی در فیلم «این را تحلیل کن» هشت میلیون دلار دستمزد گرفت

 کارهای عجیب و غریبش برای ایفای نقش همچون ۳۰ کیلو اضافه وزن برای بازی در فیلم «گاو خشمگین»؟ باز هم باید گفت خیر. «دنیرو» چند سالی از این نظر رکورددار بود چون «وینسنت دانافریا» با اضافه کردن ۳۵ کیلو برای بازی در فیلم «غلاف تمام‌فلزی» سبب شد کار «دنیرو» چندان هم غریب به نظر نیاید. در حقیقت «رابرت دنیرو» سه ویژگی دارد که او را میان بزرگان بازیگری کم‌نظیر می‌کند. نخست اینکه سبک بازی و فرورفتن او در نقش ها به گونه‌ای است که کمترین اثری از شخصیت خودش باقی نمی‌گذارد، بدین‌معنا که او چنان شخصیت‌های جدید و متفاوتی خلق می‌کند که در رفتار، حرکات، نگاه و سخن گفتن هیچ شباهتی با «رابرت دنیرو»ی واقعی ندارند.
از این‌رو شخصیت‌های مختلف وی در فیلمها تفاوت چشمگیری باهم داشته و اثری از تکرار در آنها دیده نمی‌شود. برخلاف وی «آل‌پاچینو»، «جک نیکلسون»، «جین هاکمن» و برخی دیگر علیرغم بازی‌های بیادماندنی‌شان، به گونه‌ای در نقش فرو می‌روند که شخصیت شناخته شده‌شان تا حدی قابل تشخیص است. اما «آل‌کاپون» در «تسخیرناپذیران» جز شباهت ظاهری هیچگونه نقطه اشتراکی با «سام» در فیلم «رانین» ندارد. تماشاگری که چندان پیگیر فیلمهای دنیرو نیست ممکن است به هیچ وجه متوجه نشود که نقش «لویی گارا» در «جکی براون» و «ویتوکورلئونه» در فیلم «پدرخوانده۲» را یک نفر بازی کرده است. «تراویس بیکل» عصبی و نچسب «گاو خشمگین» کجا و «نیل مکسالی» خونسرد و قابل اعتماد «مخمصه» کجا؟ «دنیرو» در چنان عمقی از نقش فرو می‌رود که دیگر خود او را نمی‌بینیم و این یکی از ویژگی‌های بی‌نظیر بازیگری است. ویژگی دیگر بازیگری وی، سبک مینی‌مالیستی اوست، در حالی که بسیاری از بازیگران با نمایش اغراق‌آمیز و همه‌جانبه ویژگی‌های یک شخصیت، به معرفی فرد می پردازند، دنیرو تا آنجا که می‌تواند شخصیت را کمتر «نمایش» می‌دهد زیرا بر این باور است که: «ما در زندگی واقعی تلاش نمی‌کنیم احساسات‌مان را نشان دهیم بلکه بیشتر در پی پنهان کردن آن هستیم».

از اینروست که در عرصه بازیگری نیز در نمایش احساس و اندیشه شخصیت‌ها از طریق حرکت، نگاه و سخن خست به خرج می‌دهد. بهترین نمونه برای این سبک از بازی «دنیرو» را می‌توان در فیلم «مخمصه» دید. اگرچه این سبک بازیگری وی در فیلمهای «پدرخوانده۲»، «رفقای خوب»، «رانین» و «امتیاز» آشکارتر است اما به سبب قابلیت مقایسه با سبک بازی متفاوت «آل‌پاچینو» در فیلم «مخمصه» بیشتر به چشم می‌آید. در فیلم «مخمصه» دو اسطوره بزرگ بازیگری در مقابل هم قرار می‌گیرند: «رابرت دنیرو» و «آل‌پاچینو». دو بازیگر هم‌نسل و تحسین‌شده که پس از منتفی شدن حضور «دنیرو» در «پدرخوانده۳» سرانجام در فیلم «مخمصه» توانستند در کنار یکدیگر قرار گیرند. او در «مخمصه» در نقش یک خلافکار باهوش، بازی زیرپوستی درخشانی دارد و بدون هیچگونه نمایشی از بروز احساسات تنها زرنگی، هوش، تنهایی و مسئولیت پذیری «نیل» را نشان می‌دهد. در مقابل «پاچینو» همچون همیشه بازی خوبش را از طریق تحرک دائمی، واکنش‌های عصبی، حرکات غلو شده و حرکت کردن دائمی چشمانش نشان می‌دهد.
به این ترتیب در «مخمصه» فرصت مقایسه سبک مینی‌مالیستی «دنیرو» در برابر سبک متضاد «پاچینو» فراهم می‌شود و در نتیجه ارزش کار او بیش از پیش به چشم می‌آید. حتی «پاچینو» که یکی از نوابغ بی‌چون و چرای بازیگری است و اتفاقا یکی از بهترین بازی‌هایش را هم در همین فیلم -مخمصه- ارائه داده مقهور بازی دنیرو می‌شود.

«دنیرو»یی که در نهایت خست احساساتش را نمایش می‌دهد و فیلم را از آن خود می‌کند. صحنه رستوران و قتل پایان فیلم «مخمصه» را به یاد آورید، صحنه‌ای که فرصت مناسبی برای تماشای مواجهه آنان است و اینکه چطور بازی «دنیرو» بر «پاچینو» پیشی می‌گیرد. سومین دلیل موفقیت «دنیرو» پشتکار، تلاش و نبوغ اوست. وی برای ایفای بسیاری از نقش‌هایش چنان تلاش می‌کند که در توان کمتر بازیگری می‌توان آن راسراغ گرفت او برای بازی در «گاو خشمگین» جدای از افزایش وزن، چندین ماه هم تمرینات سخت ورزشی انجام داد تا بتواند بخوبی نقش یک بوکسور را ایفا کند.
وی برای بازی در فیلم «شکارچی گوزن» ساخته «مایکل جیمینو» مدتها با کارگران اوهایو زندگی کرد، با آنها در رستوران نشست و به خانه‌هایشان رفت تا ویژگی‌های رفتاری و گفتاری‌شان را بیاموزد.
حتی به خاطر نقش کوتاهی که در فیلم «دار و دسته‌ای که نمی‌توانست شلیک کند» با هزینه خود به ایتالیا رفت تا راجع به گروهی خاص تحقیق کند. پیش از آغاز فیلمبرداری «کازینو» کت و شلوار و جلیقه می‌پوشید، در استودیو با تفاخر راه می‌رفت و با خود می‌گفت: «من مالک اینجا هستم،» حکایت وسواس‌های بیش از حد او هنگام ساخت فیلم، نیز زبانزد کارگردانان است. «دنیرو» به سبب سابقه تئاتری‌اش بشدت به تمرین و روخوانی فیلمنامه معتقد است و هنگام فیلمبرداری هم به هر نتیجه‌ای رضایت نمی‌دهد. نماهای او (به درخواست خودش) به برداشت‌های بسیار می‌انجامد تا سرانجام احساس کند که بهترین بازی ممکن را ارائه داده است. این تلاش و سختگیری در کنار استعداد فراوان وی، «دنیرو» را در فهرست بزرگترین بازیگران تاریخ سینما جای داده است. بسیاری از نقش‌های او فراتر از خود فیلمها جاودان و در یادها ماندگار شده‌اند. بسیاری از جمله‌هایی که در فیلمها می‌گوید در ذهن تماشاگران یادآور لذت تماشای قدرت بازیگری او شده است. مثل تکرار چند باره: «با من صحبت می‌کنی؟ در فیلم «راننده تاکسی» و جمله «منو نگاه کن» در «مخمصه». دنیرو چند سالی است که در انتخاب نقش‌هایش تنوع بخشیده است. او در سال ۱۹۹۹ نقش «پل‌‌ویتی» را در کمدی «این را تحلیل کن» بازی کرد که به نوعی هجو شخصیت‌های مافیایی بود که پیش‌تر آنها را بازی کرده بود. سال بعد از آن هم نوبت به ایفای شخصیت کارتونی رهبر بی‌باک در فیلم «راکی و بولوینکل» رسید. به نظر می‌رسد که در سالهای اخیر نقش‌های کمدی به تدریج نسبت بیشتری از شخصیت‌هایی که او ایفا می‌کند را به خود اختصاص داده است، هر چند که بازی خوب او در نقش‌های کمدی سبب بروز جنبه دیگری از استعداد فراوان او می‌باشد، اما در مقابل حضور و بازی در آثاری چون «زمان نمایش» به اعتبار «دنیرو»ی بزرگ لطمه می‌زند. او باید قدر موقعیت کنونی‌اش را بداند و مثل «مارلون براندو» آن را از دست ندهد. «دنیرو» هنوز هم می‌تواند بهترین باشد و هر صحنه و فیلمی را «حتی مقابل آل‌پاچینو» از آن خود نماید. او هنوز هم می‌تواند -همانطور که در فیلم «مخمصه» رو به دوربین می‌گفت- به تماشاگر بگوید: «منو نگاه کن،» دنیرو شانس همکاری با فیلمسازان صاحب‌نام و بزرگی چون «برایان دی‌پالما»، «فرانسیس فورد کاپولا»، «سرجیو لئونه»، «برناردو برتولوچی»، «مارتین اسکورسیزی» و… را داشته است. بازی دنیرو دیده نمی‌شود که فهمیده می‌شود. از این‌رو روح سرکش و ناآرام وی -که در کالبدی به ظاهر آرام مخفی است- تماشاگر را مجذوب بازی درونی خویش می‌کند. شاید به همین دلیل او ترجیح می‌دهد کمتر وقتش را صرف سخن گفتن کرده و نگاه کردن و خاموشی را برمی‌گزیند. او با نگاه جستجوگرش که نگاه واقعی یک بازیگر است پیرامونش را می‌کاود.

آنچه بیشتر در آثار دنیرو به چشم می‌خورد بازی او در «سکوت» است درست برخلاف «آل‌پاچینو».
دنیرو گفتن دیالوگ را به خوبی ریتم و ضرباهنگ می‌شناسد به گونه‌ای که تماشاگر هیچگاه -حتی- از مونولوگ‌های وی خسته نمی‌شود، گویی این مونولوگ‌ها به صورتی شعرگونه بیان شده و با حرکاتی حساب شده همراهند.
بی‌شک رابرت دنیرو بازیگر خلاقی است که باشیوه خاص کشف و شهودش در بازیگری جاودان خواهد شد و نام خود را به عنوان اسطوره‌های بازیگری در تاریخ سینما به ثبت خواهد رساند.
دنیرو تاکنون همواره یک احساس وصف‌ناپذیر را در جریان تماشای فیلمهایش به تماشاگر تزریق می‌کند، تا بدان حد که مخاطب هنگام تماشای فیلم تمامی لحظه‌ها با وی احساس همذات‌پنداری می‌نماید. این در حالی است که خودش می‌گوید: «من دوست ندارم فیلمهای خودم را نگاه کنم و هنگام تماشای آنها به خواب می‌روم».

Picture-and-Picture-Robert-De Niro (2)

فیلمشناسی:

 سه اتاق در منهتن (ژان‌پیر ملویل – ۱۹۶۵)، تبریکات (برایان دی‌پالما- ۱۹۶۸)، آواز سام (جان.سی. برودریک-۱۹۶۹)، جشن عروسی (برایان دی‌پالما، جان‌شید- ۱۹۶۹)، سلام مادر (برایان دی‌پالما- ۱۹۷۰)، مادر تمام عیار (راجر کورمن- ۱۹۷۰)، جنیفر در ذهن من (نوئل بلک- ۱۹۷۱)، زاده برای پیروزی (ایوان بیسر- ۱۹۷۱)، دار و دسته‌ای که نمی‌توانست شلیک کند (جیمز گلدستون- ۱۹۷۱)، طبل را آهسته بزن (جان.دی. هانکوک- ۱۹۷۳)، خیابان‌های پایین‌شهر (مارتین اسکورسیزی- ۱۹۷۳)، پدرخوانده ۲ (فرانسیس فورد کاپولا- ۱۹۷۴)، راننده تاکسی (مارتین اسکورسیزی ۱۹۷۶)، ۱۹۰۰ (برناردو برتولوچی- ۱۹۷۶)، آخرین تایکن (الیا کازان- ۱۹۷۶)، نیویورک، نیویورک (مارتین اسکورسیزی- ۱۹۷۷)، شکارچی گوزن (مایکل جیمینو- ۱۹۷۸)، گاو خشمگین (مارتین اسکورسیزی- ۱۹۸۰)، اعترافات واقعی (اولوگراسبارد- ۱۹۸۱)، سلطان کمدی (مارتین اسکورسیزی- ۱۹۸۳)، روزی روزگاری در آمریکا (سرجیو لئونه- ۱۹۸۴)، سقوط در گرداب عشق (اولوگراسبارد- ۱۹۸۴)، برزیل (تری گیلیام- ۱۹۸۵)، ماموریت (رولند جافی- ۱۹۸۶)، قلب فرشته (آلن پارکر- ۱۹۸۷)، تسخیرناپذیران (برایان دی‌پالما- ۱۹۸۷)، گریز نیمه‌شب (مارتین برست- ۱۹۸۸)، چاقوی ضامن‌دار (دیوید.‌هیو.‌جونز- ۱۹۸۹)، ما فرشته نیستیم (نیل جردن- ۱۹۸۹)، استنلی وآیریس (مارتین ریت- ۱۹۹۰)، رفقای خوب (مارتین اسکورسیزی- ۱۹۹۰)، بیداری‌ها (پنی مارشال- ۱۹۹۰)، در مظان جرم (ایروین وینکر- ۱۹۹۱)، بک درافت (ران هاوارد- ۱۹۹۱)، تنگه وحشت (مارتین اسکورسیزی- ۱۹۹۱)، معشوقه (بری پویمس- ۱۹۹۲)، شب و شهر (ایروین وینکو- ۱۹۹۲)، سگ هار و‌گلوری (جان.مک. ناگتون- ۱۹۹۳)، زندگی این پسران (مایکل کیتون جونز- ۱۹۹۳)، داستان برانکسی (رابرت دنیرو- ۱۹۹۳)، فرانکشتاین (کنت برانا- ۱۹۹۴)، کازینو (مارتین اسکورسیزی- ۱۹۹۵)، مخمصه (مایکل‌مان- ۱۹۹۶)، هواخواه (تونی اسکات- ۱۹۹۶)، خوابگردها (بری لوینسون- ۱۹۹۶)، اتاق ماروین (جری زیک- ۱۹۹۶)، قلمرو پلیس (جیمز مگنولد- ۱۹۹۷)، جکی براون (کوئنتین تارانتینو- ۱۹۹۷)، سگ را بجنبان (بری لوینسون- ۱۹۹۷)، آرزوهای بزرگ (آلفونسو کورئون- ۱۹۹۸)، رانین (جان فرانکن هایمر- ۱۹۹۸)، این را تحلیل کن (هارولد رامس- ۱۹۹۹)، کامل (جول شوماخر- ۱۹۹۹)، ماجراهای راکی و بولونیکل (دس مک‌آنو- ۲۰۰۰)، مردان افتخار (جورج تیلمن جرارد- ۲۰۰۰)، ملاقات والدین (جی روچ- ۲۰۰۰)، پانزده دقیقه (جان هرتزفیلد- ۲۰۰۱)، امتیاز (فرانک اوز- ۲۰۰۱)، زمان نمایش (تام‌دی – ۲۰۰۲)، شهر کنار دریا (مایکل کیتون‌جونز- ۲۰۰۲)، موهبت الهی (نیک هالم- ۲۰۰۴)، افسانه کوسه (بیپ برگران، ویکی جانسون- ۲۰۰۴)، ملاقات فاکرز(Fokers) (جی،روچ- ۲۰۰۴)، پل سن لوئیس ری (مگ گوسکان- ۲۰۰۴)، پنهان کن و بجوی (جان پولسون- ۲۰۰۵)، چوپان خوب (رابرت دنیرو- ۲۰۰۶، در مرحله پیش تولید)، یکشنبه شب دوست داشتنی (جاناتان گلازر- ۲۰۰۶، در مرحله پیش‌تولید)

 

زندگینامه مارلون براندو + تصویر

زندگینامه مارلون براندو + تصویر

 

Marlon Brando-picture-biography- (1)

نام :مارلون براندو

تاریخ تولد : سوم آپریل ۱۹۲۴

محل تولد : اوهامای نبراسکا

تاریخ فوت : جولای ۲۰۰۴

Marlon Brando-picture-biography- (2)

مارلون براندو جونیور، متولد سوم آپریل ۱۹۲۴ در اوهامای نبراسکا از بزرگترین چهره های سینمای جهان به شمار می رود . براندو با آوردن شیوه متداکتینگ تکنیکهای جدیدی را وارد کار بازیگری کرد ،تا جایی که می گویند شیوه بازیگری او مدرن را متحول کرد . این شیوه آمیزه ای بود از یک بازی سرشاراز احساس به اضافه نمایشی از عکس العملهای طبیعی در زندگی عادی .

تراموایی به نام هوس در سال ۱۹۴۷ و در صحنه برادوی او را به عنوان چهره مستعد نمایان ساخت ،چهره ای که که اوایل دهه پنجاه یعنی به محض ورودش به سینما چنان اعضای آکادمی را شوکه کرد که چهار سال پیاپی او را نامزد بهترین بازیگر مرد کردند. براندو به خاطر نقش مارک آنتونی در جولیو سزار (۱۹۵۳) ایفای نقش امیلیانو زاپاتا در فیلم «زنده باد زاپاتا» (۱۹۵۲) و نسخه سینمایی تراموایی به نام هوس نامزد اسکار شده بود، تا اینکه در ۱۹۵۴ به خاطر بازی  فوق العاده اش در فیلم «دربارانداز» این اسکار را تصاحب کرد.

در ۱۹۷۰ پس از مدتی سکوت ،دوباره به خاطر نقش همیشه ماندگارش در تاریخ سینما «دن کرلئونه» سرکرده مافیای فیلم پدر خوانده ،باز هم به اسکاری دست یافت . بعد از آن تا سالها بعد شهرتی همپای ارسن ولز پیدا کرد . آخرین حضور او در سینما به اثر تریلر «امتیاز» باز می گردد که در آن با دیگر بازیگر شیوه متد رابرت دنیرو و چهره مستعد روز ادوارد نورتون همبازی بود.

او سرانجام در جولای ۲۰۰۴ به علت کهولت سن در گذشت.

Marlon Brando-picture-biography- (3)

 

بیوگرافی ژان رنو + عکس

بیوگرافی ژان رنو + عکس

 

Bio-Jan-Renault-Photo (1)

ژان رنو

تاریخ تولد: ۳۰ جولای ۱۹۴۸

محل تولد: کازابلانکا

● دور از وطن
(ژان مورینو جیمننز رنو) در ۳۰ جولای ۱۹۴۸ در کازابلانکا از والدین اسپانیایی – فرانسوی به دنیا آمد.والدینش برای فرار از جنگ حکومت فاشیستی فرانسیسکو فرانکو به مراکش مهاجرت کردند. عده‌ای از اعضای خانواده آنان در جنگ کشته شدند، لذا آنان برای نجات از جنگ به مراکش رفتند. در آن هنگام مادر )ژان> باردار بود و ژان در مراکش به دنیا آمد.
ژان زیرنظر مادرش زبان فرانسه و تحت تعلیمات پدرش زبان اسپانیایی را آموخت. علاوه بر این در مدرسه نیز به آموزش زبان انگلیسی پرداخت.)ژان> دوران دبستان را در مراکش به پایان رساند. او به توصیه مادرش به سوی فرانسه عزیمت کرد تا در آنجا بتواند پله‌های ترقی را یکی پس از دیگری طی کند.
در ۱۲ سالگی به فرانسه مهاجرت کرد و برای دریافت تابعیت فرانسه به اجبار وارد ارتش شد. او در آنجا احساس کرد که به بازیگری در تئاتر علاقمند است، لذا در بخش نمایشی ارتش مشغول به اجرای نمایش‌های متعدد شد و روز به روز علاقه‌اش به بازیگری فزونی پیدا کرد. او توانست تجربیات زیادی در زمینه نمایش در ارتش مارسی فرانسه کسب کند

Bio-Jan-Renault-Photo (2)

● ورود به سینما
بعد از اتمام خدمت سربازی به پاریس رفت و در سال ۱۹۷۰ نقشهای کوچکی در تئاتر و تلویزیون در دست گرفت. چند کارگردان تلویزیونی به استعداد وی پی بردند و او را تشویق به تحصیل در زمینه بازیگری کردند. ژان روزها در استودیوی تلویزیون کار می‌کرد و عصرها به کلاس آموزش بازیگری می‌رفت، تا سرانجام در سال ۱۹۷۱ با ایفای نقش کوچکی در فیلمی کوتاه به دنیای سینما راه یافت. این نقش کوتاه و پیش پا افتاده سبب ایجاد اعتماد به نفس در وی شد. از سویی دیگر شانس به او روی آورد و )لوک بسون‌> یکی از کارگردانان و بازیگران معروف آن دوران با وی دوست شد و(ژان) را در فیلم‌هایش قرار داد. فیلم (گربه‌ها)، (زیرزمین) یا (مترو) را در سال ۱۹۸۵ با همکاری لوک‌بسون بازی کرد و ستایش فراوانی را برای خود به همراه داشت. در سال ۱۹۸۸ بار دیگر (بسون) در فیلم
(آبی بزرگ) ژان رنو را به کار می‌گیرد. در واقع این اولین نقش بزرگ رنو محسوب می‌شد.
رنو به شهرت رسید. بعد از بازی در (آبی بزرگ) دیگر کارگردانان گویی رنو را کشف کرده باشند به او چند پیشنهاد دادند. وی در سال ۱۹۹۰ فیلم (نیکیتا) را بازی کرد. به دنبال آن در فیلم (صدا) به سال ۱۹۹۲ و (پرواز از محکمه) هنر خود را نشان داد.
● موفقیت بزرگ
فیلم(لئون) در سال ۱۹۹۴ موفقیت بزرگی را به دنبال داشت. این فیلم یکی از موفق‌ترین و پرفروش‌ترین فیلمها در تاریخ سینمای فرانسه محسوب می‌شد. البته این فیلم طیف خشونت را به دنبال داشت و ۲۳ دقیقه از فیلم حذف شد تا خشونت آن کم شود.
رنو در سال ۱۹۹۵ با بازی در فیلم (ماموریت غیرممکن) مورد نقد منتقدان زیادی قرار گرفت اما موفقیت فیلم در نظر مردم چشمگیر بود.
● بسوی هالیوود
رنو در سال ۱۹۹۷ به سوی هالیوود راه افتاد و سعی کرد تا تماشاگران آمریکایی را با ذوق و استعداد خود در زمینه‌های فیلمهای کمدی جلب کند. اما تماشاگران او را در نقش‌های اکشن می‌پذیرفتند.
از این رو در سال ۱۹۹۸ با بازی در (گودزیلا) علاقه همگان را به خود جلب کرد، یکی از شانس‌هایی که در هالیوود آورد همکاری با رابرت دنیرو در فیلم )رونین> بود.
او دوباره به فرانسه بازگشت ولی هالیوود به دنبالش بود، بدین ترتیب در سال ۲۰۰۰ فیلم (رودخانه ارغوانی) را در هالیوود بازی کرد.
رنو می‌خواست استعداد خود را در نقشهای کمدی بیازماید. او در سال ۲۰۰۲ در کنار (ژرار دیاردیو) اسطوره بازیگری در سینمای امروز فرانسه قرار گرفت و حاصل آن یکی از بهترین کمدی‌های فرانسوی به نام )روبی و کوئنتین> بود. این فیلم نه تنها در فرانسه، بلکه در آمریکا مانند بمب صدا کرد و جزو پرفروش‌ترین فیلمهای دنیا قرار گرفت.
یکی از فیلمهای جدید (رنو) را می‌توان )پلنگ صورتی> نامید. همچنین او با بازی در فیلم (کد داوینچی) در نقش بازرس بزوفاچی براساس کتاب جنجال‌برانگیز(دن براون) امسال به نمایش در آمد، او در این فیلم همبازی (تام هنکس) خواهد بود.از فیلمهای اخیر )ژان رنو> که به نمایش در آمد (امپراطوری گرگها) در سال گذشته بود، رنو برای بازی در آن یک و نیم میلیون یورو دستمزد گرفت.گفتنی است یکی از بهترین فیلم‌های رنو بازی در فیلم (ببر و برف) به کارگردانی (روبرتو بنینی) که کمدین معروف ایتالیایی نیز در آن حضور داشته بود. همچنین وی اخیرا موافقتش را برای ایفای نقش در فیلم (پسران پرواز) اعلام کرده است. بودجه این فیلم ۱۰ میلیون دلار است و در زمان جنگ دوم جهانی اتفاق افتاده است.
او چهار فرزند دارد.
(ژان رنو) دو بار ازدواج کرد و ثمره هر ازدواج او دو فرزند است …
اولین ازدواجش در سال ۱۹۷۶ با (جنویو) بود که در سال ۱۹۷۸ صاحب یک دختر به نام ساندرا و یک پسر به نام مایکل در سال ۱۹۸۰ شد.این ازدواج پایان خوشی به همراه نداشت. مسافرت‌های متعدد (ژان رنو) به ایتالیا و فرانسه شکایت همسرش را در پی داشت، لذا این ازدواج به جدایی ختم شد.ژان در سال ۱۹۹۴ با (ناتالی دیسکیویز) مدل ایتالیایی ازدواج کرد و در سال ۱۹۹۶ پسرش (تام) و دو سال بعد دخترش (سرنا) به دنیا آمد.ژان یک خانه مجلل و باشکوه در پاریس و یک خانه در بهترین نقطه لس‌آنجلس دارد. 

Bio-Jan-Renault-Photo (3)

 

▪ گفتگو با لس‌آنجلس تایمز
چندی پیش لس‌آنجلس تایمز گفتگویی با وی انجام داد که در ذیل خواهید خواند.
● نظر شما درباره نقشهای اکشن چیست؟
رنو: من شخصا انسانی رومانتیک هستم و روحیه‌ای طنزگونه دارم. حتی همیشه ترجیح می‌‌دهم در فیلمهای کمدی ایفای نقش کنم. به نظرم بازی در فیلمهای کمدی مشکل‌تر از بازی در فیلمهای اکشن است اما این روزها فیلمهای اکشن طرفدار بیشتری میان مردم دارد به ویژه آمریکایی‌ها، فیلمهای اکشن را بهتر می‌‌پسندند. من هم یک هنرپیشه هستم و باید طبق دیالوگها عمل کنم.
حتی از دست زدن به اسلحه هم خوشم نمی‌آید. البته باید بگویم که تیراندازی و هدف گرفتنم بسیار خوب است، زیرا در ارتش چندین دوره را گذرانده‌ام اما نه از اسلحه خوشم می‌آید و نه از شکار کردن.
● آیا حقیقت دارد که در فیلم ماتریکس نقش پیشنهادی را نپذیرفتید…
رنو: بله، زیرا برای فیلمبرداری مجبور بودم، همراه چهار فرزندم به استرالیا بروم و مدتی را در آنجا زندگی کنم که این برایم غیرممکن بود. لذا بازی در نقش مامور مخفی در فیلم ماتریکس را نپذیرفتم.
● نظرتان درباره بازی با تام کروز و رابرت دنیرو چیست؟
رنو: من از رابرت دنیرو آموخته‌های زیادی یاد گرفتم و تجربیات زیادی کسب کردم. وقتی یک بازیگر ناشی با عده‌ای ماهر و حرفه‌ای بازی کند واقعا لذت می‌‌‌‌برد و کار به سرعت و با موفقیت به پایان می‌‌‌‌رسد. بازی در فیلم با عده‌ای هنرمند حرفه‌ای همچون بازی در میدان تنیس است. اگر بازیکن طرف مقابل خوب و حرفه‌ای باشد، آن بازی برای تماشاگران دلچسب خواهد شد.
● نظرتان درباره مطالعه چیست؟
رنو: مطالعه کتب در زمینه‌های مختلف بستگی به ذائقه و معلومات فرد دارد، به نظر من مطالعه کتاب، انسان را به بالاترین مقام‌ها خواهد رساند. همین که با علم روز آشنا شوی بهترین و والاترین ارزش را دارد.کتاب می‌تواند رسانه مکتوب خوبی باشد و سینما و تئاتر نیز می‌تواند یک رسانه تصویری مفید، به شرطی که مفهوم و متن کتاب و یا فیلمنامه غیراخلاقی نباشد.
● قدم بعدی در زندگی شما چیست؟
رنو: می‌‌‌خواهم از بازیگری کنار بکشم چون به اندازه کافی پول دارم. می‌‌‌خواهم بقیه عمر خود را در کنار خانواده‌ام باشم. امروزه سیل پیشنهادها به سوی من سرازیر است از هالیوود، فرانسه و ایتالیاا اما خسته شده‌ام می‌‌خواهم به استراحت بپردازم. شاید مدتی بعد از استراحت و فارغ بودن از کار بار دیگر خواهان فعالیت در عرصه سینما شوم اما اکنون نیاز به استراحت دارم.
● فیلم‌شناسی ژان رنو
مارگارت، کدداوینچی، پسران پرواز، پلنگ صورتی، ببر و برف، امپراطور گرگها، هتل رواندا، رودخانه کریسمون، روبین، گودزیلا، ماموریت غیرممکن، لئون، پرواز از محکمه، صدا، نیکیتا، آبی بزرگ، زیرزمین یا مترو و گربه‌ها. همچنین ژان رنو در ساخت، تهیه و صداگذاری فیلمهای (پلی‌استیشن)۲ نیز فعال بوده است.

 

عکس + بیوگرافی بروی ویلیس

عکس + بیوگرافی بروی ویلیس

 

Photo-Picture-on-Willis (3)

تاریخ تولد : ۱۹ مارچ ۱۹۵۵
محل تولد :ایبار اوبرشتاین آلمان غربی

بازیگرانی معدودی توانسته اند با ریشه آلمانی در هالیوود ماندگار شوند و ویلیس شاید از مطرح ترین آنها باشد ،اگر چه دوران ستاره بودنش دیری نپایید و اسطوره ویلیس به هزاره جدید نرسید . بروس ویلیس روزگاری در آلمان غربی یک ستاره موسیقی به شمار می رفت تا جایی که یکی از آلبوم هایش جزو ده کار برتر جداول فروش اروپا  آمریکا شد ،اما خیلی زود  راه خود را در سینما پیدا کرد و به عنوان ستاره آثار اکشن درخشید.

Photo-Picture-on-Willis (2)

بازی بروس ویلیس پس از سریالهایی چون اولین گناه مرگبار در سال ۱۹۸۰ و هیات منصفه در سال ۱۹۸۲ به صورت جدی توسط تماشاگران و تهیه کننده های سینما دنبال شد. او توانست نقش قابل توجه در اپیزودی از  سریال میامی خبیث به عنوان یک مرد هفت تیر کش که دائم همسرش را کتک می زند به دست آورد و به خاطر همین نقش جایزه امی را که همتای تلویزیونی اسکار به شمار می رود به خانه برد. اما آنچه نام او را پیش از همه بر سر زبانها انداخت و باعث شد تا چهره اش به عنوان شخصیتی جذاب که هر شب هزاران نفر را به پای تلویزیون می کشاند مطرح شود مجموعه بلند مدت مهتاب که مابین سالهای ۱۹۸۵ تا ۱۹۸۹ پخش می شد و ویلیس در مقابل سبیل شپارد ،نقش آفرینی می کرد. بروس ویلیس در ۱۹ مارچ ۱۹۵۵ در ایبار اوبرشتاین آلمان غربی است که پس ار موفقیت مجموعه مهتاب این بخت را یافت تا در آثار ارزشمندتری روی پرده سینما بازی کند.

پیشنهادها به سرعت سرازیر شد و او در یک برنامه کاری پرو پیمان روبرو شد . ابتدا با چندین فیلم معروف چون قرار کور و غروب به یفای نقش پرداخت ،اما هنوز برای هالیوودی ها ناشناخته بود و او فرصت مناسبی داشت تا در آمریکا نیز به یک چهره مطرح بدل شود . بازی در این آثار او را به هنرپیشه کارهای اکشن تبدیل کرده بود و همین باعث شد تا در هالیوود نیز کارکترهای مشابه ایفا کند و پس از مدت کوتاهی در زمره بازیگرانی چون استالونه و شوارتزینگر قرار گرفت . نقشی که بروس ویلیس را به شهرت یک شبه رساند کارکتر پلیسی در فیلم پر هزینه جان سخت بود که در سال ۱۹۸۸ ساخته می شود.

اکران فیلم با موفقیت غیر منتظره همراه بود که باعث شد دنباله هایی  برای آن نیز تولید شود که در همه بروس ویلیس نقش اصلی را ایفا می کرد . جان سخت ۲ سال ۹۰ و جان سخت ۳ سال ۹۵ به اکران در آمدند و ویلیس همچنین در کارهای موفق دیگر ی ظاهر شد که البته در آن حضور فیزیکی نداشت ! بلکه تنها صدایش را در اختیار یک کودک قرار داده بود. فیلم کمدی به نام ببین چه کسی حرف می زند بود . سال ۱۹۸۸ با فیلم در کشور برای نخستین بار شکست را تجربه می کند  اما به سرعت با دو نقش بزرگ باز می گردد. ابتدا نقش نویسنده ای در برگردان سینمایی آنش خودپرستی و سپس در پروژه با شکوه هادسون هاوک شرکت می کند. در همین اثنا نقش مکمل خوبی را در افکار مرگبار مقابل دمی مور ایفا می کند که پس از آن با او ازدواج می کند اما این ازدواج پس از ۱۰ سال به جدایی می انجامد.

سال ۹۲ به نقش خود در تریلر جنایی بازیگر ظاهر می شود و یک سال بعد از او برای شرکت در یک بازی کامپیوتری دعوت به عمل می آورند.تبدیل به اولین بازیگری که چهره و حرکاتش در یک بازی مورد استفاده قرار می گیرد. رنگ شب و کارکترهای قابل توجهش در زرنگ و همین طور نقش ماندگارش در قصه های عامه پسند از جمله کارهای تاثیر گذار او به شمار می روند.

 

 

بیوگرافی الیجاه وود + تصاویر

بیوگرافی الیجاه وود + تصاویر

 

bio-alyjah-wood-images

شاید اگر سه گانه ارباب حلقه ها ساخته نمی شد شاید هیچ کس الیجاه وود را حتی به خاطر هم نمی آورد اما این پسر درپی موفقیت این فیلم یک شبه ره صد ساله رفت و توانست خودش را به عنوان بلزیگری معروف به سراسر جهان بشناسد.

الیجاه وود متولد ۲۸ ژانویه ۱۹۸۱ در صدار راپیدز در یوواست . او برادری بزرگتر به نام زک و خواهری کوچک تر به نام هانا دارد.او در حالی پا به سن جوانی گذاشت که به عنوان یکی از قابل احترام ترین چهره های مستعد جوان شناخته شده بود و یکی از پیشقراولان نسل جدید بازیگری محسوب می شد ابتدا کارش را به عنوان مدل و سپس بازیگر آگهی های تجاری آغاز کرد. پس از مدتی به همراه خانواده به لوس آنجلس رفت که مصادف با سال ۱۹۸۸ بود آنجا بود که اولین حضورش مقابل دوربین شکل گرفت ، نقشی کوچک در کلیپی از خواننده معروف پاپ پائولو عبدل . همزمان با آن نخستین نقش سینمایی از راه رسید که فیلم مطرحی به نام بازگشت به آینده ۲ بود اما این نقش پسر آیدن کوئن در ساخته سال ۱۹۹۰ برای لوینسون با عنوان اوالون که ا.و را به عنوان نوجوان جدید و توانا معرفی کرد.

Bio-Alyjah-Wood-images (1)

فیلم نقد ها و تشویق های مثبت دریافت کرد و حتی نامزد چهار جایزه اسکار شد پس از آن ایجاه مقابل ریچارد گرل در مسایل درونی ظاهر می شود و یک سال بعد نقش اصلی را در فیلم بهشت به دست می آورد . سال ۱۹۹۳ به همراه مک کالی کالکین در پسر خوب بازی می کند که نه رضایت سینماروها را جلب کرده و نه می تواند نظر منتقدین را جلب کند.اما امتیاز ویژه ای  برای وود داشت و آن این نکته بود که از اینجا شخصیت وود برای کارهای بعدی پخته می شود . یعنی پسری اندیشمند در عین حال دوست داشتنی و حتی تا اندازه ای گیج. فیلم بعدی او همان سال ساخته می شود که ماجرا های هاکل بری فین نام داشت. در فیلم جنگ محصول ۹۴ با کوین کاستر همبازی می شود و بازیگر جوان به همراه می آورد و به دنبالش مدتی سکوت می کند و سپس در سال ۹۶ با فلیپیر باز می گردد. اما این موفقیت طوفان یخ ساخته آنگ لی بود که او را به هالیوود تثبیت کرد. سال ۹۸ در برخورد عمیق ایفای نقش می کند ، فیلم یک موفقیت تجاری تمام عیار بود که برای او نیز موثر واقع میشود.

دهه نود برای وود سراسر تجربه بود و از اینجا به بعد حرفه زندگی اش تحت تاثیر حماسه بزرگ پیتر جکسون در برگر ان عضیم سینمایی ارباب حلقه ها دست خوش تغییر می شود . فیلم اقتباسی بود از رمان پر حجم جی آر آر تاکین که به خاصر حجم بالای صفحات در قالب یک فیلم نمی گنجد و جکسون به ناچار آن را در سه نسخه با تایم های طولانی به اکران در می آورد . نقش فرودو بگینز در کنار بزرگانی چون  یان مک کلن ، کیت بلانچو، و لیو تایلر از او یک ستاره تمام عیار می سازد

بیوگرافی جک نیکلسون + عکس

بیوگرافی جک نیکلسون + عکس

 

Bio-Jack-Nicholson-Photo

نام: جک نیکلسون    

نام اصلی: جان جوزف نیکلسون

سال تولد: ۲۲ آوریل ۱۹۳۷

نام: جک نیکلسون    

نام اصلی: جان جوزف نیکلسون

سال تولد: ۲۲ آوریل ۱۹۳۷

محل تولد: نپتون / نیوجرسی                 

برنده اسکار:- دیوانه ای از قفس پرید (۱۹۷۵)- دوران مهرورزی (۱۹۸۳)- بهترین شکل ممکن (۱۹۹۷) 

نامزد اسکار:- ایزی رایدر (۱۹۶۹)- پنج قطعه آسان (۱۹۷۰)- آخرین گروه (۱۹۷۳)-

 محله چینی ها (۱۹۷۴)- سرخ ها (۱۹۸۱)- شرافت خانواده پریتسی (۱۹۸۵)- آیرون وید (۱۹۸۷)

– چند آدم خوب (۱۹۹۲)

 

 

بیوگرافی:

مادرش صاحب یک پیرایشگاه و پدرش خانواده را ترک گفته بود. در سن ۱۷ سالگی و در کالیفرنیا به عنوان یک پادو در کمپانی M.G.M مشغول به کار شد . همانجا بازیگری آموخت. و در بسیاری از نمایشها و برنامه های تلویزیونی بازی کرد.

برای اولین بار در سال ۱۹۵۸ در فیلمی به نام کودک کش فریاد بزن (راجر کورمن) بازی کرد. اما با بازی در ایزی رایدر (دنیس هاپر، ۱۹۶۹) بود که به شهرت رسید و کاندید جایزه اسکار شد.

اما مجسمه طلایی اسکار را برای اولین بار برای بازی در فیلم دیوانه ای از قفس پرید در سال ۱۹۷۵ بدست آورد.او تا به حال در نقشهای متفاوتی ظاهر شده است.جک نیکلسون در سال ۱۹۷۱ به کارگردانی روی آورد. بازی بسیار دیدنی او در فیلم درباره اشمیت (الکساندر پین) چشمها را بسوی خود خیره کرده است. او یکی از بخت های مسلم اسکار ۲۰۰۳ است.

بخشی از فیلمشناسی:

درباره اشمیت (الکساندر پین، ۲۰۰۲)قول (شون پن، ۲۰۰۱)

بهترین شکل ممکن (جیمز ل. بروکس)خون و شراب (بابا رافلسن، ۱۹۹۷)

ستاره شب (رابرت هارتلینگ، ۱۹۹۶)مریخ حمله میکند (تیم برتون، ۱۹۹۶)

عابر نگهبان (شون پن، ۱۹۹۵)گرگ (مایک نیکولز، ۱۹۹۴)هافا (دنی دوویتو، ۱۹۹۲)

چند آدم خوب (راب راینر، ۱۹۹۲)دردسر مردانه (باب رافلسن، ۱۹۹۲)

دوجیک (+ کارگردانی، ۱۹۹۰)بتمن (تیم برتون، ۱۹۸۹)آیرون وید (هکتور بابنکو، ۱۹۸۷)

اخبار سراسری (جیمز ل.بروکس، ۱۹۸۷)جادوگران شهر ایستویک (جرج میلر، ۱۹۸۷)

سوزش دل (مایک نیکولز، ۱۹۸۶)شرافت خانواده پریتسی (جان هیوستون، ۱۹۸۵)

دوران مهروزی (جیمز ل.بروکس، ۱۹۸۳)سرخ ها (وارن بیتی، ۱۹۸۱)

پستچی همیشه دوبار زنگ می زند (باب رافلسن، ۱۹۸۱)مرز (تونی ریچاردسون، ۱۹۸۱)

تلالو (استنلی کوبریک، ۱۹۸۰)آخرین نواب (الیا کازان، ۱۹۷۶)آبخیزهای میزوری (آرتور پن، ۱۹۷۶)

دیوانه ای از قفس پرید (میلوش فورمن، ۱۹۷۵)تامی (کن راسل، ۱۹۷۵)

حرفه: خبرنگار (میکل آنجلو آنتونیونی، ۱۹۷۵)تقدیر (مایک نیکولز، ۱۹۷۴)

محله چینی ها (رومن پولانسکی، ۱۹۷۴)آخرین گروه (هال اشبی، ۱۹۷۳)

سلطان ماروین گاردنز (باب رافلسن، ۱۹۷۲)مکانی امن (هنری جاگلوم، ۱۹۷۱)

معرفت جسم (مایک نیکولز، ۱۹۷۱)پنج قطعه آسان (باب رافلسن، ۱۹۷۰)

در یک روز آفتابی برای همیشه می توانی ببینی (وینسنت مینه لی، ۱۹۷۱)

ایزی رایدر (دنیس هاپر، ۱۹۶۹)Psych-Out (ریچارد راش، ۱۹۶۸)

موتورسواران هلز انجلز (ریچارد راش، ۱۹۶۷)

تیراندازی (+ تهیه کننده شریک، مانتی هلمن، ۱۹۶۶)

از در پشتی به جهنم (مانتی هلمن، ۱۹۶۴)ناوبان دوم پولور (جاشوا لوگان، ۱۹۶۴)

ترس (راجر کورمن، ۱۹۶۳)کلاغ (راجر کورمن، ۱۹۶۲)زمین تکه شده (جان بوشلمن، ۱۹۶۱)

فروشگاه کوچک وحشت (راجر کورمن، ۱۹۶۰)استادز لونیگن (ایروینگ وینکلر، ۱۹۶۰)

گردش وحشیانه (راجر کورمن، ۱۹۶۰)برای دلبستگی خیلی زود است (ریچارد راش، ۱۹۵۹)

کودک کش، فریاد بزن (جاس آدیس، ۱۹۵۸)  

 

بیوگرافی یرس برازنان + تصاویر

بیوگرافی یرس برازنان + تصاویر

 

Bio-appeared-Brosnan-images (1)

بیوگرافی یرس برازنان

یرس برازنان

متولد:۱۶ می ۱۹۵۳ در ناوان کانتی میث کشور ایرلند

 

اسم مستعار:پیر

 

قد:۱۸۸

نشانه خاص:روی گوشه سمت راست لب بالایی اش یک زخم دارد که یادگار ضربه یک مرد تنومند سر ساخت فیلم((فردا هرگز نمی میرد)) می باشد

 

در ۱۹۶۴ در از زادگاهش ایرلند می رود.

 

کمپانی تولید فیلم به نام خودش با نام((اریش دریم تایم))دارد.اولین فیلمی که در ان تولید شد مربوط به سال ۹۸ با عنوان برادرزاده ها بود.

از سوی مجله پیپل چاپ امریکا در ۱۹۹۶ به عنوان یکی از ۵۰ مرد زیبای جهان شناخته می شود

از سوی مجله پیپل چاپ امریکا در ۱۹۹۱به عنوان یکی از ۵۰ مرد زیبای جهان شناخته می شود.

به عنوان خودش اولین فیلمی که تماشا کرده اثری جیمزباندی با عنوان ((گلدفینگر)) (۱۹۶۴بود.

از ماهیگیری در رودخانه تووی در کارمارتن شایر جنوب ولز لذت می برد درست همانجا که رئیس جمهور الهای پیش امریکا جیمی کارتر از ماهیگیری در انجا لذت می برد.

سومین هنرپیشه پس از شون کانری و راجر مور می باشد که در بیش از سه فیلم جیمز باندی ظاهر شده است.

در اصل در سال ۱۹۸۶ برای بازی در نقش ۰۰۷ انتخاب شده بود.اما قراردادش با سریال سازان تلویزیونی برای((رمینگتون استیل))مانع ار انجام این عمل شد.این نقش سرانجام به تیموتی دالتون رسید.

ماشین تحریر خالق جیمزباند٬ یان فلمینگ را به مبلغ ۵۲ هزار ۸۰۰ دلار خریداری کرد.

در دو سال اخیر بازی در نقش جیمز باند را کنار گذاشته است و در واقع خود را از بازی در این نقش بازنشست کرده است.

در ۲۸ دسامبر ۱۹۹۱یک روز پس از یازدهمین سالگرد ازدواجش با کیسی این زن در میان اغوش او می میرد.علت مرگ سرطان بود.

در ۲۷ می با کاساندرا هریس ازدواج کرده بود که به کیسی معروف بود.

وقتی متولد شد مادرش ۱۹ سال داشت.

از سوی مجله پیپل در سال ۲۰۰۱ به عنوان جذاب ترین مرده زنده لقب گرفت.

به کلاستروفوبیا(ترس از ماندن در فضای بسته) مبتلاست.

در کودکی پدر و مادرش از هم جدا شدند.او ان زمان ۱ سال هم نداشت.

در ساخت فیلم((قلعه دانته))به خاطر نوع بیماریش بسیار با مشکل روبرو بود.

پیرس برازنان در بررسی های انجام شده درباره بزرگترین هنرپیشه های مرد انگلستان در سال ۲۰۰۱ انجام گرفت رتبه ششم را بدست اورد.

او علاوه بر دستمز در فیلمهای جیمزباندماشین هم دریافت می کرد.او برای بازی در چشم طلایی یک بی ام و زد۳ برای بازی در فردا هرگز نمی میرد یک سری ۸تایی بی ام و برای بازی در دنیا کافی نیست یک زد۸ دریافت نمود.

کارکترش در سریال((رمینگتون استیل)) شخصیتی عجیبی داشت یک کاراگاه خصوصی جنایی که بسیار عاشق فیلمهای کلاسیک بود.در یکی از قسمت ها او عنوان مکی کند دوست داشته در فیلم((حماسه توماس کراین)) با بازی استیو مک کوئین و فی داناوی بازی کند.درست ۱۶ سال بعد در بازسازی این فیلم با رنه روسو شرکت می کند.

در ۴ اگوست ۲۰۰۱ با روزنامه نگاری به نام کلی شی اسمیت ازدواج کرد.

پس اکران((روز دیگر بمیر)) در رستورانی واقع در دوبلین مورد تمسخر چند نفر قرار گرفت که او را بخاطر همبازی شدنش با هالی بری سیاهپوست مسخره می کردند.

در ۱۲ اگوست ۱۹۶۴ پیرس یازده ساله برای اولین باز از ایرلند به انگلستان سفر می کند درست همان روزی یان فلمینگ خالق جیمز باند می میرد.

اولین فیلم:نقش بدون نام در (۱۹۷۹)resting rough

اخرین فیلم:پس از غروب(۲۰۰۴)

به یادماندنی ترین نقش:نقش جیمز باند در سرس فیلمهای ۰۰۷

از فیلمها:

جمعه خوب طولانی٬پروتکل چهارم٬ خانم دابت فایر٬اینه دورو دارد٬مریخ حمله می کند٬خیاط پاناما٬اولین٬ماتادور٬ حماسه توماس کراین و……

دستمزد :

چشم طلایی مبلغ ۴ میلیون دلار در سال ۱۹۹۵

 

دنیا کافی نیست مبلغ ۸ میلیون ۲۰۰ هزار دلار در سال ۱۹۹۷

 

دنیا کافی نیست مبلغ ۱۲ میلیون ۴۰۰ هزار دلار در سال ۱۹۹۹

 

روز دیگر بمیر مبلغ ۱۶ میلیون و ۵۰۰ هزار دلار در سال ۲۰۰۲

 

پس از غروب مبلغ ۲۵ میلیون دلار در سال ۲۰۰۴

 

هالی بری در مورد او گفته:پیرس چیزی شبیه به مجسمه های میادین شهر است. پیر نمی شود خاطره انگیز تر می شود.

 

جمله معروف:ازدواج به من این قدرت را داد تا بتوانم دنیا را فتح کنم.

 

Bio-appeared-Brosnan-images (3)

 

 

عکس و بیوگرافی جان فورد

عکس و بیوگرافی جان فورد

 

Picture-and-Picture-John-Ford (1)

بیوگرافی جان فورد

جان فورد

متولد اول فوریه ۱۸۹۴

محل تول: کیت الیزابت آمریکا

جان فورد اول فوریه سال ۱۸۹۴ در کیپ الیزابت آمریکا به دنیا آمد. نام او در واقع شون آلویسیوس اوفینی بود. اما وقتی برادرش فرانسیس به هالیوود رفت نام فورد را برای خود انتخاب کرد. به همین ترتیب جان نیز که به واسطه برادرش به هالیوود رفته بود نامش را فورد گذاشت تا این نام به یکی از اسطوره های تاریخ سینما تبدیل شود.

Picture-and-Picture-John-Ford (2)

 

 

 

اولین تجربه فورد در سینما بازی در فیلمی از دیوید گریفیث با نام «تولد یک ملت»، آن هم در نقش سیاهی لشکر بود. طبق قراردادی که بین فورد و کمپانی یونیورسال منعقد شد از سال ،۱۹۱۷ این فیلمساز چند وسترن درجه سه ساخت. اولین فیلم او «تیراندازی دقیق» نام داشت که در پنج حلقه روایت می شد. اولین فیلم جدی او «اسب آهنی»، وسترن موفقی بود. دو سال بعد، فورد فیلم «سه مرد شرور» را ساخت.
نام جان فورد اما با فیلم «دلیجان» سر زبان ها افتاد. در این وسترن بسیار جذاب، یکی از ستاره های تاریخ سینما یعنی جان وین بازی می کرد. وین که کارش را با فورد آغاز کرده بود، پس از این نیز در بسیاری از فیلم های فورد بازی کرد. در سال ۱۹۴۰ او فیلمی براساس رمان مشهور جان اشتاین بک، «خوشه های خشم» ساخت. در این فیلم هنری فوندا بازی می کرد. فورد که پیش از این به خاطر فیلم های «خبرچین» و «خوشه های خشم» جایزه اسکار بهترین کارگردانی را دریافت کرده بود، در سال ،۱۹۴۱ به خاطر فیلم «چه سرسبز بود دره من»، برای سومین بار این جایزه را کسب کرد. سه گانه ای با نام های «سواره نظام»، «دختری با روبان زرد» و «ریوگرانده» کارهای بعدی جان فورد بودند. او چهارمین و پنجمین جایزه اسکارش را برای فیلم های مستند «نبرد میدوی» و «هفتم دسامبر» کسب کرد. سال ۱۹۵۲ فورد با ساخت فیلم «مرد آرام» برای ششمین بار به این موفقیت رسید.
فیلم «مردی که لیبرتی والاس را کشت» در واقع آخرین اثر وسترن جان فورد بود. در تاریخ سینما هیچ کارگردانی موفق نشده همچون جان فورد، شش جایزه اسکار بگیرد. ضمن اینکه او از معدود کارگردانانی است که در کارنامه اش بیش از صد فیلم دیده می شود. هفته نامه اینترتینمنت در حالی جان فورد را به عنوان سومین کارگردان برتر تاریخ انتخاب کرد که اورسن ولز در صدر این فهرست قرار داشت. ولزی که جان فورد را بهترین فیلمساز جهان می دانست. علاوه بر اورسن ولز، آکیرا کوروساوا، سرجیولئونه، کلینت ایستوود، مارتین اسکورسیزی، استیون اسپیلبرگ، برناردو برتولوچی و کارگردانان سینمای موج نوی فرانسه از ژان لوک گدار گرفته تا فرانسوا تروفو، جان فورد را فیلمساز محبوب خود نامیده اند، جان فورد ۳۱ آگوست سال ۱۹۷۳ بر اثر ابتلا به سرطان معده درگذشت

بیوگرافی دنزل واشنگتن + تصاویر

بیوگرافی دنزل واشنگتن + تصاویر

 

Bio-Denzel-Washington-images (1)

بیوگرافی دنزل واشنگتن

زندگی و شیوه خط مشی (دنزل واشنگتن) نه تنها مایه افتخار و اعتبار جامعه سیاهپوستان آمریکایی و آفریقایی تبار است بلکه صنعت فیلم هالیوود نیز به این هنرپیشه می‌‌بالد.او یکی از هنرپیشه‌های مردم‌پسند و عامی است. دنزل واشنگتن تاکنون ۲۶ جایزه معتبر بازیگری را از آن خود کرده است. همچنین ۴ بار نامزد جایزه اسکار شده و کسب ۱ بار جایزه اسکار از افتخارات این بازیگر سیاه‌پو‌ست محسوب می‌شود. دوران افتخار دنزل واشنگتن از سال ۱۹۸۱ با بازی در فیلم داستان یک سرباز شروع شد. او در دوران پربار حرفه‌ای‌اش در طیفی از نقش‌های گوناگون طنز، پلیسی و نقش منفی ظاهر شده است.در این مقاله زندگی و افتخارات این هنرپیشه را به رشته تحریر در می‌‌آوریم

Bio-Denzel-Washington-images (2)

دنزل واشنگتن در ۲۸ دسامبر ۱۹۵۴ در مانت ورنون نیویورک در یک خانواده مذهبی به دنیا آمد. بعدها با تولد برادر کوچک‌ترش خانواده آنان ۵ نفره شد زیرا دنزل یک خواهر بزرگ‌تر از خودش نیز داشت. پدرش روحانی و مادرش آرایشگر بود. او خودش درباره محل زندگی دوران کودکی‌اش می‌‌گوید: در محله ما همه جور آدم از اسپانیایی گرفته تا مکزیکی و ایرلندی و چینی پیدا می‌‌شد. لذا در این محله با چند فرهنگ مختلف رشد یافتم و چیزهای بسیار زیادی از زندگی آدم‌های اطرافم آموختم. دنزل از همان دوران کودکی اولین گرایش‌های آینده‌اش را جستجو کرد و به کارهای نمایشی علاقمند شد.
او درباره آن دوران می‌‌گوید: از پدرم و شغلش تکیه بر قدرت خداوندی را آموختم و ساعاتی را که در سالن آرایشگاه مادرم می‌‌گذراندم داستان‌هایی می‌‌شنیدم که من را عاشق قصه‌گویی می‌کرد.وقتی دنزل، ۱۲ سال داشت، پدر و مادرش از هم جدا شدند و دنزل و خواهر بزرگترش به مدرسه شبانه‌روزی فرستاده شدند. دنزل علاقه زیادی به تحصیل در دانشگاه داشت، لذا پس از پایان دوران مدرسه وارد دانشگاه فوردهام شد و در سال ۱۹۷۷ در رشته روزنامه‌نگاری از این دانشگاه لیسانس گرفت.
او همچنین در یک دانشکده تئاتر درس تئاتر می‌‌خواند و در چندین نمایش در نقش‌های شخصیت‌های شکسپیر روی صحنه آمد. البته اولین تجربه‌های نمایشی او بازی در تئاترهای دانشجویی بود که وی را به سوی دانشکده تئاتر کشانید. او نه تنها در دانشگاه فوردهام بلکه در دانشکده تئاتر با بالاترین نمره فارغ‌التحصیل شد.دنزل همزمان با تحصیل، برای اینکه خرج خود و خواهرش را درآورد در کتابخانه و رستوران دانشگاه کار می‌کرد.
پس از فارغ‌التحصیلی به سانفرانسیسکو رفت و از آمریکا یک بورس گرفت و پس از پایان یک دوره یک ساله، نقش‌های متفاوتی در برنامه‌های مختلف تلویزیونی بر عهده گرفت.سیمای جذاب دنزل واشنگتن سبب شد که طرفداران زیادی پیدا کند و از همه مهم‌تر، این که او توانایی بازی در نقش‌های مختلف را داشت، تلویزیون از او در سریال‌های گوناگون استفاده می‌‌کرد. یکی از بهترین سریال‌هایی که در آن دوران دنزل در آن نقش‌آفرینی کرد و از به یاد ماندنی‌ترین بازی‌های او شد، سریالی بود که از سال ۱۹۸۱ به مدت ۶ سال پخش شد و دنزل در آن نقش دکتر چندلر را بر عهده داشت. او با استعداد زیادی که در عرصه بازیگری داشت در میان آمریکایی‌ها به شهرت و محبوبیت رسید. دنزل با چنین تجربه فراوانی، نقش‌آفرینی در سینما را آغاز کرد و با همان فیلم نخستینش توجه همه را به خود معطوف کرد.

فیلم‌های حرفه‌ای


او از همان سال‌ها به یکی از شخصیت‌های معروف هالیوود تبدیل شد. او با بازی در فیلم (ویلما) به شهرت رسید. در واقع دنزل تا به امروز در ۴۵ فیلم هنرنمایی کرده است. بطور کلی دنزل از فعال‌ترین بازیگران سینمای هالیوود است.دنزل در سال‌های ابتدایی دهه ۹۰ در سه فیلم (اسپایک‌لی)حاضر شد. در کارنامه حرفه‌ای این بازیگر آثار شاخصی به چشم می‌‌خورد، از جمله (افتخار)، (مالکوم ایکس)، (پرونده پلیکان)، (کلکسیونراستخوان)، (جانی‌کیو) و (آزادی فریاد.)
او در سال ۱۹۹۳ در فیلم‌های (گوش‌های خرگوش) ایفای نقش کرد و مورد تایید کارشناسان هنری هالیوود قرار گرفت. در مجموع دنزل را می‌‌توان از فعال‌ترین بازیگران دهه ۹۰ یاد کرد. او در آن دوران فعالیت‌های چشمگیری داشت. وی در طول این دهه در ۲۲ فیلم نقش آفرینی کرد.او در سال ۱۹۹۶ برای بازی در فیلم (جسارت در زیر آتش) یک میلیون دلار دستمزد دریافت کرد. واشنگتن در سال ۲۰۰۲ برای اولین بار به پشت دوربین رفت و موفق شد که عنوان کارگردانی فیلم خوب و ارزنده (آنتوان فیشر) را از آن خود کند. این فیلم آغازی بر شکل‌گیری دوران حرفه‌ای واشنگتن کارگردان بود. نا‌گفته نماند که تلاش‌های پیوسته و مداوم دنزل در عرصه سینمای هالیوود بی‌‌نتیجه و بی‌‌اثر نبوده است و برای او فهرست بلند بالایی از جوایزی که دریافت کرد یا نامزد دریافت آنها بود باقیمانده است.

جوایز و افتخارات


 جوایز و افتخارات زیادی در کارنامه بازیگری او به چشم می‌‌خورد.
۱۹۸۸، بهترین بازیگر نقش دوم برای فیلم افتخار
۱۹۸۹، بهترین بازیگر نقش اول برای فیلم پرونده پلیکان و جایزه اول از سوی انجمن منتقدان نیویورک
۱۹۹۱، بهترین بازیگر برای فیلم مالکوم ایکس
۱۹۹۲، نامزد بهترین بازیگری در ژانر رمانس برای فیلم مالکوم ایکس
۱۹۹۹، بهترین بازیگر در ژانر رمانس برای فیلم هاریکون
۲۰۰۰، مدال نقره بهترین بازیگر برای فیلم هاریکون
۲۰۰۱، نامزد بهترین بازیگر در ژانر رمانس برای فیلم روز تمرین
۲۰۰۱، بهترین بازیگر برای فیلم روز تمرین

زندگی شخصی
دنزل واشنگتن که نیم قرن اول زندگی‌اش را پشت سر گذاشته حال در سن ۵۲ سالگی در لس آنجلس در یک خانه ویلایی در کنار همسر و چهار فرزندش زندگی می‌‌کند.وی در زندگی خانوادگی‌اش نیز آدم موفقی به شمار می‌‌رود. او و (پائولتا) همسر جوانش چندین سال پیش با یکدیگر ازدواج کردند.ثمره این ازدواج چهار فرزند به نام‌های جان، کایتا و دوقلو‌هایی به نام‌های مالکوم و الیویاست. واشنگتن می‌‌گوید: (بازی در سینما به معنای زندگی کردن نیست این چهار بچه همه زندگی من را به خود اختصاص داده‌اند آنها همیشه در اولویت بوده‌اند، به راستی اگر من یک خانواده نداشتم، تعطیلات آخر هفته را چگونه سپری می‌‌کردم؟)
گرچه چندی پیش شایعاتی درباره رابطه دنزل واشنگتن و سانا لاتان ساخته شد. (سانالاتان) هنر‌پیشه آمریکایی از شنیدن تهمت‌هایی که او را به دنزل واشنگتن نسبت می‌‌دادند بسیار برافروخت و گفت ما هر دو هنر‌پیشه هستیم و فقط با یکدیگر در فیلم <خارج از زمان> ایفای نقش کردیم اما متاسفانه روزنامه (اخبار روزانه نیویورک) شایعاتی را ساخته است. این شایعه‌ها تنها به این دلیل بوجود آمده که ما تنها در یک فیلم عاشقانه بازی کرده‌ایم. مردم شایعه کرده‌اند که من باردار هستم. بعضی از آنها به مادرم گفته‌اند من فرزند واشنگتن را در شکم دارم اما وکیل دنزل خبر جدایی دنزل را شایعه خواند و گفت: او زندگی خوبی دارد و با همسر و چهار فرزندش در صفا و صمیمیت زندگی می‌‌کند.

هدیه دنزل

 

دنزل واشنگتن مبلغ ۲۵ هزار دلار به برنامه کمک به ساکنین کوهستان راکی اهدا کرد. این مبالغ اهدا شده برای خرید وسایل گرمایی است. این بازیگر ۵۲ ساله خبر اهدای این مبلغ را طی مراسمی در دانشکده وسلیمان در شمال کارولینا اعلام کرد. این مبلغ بزرگترین هدیه‌ای است که طی نوزده سال گذشته یعنی از زمان افتتاح برنامه کمک زمستانی به کوه‌های راکی ارائه شده است.
بنا به گفته مقامات رسمی، این هدیه حاصل دوستی واشنگتن با (هرمان پون) یکی از اهالی (کوهستان راکی) و مربی دوران دبیرستان دنزل است. او از اینکه چنین کمکی را به اهالی کوهستان راکی کرده است احساس شادی و افتخار می‌کند.

و فیلم‌های او…
دنزل واشنگتن تا کنون در این فیلم‌ها ایفای نقش کرده است: مردی در آتش، روز تمرین، تیتان‌ها، نمایش ژولیوس سزار، خودی، کاندید منچوری، غول‌ها را به یاد داشته باش، بازگشت سوپر فلای، مالکوم‌ایکس، هاریکون، گریه برای آزادی، افتخار، داستان یک سرباز، استیو بیکو، پرونده پلیکان، کلکسیونر استخوان، جانی کیو و… گر چه جز اینها در سریال‌های مختلف تلویزیونی هم ایفای نقش کرده است

Bio-Denzel-Washington-images (3)

تصاویری از توبی مگوایر + بیوگرافی

تصاویری از توبی مگوایر + بیوگرافی

 

Pictures-of-Toby-Maguire-Picture (1)

بیوگرافی توبی مگوایر

نام : توبی مگوایر
تاریخ تولد:۲۷ ژوین ۱۹۷۵
محل تولد:سانتا مونیکای کالیفرنیا

پدر و مادررش وقتی او به دنیا آمد تنها ۱۸و ۲۰ سال داشتند و در دو سالگی او از هم  جدا شدند . پدرش وینسنت یک اشپز بود و مادرش وندی منشی گری می کرد . در نتیجه طلاق والدین او مجبور شد که دائم در تغییر مکان باشد ولی اغلب روزگاری نوجوانی اش را در کالیفرنیا گذراند و گاهی هم به واشینگتن می رفت . مدرسه را در کلاس نهم رها می کند و به دنبال بازیگری که عشق همیشگی اش بود، گرفتن رل های کوچک را سر می گیرد . چندین آگهی تجاری انجام می دهد و تعدادی نمایش تلویزیونی بازی می کند تا اینکه در کمدی از شرکت فوکس با عنوان اسکات بزرگ نقشی خوب به او می رسد اما در عین ناباوری کار کنسل می شود . او که از اعضای گروه دی کاپریو به شمار می رفت دوستی نزدیکی با این ستاره دارد ضمن آنکه یک گیاه خوار است و از مخالفین مشروبات الکلی و مواد مخدر می باشد.

Pictures-of-Toby-Maguire-Picture (2)

توبی در ۲۷ ژوین ۱۹۷۵ درمتولد شد در کودکی دوست داشت که مثل پدرش یک آشپز یشود ، اما مادرش او را تشویق کرد تا به بازیگری بپردازد و او که اغلب اوقات را با مادرش بود کم کم به بازیگری علاقه مند شد. سال ۹۲ اولین فیلم سینمایی خود را با نام زندگی این پسر به همراه لئوناردو دی کاپریو و رابرت دی نیرو بازی می کند، پس تاز نقش کوچکی در S.F.W)94) و یک نقش اول در انتقام بارون قرمز در همان سال ، توبی به بازی در The Duke of groove می پردازد که در آن با اما تورمن همبازی می شود و به خاطرش نامزد اسکار هم  می شود.

سال ۹۷ در خشش توبی بود ، او در آن سال با دو کارگردان قابل احترام در دو پروژه بزرگ همکاری کرد ایتدا در ساخته ای از آنگلی که اقتباسی از نوولی نوشته ریک مدی با نام طوفان یخ بود شرکت کرد و توانست در کنار بازیگران مطرحی چون کوین ملاین ، سیگورنی ویور ، جوا آلن و کریستینا ریچی بدرخشد و نقدهای مثبت بسیاری دریافت کند. سپس دردسرهای هری ساخته وودی آلن را بازی کرد  که مهر اعتباری دیگر شد بر کارنامه اش . سال ۹۸ سال خوب دیگری برای این بازیگر بود ، اول فیلم پلزنت ویل که فضایی متعلق به دهه ۵۰ داشت توانایی های دیگری از او به نمایش گذاشت . همچنین حضوری کوتاه و افتخاری در ترس ونفرت در لاس وگاس ایفا کرد و وتصویرش روی جلد ویژنامه هالیوودی مجله وینتی فیر می رود . توبی به عنوان یکی از جهره های مستعد و جوان هالیوود مطرح و با آثار با ارزشی راه پیدا  می کند . با فیلم قوانین خاندان سیدر که برگردان سینمایی از رمان نوشته جان ایرویینگ بود شهرتی فراتر به دست می آورد . او همچنین نقش با اعتنای یک نویسنده جوان درگیر با مشکلات را در نوابغ (۲۰۰۰) ایفا می کند ، اما  این سام رین بود که  کارکتر دوگانه پیتر پارکر و مرد عنکبوتی در فیلم اسپایدرمن  او را به چهره ای بین المللی تبدیل می کند و گیشه ها را مدت کوتاهی فتح می کند و توبی وارد لیست الف بازیگران می شود.

Pictures-of-Toby-Maguire-Picture (1)