به زبانت اجازه نده که قبل از اندیشه ات به کار افتد.
خوش آمدید - امروز : شنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۷

بیوگرافی دانشمندان و فیلسوفان

بیوگرافی و زندگینامه نیکولا تسلا + عکس

بیوگرافی و زندگینامه نیکولا تسلا + عکس

بیوگرافی نیکولا تسلا یکی از بدنامترین دانشمندان در تاریخ بشریت ! + عکس

نیکولا تسلا

نیکولا تسلا یکی از بدنام‌ترین دانشمندان در تاریخ بشریت است. خواه او را نابغه بخوانید، یا یک دیوانه‌ی تمام عیار، نمی‌توانید منکر ذهن خلاق و تخیل‌گرای بی‌نظیر وی باشید. تسلا هزاران ایده‌ی مختلف را در زمان خود مطرح کرد، که بسیاری از آن‌ها غیرعملی یا بسیار خطرناک بودند. اگر می‌خواهید بدانید که چرا تسلا به عقیده‌ی بسیاری یک نابغه‌ی دیوانه است.

۱۰- مهار کردن امواج کیهانی

یکی از تخیلات عجیب تسلا، مهار انرژی آزاد بود. انرژی آزاد می‌تواند بصورت اتمی، انرژی تابشی یا استاتیکی باشد، که گرفتن انرژی آن مانند گرفتن انرژی بسیار کم از منبع بی‌کران انرژی است. ایده‌ی مهار انرژی آزاد توسط بسیاری از دانشمندان در گروه شبه‌علم قرار می‌گیرد، چرا که غیر‌عملی و غیرقابل توسعه در ابعاد بزرگ‌تر است.

تسلا عقیده داشت اگر بتواند ماشینی مناسب برای مهار این انرژی بسازد، می‌تواند مشکلات انرژی در دنیای کنونی را برطرف کند. او معتقد بود که اجزا بسیار کوچک با شارژ الکتریکی کم، به صورت روزانه با سرعتی بالاتر از سرعت نور، بصورت باران بر روی زمین می‌بارند. او تصور می‌کرد ماشینی ساخته است که می‌تواند این اجزا را گرفته و آن‌ها را به انرژی قابل استفاده تبدیل کند. او حتی پتنتی برای این دستگاه به نام خود ثبت کرده بود. تسلا ادعا می‌کرد این اختراع او می‌تواند یون‌ها را مستقیما به انرژی قابل استفاده تبدیل کند، هر چند این ادعا هیچ‌وقت رنگ واقعیت به خود ندید.

بیوگرافی نیکولا تسلا یکی از بدنامترین دانشمندان در تاریخ بشریت !

——————————————————————————–
۹- الکترودینامیک‌های القائی

با اینکه تسلا پدر جریان متناوب یا AC است، اما همواره رویای دنیایی که بصورت بی‌سیم انرژی خود را تامین ‌می‌کند را در سر می‌پروراند. برای عملی کردن این رویا، او پیشنهاد ساخت سیستم بی‌سیم جهانی را داد، که در آن برج تسلا انرژی و الکتریسیته را بصورت بی‌سیم به کل دنیا مخابره می‌کرد. او سعی در اثبات عملی بودن این ایده‌ی خود با استفاده از کویل تسلا، که با فاصله‌ای چند سانتی‌متری می‌توانست لامپ کوچکی را روشن کند، داشت.

وی عملی کردن رویای خود را با ساخت برج “واردن‌کلیف” در نیویورک آغاز کرد، اما وقتی تامین‌کننده‌ی مالی آن از هدف تسلا برای ارسال انرژی بصورت بی‌سیم به جای استفاده از آن برای ارتباطات راه دور مطلع شد، حمایت مالی خود را قطع کرد. این اتفاق قدم آخر او برای عملی کردن سیستم بی‌سیم جهانی تسلا بود و مانند دو اختراع دیگر او یعنی کویل تسلا و مخابره‌کننده‌ی مغناطیسی بدون استفاده ماند. اگر روش تسلا عملی می‌شد تنها وسیله‌ای که مردم برای دریافت الکتریسیته‌ی رایگان و نامحدود نیاز داشتند، یک آنتن ساده بود. سیستم کاملا تجدیدپذیر بود و هیچ‌گونه زیان زیست محیطی  یا تاثیر منفی بر سلامتی افراد جامعه نداشت.

عملی‌شدن این ایده وابستگی زیادی به دولت آمریکا و سرمایه‌گذاران آن داشت؛ اما به نظر می‌رسید که سرمایه گذاران تمایلی به عملی کردن ایده‌ای که برای آن‌ها سودی به ارمغان نیاورد، نداشتند. با شروع جنگ‌جهانی‌دوم طبیعی بود که دولت علاقه‌ی خود به برج تسلا و رویای عظیم او را از دست بدهد. برج او سریعا تخریب شد و لوازم مصرفی در آن، در جنگ مورد استفاده قرار گرفت. با این وجود به تازگی گروهی از محققان در MIT توانسته اند ایده‌ی تسلا را با روشن کردن بی‌سیم لامپی از فاصله‌ی دو متری، به اثبات برسانند.

——————————————————————————–
۸- آتش سرد

دیگر ایده‌ی رویایی تسلا، یعنی آتش سرد، استفاده از صابون و آب را برای همیشه در حمام ریشه کن می‌کرد. همه می‌دانند که آب و الکتریسیته با هم مخلوط نمی‌شوند، اما این‌گونه که به نظر می‌رسد، الکتریسیته و جِرم روی بدن، ناسازگاری بیشتری نسبت به آب و جِرم‌ روی بدن دارند.

در یک عمل نامتعارف به نام آتش‌ سرد، جریان الکتریسیته‌ای با ولتاژ ۲/۵ میلیون ولت که دائما در حال تناوب بود، انرژی خود را به بدن انسانی که بر روی صفحه‌ای فلزی ایستاده است، منتقل می‌کرد. تصور این صحنه خود بسیار شگفت‌انگیز است. فردی در بین آتش میلیون‌ها ولت الکتریسیته محاصره شده و رعدهای الکتریسیته او را در بر گرفته‌اند. این روش با توجه به رسانا بودن بدن انسان به نظر عملی است و حتی می‌تواند تمیزی بهتری نسبت به صابون و آب را به ارمغان آورد. تسلا مدعی بود که اختراع او نه تنها برای تمیزتر شدن بلکه برای مصارف دارویی نیز کاربرد دارد. تنها کار لازم این بود که فرد روی صفحه‌ای فلزی قرار بگیرد تا تمام چرک و جرم روی بدن او پاک شود و حس بی‌نظیری به وی منتقل کند. همچنین این وسیله می‌توانست فرد را در سردترین شرایط گرم نگه دارد و حتی بعد از هر استفاده مقدار قابل توجهی اوزون تولید می‌کرد. علی‌رغم مزایای واضحی که این وسیله داشت، بدلیل هزینه‌ی بالا و خطرات زیادی که تحمیل می‌کرد، مانند بسیاری دیگر از ابداعات تسلا مورد توجه قرار نگرفت.

——————————————————————————–

۷- تسلاسکوپ

نیکولا تسلا ابداعات زیادی برای بهبود شرایط زندگی بر روی زمین داشت، اما یکی دیگر از تلاش‌های او ساخت وسیله‌ای برای ایجاد ارتباط با موجودات غیرزمینی بود. تسلا مدعی بود که در موارد مختلف توانسته است با موجوداتی غیرعادی ارتباط برقرار کند، اما این ادعای او هیچ‌وقت به اثبات نرسید. او ادعا می‌کرد زمانی که در آزمایشگاه خود در کولورادو مشغول کار بود، صداهایی عجیب می‌شنید که مانند آن را قبلا جایی بر روی زمین نشنیده بود. او این صداهای کلیک مانند را در حال کار بر روی مخابره‌کننده‌ی مغناطیسی خود شنیده بود. کلیک‌ها بصورت واضح و در دسته‌های یک تا چهار عددی منتقل می‌شدند، که شباهت زیادی به کدهای مورس داشتند.

دیگر نتیجه‌ی تسلاسکوپ، ابداع جدیدی به نام “اوسیلوسکوپ ماورای ابعاد” بود و این‌گونه عمل می‌کرد که امواج کیهانی با انرژی آزاد را دریافت و آن‌ها را به انرژی قابل استفاده برای انسان‌ها تبدیل می‌کرد. این وسیله می‌توانست انرژی را به هر نقطه از جهان بدون توجه به فاصله‌ی آن، انتقال دهد. متاسفانه کسی ادعای تسلا مبنی بر ایجاد ارتباط با موجودات غیرزمینی را بدلیل نداشتن مدارک قانع کننده، باور نکرد اما وی از پافشاری بر موضع خود دست برنداشت. تسلا همچنین امیدوار بود که با فرستنده‌های عظیمی که روی سطح زمین قرار می‌دهد، بتواند وجود موجودات زنده در مریخ را به اثبات برساند.

بیوگرافی نیکولا تسلا یکی از بدنامترین دانشمندان در تاریخ بشریت !

——————————————————————————–
۶- اشعه‌های مرگبار تسلا

با اینکه اختراعات تسلا به نظر بسیار خطرناک می‌آیند، اما تسلا به شدت مخالف جنگ بود و تلاش بسیاری برای ساخت “اشعه‌ی مرگبار” و جلوگیری از وقوع آن به خرج داد. اشعه‌ی مرگبار در اصل به عنوان شتاب‌دهنده‌ای برای ذرات عمل می‌کرد که می‌توانست دسته‌ای از ذرات با انرژی بالا را تا فاصله‌ی ۴۰۰ کیلومتری پرتاب کند. او مدعی بود این دستگاه می‌تواند موتورها را ذوب کرده و هرگونه هواپیمایی را منهدم سازد. تسلا مدعی بود اختراع او می‌تواند با هزینه‌ی دو میلیون دلاری، پدافند هوایی نامحدودی را ایجاد کند.

زمانی که او می‌خواست اشعه‌ی مرگبار را به پشتیبان مالی خود، P.J Morgan معرفی کند تا بتواند هزینه‌های پروژه‌ی خود را تامین نماید، با مخالفت وی روبرو شد. با استفاده از ۸۰ میلیون ولت، تسلا مدعی بود امواج حاصل از دستگاه می‌توانند به هر چه که در مسیرش قرار می‌گیرد، نفوذ کنند. علی‌رغم توضیحات قانع‌کننده‌ی تسلا و صرفه‌جویی‌های جانی و مالی که این دستگاه در بر داشت، دولت بریتانیا و آمریکا این پروژه را رد کردند. این دستگاه از طرف دولت روسیه اندکی مورد توجه قرار گرفت و روسیه به او اجازه داد که دستگاه خود را برای آزمایش آماده کند. بسیاری افراد مختلف مدعی هستند که این آزمایشات عامل اصلی “انفجار تونگوسکا” بودند.

——————————————————————————–
۵- کنترل آب و هوا

یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های تاریخ بشریت، ایجاد توانایی کنترل آب‌وهوا است. تسلا فکر می‌کرد که راه حلی برای این مشکل پیدا کرده است. او تصور می‌کرد که می‌توان دمای زمین را، با وسیله‌ای که مانند ترموستات عمل می‌کند، کنترل کرد. او مدعی بود می‌توان با ارسال امواج رادیویی، میدان مغناطیسی زمین را تحت تاثیر قرار داده و امواج رادیویی پایایی ایجاد کرد. سپس می‌توان با این امواج، جریان‌های باد را تحت تاثیر قرار داد و با تغییر مسیر آن‌ها آب ‌و‌ هوای زمین را کنترل کرد.

تسلا پتنت‌های زیادی را در زمینه‌ی کنترل آب و هوا به ثبت رساند و توانست اثبات کند که با امواج رادیویی می‌توان آب و هوا را کنترل کرد. عده‌ای معتقدند که تحقیق‌های تسلا به دست افراد نا‌اهلی افتاده و آن‌ها هم اکنون آب و هوای زمین را کنترل می‌کنند. آن‌ها برای اثبات این ادعا به الگوی غیرمتعارف آب و هوایی کنونی و خشکسالی در برخی نواحی زمین، اشاره می‌کنند.

——————————————————————————–
۴- اسلحه‌ی اشعه‌ی ایکس

کشف اشعه‌ی ایکس توسط ویلیام رونتگن، بسیاری از جمله تسلا را به وجد آورد. با استفاده از طراحی‌های رونتگن، تسلا سعی در توسعه‌ی تجربیات رونتگن داشت. تسلا افراد عادی را برای دیدن نتیجه‌ی کارهایش، به سالن‌های کاری خود دعوت می‌کرد.

در این بازه‌ی زمانی تسلا با مارک توِین ارتباط نزدیکی برقرار کرد. توِین بعد از درمان بیماری یبوست خود توسط تسلا مدام به سالن‌های وی می‌رفت. توین و تسلا بارها در حال بازی با اختراع جدید تسلا به نام اسلحه‌ی اشعه‌ی ایکس، دیده شده بودند. گفته می‌شود که هر دوی آن‌ها به نوبت نوارهای فیلم را از دیوار آویزان می‌کردند و در مقابل آن‌ها می‌ایستادند و با این اسلحه سعی در شلیک اشعه‌ی ایکس به سمت این نوارها داشتند. اسلحه‌ی اشعه‌ی ایکس که تسلا ساخته بود می‌توانست اشعه را تا فاصله‌ی ۱۲ متری شلیک کند.

——————————————————————————–
۳- متناوب کردن جریان

نیکولا تسلا در سال ۱۸۸۲ برای کار در شرکت تحت نظر توماس ادیسون با نام شرکت قاره‌ای ادیسون، به پاریس نقل مکان کرد. زمان زیادی طول نکشید که نبوغ تسلا به چشم آمد و از وی خواسته شد تا به آمریکا برود و در کنار ادیسون مشغول به کار شود. ادیسون در آن زمان به تازگی جریان مستقیم یا DC را ساخته بود و آن را راه حلی برای تمامی مشکلات الکتریسیته روی زمین می‌دانست.

ژنراتور جریان مستقیم مشکلات فراوانی داشت و ادیسون به تسلا وعده داده بود که اگر این مشکلات را رفع کند، به او ۵۰ هزار دلار پرداخت خواهد کرد. تسلا به آنچه که از وی خواسته شده بود عمل کرد، و پتنت‌های زیادی برای رفع مشکلات ژنراتور ادیسون به ثبت رساند، اما ادیسون هیچ‌گاه به وعده‌ی خود عمل نکرد و هیچ‌گونه مبلغی به تسلا پرداخت نکرد. این اتفاق باعث شد تا تسلا شرکت ادیسون را ترک کرده و شرکت جدیدی برای خود تاسیس کند. وی توانست وسیله‌ی جدید الکتریکی با نام جریان متناوب بسازد. مزایای واضح و فراوانی در استفاده از جریان متناوب وجود داشت، از جمله توانایی تغییر ولتاژ و ارسال جریان به مسافت‌های طولانی که صرفه‌جویی فراوانی در زمینه‌ی انرژی و هزینه، برای مصرف کنند به‌همراه داشت.

با این اتفاق، جنگ بزرگ جریان‌ها آغاز شد. ادیسون از اینکه تسلا از او جدا شده بود و با جرج وستینگ هاوس همکاری می‌کرد، بسیار خشمگین بود و تلاش زیادی برای کم کردن ارزش جریان متناوب انجام می‌داد. ادیسون نمایش‌های بزرگی برای ترساندن مردم از جریان متناوب برگزار کرد. او مدعی بود جریان متناوب می‌تواند خانه‌ی آن‌ها را به خاکستر تبدیل کند و خود افراد را دچار برق گرفتگی شدید کند. او برای اثبات این ادعا جریان متناوب را به سگ، فیل و انواع حیوانات دیگر و حتی انسان‌ها متصل می‌کرد!

برای اولین بار ادعای تسلا در خارج از آزمایشگاه نیز نتیجه داد و موفقیتی بزرگ برای وی رقم زد. او توانست در نمایشگاه جهانی سال ۱۸۹۳، با روشن کردن لامپ بدون آسیب رساندن به افرادی که در آن محوطه قرار داشتند، حمایت جامعه‌ی جهانی را به سمت خود جلب کند. نهایتا، جریان متناوب برنده‌ی این نبرد شد و در حال حاضر عمده‌ی جریان الکتریسیته، به صورت جریان متناوب تامین می‌شود.

——————————————————————————–

۲- روشن کردن کره‌ی زمین

چه اتفاقی می‌افتاد اگر وسیله‌ای ابداع می‌شد، که می‌توانست ‌کل کره‌ی زمین را روشن کند؟ این اتفاق باعث کاهش نیاز به لامپ‌ها و کاهش صدمات حاصل از کمبود روشنایی می‌شد. این تخیل، زمینه‌‌ساز ایده‌ای در تسلا شد، تا بتواند با آن کره‌ی زمین را روشن کند. او می‌خواست با تحریک گازها و نور حاصل از آن‌ها در حالت برانگیختگی، این ایده را عملی کند. تسلا قصد داشت جریان بزرگی از انرژی مانند اسلحه‌ی امواج فرابنفش را به قسمت بالایی اتمسفر کره‌ی زمین شلیک کند، تا با تحریک گازهای کم فشار موجود در آن ناحیه، کره‌ی زمین به طور کامل روشن شود.

تسلا معتقد بود با عملی شدن این ادعا، اتفاقاتی مانند تایتانیک به وقوع نخواهند پیوست، اما کسی این ادعای او را جدی نگرفت.

——————————————————————————–
۱- اوسیلاتور تسلا

همه چیز از اتم‌ها تشکیل شده‌اند و هر شی یک فرکانس طبیعی دارد که با آن در حال ارتعاش است. اگر دستگاهی فرکانسی معادل فرکانس ارتعاش این ذره‌ها تولید کند، سیستم پاسخی با دامنه‌ای بزرگ‌تر خواهد داد که این پاسخ می‌تواند بسیار مخرب باشد. یک مثال برای مخرب بودن امواج مکانیکی، فروریختن پل تاکوما است. این پل وقتی بادی ضعیف، امواجی با فرکانس رزونانس پل تولید کرد، در کمال تعجب فروریخت.

با استفاده از این مفهوم، تسلا مدعی شد که با دستگاه کوچکی می‌تواند یک ساختمان عظیم را با خاک یکسان کند. او در حال شرح کار خود به یک خبرنگار بود که ناگهان با بالا بردن فرکانس دستگاه، همه‌ی اشیای آزمایشگاه وی در هوا غوطه‌ور شدند، این اتفاق به قدری شدید بود که مجبور به تماس با آتش‌نشانی و پلیس شدند و در نهایت تسلا قبل از اینکه ساختمان فرو بریزد، دستگاه را با چکش نابود کرد.

وقتی از او سوال شد که برای فروریختن ساختمان Empire State، چه چیزهایی نیاز دارد، وی در پاسخ گفت که فقط نیاز به اختراع خود، ۵ پوند فشار هوا و زمان کافی برای پیدا کردن فرکانس مناسب، دارد. او تصور می‌کرد اختراعش می‌تواند امواج مکانیکی را به هر قسمت از دنیا بفرستد، اما تا به امروز کسی نتوانسته این ادعا را رد یا اثبات کند. او همچنین مدعی بود اگر امواج اوسیلاتور با امواج بدن هماهنگ شوند، می‌توانند بیماری‌های متعددی را شفا دهند. ادعایی دیگر که در دنیایی غیر دنیای دیوانگان به اثبات نرسیده است.

بیوگرافی و زندگینامه ساموئل بکت ، نمایش نامه نویس مشهور + تصویر

بیوگرافی و زندگینامه ساموئل بکت ، نمایش نامه نویس مشهور + تصویر

ساموئل بکت

در جوانی با هموطن نامدارش جیمز جوس دوستی و مراوده ای پیدا کرده بود، یک جور رابطه استاد و شاگردی میان بکت با نویسنده ای که ستایشش می کرد.

نام اصلی: ساموئل بارکْلی بِکت

زمینهٔ کاری: رمان، شعر، نمایش‌نامه

زادروز: ۱۳ آوریل ۱۹۰۶ – دوبلین، ایرلند

مرگ: ۲۲ دسامبر ۱۹۸۹ میلادی (۸۳ سال) – دوبلین، ایرلند

ملیت: جمهوری ایرلند ایرلندی

محل زندگی: دوبلین، پاریس، لندن و …

جایگاه خاکسپاری: گورستان مونپارناس

پیشه: نمایشنامه‌نویس، رمان‌نویس و شاعر

سال‌های نویسندگی: ۱۹۸۹-۱۹۲۹

بیوگرافی ساموئل بکت ، نمایش نامه نویس معروف + تصویر

در سال ۱۹۶۹ بکت به نیت گذراندن تعطیلاتی آرام، به تونس رفت و هتلی در منطقه ای بی سرو صدا گرفت. اما مدتی بعد یکباره با هجوم سیل خبرنگاران به هتل روبه رو شد، به خیالش یکی از ستارگان سینما با آمدن به این منطقه دور افتاده سکوت و آرامش او را برهم زده است. اما وقتی در اتاقش را باز کرد و نور فلاش دوربین ها چشمانش را آزرد و خبرنگاران سمج از سروکولش بالا رفتند، برای دقایقی شوکه شد.

 اگرچه در این زمان بکت اسم و رسمی در دنیای ادبیات پیدا کرده بود، اما سوژه ای آنقدر جذاب نبود که کسی او را تعقیب کند آن هم نه در اروپا، بلکه در این منطقه دورافتاده از تونس. کمرویی و ضعف بنیه بکت کار را برای او دشوار کرده بود، اما وقتی راز حضور خبرنگاران را دریافت، هر طور که بود برخود مسلط شد، جلوی آنها نشست تا به سوالاتی که از برنده نوبل ادبیات داشتند، پاسخ بگوید.

در آن زمان روزهایی را به یاد آورد که باوجود اعتماد به نفسی که داشت، کسی آثارش را جدی نمی گرفت. منتقدان نوشته هایش را کسل کننده و آشفته محسوب می کردند و ناشران نیز تمایلی برای چاپ آثارش نشان نمی دادند، خوش‌قلب ترین آنها که بارقه هایی از استعداد او را کشف کرده بود این شانس را به بکت می داد که با تقبل هزینه انتشار، نوشته اش را منتشر کند.

بیوگرافی ساموئل بکت ، نمایش نامه نویس معروف + تصویر

در جوانی با هموطن نامدارش جیمز جوس دوستی و مراوده ای پیدا کرده بود، یک جور رابطه استاد و شاگردی میان بکت با نویسنده ای که ستایشش می کرد. جویس بارقه های استعداد را در ناصیه این جوان ایرلندی دیده بود و به او اجازه می داد تا در نوشتن و اصلاح آثارش کمک حالش باشد به خصوص اینکه بینایی اش وضع درستی نداشت و حضور گاه به گاه بکت کمک حالش بود.

اما این رابطه ادبی سرانجامی تراژیک پیدا کرد. دختر جویس عاشق بکت شده بود و این جوان کمروی عاشقِ ادبیات، علاقه ای به دختر جویس نداشت که علاوه بر انحراف مردمک چشمانش، به مشکلات عدیده روانی هم دچار بود و در بیان احساستش بیش از حد صراحت به خرج می داد. با اینکه بکت رعایت شأن استاد را می کرد، اما کار به جایی رسید که حقیقت را برای او بازگو کرد که به مذاق دختر جویس خوش نیامد. بکت تصمیم گرفت با حفظ رابطه با استادش، فاصله دیدارها را طولانی‌تر کند کند اما در نهایت این جویس بود که تحت فشار همسر و دخترش با بکت قطع رابطه کرد.

از بخت‌یاری اش بود که پدر اگرنه ارثیه‌ای بزرگ که آب باریکه‌ای برای او باقی گذاشت که اگر ولخرجی در کار نمی بود، با صرفه جویی می توانست می توانست به ادبیات بپردازد و همین کار را هم کرد. اما توفیق ادبی دیر هنگام به سراغش آمد. با این حال خود همواره امیدوار بود اگرچه مادر مخالف خوانش بسیار کوشید پسرش را از وقت تلف کردن پای ادبیات منصرف کند که نتوانست. در طول سالهای بعد بکت آثار گوناگونی نوشت که همگی در جذب مخاطب و جلب نظر منتقدان ناکام ماندند.

با این احوال بکت به پنجاه سالگی نزدیک می شد بی آنکه شهرتی برای خود دست و پا کرده باشد. نمایشنامه ای نوشته بود با عنوان در انتظار گودو، چندماهی از انتشارش گذشته بود اما هنوز توجه خاصی بدان نشده بود. سرانجام صاحب سالنی ورشکسته این اثر به عنوان آخرین نمایشی که روی صحنه می فرستاد پذیرفت. البته این حقیقت را از بکت پنهان کرده بود.

بیوگرافی ساموئل بکت ، نمایش نامه نویس معروف + تصویر

بکت چنان با جدیت و سختگیری روی نحوه اجرا و بیان دیالوگها نظارت داشت که صدای بازیگران را درآورده بود. با این حال هنوز از نتیجه کار و واکنش تماشاگران نگران بود چنانکه شب اول اجرا در سالن حضور نیافت. تماشاگران از دیدن این نمایش متفاوت بهت زده، اما راضی به نظر می رسیدند.

 در آغاز هر اجرا سالن پر از تماشاگر می شد اما به تدریج تعدادی از آنها سالن را ترک می کردند، اما گویی همانها نیز درمی یافتند که با اثر مهمی روبه رو هستند که قدرک درک آن را ندارند، برخی هم بی آنکه بدانند چرا، محو جذابیت و جادوی نمایشی می شدند که به نظرشان بالاتر از سطح درک آنها بود. البته در انتطار گودو طرفداران پرشوری هم داشت که در میان آنها منتقدان بسیاری حضور داشتند. منتقدانی که تا آن زمان به کارهای بکت، به دلیل اینکه سردرگم کننده و کسالت بار هستند، نهایت بی توجهی را روا داشته بودند!

بیوگرافی ساموئل بکت ، نمایش نامه نویس معروف + تصویر
تقدیر این گونه بود که در انتظار گودو نه تنها آن سالن را از ورشکستگی نجات دهد، بلکه ناجی نویسنده خود نیز  باشد. اندک زمانی بعد آوازه شهرت این نمایشنامه به دیگر کشورها نیز رسید و بکت را به چنان اعتبار و موفقیتی رساند که  آثار  مهجور مانده‌اش  در مرکز توجه قرار گرفتند و در این ارزیابی تازه مهر با اقبالی بسیار روبه رو شدند.

 دوران شهرت و ثروت برای بکت آغاز شده بود، دورانی که با کسب جایزه نوبل شکلی رؤیایی به خود گرفت و نام او را به عنوان یکی از نویسندگان بزرگ ادبیات انگلیسی زبان جاودان ساخت. ساموئل بکت کهدر سال ۱۹۰۶ در دوبلین به دنیا آمده بود، در سال ۱۹۸۹ در پاریس از دنیا رفت. بکت با نمایشنامه اش به شهرت جهانی رسید اما در کارنامه او رمانهای ارزنده ای چون مورفی (۱۹۳۸)، وات (۱۹۵۳)، مالوی (۱۹۵۱)، مالون می‌میرد (۱۶۵۱)، نام‌ناپذیر (۱۹۵۳)، گم‌گشتگان و … دیده می شوند که شاهکارهایی اصیل و البته دشوارخوان به شمار می روند!

کتاب «پارتیزان و کبوترها» شامل مقالاتی انتقادی درباره زندگی و آثار چنین نویسنده ای‌ست. نام این کتاب که به همت بهروز حاجی محمدی گردآوری و ترجمه شده است، اشاره ظریفی دارد به دوره ای از زندگی بکت و مترجم با انتخاب این نام به روزگار پرفراز و نشیبی که ساموئل بکت پارتیزانِ پر شور نهضت مقاومت فرانسه در جنگ دوم جهانی بود. در واقع بکت نیز همانند بسیاری از نویسندگان نهضت مقاومت در فرانسه در جنگ علیه فاشیسم هیتلری حضور داشت. این در حالی است که او از جمله نویسندگان پوچ‌گرا محسوب می شد که دیدگاهی بدبینانه به زندگی انسان دارد، ولی در عین حال باور دارد که انسان با مبارزه و کوشش می تواند بهبودی به اوضاع و احوال خود بدهد.

مترجم کتاب در مقدمه آن آورده است:«کتاب حاضر برای پژوهشگران ادبی-هنری و دانشوران هنرهای نمایشی و ادبیات انگلیسی منبع سودمندی است. علاقه‌مندان تئاتر نیز این کتاب را مفید خواهند یافت. امیدوارم این مجموعه به‌رغم کاستی‌های احتمالی، تصویر وشن‌تری از بکت ترسیم کند: او که بازیگر ذهن و زبان بود، او که بر تراژدیِ وجود خندید، او که مفاهیم انتزاعی مرگ و سکوت را به صحنه برد، او که در نهضت مقاومت فرانسه، برای آزادی انسان جنگید و در آخرین روزهای عمرش به کبوترها دانه داد و رفت.»

سالشمار زندگی ساموئل بکت، اختصارات، پیشگفتار مترجم، بکت: زندگی و زمینه ها، ساموئل بکت، ریشه‌های تاریخی متنی و زندگینامه‌ای، بکت دکارتی ۱۹۵۹ _ ۱۹۶۹، سه رمان و چهار نوول: تسلیم نهایی روح به زاده شدن، صحنه‌های هویت: از آخرین نوار کراپ تا نمایش، سرهای مردگان: روایت عذاب دوزخ در «نمایشنامک‌ها»، سرچشمه‌های جاذبه در تئاتر بکت، بکت و کتابشناسی او؛ بخشهای مختلف این کتاب خواندنی را تشکیل می دهند.

ترجمه دو مقاله «زندگی و زمینه‌ها» و «بکت و دکارتی» از کتاب دیوید پتی، «سه رمان و چهار نوول»، «صحنه‌های هویت» و «سرهای مردگان» از کتاب جان پیلینگ و نیز مقاله «ساموئل بکت» از ژان ژاک مایو، مهمترین مقالات کتاب را تشکیل می دهند که برای هر علاقمند جدی ادبیات واجد نکات تازه و سودمند هستند؛ چرا که تصویری انتقادی از نوع ادبیاتی که بکت نمایندگی می کند در اختیار خواننده قرار می دهد.

اولین اجرای «در انتظار گودو» قریب به شش دهه پیش از این در سالن تاتر بابیلون در پاریسبه اجرا گذاشته شد. ساموئل بکت در این نمایش آوانگارد کوچک چه کرده که «در انتظار گودو» بخشی از ادبیات نمایشی دنیا را شکل داده است؟

این در حالی است که ۶۰ سال پیش، پس از اولین اجرای نمایش به زبان فرانسه، پاریسی‌هایی که به تماشای آن نشسته بودند از تعجب ابرو بالا انداخته بودند و سعی می‌کردند جدیدترین تجربه دنیای تئاتر را هضم کنند.

جیمز نولسن دوست و زندگینامه‌نویس بکت در این مورد گفت: «هزاران نفری که می‌گویند اجرای اول را دیده‌اند، راست نمی‌گویند. سالن بابیلون این تعداد صندلی نداشت!»

از طرفی مطمئنا آنها چیزی از این نمایش نمی‌فهمیدند. اجرای این نمایش جمع و جور که تغییری عظیم در تئاتر ایجاد کرد از پنجم ژانویه سال ۱۹۵۳ شروع شد.

اما چه شد که «در انتظار گودو» چنین ماندگار شد؟ چطور این نمایشنامه دربرابر خیل عظیم ایده‌های نو و نویسندگان سنت‌شکن دهه ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ مقاومت کرد و سرپا باقی ماند؟

پروفسور نولسن معتقد است: «به نظر من پاسخ در ابهام نمایشنامه نهفته است. نمایشنامه بطور تلویحی به خیلی چیزها اشاره می‌کند، اما آشکارا چیزی را بیان نمی‌کند. مردم می‌توانند همان خوانشی را از نمایشنامه داشته باشند که خودشان دوست دارند.»

به گفته نولسن همین تفسیرپذیری «در انتظار گودو» است که آن را از سکه نینداخته است، چراکه وقتی اثری درمورد گذر زمان باشد، هرگز کهنه نمی‌شود.

از طرفی نمایش سئوالات فلسفی مهمی درمورد زندگی و مرگ و هدف نامعلوم آنچه میان این دو رخ می‌دهد، مطرح می‌کند و به نوعی این سئوال‌ها مختص زمان و مکان خاصی نیستند. اجرای این نمایشنامه در کشورهای مختلف سراسر دنیا گواهی بر همین مدعاست.

از طرفی می‌شود ادعا کرد هیچ بحران یا مشکل اجتماعی بدون «گودو» نیست. این نمایش در دهه ۱۹۹۰ در سارایوو تحت اشغال روی صحنه رفت، در آفریقای جنوبی از این نمایش به عنوان اعتراضی به آپارتاید استقبال کردند و اجرای آن در نیواورلئان پس از توفان کاترینا، مقدمه‌ای بود برای احیای نیواورلئان.

یکی از اجراهای جالب «در انتظار گودو»، اجرای آن در زندان سن‌کوئنتین در کالیفرنیا در دهه ۱۹۵۰ بود، جایی که بسیاری از زندانیان حس می‌کردند این نمایش حدیث نفس خودشان است.

دوستی پروفسور نولسن با بکت از طرفی میراثی غنی برای دانشگاه ریدینگ به همراه داشت، این داشگاه امروزه محل نگهداری از بزرگ‌ترین آرشیو آثار بکت است. بکت از اوایل دهه ۱۹۷۰ بسیاری از دست‌نوشته‌ها و یادداشت‌های خود را که در کیف، جعبه یا ساک قرار داده بود به نولسن داد و بدین ترتیب «بنیاد بین‌المللی بکت» به بزرگ‌ترین منبع تحقیقاتی درمورد این نویسنده بدل شد.

اما اجرای نمایش بدون سختی و مشکل نبود. حتی ممکن بود اصلا روی صحنه نرود. نه قرار بود بازیگری مطرح در نمایش بازی کند و نه چهره‌ای مهم از آن حمایت کرده بود. اتکای نمایش به راجر بلین بازیگر و کارگردان و بودجه اندکی بود و با شروع اجراهای نمایش این تبلیغ زبانی بود که آن را مطرح کرد.

هیچکدام از بازیگران اولین اجرای نمایشنامه زنده نیستند و سالن نمایش هم چند سال پس از این اجرا تعطیل شد. بلین در مصاحبه‌ای که در دهه ۱۹۶۰ با تلویزیون فرانسه انجام دارد درمورد قدرت نمایش گفت: «به خودم گفتم این اثر خارق‌العاده است و باید اجرا شود و به قیمت جانم هم شده از این نمایشنامه دفاع می‌کنم.»

اجرای نمایش در لندن (دو سال پس از اولین اجرای نمایش در فرانسه) به زبان انگلیسی و با کارگردانی پیتر هال ۲۴ ساله، همچنان کاری جنجالی بود. این درحالی است که هارولد پینتر، که آن زمان بیست و چند ساله بود بکت را «شجاع‌ترین و جاودانه‌ترین نویسنده زمان» توصیف کرد و در مقابلش برنارد لوین معروف در نقدش درمورد «در انتظار گودو» نوشت: «حماقت تمام و کمال».

نولسن که مهم‌ترین رابطه دنیای امروز با بکت است، دلیل جذابیت بکت را در شخصیت معمایی او می‌داند. نویسنده‌ای که انزوای سحرآمیزش به نوعی «بِرَند ادبی» بدل شد. او با این باور که بکت «بدبین» بوده موافق نیست و گفت: «بکت خیلی‌وقت‌ها شوخ‌طبع و بذله‌گو و هم‌صحبت دلنشینی بود که حس شوخ‌طبعی معرکه‌ای داشت، اما المانی ناامیدکننده و یاس‌آور بخشی از زندگی او بود. به ویژه بعد از پایان جنگ که به شدت درگیر رمان نوشتن بود.»

به عقیده نولسن، یکی از دلایل جذابیت «در انتظار گودو» طنز نهفته آن است. می‌شود گفت این نمایشنامه یک طنز سیاه است و طنز در آن برای تقلیل حس گرفتگی آن به کار رفته.

با همه این حرف‌ها، «در انتظار گودو» امروز یکی از مهم‌ترین آثار نمایشی قرن بیستم است و همانطور که بسیاری از بازیگران منتظر بودند به بلوغ کافی برای بازی در نقش «شاه لیر» برسند حالا منتظرند برای بازی در این نمایشنامه پخته شوند.

به گفته نولسن راتباط عمیقی بین این نمایشنامه و نقاشی دیده می‌شود. «بکت به شدت به نقاشی علاقه داشت، نه اینکه فقط دوست داشته باشد کنار نقاش‌ها باشد، نه! او متخصص برجسته نقاشی قرن هفدهم هلند بود. او با تصاویر آن نقاشی‌ها زندگی کرده بود و به نظرم حس آن نقاشی‌ها در صحنه نمایش دیده می‌شود.»

«در انتظار گودو» شهرت جهانی را برای بکت به همراه داشت و به واسطه همین نمایشنامه و آثاری دیگر بود که برنده جایزه نوبل ادبیات شد.

جان کالدر، ناشر «در انتظار گودو» خاطره جالبی از این نمایشنامه‌نویس دارد. «بکت با سراسیمگی از هواپیما بیرون آمد و وقتی درهای هواپیما دوباره بسته شد، از بلندگوها شنیدیم: کاپیتان گودو به شما خوشامد می‌گوید. همان موقع بکت به من گفت: انگار سرنوشتم بالاخره به من رسید!»

آنچه در ادامه می‌خوانید ۱۰ جمله ماندگار از بکت به انتخاب نشریه تلگراف است:

    «سعی کردی. شکست خوری. اشکالی ندارد. دوباره سعی کن. دوباره شکست بخور. بهتر شکست بخور.»

    «هیچ چیز بامزه‌تر از شاد نبودن نیست، مطمئن باشید. بله، بله، شاد نبودن مسخره‌ترین چیز دنیاست.»

    «عادت بزرگ‌ترین میراننده است.»

    «نه، از هیچ چیز پشیمان نیستم، تنها پشیمانی من به دنیا آمدنم است، همیشه به نظرم مرگ کسل‌کننده‌ترین چیز دنیا بوده.»

    «همه ما دیوانه به دنیا آمده‌ایم. برخی دیوانه می‌مانیم.»

    «کلمات تنها چیزی هستند که ما داریم.»

    «تولد، مرگ او بود.»

     «من از سرنوشت انسان چه می‌دانم؟ درمورد کلم بیشتر می‌توانم برایتان حرف بزنم.»

    «شما روی زمین هستید. هیچ درمانی برایش نداریم.»

    «اول برقصید. بعد فکر کنید. نظم طبیعی همین است.»

بیوگرافی کورت گودل،اسطوره و پدر منطق!

بیوگرافی کورت گودل،اسطوره و پدر منطق!

بیوگرافی کورت گودل،اسطوره منطق!

hhs1899-1

بیوگرافی کورت گودل،اسطوره منطق!
کورت گودل در ۲۸ آوریل ۱۹۰۶ در شهر برنو در بخش مرکزی کشور چکسلواکی سابق به دنیا آمد. او دومین فرزند از دو فرزند خانواده ای مهاجر و آلمانی بود که در صنایع نساجی شهر کار می کردند. کورت جوان در تمامی دوران تحصیل دبستان و دبیرستان خود حتی یک بار هم نمره ای غیر از عالی نگرفت، اما با این حال هنوز نشانه ای ویژه از نبوغ خارق العاده ی خود را بروز نداده بود.او کودکی بسیار پرسش گر بود، به طوری که دیگران او را آقای چرا می نامیدند. کورت در عین حال شخصیتی درون گرا داشت.

گودل در سال ۱۹۲۴، به دانشگاه وین رفت و ابتدا قصد تحصیل در رشته ی فیزیک را داشت اما پس از زمان کوتاهی و تحت تاثیر برنامه های سخنرانی فیلیپ فورت وانگلر و هانس هان به ریاضیات روی آورد . چیزی نگذشت که استعداد خارق العاده ی او توجه دیگران را جلب کرد؛ به طوری که تنها دو سال پس از ورود به دانشگاه از او دعوت شد که در جلسات مناظره ی گروهی که توسط هان و فیلسوفی به نام موریتزشلیک از دو سال قبل پایه گذاری شده بود، شرکت کند. این گروه بعدها به حلقه ی وین شهرت یافت.

شهرت گودل به واسطه ی قضیه ای با عنوان ناتمامیت است که در ریاضیات اثبات کرد. او به کمک منطق ریاضی، ثابت کرد که عبارت های درستی در ریاضیات وجود دارند که درستی آن ها توسط اصول ریاضی قابل اثبات نیست. این کشف، شکوه و جلال اسطوره ای بنای ریاضیات را که به عنوان قدرتمندترین ابزار شناخت هستی در دست اندیشه ی انسان پذیرفته شده بود و طی زمانی بیش از ۲ هزار سال در تاریخ علم، قد علم کرده بود، را به ناگهان فرو ریخت و بدین ترتیب، متفکران را بر آن داشت که در پندارهای خود نسبت به بنیادهای حقیقت، به طور جدی تجدیدنظر کنند. این گونه بود که تاریخ علم، بار دیگر شاهد شکست کمیت ها در برابر کیفیت شد و یک مرد، به تنهایی حقیقتی را آشکار کرد که هزاران اندیشمند بزرگ، پیش از او درباره ی آن می اندیشیدند.

گودل، سال تحصیلی ۱۹۳۴-۱۹۳۳ را در مرکز تازه تاسیس مطالعات پیشرفته ی دانشگاه پرینستون در نیوجرسی آمریکا سپری کرد ،جالب است که آلبرت اینشتین نیز در همان سال، کار خود را در پرینستون آغاز کرد و با یکدیگر دوستانی صمیمی شدند. گودل که اغلب او را به عنوان بزرگ ترین منطق دان از زمان ارسطو تاکنون مى شناسند، مردى عجیب و در نهایت تراژیک بود. اینشتین خونگرم و خوش خنده اما گودل جدى و سنگین، منزوى و منفى باف بود.
گودل در دوران اقامت خود در آمریکا در زمینه ی نظریه ی مجموعه های نامتناهی در ریاضیات، فلسفه و همین طور نسبیت، دستاوردهای بزرگی به بشریت ارائه کرد. وی در سال ۱۹۴۹ برای نخستین بار در تاریخ علم، امکان سفر در زمان و بازگشت به گذشته را بر مبنای قوانین پذیرفته شده ی علمی و با به کارگیری نظریه نسبیت عام اینشتین مطرح کرد. گودل در سال ۱۹۵۳ به عضویت فرهنگستان ملی علوم آمریکا درآمد. هرچند گودل در ۱۴ژانویه ۱۹۷۸ چشم از این جهان فروبست، اما نتیجه ی دستاوردهای او در تغییر بنیادهای تفکر انسان، هنوز دوران تولد خود را می گذراند.

 

بیوگرافی پیتر وار هیگز

بیوگرافی پیتر وار هیگز

 

Bio-Peter-like-Higgs (1)

بیوگرافی پیتر وار هیگز (برنده جایزه نوبل فیزیک در سال ۲۰۱۳)

بیوگرافی پیتر وار هیگز

متولد: ۲۹ مهٔ ۱۹۲۹،نیوکاسل آپون تاین، انگلستان
ملیت: بریتانیایی
رشته فعالیت : فیزیک
محل کار: دانشگاه ادینبرو،کالج سلطنتی لندن،دانشگاه کینگز لندن،کالج دانشگاهی لندن

دلیل شهرت: شکست متقارن در برهمکنش الکتروضعیف
جوایز: جایزه نوبل در فیزیک ۲۰۱۳
-جایزه ولف در فیزیک ۲۰۰۴
-مدال دیراک

پیتر وار هیگز (Peter Ware Higgs)‏ در سال ۱۹۲۹ در شهر نیوکاسل انگلستان به دنیا آمد.
وی فیزیک‌دان انگلیسی و استاد دانشگاه ادینبورگ است. او همچنین ارائه دهنده نظریه شکست متقارن در برهمکنش الکتروضعیف و پیشنهاد دهنده‌ ذره بنیادی بوزون هیگز یا ذره خدا (God Particle) است.

پیتر هیگز،‌ فیزیکدانی که وجود ذره بوزون هیگز را پیش‌بینی کرده‌بود، به عنوان یکی از افتخارات سال ۲۰۱۲ شناخته شد.هیگز در دهه ۱۹۶۰ به همراه تعدادی از فیزیکدانان مکانیزمی را ارائه دادند که می‌توانست چگونگی ایجاد جرم در بنیادی‌ترین بخش‌های جهان هستی را تشریح کند.این مکانیزم وجود ذرات هیگز را پیش‌بینی می‌کرد، ذره‌ای که در سال ۲۰۱۲ توسط برخورد‌دهنده بزرگ هادرون کشف شد.

Bio-Peter-like-Higgs (2)

پیتر هیگز در دانشگاه ادینبورگ اولین فردی بود که در سال ۱۹۶۴ نشان داد که یک ذره جدید موسوم به بوزون یک محصول جانبی از حوزه جرم دهنده است. این یک گام حیاتی بود چراکه به دانشمندان این فرصت شکار را برای آزمایشاتشان داد.
پیتر هیگز به واسطه این کشف خود در میان گروهی ۶۵ نفره از برترین افتخارات سال ۲۰۱۲ که در زمینه‌های هنر، ‌موسیقی، علوم،‌ سیاست، صنعت و مذهب دستاورد قابل توجهی داشته‌اند، قرار گرفت.

کشف ذره بوزون هیگز در ماه جولای سال ۲۰۱۲ منجر به انتخاب بلافاصله این فیزیکدان به عنوان شوالیه علمی شد. وی در همین سال نیز به عنوان کاندیدای نوبل فیزیک انتخاب شد.
پیتر هیگز در سال ۲۰۱۲ به خاطر ارزش ملی قابل توجهی که برای بریتانیا داشته‌است در لیست افتخارات سال قرار گرفت و جایزه افتخار سال را به همراه گروهی دیگر از افتخار‌آفرینان در زمینه‌های مختلف دریافت کرد.

پیتر هیگز به همراه فرانسوا انگلرت بلژیکی جایزه نوبل فیزیک را در سال ۲۰۱۳ از آن خود کرد.

زندگینامه کورت گودل،اسطوره منطق + عکس

زندگینامه کورت گودل،اسطوره منطق + عکس

 

Bio-Kurt-Godel, myth-logic-Photo

بیوگرافی کورت گودل،اسطوره منطق!
کورت گودل در ۲۸ آوریل ۱۹۰۶ در شهر برنو در بخش مرکزی کشور چکسلواکی سابق به دنیا آمد. او دومین فرزند از دو فرزند خانواده ای مهاجر و آلمانی بود که در صنایع نساجی شهر کار می کردند. کورت جوان در تمامی دوران تحصیل دبستان و دبیرستان خود حتی یک بار هم نمره ای غیر از عالی نگرفت، اما با این حال هنوز نشانه ای ویژه از نبوغ خارق العاده ی خود را بروز نداده بود.او کودکی بسیار پرسش گر بود، به طوری که دیگران او را آقای چرا می نامیدند. کورت در عین حال شخصیتی درون گرا داشت.

گودل در سال ۱۹۲۴، به دانشگاه وین رفت و ابتدا قصد تحصیل در رشته ی فیزیک را داشت اما پس از زمان کوتاهی و تحت تاثیر برنامه های سخنرانی فیلیپ فورت وانگلر و هانس هان به ریاضیات روی آورد . چیزی نگذشت که استعداد خارق العاده ی او توجه دیگران را جلب کرد؛ به طوری که تنها دو سال پس از ورود به دانشگاه از او دعوت شد که در جلسات مناظره ی گروهی که توسط هان و فیلسوفی به نام موریتزشلیک از دو سال قبل پایه گذاری شده بود، شرکت کند. این گروه بعدها به حلقه ی وین شهرت یافت.

شهرت گودل به واسطه ی قضیه ای با عنوان ناتمامیت است که در ریاضیات اثبات کرد. او به کمک منطق ریاضی، ثابت کرد که عبارت های درستی در ریاضیات وجود دارند که درستی آن ها توسط اصول ریاضی قابل اثبات نیست. این کشف، شکوه و جلال اسطوره ای بنای ریاضیات را که به عنوان قدرتمندترین ابزار شناخت هستی در دست اندیشه ی انسان پذیرفته شده بود و طی زمانی بیش از ۲ هزار سال در تاریخ علم، قد علم کرده بود، را به ناگهان فرو ریخت و بدین ترتیب، متفکران را بر آن داشت که در پندارهای خود نسبت به بنیادهای حقیقت، به طور جدی تجدیدنظر کنند. این گونه بود که تاریخ علم، بار دیگر شاهد شکست کمیت ها در برابر کیفیت شد و یک مرد، به تنهایی حقیقتی را آشکار کرد که هزاران اندیشمند بزرگ، پیش از او درباره ی آن می اندیشیدند.

گودل، سال تحصیلی ۱۹۳۴-۱۹۳۳ را در مرکز تازه تاسیس مطالعات پیشرفته ی دانشگاه پرینستون در نیوجرسی آمریکا سپری کرد ،جالب است که آلبرت اینشتین نیز در همان سال، کار خود را در پرینستون آغاز کرد و با یکدیگر دوستانی صمیمی شدند. گودل که اغلب او را به عنوان بزرگ ترین منطق دان از زمان ارسطو تاکنون مى شناسند، مردى عجیب و در نهایت تراژیک بود. اینشتین خونگرم و خوش خنده اما گودل جدى و سنگین، منزوى و منفى باف بود.
گودل در دوران اقامت خود در آمریکا در زمینه ی نظریه ی مجموعه های نامتناهی در ریاضیات، فلسفه و همین طور نسبیت، دستاوردهای بزرگی به بشریت ارائه کرد. وی در سال ۱۹۴۹ برای نخستین بار در تاریخ علم، امکان سفر در زمان و بازگشت به گذشته را بر مبنای قوانین پذیرفته شده ی علمی و با به کارگیری نظریه نسبیت عام اینشتین مطرح کرد. گودل در سال ۱۹۵۳ به عضویت فرهنگستان ملی علوم آمریکا درآمد. هرچند گودل در ۱۴ژانویه ۱۹۷۸ چشم از این جهان فروبست، اما نتیجه ی دستاوردهای او در تغییر بنیادهای تفکر انسان، هنوز دوران تولد خود را می گذراند.

مریم میرزاخانی +بیوگرافی و عکس

مریم میرزاخانی +بیوگرافی و عکس

مریم میرزاخانی,maryam mirzakhani ,مریم میرزاخانی biography

مریم میرزاخانی

Biography

مریم میرزاخانی
مریم میرزاخانی,maryam mirzakhani ,مریم میرزاخانی biography
متولد ۱۳ اردیبهشت ۱۳۵۶
۳ مهٔ ۱۹۷۷ ‏(۳۷ سال)
تهران، ایران
محل زندگی پالوآلتو، کالیفرنیا
شهروند ایران
ملیت ایرانی
رشته فعالیت ریاضی‌دان
محل کار دانشگاه پرینستون
دانشگاه استنفورد
دانش‌آموختهٔ دانشگاه صنعتی شریف (لیسانس)
دانشگاه هاروارد (پی‌اچ‌دی)
استاد راهنما کرتیس مک‌مالن
جوایز جایزه بلومنتال (۲۰۰۹)
مدال فیلدز (۲۰۱۴)

مریم میرزاخانی,maryam mirzakhani ,مریم میرزاخانی biography

بیوگرافی مریم میرزاخانی

مریم میرزاخانی (زاده ۱۳ اردیبهشت ۱۳۵۶، تهران) ریاضیدان ایرانی[۱] و استاد دانشگاه استنفورد است. او در سال ۲۰۱۴، برنده مدال فیلدز شد.[۲] میرزاخانی نخستین زن و نخستین ایرانی برنده جایزه فیلدز است که بزرگترین افتخاری شناخته می‌شود که یک ریاضیدان می‌تواند کسب کند. مدال فیلدز، بالاترین نشان علمی رشته ریاضیات است که به دانشمندان برگزیده زیر ۴۰ سال اهدا می‌شود و از آن به نوبل ریاضیات نیز تعبیر می‌شود.[۳][۴][۵][۶] ریچارد داوکینز در حساب توییترش کسب جایزه فیلدز را به وی تبریک گفت.[۷]

او طی تحصیل در دبیرستان فرزانگان تهران در سال‌های ۱۹۹۴ (هنگ‌کنگ) و ۱۹۹۵ (کانادا) برنده مدال طلا در المپیاد جهانی ریاضی و در این سال حایز نمره کامل شد. سپس کارشناسی ارشد خود را در رشته ریاضی از دانشگاه شریف گرفت و برای ادامه تحصیل دکترا به دانشگاه هاروارد رفت.[۸]

از مریم میرزاخانی به عنوان یکی از ده ذهنِ جوان برگزیده سال ۲۰۰۵ از سوی نشریه پاپیولار ساینس در آمریکا و ذهن برتر در رشته ریاضیات تجلیل شد.[۹] میرزاخانی برنده جوایزی چون[۱۰]جایزه ستر[۱۱] از انجمن ریاضی آمریکا در سال ۲۰۱۳، جایزه کلی و مدال فیلدز در سال ۲۰۱۴ است. وی از یازدهم شهریور ماه ۱۳۸۷ (اول سپتامبر ۲۰۰۸) در دانشگاه استنفورد استاد دانشگاه و پژوهشگر رشته ریاضیات است.[۱۲] پیش از این، او استاد دانشگاه پرینستون بود.

  مریم میرزاخانی,maryam mirzakhani ,مریم میرزاخانی biography

زندگی‌نامه مریم میرزاخانی

مریم میرزاخانی، استاد دانشگاه استنفورد، در سال‌های ۱۳۷۳ و ۱۳۷۴ (سال سوم و چهارم دبیرستان) از دبیرستان فرزانگان تهران موفق به کسب مدال طلای المپیاد ریاضی کشوری شد و بعد از آن در سال ۱۹۹۴ در المپیاد جهانی ریاضی هنگ کنگ با ۴۱ امتیاز از ۴۲ امتیاز مدال طلای جهانی گرفت. سال بعد یعنی ۱۹۹۵ در المپیاد جهانی ریاضی کانادا با ۴۲ امتیاز از ۴۲، رتبهٔ اول طلای جهانی را به دست آورد.

میرزاخانی دوره کارشناسی ریاضی در دانشگاه صنعتی شریف آغاز کرد. او با دریافت بورسیه از طرف دانشگاه هاروارد به آنجا رفت و دورهٔ دکتری خود را در دانشگاه هاروارد پشت سرگذاشت.

او به همراه ۹ محقق برجسته دیگر در چهارمین نشست۱۰ استعداد درخشان نشریه پاپیولار ساینس در آمریکا مورد تقدیر قرار گرفت. به نوشتهٔ یواس‌ای تودی این فهرست ۱۰ نفره شامل محققان و نخبگان جوانی است که در حوزه‌های ابتکاری مشغول به فعالیت هستند و با این حال معمولاً از چشم عموم پنهان مانده‌اند. این فهرست بر اساس پیشنهادهای ارائه شده از سوی سازمان‌های گوناگون، روسای دانشگاه‌ها و ناشران انتشارات علمی برگزیده شده‌اند. این محققان برجسته جوان در حوزه‌های گوناگونی از گرافیک رایانه‌ای تا ریاضیات و علوم رباتیک، افق‌های تازه‌ای در مرزهای جهان اطراف ما گشوده‌اند که مریم میرزاخانی ریاضیدان ۳۳ ساله ایرانی یکی از آنهاست.[۱۳]

میرزاخانی در سال ۱۹۹۹ میلادی موفق شد راه‌حلی برای یک مشکل ریاضی پیدا کند. ریاضیدانان مدت‌های طولانی است که به دنبال یافتن راه عملی برای محاسبه حجم رمزهای جایگزین فرم‌های هندسی هذلولی بوده‌اند و در این میان مریم میرزاخانی جوان در دانشگاه پرینستون نشان داد که با استفاده از ریاضیات شاید بتوان بهترین راه را به سوی دست یافتن به راه‌حلی روشن در اختیار داشت: محاسبه عمق حلقه‌های ترسیم شده بر روی سطوح هذلولی. میرزاخانی در تلاش است تا معمای ابعاد گوناگون فرم‌های غیر طبیعی هندسی را حل کند. در صورتی که جهان از قاعده هندسه هذلولی تبعیت کند، ابتکار وی به تعریف شکل و حجم دقیق جهان کمک خواهد کرد. در واقع مشکل این است که برخی از این اشکال هذلولی هم‌چون doughnuts و یا amoebas دارای ظاهری بسیار نافرم هستند که محاسبه حجم آنها را به معمایی جدی برای ریاضیدانان مبدل کرده‌است. اما میرزاخانی با یافتن راهی جدید در واقع دست به یک ابتکار عمل بزرگ زد و با ترسیم یک سری ازحلقه‌ها بر روی سطح این گونه اشکال پیچیده به محاسبه حجم آنها پرداخت.[۱۴]

کاربردهای عملی اندکی برای پژوهش او وجود دارد ولی اگر مشخص شود که جهان توسط هندسه هذلولوی اداره می‌شود، کار او می‌تواند به تعریف دقیق شکل و حجم آن کمک کند.[۱۵]

جیمز کارلسون از انستیتو ریاضیات کلی (به انگلیسی: Clay Mathematics Institute) می‌گوید[۱۶]:

میرزاخانی در یافتن ارتباطات جدید، عالی است. وی می‌تواند به سرعت از یک مثال ساده به دلیل کاملی از یک نظریه ژرف و عمیق برسد.

مریم میرزاخانی از دانش‌آموزان نخبه المپیادی کشور است که در سال ۱۳۷۴ در المپیاد جهانی ریاضی علاوه بر دریافت مدال طلا با کسب بالاترین امتیاز به عنوان نفر اول جهان شناخته شده‌است و از جمله بازماندگان سانحه غم‌بار سقوط اتوبوس حامل نخبگان ریاضی دانشگاه صنعتی شریف به دره در اسفندماه ۷۶ است. در این حادثه اتوبوس حامل دانشجویان ریاضی شرکت‌کننده در بیست و دومین دوره مسابقات ریاضی دانشجویی که از اهواز راهی تهران بود (مسابقات ریاضی دانشجویی) به دره سقوط کرد و طی آن شش تن از دانشجوی نخبه ریاضی دانشگاه صنعتی شریف شامل آرمان بهرامیان، رضا صادقی – برنده دو مدال طلای المپیادجهانی – علیرضا سایه‌بان و علی حیدری، فرید کابلی، دکتر مجتبی مهرآبادی و مرتضی رضایی دانشجوی دانشگاه تهران که اغلب از برگزیدگان المپیادهای ملی و بین‌المللی ریاضی بودند در اوج بالندگی و شکوفایی علمی ناباورانه، جان باختند.

همسر وی جان وندراک، از پژوهشگران آی‌بی‌ام است و از او دارای یک فرزند به نام آناهیتا می‌باشد.[۱۷]

فیلم مورد علاقه او داگویل است. سلیقه او در فیلم، منعکس کننده ذات پژوهش او که شامل تعیین مشخصات غیرطبیعی فرمهای هندسی است. او می‌گوید: «گاهی مواقع احساس می‌کنم در یک جنگل بزرگ هستم و نمی‌دانم به کجا می‌روم. ولی به طریقی به بالای تپه‌ای می‌رسم و می‌توانم همه چیز را واضحتر ببینم. آن چه آن گاه رخ می‌دهد، واقعاً هیجان انگیز است.»

4242420مریم میرزاخانی

همسر مریم میرزاخانی

پروفسور مجید سمیعی +بیوگرافی و عکس

 پروفسور مجید سمیعی +بیوگرافی و عکس

بیوگرافی  پروفسور مجید سمیعی

 پروفسور مجید سمیعی

Biography

مجید سمیعی
بیوگرافی  پروفسور مجید سمیعی

مجید سمیعی در ۷۰ سالگی
زادروز ۲۹ خرداد ۱۳۱۶ ۷۶ سال
رشت
محل زندگی هانوفر، آلمان
ملیت ایرانی
پیشه جراح و متخصص
مذهب اسلام
خویشاوندان خاندان حاج سمیع رشتی

  بیوگرافی  پروفسور مجید سمیعی

بیوگرافی  پروفسور مجید سمیعی

مجید سمیعی (زاده ۲۹ خرداد ۱۳۱۶ در محله ساغریسازان رشت)[۱][۲][۳] پزشک و جراح مغز و اعصاب سرشناس ایرانی است. او در حال حاضر ریاست بیمارستان خصوصی علوم عصبی هانوفر در آلمان را بر عهده دارد که خود بنیان‌گذار آن بوده است.[۴]

وی در زمینهٔ تورم مغز و ترمیم و بازسازی جراحی دستگاه عصبی محیطی مطالعات مهمی انجام داده‌است.[نیازمند منبع]

سمیعی بیشترین اعمال جراحی روی تومورهای موسوم به «نورینوم آکوستیک» انجام داده‌است.[نیازمند منبع]

او در دهه ۱۹۹۰ اقدام به تاسیس یک مرکز خصوصی بین‌المللی علوم اعصاب (به انگلیسی: International Neuroscience Institute) که به اختصار INI شناخته می‌شود، نمود. بنای این مرکز برگرفته از شکل مغز می‌باشد. این مرکز در شهر هانوفر آلمان واقع است و ریاست آن را مجید سمیعی و پسر ایشان بر عهده دارند. سمیعی شاگردان زیادی تربیت کرده‌است که در کشورهای مختلف جهان به فعالیت در زمینه جراحی مغز و اعصاب مشغول هستند و هر ساله کنفرانسی را به افتخار سمیعی در یکی از کشورها برگزار می‌کنند.[نیازمند منبع] او در حال حاضر نیز بسیار فعال بوده، عمل‌های جراحی سنگین در قاعده مغز را انجام می‌دهد و در اغلب کنگره‌های جراحی مغز و اعصاب جهان بعنوان سخنران مدعو شرکت می‌کند.[نیازمند منبع]

سمیعی در ۱۰ مهر ۱۳۹۰ به دریافت عنوان استاد افتخاری دانشگاه تهران نائل شد.

بیوگرافی  پروفسور مجید سمیعی

تحصیلات  پروفسور مجید سمیعی

مجید سمیعی تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در رشت به پایان رسانید.[۵] و سپس عازم آلمان گردید. رشته‌های زیست‌شناسی و پزشکی را در دانشگاه یوهانس گوتنبرگ شهر ماینتس به پایان رسانید و سپس دورهٔ تخصص جراحی مغز و اعصاب را زیر نظر پروفسور کورت شورمن شروع کرد و در سال ۱۳۴۹ به اخذ درجهٔ تخصص در این رشته نایل آمد.

وی کار علمی را با سمت استادیاری و معاونت بیمارستان جراحی مغز و اعصاب آغاز کرد. پس از چندی سرپرستی بخش جراحی مغز و اعصاب اطفال را به عهده گرفت. در سال ۱۳۵۱ به اخذ درجهٔ پروفسوری جراحی مغز و اعصاب از دانشگاه یوهانس گوتنبرگ نایل گردید.مرجع نیاز است

در سال ۱۳۵۰ اولین دوره از دوران آموزشی جراحی میکروسکوپی را آغاز کرد و در سال ۱۳۵۶ نخستین آزمایشگاه تمرین جراحی میکروسکوپی آلمان را با کمک بنیاد فولکس واگن تأسیس نمود.مرجع نیاز است

در سال ۱۳۵۶، ریاست بیمارستان جراحی مغز و اعصاب را در شهر هانوفر به عهده گرفت در همین سال، کرسی جراحی مغز و اعصاب در دانشگاه لیدن هلند به وی اعطا شد و در سال ۱۳۶۶ دانشگاه ماینتس تصدی کرسی جراحی مغز و اعصاب را به وی پیشنهاد کرد. در سال ۱۳۶۷ با قبول تصدی کرسی جراحی مغز و اعصاب در دانشگاه هانوفر به کار پرداخت. از سال ۱۳۶۷ تا ۱۳۷۱ ریاست انجمن بین‌المللی قاعدهٔ جمجمه را به عهده داشت و در سال ۱۳۷۱ به ریاست فدراسیون جهانی انجمنهای قاعدهٔ جمجمه انتخاب شد.مرجع نیاز است

بیوگرافی  پروفسور مجید سمیعی

افتخارها  پروفسور مجید سمیعی

برای تجلیل از مقام علمی و تجربیات ارزنده وی و همچنین گامهای بلندی که در پیشرفت جراحی مغز و اعصاب برداشته‌است، رییس جمهوری آلمان غربی در سال۱۳۶۷ نشان خدمت درجه ۱ دولت آلمان را به او اهدا کرد. در همین سال جایزهٔ علمی ایالت نیدرزاکسن آلمان، به پاس فعالیتهای پر ارزش وی در راه پیشرفت جراحی مغز و اعصاب به نامبرده اهدا شد.مرجع نیاز است

جایزه حلقه لایبنیتز

جایزه حلقه لایبنیتز هانوفر (Leibniz-Ring-Hannover) در سال ۲۰۱۳ برای طرح آفریقا صد به پروفسور سمیعی اهدا شد. مجید سمیعی در طرح آفریقا صد می‌خواهد ۱۰۰ جراح جوان آفریقایی را به آلمان آورده، آنها را آموزش دهد تا پس از بازگشت پزشکان دیگری را برای قاره آفریقا پرورش دهند.[۶]

فهرست آثار پروفسور سمیعی

مقالات: بیش از ۵۰۰ مقالهٔ علمی و ۱۷ کتاب مرجع در خصوص دستگاه عصبی مرکزی و محیطی. کتابها: برش نگاری پنوموآنسفال ـ جنبه‌های نوین اعصاب محیطی ـ اعصاب جمجمه‌ای ـ ضربه‌های وارد بر قاعدهٔ جمجمه ـ جراحی در ساقه مغز و بطن سوم و اطراف آن دو ـ جراحی قاعدهٔ مغز ـ ضایعات اعصاب محیطی ـ جراحی منطقهٔ زین ترکی و سینوسهای پیرامون بینی جراحی مننژیم قاعدهٔ مغز ـ جراحی کلیوس ـ روشهای نوین بازسازی استخوان ـ دوخت عروق و اعصاب و نیز پیوند در جراحی پلاستیک و جراحی ترمیمی ـ جراحی قاعدهٔ مغز ـ اطلس جراحی قاعدهٔ جمجمه.

و آخرین اثر(۲۰۰۸-۲۰۰۹): Samiis’s Essentials in Neurosurgery که توسط انتشارات اسپرینگر منتشر شده‌است.

بیوگرافی  پروفسور مجید سمیعی

 پروفسور مجید سمیعی

بیوگرافی  پروفسور مجید سمیعی

همسر  پروفسور مجید سمیعی

بیوگرافی  پروفسور مجید سمیعی

پسر  پروفسور مجید سمیعی

بیوگرافی  پروفسور مجید سمیعی

دختر  پروفسور مجید سمیعی

بیوگرافی  پروفسور مجید سمیعی

بلز پاسکال +بیوگرافی

بلز پاسکال +بیوگرافی

بلز پاسکال +بیوگرافی,بیوگرافی و زندگینامه بلز پاسکال

بلز پاسکال

بلز پاسکال +بیوگرافی,بیوگرافی و زندگینامه بلز پاسکال

بلز پاسکال
Blaise pascal

بلز پاسکال
زادروز ۱۹ ژوئن ۱۶۲۳
کلرمون فران فرانسه
درگذشت ۱۹ اوت ۱۶۶۲
پاریس، فرانسه
پیشه

بلز پاسکال +بیوگرافی,بیوگرافی و زندگینامه بلز پاسکال

بیوگرافی بلز پاسکال 

بلِز پاسکال (به فرانسوی: Blaise Pascal) ‏ (۱۶۶۲ – ۱۶۲۳) ریاضی‌دان، فیزیک دان و فیلسوف فرانسوی که در سال‌های پایان عمر کوتاهش به الهیات روی آورد.

 

 

بلز پاسکال +بیوگرافی,بیوگرافی و زندگینامه بلز پاسکال

 

کودکی

 

پاسکال در سه سالگی مادرش را از دست داد و تحت آموزش پدرش قرار گرفت. کارهای اولیه پاسکال در علوم طبیعی و کاربردی بود که وی در آنجا نقشی مهم در ساخت ماشین حساب های مکانیکی و مطالعه سیالات داشت. وی هم‌چنین با عمومیت دادن کار اوانجلیستا تُریچِلی نقشی مهم در توضیح مفهوم فشار و خلا نیز ایفا کرد. پاسکال هم‌چنین در دفاع از روش علمی نوشته‌های باارزشی دارد.
پاسکال به ایجاد دو زمینه جدید تحقیقاتی مهم کمک کرد. وی در ۱۶ سالگی رساله‌ای مهم در باب هندسه تصویری نوشت و در زمینه تئوری احتمال از ۱۶۵۴ با پیر دی فرما مکاتباتی داشت. پاسکال هم‌چنین نقش چشمگیری در پیدایش اقتصاد مدرن و علوم اجتماعی داشت.

پاسکال به دنبال تجربه یک وضعیت عرفان در ۱۶۵۴، کارهای علمی خود را رها کرد و خود را وقف فلسفه و الهیات کرد. دو اثر مشهور وی، Lettres provinciales و Pensées حاصل این دوران هستند. پاسکال سال‌ها از بیماری رنج می‌برد و مرگ زودهنگام وی ۲ ماه پس از سی و نهمین سالروز تولدش به علایق و خواسته‌های او پایان داد.

دوران اولیه زندگی و تحصیلات

 

پاسکال در منطقه کلِرمون-فِران در ناحیه Auvergne در فرانسه متولد شد و در سه سالگی مادرش، آنتونیت بگن را از دست داد. پدرش، اتین پاسکال (۱۶۵۱-۱۵۸۸)، قاضی و عضو petite noblesseبود و به علوم و ریاضی علاقه داشت. بلز پاسکال برادر ژاکلین پاسکال بود و دو خواهر دیگر داشت که تنها یکی از آنها به نام ژیلبرت دوران کودکی را به سلامت طی کرد.

در سال ۱۶۳۱، اتین به همراه فرزندانش به پاریس نقل مکان کرد. اتین با توجه به نبوغ فوق‌العاده پسرش تصمیم به آموزش وی گرفت. پاسکال جوان در همان ابتدا استعداد خود را در ریاضیات و علوم طبیعی نشان داد، که شاید مکالمات همیشگی پدرش با عالمان برجسته علوم هندسه در پاریس از جمله رابروال، مرسن، دسارگوس، میدورگ، گاسندی و دکارت از جمله دلایل تمایل پاسکال بوده باشد. در یازده سالگی رساله‌ای کوتاه درباره اصوات اجسام ارتعاشی نوشت و پدرش در جواب به این موضوع، مطالعه ریاضات را برای وی تا سن ۱۵ سالگی ممنوع کرد تا بلز از مطالعه لاتین و زبان یونانی بازنماند. با این حال یک روز اتین متوجه شد که بلز (که در آن زمان ۱۲ سال داشت) با تکه‌ای زغال بر روی دیوار، اثباتی مستقل در مورد اینکه مجموع زاویه های یک مثلث برابر است با دو زاویه قائمه نوشته‌است. از آن زمان به بعد پاسکال اجازه مطالعه اقلیدس را یافت.

پاسکال علاقه‌ای ویژه به مطالعه کارهای رنه دکارت داشت. به دنبال مطالعه عقاید دکارت، پاسکال در ۱۶ سالگی رساله‌ای در باب مباحث مخروطی به نام ”Essai pour les coniques”(مقاله‌ای درباره مخروطی‌ها) نوشت. بخش اعظم این رساله اکنون از بین رفته‌است، ولی یک نتیجه مهم آن که به قضیه پاسکال معروف است به جای مانده‌است. کارهای پاسکال چنان باارزش بودند که زمانی که دکارت دست نوشته‌های وی را دید، نتوانست باور کند که این کارها توسط پدر پاسکال نوشته نشده‌اند.

در سال ۱۶۳۸، مخالفت اتین با سیاست‌های مالی کاردینال ریشیلیو خانواده پاسکال را مجبور به فرار از پاریس کرد. تنها زمانی که ژاکلین در بازی بچه‌ها با کاردینال ریشیلیو موفق عمل کرد، اتین بخشیده شد. در سال ۱۶۳۹، خانواده پاسکال به روان (فرانسه) نقل مکان کردند و اتین در آنجا مامور جمع‌آوری مالیات شد.

در ۱۸ سالگی، پاسکال برای کمک به پدرش در انجام محاسباتش یک ماشین‌حساب مکانیکی ساخت که قادر به محاسبه جمع و تفریق بود و ماشین حساب پاسکال نام گرفت. از جمله نمونه‌های اولیه این ماشین‌حساب در موزهZwinger در درسدن آلمان قرار دارد. گرچه این ماشین‌حساب ها درواقع مقدمه پیدایش مهندسی کامپیوتر بوده‌اند، اما آنها از لحاظ تجاری موفقیت چندانی به دست نیاوردند. طی دهه بعدی پاسکال طرح خود را ارتقا داد و بیش از ۵۰ عدد از آنها را ساخت.

ابداعات در ریاضی

 

بلز پاسکال

علاوه بر دستاوردهای دوران کودکی اش، پاسکال در بقیه زندگی اش نیز بر دانش ریاضی تأثیر گذاشت. در سال ۱۶۵۳، پاسکال رساله‌ای به نام «در باب مثلثات حساب» (به فرانسوی: Traité du triangle arithmétique) نوشت که در آن یک صورت جدولی راحت برای ضرایب دوجمله‌ای شرح داد که امروزه مثلث پاسکال نامیده می‌شود. یانگ هو ریاضی‌دان چینی از سلسله کین ۴ قرن پیش از پاسکال به مسئله‌ای مشابه مثلث پاسکال پرداخته بود.

در سال ۱۶۵۴ پاسکال تحت تأثیر یکی از دوستانش چوالیر دی مر که به مسائل قمار و شرط بندی علاقه داشت، با فرما در این باب مکاتبه کرد و نتیجه آن مکاتبات تئوری احتمالات در ریاضی بود. و مشکل مورد نظر وی این بود که دو باریکن قمار که بازی را زودتر ترک می‌کنند، با توجه به وضعیت موجود بازی، می‌خواهند با توجه به شانسشان برای بردن بازی، سهام را عادلانه تقسیم کنند. از این مبحث نظر ارزش مورد انتظار بوجود آمد. پاسکال بعدها (در «تفکرات») از استدلال‌های احتمالی استفاده می‌کرد، (شروط پاسکال)، تا ایمان و اعتقاد به خدا و زندگی زاهدانه را توجیه کند. کارهای ارزشمند فرمت و پاسکال در احتمالات و ریاضیات مبنایی بسیار مهم برای لایبنیتز در خلق فرمول ریاضیات بسخردی محسوب می‌شود.[۱]

پاسکال پس از تجربیات عرفانیش در سال ۱۶۵۴، کارها و مطالعات خود در ریاضییات را رها کرد. با این حال پس از یک شب بی‌خوابی کشیدن در سال ۱۶۵۸، او بصورت ناشناس جایزه‌ای را برای تربیع سیکلوئید اختصاص داد. ژان والیس، هایجین، کریستفر ورن و چندی دیگر راه‌حل‌هایی را ارائه دادند. پاسکال هم تحت نامی مستعار راه‌حل خود را ارائه داد. پس از آنکه پاسکال خود را برنده اعلام کرد، مباحثات و مناقشات سختی در گرفت.

ابداعات در ریاضی

 

دستاورد مهم پاسکال در ارتباط با فلسفهِ ریاضی مربوط به اثر وی بنام De l’Esprit géométrique (در باب مغهوم هندسه) بود که در ابتدا به عنوان مقدمه‌ای برای کتاب هندسهِ برای یکی از مدارس معروف «مدارس کوچک پورت‌رویال» (Les Petites-Ecoles de Port-Royal) نوشته شده بود. این کار برای مدت بیش از یک قرن از مرگ پاسکال انتشار نیافت.. در این اثر پاسکال به مسالهِ کشف حقایق پرداخت و عنوان کرد که بهترین راه برای این کار این است که تمامی موضوعات را در مورد حقایق از قبل اثبات شده پیدا کرد. در عین حال وی عنوان کرد که این کار غیر ممکن است چراکه برای اثبات این حقایق به اثبات رسیده به حقایق دیگری نیاز است و بنابراین اولین اصل قابل حصول نیست. بر این اساس، پاسکال عنوان کرد که روشهای مورد استفاده در علم هندسه با اصول خاص آن و درنظر گرفتن موضوعات مرتبط با آنها در حد امکان مناسب هستند. با این وجود راهی وجود نداشت که در مورد درستی اصول مطمئن شد.

پاسکال همچنین با استفاده از De l’Esprit géométrique یک تئوری در ارتباط با معنی بسط داد. وی دو گونه معنا را از هم متمایز ساخت، اولی معانی قراردادی هستند که توسط نویسنده طرح می‌شوند و دومی معانی‌ای هستند که در داخل زبان هستند و همه آنها را می‌فهمند، و دلیل این است که مرجع به طور طبیعی مشخص است. نوع دوم ویژگی فلسفهِماهیت‌گراییاست. پاسکال ادعا کرد که تنها تعاریف گونهِ اول در مورد علوم و ریاضی مهم هستند و عنوان کرد که در این زمینه‌ها باید فلسفهِ صورت‌گرایی مطروحه توسط دکارتز مورد استفاده قرار گیرد. درDe l’Art de persuader (در باب هنر قانع‌سازی)، پاسکال نگاهی دقیق‌تر به روش بدیهی هندسه داشت و خصوصاً به این مورد پرداخت که چگونه مردم در مورد اصول بدیهیکه از آنها نتیجه‌گیری می‌کنند قانع می‌شوند. پاسکال با میشل دو مونتین هم عقیده بود که حصول اطمینان در مورد این بدیهیات و نتیجه‌گیری از طریق روش‌های بشری غیرممکن است. وی اظهار داشت که این اصول تنها از طریق شهود قابل درک است و اینکه این حقیقت لزوم تسلیم در برابر خداوند برای رسیدن به حقایق را مورد تاکید قرار می‌دهد.

ابداعات در علوم فیزیکی

 

مطالعات پاسکال در مورد سیالات (هیدرودینامیک و هیدروستاتیک) بر اساس اصول سیالات هیدرولیک بود. اختراعات او در این زمینه شامل فشار هیدرولیک (استفاده از فشار هیدرولیک برای افزایش نیرو) و سرنگ بود. در سال ۱۶۴۶، پاسکال از آزمایش‌ها اوانجلیستا توریسلی[ در ارتباط با فشارسنج آگاهی یافت. وی این آزمایشات را دوباره با استفاده از لوله‌ای پر از جیوه تکرار کرد و این لوله را به صورت وارونه درون کاسه‌ای از جیوه قرار داد و پاسکال این سئوال را مطرح کرد که چه نیرویی بخشی از جیوه را درون لوله نگهداشته و چه چیزی فضای بالای جیوه در لوله را پر کرده‌است. در آن زمان اکثر عالمان بر این عقیده بودند که غیر از خلا ماده‌ای نامرئی در آن فضا وجود دارد.

پاسکال به‌دنبال انجام آزمایش‌ها دیگری در این زمینه در سال ۱۶۴۷ پاسکال Experiences nouvelles touchant le vide (تجربیات جدید از خلا) را نوشت که در آن قوانین اصلی در مورد میزان تأثیر فشار هوا بر مایعات مختلف عنوان شده بود. پاسکال همچنین دلایل این مساله را که چرا در بالای ستون مایعات در لوله بارومتر خلا وجود دارد را عنوان کرد.

در سال ۱۶۴۸، پاسکال مطالعات خود را در این زمینه ادامه داد و در همین راستا شوهرخواهرش یک بارومتر را به ارتفاعات بالا برد و این نکته به اثبات رسید که سطح جیوه تغییر می‌کند و پاسکال این آزمایش را با انتقال بارومتر به بالای برج یک کلیسا در پاریس و سپس به پایین آن تکرار کرد. این آزمایش‌ها که در نهایت منجر به بنیاد نهادن اساس بارومترشد با تحسین مردم در سرتاسر اروپا مواجه شد.

درپاسخ به این نقدها که باید چیزی نامرئی در فضای خالی‌ای که پایپسکال عنوان کرده وجود داشته باشد، پاسکال در پاسخ به استین نوئل یکی از مهم‌ترین نظریات قرن هفده را در ارتباط با روش علمی ارائه داد: «برای اثبات یک فرضیه اینکه تمامی موارد مطابق آن باشند کافی نیست، اما اگر تنها یک مساله خلاف آن باشد، همان یک مورد برای نقض فرضیه مورد نطر کافی است» تاکید و پافشاری وی در مورد وجود خلا باعث اختلاف او با برخی دانشمندان مطرح زمان از جمله دسکارتس شد.

بزرگسالی، مذهب، فلسفه و ادبیات

 

تغییر مذهب

پاسکال در حال مطالعه سیکلوئید سال ۱۷۸۵ توسطاگوستین پاژو ، موزه لوور

پاسکال در اثر اصلی خود Pensées موضعی علیه دین اسلام و محمدبن عبدالله اتخاذ کرد. او عیسی مسیح و محمدبن عبدالله را باهم مقایسه کرد، رابطهٔ آن دو را تضاد اعلام نمود و به بهشتی که در قرآن وصف شده تاخت. در یکی از نسخه‌های منتشرشده ازPensées، فصلی هست مجزا تحت عنوان Contre Mahomet. این جنبه از تفکر او اغلب، و به خصوص در کشورهای اسلامی، نادیده گرفته شده.[نیازمند منبع]

با توجه به زندگی پاسکال می‌توان گفت که دو مورد دلیل تغییر مذهب وی بوده‌اند: بیماری و یانسن‌گرایی. از حدود هجده سالگی بود که پاسکال به نوعی بیماری عصبی دچار شد که هر روزه وی را آزار می‌داد. در سال ۱۶۴۷، در پی یک حمله عصبی پاسکال دچار لمسی اندام شد، به طوریکه بدون عصا قادر به راه رفتن نبود. وی همیشه دچار سردرد بود و از آن پس همیشه مشکل سوزش روده و معده داشت، پاهایش همواره سرد بودند و برای جریان یافتن خون در آنها نیاز به کمک بیرونی بود، پاسکال برای گرم کردن پاهایش همواره جوراب هایش را در شراب خیس می‌کرد. برای استفاده از روش‌های درمانی بهتر وی به همراه خواهرش ژاکلین به پاریس رفت. سلامتی او بهبود یافت، اما سیستم عصبی پاسکال همچنان دچار مشکل بود. علاوه بر این وی دچار خودبیمارانگاری بود که تأثیر بسیاری بر شخصیت و نگرشش داشت. پاسکال بسیار عصبی و تندخو شد و بسیار کم می‌خندید که این رفتارها از دید بعضی نشانه‌های غرور و سلطه‌جویی بودند.[۱] در سال ۱۶۴۵، لگن پدر پاسکال دچار آسیب دیدگی شد و در نتیجه وی تحت مراقبت یک دکتر یانسن‌گرا قرار گرفت. بلز اغلب با دکتر مکالماتی داشت و پس از درمان موفقیت‌آمیز پدرش از طریق وی کتاب‌هایی از نویسندگان یانسن‌گرا به امانت گرفت. در این دوره پاسکال نوعی «دگرگونی اولیه» را تجربه کرد و طی سال پس از آن شروع به نوشتن درباره موضوعات دینی کرد.

پاسکال در این زمان احساس دوری از عقاید اولیه مذهبی اش را داشت و طی چند سال این دوره را که به گفته وی «دوره زمینی» بود سپری کرد. پدر پاسکال در سال ۱۶۵۱ از دنیا رفت و به‌دنبال آن بلز اموال پدر را به ارث برد و سرپرست خواهرش ژاکلین شد که علی‌رغم میل برادر در همان سال در پورت-رویال راهبه شد. زمانی که وقت سوگند پایانی ژاکلین بود، بلز از دادن پول ارث پدر به وی برای مخارج راهبه شدن (جهیزیه عروس مسیح) خودداری کرد. بدون پول، ژاکلین نمی‌توانست موقعیت چندان مناسبی در دیر راهبه‌ها داشته باشد. به همین خاطر پاسکال نرم شد و تصمیم خود را عوض کرد.[۲]

پس از فراغت از امور خواهرش پاسکال دیگر هم آزاد بود و هم ثروتمند. وی یک خانه مجلل پر از خدم و حشم برای خود تهیه کرد و سوار بر کالسکه‌ای با چهار یا پنج اسب به پاریس می‌رفت. پاسکال دوران فراغتش را به معاشرت با بذله‌گویان، زنان و قماربازان (گواه کارهای وی در مورد حساب احتمالات است) سپری می‌کرد. زمانی وی به دنبال بانوی زیبا و فهمیده ای در ناحیه اوورن بود که از آن بانو به نام سافوی دشت و صحرا یاد می‌کرد.[۳] در این زمان بود که پاسکال کتاب Discours sur les passions de l’amour («مکالمه در باب احساسات عاشقانه») را نوشت و به فکر ازدواج افتاد – که بعدها آن را به عنوان «پست‌ترین وضعیت زندگی که مسیحیان به آن مجاز شده‌اند» شرح داد.[۴]

ژاکلین بلز را به خاطر لهو و لعبش نکوهش کرد و برای تغییر وی دعا کرد. در طی ملاقات هایش با خواهرش در پورت رویال در سال ۱۶۵۴، وی امور دنیوی را خوار و حقیر عنوان می‌کرد ولی کششی به سوی خداوند نداشت.[۵]

رویارویی با مرگ

 

در تاریخ ۲۳ نوامبر سال ۱۶۵۴ او در تصادفی روی پل نیلی گرفتار شد که در آن اسب‌های کالسکه که کنترل خود را از دست داده بودند از دیواره پل پایین افتادند و کالسکه را به دنبال خود کشیدند. خوشبختانه در این حین میله اتصال شکسته شد و کالسکه از اسب‌ها جدا و نیمی از آن از پل آویزان شد. پاسکال و دوستانش در این حادثه صدمه‌ای ندیدند، اما فیلسوف احساساتی که مرگ را در جلوی چشمانش دیده بود، از وحشت غش کرد و مدتی بیهوش شد. او که ۱۵ روز بعد حوالی ساعت ۱۰٫۳۰ تا ۱۲٫۳۰ به هوش آمد، تصویر مذهبی قوی‌ای در ذهنش نقش بسته بود که آن را در یادداشتی کوتاه سریعاً ثبت کرد: آتش. «خدای ابراهیم، خدای اسحاق، خدای یعقوب، و نه خدای فلسفه دانان و دانشمندان و…». ا. یادداشت خود را با نیایش ۱۱۹:۱۶ ختم نمود: «پیغام تو را فراموش نخواهم کرد. آمین.» او این یادداشت را با دقت به کت خود دوخته بود و هرگاه لباس خود را عوض می‌کرد آن را نیز جا به جا می‌کرد. خدمتکار او این یادداشت را پس از مرگ پاسکال پیدا کرد.[۶] در طول زندگی اغلب به غلط از وی به عنوان مردی لاابالی یاد می‌شد و بعدها تنها به دلیل اینکه بستر مرگ برای خود ساخته بود، طرد شد.

پاسکال که عقاید و باورهای مذهبی‌اش جان تازه‌ای گرفته بود در ژانویه ۱۶۵۵ سفری ۲ هفته‌ای به صومعه‌ای قدیمی در پورت رویال کرد. در این زمان یعنی بعد از تحولات مذهبی بود که او اولین اثر ادبی خود در مورد مذهب را با نام نامه‌های ایالتی نوشت.

نامه‌های ایالتی

 

نوشتار اصلی: Lettres provinciales‎
تاریخ ادبیات فرانسه
By category
French literary history
Medieval
۱۶th century · ۱۷th century
۱۸th century · ۱۹th century
۲۰th century · Contemporary
French writers
Chronological list
Writers by category
Novelists · Playwrights
Poets · Essayists
Short story writers
France portal
Literature portal

این جعبه: نمایش • بحث • ویرایش

پاسکال که نوشتن این مجموعه را در سال ۱۶۵۶ آغاز کرد، با این اثر ضربه‌ای بیادماندنی به کازویستری، آیین مذهبی مذهب مشهوری که متفکران کاتولیسم در اوایل دوره مدرن (مخصوصا یسوعیان) از آن پیروی می‌کردند، وارد کرد. پاسکال مغلطه‌گری را استفاده از استدلال پیچیده برای توجیه بی بند باری اخلاقی عنوان کرد. روش استدلال وی بسیار زیرکانه بود: «نامه‌های ایالتی» به گونه‌ای نگاشته شده‌است که چنین به نظر می‌رسد که شخصی پاریسی به دوستان ایالتی خود در موارد اخلاقی و الهیات، نامه‌هایی را نوشته که پس از مدتی باعث ایجاد محافل مذهبی و اندیشمندانه در پایتخت می‌شود. پاسکال با تلفیق عقاید یک کشیش باهوش و تجربیات افراد عادی سطحی جدید از نگارش را در نثر فرانسه ایجاد کرد. این مجموعه ۱۸ نامه‌ای طی سال‌های ۱۶۵۶ و ۱۶۵۷ با تخلص لوئیس دی مونتالتچاپ شد که باعث خشم لوئیس چهاردهم گردید. پادشاه در سال ۱۶۶۰ دستور داد تا تمام نسخه‌های این مجموعه را بسوزانند. در سال ۱۶۶۱ مدرسهِ یانسن‌گراها در پورت‌رویال محکوم و بسته شد. کسانیکه در آن مدرسه کار می‌کردند در سال ۱۶۶۵ سندی با عنوان فتوای پاپ را امضا کردند که تعالیم یانسن را محکوم کرد و آن را بدعت خواند. آخرین نامهِ پاسکال در سال ۱۶۵۷ نشاندهندهِ تمرد آشکارا از پاپ بود و باعث شد الکساندر هفتم نامه‌ها را محکوم کند. اما این کار مانع خواندن این نامه‌ها توسط تحصیل‌کردگان فرانسه نشد. حتی به نظر می‌رسید که الکساندر هفتم هم با اینکه نامه‌ها را محکوم کرده، اما در خفا استدلالات پاسکال را پذیرفته‌است. چند سال بعد او بی بند و باری در کلیسا را محکوم کرد و دستور داد متون مغلط بازنویسی شوند.(۶۶-۱۶۶۵)

مجموعه «نامه‌های ایالتی» در کنار تأثیر مذهبی‌ای که داشت، اثر ادبی مشهوری هم بود. استفاده از شوخی، مضحکه و هجو تند و گزنده در متن، مجموعه را برای خوانندگان کاملاً قابل هضم کرده بود و بر روی شیوه نگارش نویسندگان فرانسوی از جمله ولتر و ژان ژاک روسو تأثیر گذاشت. چند نامهِ اول به معرفی اصول و عقاید مکتب یانسن‌گرایی مانند دگم‌های «قدرت بی‌واسطه» (نامهِ اول) و «لطف و مرحمت به اندازه» (در نامه‌ِ دوم) اختصاص دارد و نشان می‌دهد چرا این عقاید بدعت‌گذارانه نیستند. پاسکال در نامه‌های بعدی به طرفداری و دفاع از یانسن‌گراهای پورت‌رویال می‌پردازد—در این زمان فشارها بریانسن‌گراهای پورت‌رویال برای دست کشیدن از آموزشها و عقاید خود افزایش یافته بود—و همچنین این نامه‌ها محتوی انتفاد از مغلطه‌کاری و سفسطه بود. نامهِ شانزدهم شامل عذرخواهی منحصربه‌فردی و غیرعادی است، «اگر زمان می‌داشتم، نامه‌ای کوتاه تر می‌نوشتم»

«نامه‌های ایالتی» با افبال عمومی بسیاری روبه رو شد تا آنجا که ولتر این مجموعه نامه‌ها را بهترین کتاب نوشته شده در فرانسه خواند..«[۷] و زمانیکه از بوسوت پرسیدند که اگر کتاب‌های خود را ننوشته بود دوست داشت کدام کتاب را نوشته باشد، در پاسخ گفت:»نامه‌های ایالتی«پاسکال[۸]

معجزه

 

پس از اینکه پاسکال از نظارت بر انتشار «نامه» آخرش فراغت یافت و به پاریس بازگشت، اعتقادات مذهبی وی بدلیل ارتباط نزدیکش با وقوع یک معجزه در دیر راهبه‌های پورت رویال افزایش یافت. خواهرزادهِ ۱۰ ساله پاسکال بنام مارگارت پریر دچار بیماری فیستول بود که باعث عفونی شدن بدنش شده بود و چشمها و بینیش را نیز تحت تأثیر قرار داده بود و پزشکان از مداوای وی ابراز ناامیدی کرده بودند. سپس در۲۴ مارس سال ۱۶۵۷ یک انسان معتقد چیزی را به پورت‌رویال اهدا کرد که به عقیدهِ وی و سایر معتقدین خاری از تاجی بود که باعث شکنجه حضرت مسیح شده بود. راهبه‌ها طی مراسمی با خواندن سرودهای مذهبی این خار را در محراب دیر خود قرار دادند. هر کدام از راهبه‌ها به نوبت این جسم مقدس را می‌بوسیدند و یکی از آنها که مارگارت را در بین عبادت‌کنندگان دید، جسم مقدس را برداشت وبا آن پای دخترک را لمس کرد. غروب همان روز مارگارت اظهار داشت که چشم‌هایش دیگر درد نمی‌کنند و مادر مارگارت نیز متوجه شد که اثری از بیماری در بدن دخترک نیست و پزشک نیز از این قضیه را تاکید کرد. پاسکال و نه راهبه این قضیه را که به اعتقاد آنها یک معجزه بود، در دور و اطراف پخش کرد. هفت پزشک دیگر که از بیماری مارگارت مطلع بودند، اظهار داشتند که به عقیدهِ آنها معجزه اتفاق افتاده‌است. ماموران اسقف نیز این مساله را بررسی کردند و به همان نتیجه رسیدند و اجازه برقراری مراسم مذهبی را در پورت‌رویال دادند. جمعیت زیادی از معتقدین برای دیدن و بوسیدن این خار آمدند و تمامی کاتولیک‌های پاریس نیزاز این معجزه احساس شادمانی کردند. بعدها هم کاتولیک‌ها و هم یانسن‌گراها از این معجزهِ مستدل در دفاع از عقاید خود استفاده کردند. در سال ۱۷۲۸، پاپ بندیکت XIII با اشاره به این معجزه اظهار داشت که عصر معجزه هنوز به پایان نرسیده‌است.

تفکرات

 

نوشتار اصلی: Pensées‎

متأسفانه پاسکال نتوانست پیش از مرگش مهم‌ترین کار مذهبیش بنام Pensées («تفکرات») را به اتمام برساند. قرار بود که این اثر بررسی بی‌نقض و جامعی در دفاع از مسیحیت باشد که عنوان اولیهِ آنApologie de la religion Chrétienneگ] به معنای دفاع از مذهب مسیحیت بود. پس از مرگ وی صفحاتی دستنوشته در وسائل او یافت شد که بر روی آنها افکار مختلفی به صورت درهم اما گویا نوشته شده بودند. اولین نسخه از این نوشته‌های مجزا در سال ۱۶۷۰ با نام Pensées de M. Pascal sur la réligion, et sur quelques autres sujets («تفکرات پاسکال در ارتباط با مذهب و سایر موضوعات) به صورت کتاب چاپ شد و بلافاصله به اثری ارزشمند تبدیل شد. نگرانی و هراس دوستان پاسکال و اندیشمندان از اینکه این»تفکرات«گسسته بجای زهد و دینداری منجر به ایجاد شبه در دین شود باعث شد تا آنها قسمت‌های مورد شک رامخفی کرده و سایر قسمت‌ها را تغییر دهند، به نحوی که موجب ناخشنودی شاه و یا کلیسا نشوند[۹] در آن زمان دیگرآزارها و اذیت‌های قبلی متوجه پورت‌رویال نبود و ویراستاران تمایل نداشتند که دوباره این آزارها و مشکلات از سر گرفته شوند. تا قبل از قرن نوزدهم»تفکرات” به صورت کامل و اصل منتشر نشد.

«تفکرات» پاسکال شاهکار و نقطهِ عطفی در نثر فرانسه محسوب می‌شود. سنت بیو در ارتباط با یکی از قسمت‌های این کتاب اظهار داشت که این صفحات بهترین در زبان فرانسه هستند..[۱۰] ویل دورانت، در اثر جامه یازده جلدیش]]تاریخ تمدن [[آنرا به عنوان بهترین کتاب نثر فرانسه مورد ستایش قرار داد..«[۱۱] پاسکال در»تفکرات” چندین تناقض فلسفی را بررسی کرد: بیکرانی و هیچ، ایمان و خرد، درون و ماده، مرگ و زندگی، معنا و پوچی و… و چنین به نظر می‌رسد که غیرازجهل، خضوع و گذشت به نتایج دیگری دست نیافت. و با ادغام آنها وی شروط پاسکال را ایجاد کرد.

کارهای پایانی و مرگ

 

Pascal’s epitaph in Saint-Étienne-du-Mont, where he was buried.

تی اس الیوت پاسکال را در دوران زندگی‌اش «مردی زمینی در میان زاهدان و زاهدی در میان انسان‌های زمینی« توصیف کرد. زندگی زاهدانه پاسکال نتیجه عقیده‌ای بود که طبیعتاً برای رنجش یک فرد کافی بود. در سال ۱۶۵۹، پاسکال که هیچ گاه از نعمت سلامتی برخوردار نبود، به شدت احساس بیماری کرد. طی سال های پایانی زندگی‌اش، پاسکال از درمان پزشکانش سر بازمی‌زد و عنوان می‌کرد: بیماری وضعیتی طبیعی برای مسیحیان است.[۱۲]

لوئی چهاردهم نهضت یانسن‌گرایی را در سال ۱۶۶۱ در پورت‌رویال سرکوب کرد. در پاسخ پاسکال یکی از کارهای نهایی‌اش را به نام Écrit sur la signature du formulaire (کتابی در باب نشان صورت)، که در آن یانسن‌گرا را از تسلیم شدن برحذر داشت نوشت. در همان سال خواهرش ژاکلین فوت کرد که باعث شد پاسکال بحث در باب یانسن‌گرایی را خاتمه دهد. بزرگ‌ترین دستاورد پاسکال در ارتباط با نبوغ مکانیکی وی، ایجاد شاید اولین خط اتوبوس برای حمل مسافران در داخل پاریس در کالسکه‌هایی با چندین صندلی بود.

در سال ۱۶۶۲ بیماری پاسکال وخیم شد. پاسکال با آگاهی از اینکه سلامتی‌اش رو به وخامت است، خواستار بستری شدن در بیمارستان شد، اما دکتر وی اعلام داشت که وضعیت او چنان ناپایدار است که نمی‌شود او را به بیمارستان منتقل کرد. در تاریخ ۱۸ آگوست سال ۱۶۶۲در پاریس، پاسکال دچار تشنج شد و مراسم تدفین و نیایش برای وی به اجرا درآمد. صبح روز بعد وی جان باخت، در حالی که این کلمات را بر زبان داشت «خدایا هرگز تنهایم نگذار». جسدش را در گورستان Saint-Étienne-du-Mont دفن کردند.[۱۳]

در کالبدشکافی انجام شده پس از مرگ معلوم شد که معده پاسکال و همچنین شکمش وضعیت بسیار بدی داشته و مغز او نیز دچار آسیب بوده‌است. با وجود انجام کالبدشکافی، علت اصلی بیماری مداوم وی معلوم نشد، با این حال نظریاتی در مورد ابتلا به سل و سرطان معدهیا هردو هم‌زمان در این مورد وجود داشت.[۱۴] همچنین آسیب مغزی پاسکال را دلیل سردردهای وی دانستند.

میراث

 

به افتخار ابداعات علمی وی، نام «پاسکال» به واحد فشارSI، به زبان‌برنامه‌نویسی و قانون پاسکال و همچنین همانطور که در بالا عنوان شد به مثلث پاسکال و شروط پاسکال داده شد.

مهم‌ترین ابداع پاسکال در علم ریاضی تئوری احتمال بود. این تئوری که در ابتدا در مورد قمار کاربرد داشت، امروزه در علم اقتصاد و خصوصاً در علوم آماری بسیار مهم است. جان راس در این باره نوشت، «تئوری احتمال و اکتشافات وابسته به آن دید ما به مسائلی مانند عدم قطعیت، ریسک، تصمیم گیری و توانایی شخص و جامعه برای تأثیر بر حوادث آتی را تغییر داد.»[۱۵]با این وجود باید اذعان داشت که اگرچه پاسکال و فرمات کارهای اولیهِ مهمی در ارتباط با احتمال انجام دادند، اما در این مورد چندان فرا نرفتند. کریستین هیگنز با آگاهی از مکاتبات پاسکال و فرمات در این زمینه، اولین کتاب خود را در این باب نوشت. افراد بعدی که در توسعهِ این تئوری نقش داشتند ابراهام دی مویور و پیر سیمون لاپلس بودند.

درادبیات نیز پاسکال از جمله مهم‌ترین نویسندگان دوره کلاسیک فرانسه محسوب می‌شود وآثار وی امروزه به عنوان شاهکار نثر فرانسه در نظر گرفته می‌شوند. استفادهِ وی از هجو و طنزنگاری برمجادله گرهای بعدی تأثیر گذاشت. مضامین کارهای ادبی پاسکال بیش از همه برای مخالفتش با خردگرایی رنه دکارت و تاکید هم‌زمان براین مطلب که فلسفه تجربه‌گراییبرای تعیین حقایق مهم ناکافی است در یادها می‌باشد.

سایر موارد

 

در کانادا یک مسابقه سالانه ریاضی بنام وی، پاسکال نام گرفته‌است. تمامی دانش‌آموزان کانادایی ۱۴ سال و کمتر که در کلاس نهم و یا پایین‌تر هستند می‌توانند در این مسابقه شرکت کنند.

تبادل افکار در مورد پاسکال در فیلمی بنام My Night At Maud’s توسط کارگردان فرانسوی اریک رومر به تصویر کشیده شده‌است.

کارها

 

  • Essai pour les coniques (۱۶۳۹)
  • Experiences nouvelles touchant le vide (۱۶۴۷)
  • Traité du triangle arithmétique (۱۶۵۳)
  • Lettres provinciales (۱۶۵۶–۵۷)
  • De l’Esprit géométrique (۱۶۵۷ or ۱۶۵۸)
  • Écrit sur la signature du formulaire (۱۶۶۱)
  • Pensées (ناتمام در زمان فوتش)