گنج هائی که در قلب هستند ، قابل سرقت نیستند.
خوش آمدید - امروز : سه شنبه ۱ آبان ۱۳۹۷

دسته‌بندی نشده

بیوگرافی و زندگینامه مرحوم محمد علی اینانلو +عکس

بیوگرافی و زندگینامه مرحوم محمدعلی اینانلو +عکس

بیوگرافی زنده یاد محمدعلی اینانلو (+عکس)


محمدعلی اینانلو, بیوگرافی محمدعلی اینانلو, مصاحبه با محمدعلی اینانلو

محمدعلی اینانلو

بیوگرافی زنده یاد محمدعلی اینانلو

محمدعلی اینانلو: من از جوان‌هایی که برای تفریح به کویر می‌روند خواهش می‌کنم که برنامه‌ریزی‌شده به کویر بروند؛ اول به‌خاطر حفاظت از جان خودشان و بعد به‌خاطر حفظ طبیعت.

محمدعلی اینانلو (زاده ۲ فروردین ۱۳۲۶ قزوین – درگذشتهٔ ۱۲ دی ۱۳۹۴) مجری تلویزیون، بازیگر، صداپیشه، کارشناس ورزشی، روزنامه‌نگار و کارشناس و مستندساز طبیعت بود. وی به عنوان قدیمی‌ترین گزارشگر و مفسر والیبال در ایران و بنیان‌گذار روزنامه‌نگاری محیط زیست شناخته می‌شد. اینانلو دارای دو فرزند به نام های آرش و البرز است.

• سوابق کاری محمدعلی اینانلو
– محیط زیست
محمدعلی اینانلو دارای سابقه ۴۰ سال طبیعت‌گردی در ایران بود و آموخته‌های خود را به صورت نوشته و فیلم درآورد. همچنین، اینانلو از مبتکران کلاس‌های آموزش اکوتوریسم در ایران بود. او دارای مدرک کارشناسی در رشته ادبیات بود و در زمینهٔ کار در رسانه‌های مکتوب و تصویری ایران سوابق متعددی داشت. اینانلو همواره دغدغه معرفی و حفظ طبیعت ایران را داشت و در برنامه‌های مختلف آن را مورد تأکید قرار می‌داد.

محمدعلی اینانلو دربارهٔ ظرفیت‌های طبیعت ایران اعتقاد داشت: اکوتوریسم ۸ شاخه اصلی دارد و ۸۰۰ شاخهٔ فرعی که همه اینها در طبیعت ایران در دسترس است. از طرف دیگر کشور ما جوان‌ترین کشور دنیاست، یعنی با تربیت نیروهای جوان به این سمت به راحتی می‌توان این جاذبه‌ها را برای دیگران توضیح و تفسیر کرد.

محمدعلی اینانلو, بیوگرافی محمدعلی اینانلو,تصاویر محمدعلی اینانلو

محمدعلی اینانلو دارای سابقه ۴۰ سال طبیعت‌گردی در ایران بود

 – ورزش
محمدعلی اینانلو به عنوان مفسر بازی‌های والیبال از بازی‌های آسیایی تهران در سال ۱۹۷۴ شروع به کار کرده بود و از مجریان معروف تلویزیون و رادیوی ایران به شمار می‌رفت.

– مستندسازی و سینما
محمدعلی اینانلو طی دوره فعالیت خود تعداد زیادی مستند در زمینه زیست‌محیطی و گردشگری تهیه و کارگردانی نمود که از شاخص‌ترین آنها می‌توان به ایران؛ جهانی در یک مرز اشاره کرد. وی هم‌چنین در دو فیلم سینمایی «ارتفاع پست» و «به رنگ ارغوان» به کارگردانی ابراهیم حاتمی‌کیا به عنوان بازیگر حضور داشت و به ایفای نقش پرداخته بود.

– مطبوعات
محمدعلی اینانلو از سال ۱۳۴۲ فعالیت مطبوعاتی خود را آغاز نمود و در بیش از ۴ دهه فعالیت مطبوعاتی علاوه بر نگارش مقاله‌های متعدد در مجلات و روزنامه‌ها سردبیری مجلات گردش، مجله سیلک‌رود به (زبان انگلیسی)، شکار و طبیعت، مجله جهانگردان و مجله طبیعت (هم‌چنین صاحب امتیازی) را به عهده داشت.

• در گذشت محمدعلی اینانلو
محمدعلی اینانلو، در شهریور نود و چهار براثر یک ضایعه مغزی در بیمارستان بستری شده بود. وی مدتی تحت درمان بود و با بهبود حالش توانسته بود برنامه‌های تلویزیونی را هم اجرا کند. اینانلو چند ماه بعد، صبح روز دوازده دی ماه همان سال در بیمارستان آتیه تهران بر اثر سکتهٔ قلبی درگذشت.

محمدعلی اینانلو, زندگینامه محمدعلی اینانلو, مصاحبه با محمدعلی اینانلو

محمد علی اینانلو، بنیان‌گذار روزنامه‌نگاری محیط زیست شناخته می‌شد

• گزیده ای از گفتگوی اینانلو با رسانه های مختلف

متن زیر گزیده ای از چند گفت و گوی محمدعلی اینانلو است با رسانه های مختلف، خوانش حرف های اینانلو سیر یک زندگی موفق را پیش رویتان می گذارد، صرف نظر از اینکه علاقه مند به کارهای او بوده اید یا نه، با خواندن متن چیزهای زیادی دستگیرتان می شود.

از تبار شاهسون
محمدعلی اینانلو: ما از ایل شاهسون هستیم. پدرم هدایت‌الله خان اینانلو است. ایل شاهسون در دامنه‌های سبلان و دشت مغان زندگی می‌کنند. زمانی که من به دنیا آمدم بیش‌تر ایل تخت قاپو(ساکن شدن ایل در یک منطقه و ییلاق و قشلاق نکردن) شده بود، ولی من این خوشبختی را داشتم که سال‌های اول کودکی را در چادر زندگی کنم. دور تا دور ما صدای آب جاری، صدای پرنده‌ها و صدای باد می‌آمد و این حس با من باقی‌ماند. در دوران دانشجویی سفرهایم آغاز شد. اصفهان، شیراز، خراسان و… به سفرهای خارجی هم رفت.

هشت ساله ی آسفالت ندیده!
محمدعلی اینانلو: علت علاقۀ من به طبیعت و سفر کردن همین ژن ایلیاتی من است. در واقع من در طبیعت به دنیا آمدم و زندگی کردم و تا هشت سالگی من که به تهران آمدیم، حتی هنوز آسفالت ندیده بودم. طبق رسوم زندگی ایلیاتی، از صبح که بیدار می شدیم، چند نفر موظف بودند که مراقب من باشند، اما من همۀ آنها را “قال” می گذاشتم، “جیم” می شدم و به باغ و دشت و مزارع می رفتم؛ و موقعی که در میان گندم زار دراز می کشیدم، مارها، مارمولک ها وحشرات روی بدنم می آمدند، می خزیدند و من با آنها حرف می زدم.

ورزشکار همه فن حریف
محمدعلی اینانلو: پدرم و علی آقا سه چیز به من آموختند: سوارکاری- تیراندازی و راستگویی. من به شدت از دروغ گفتن و دروغ شنیدن بدم می آید و این خصلتم را مدیون تربیت ایلیاتی خودم هستم.با این ورزش های ایلیاتی بزرگ شدم، مشتی زنی یاد گرفتم، کشتی یاد گرفتم، چلتوق یاد گرفتم…

بعدها که به تهران آمده بودیم، علاوه بر تیراندازی با تفنگ، من به تیراندازی با کمان هم علاقه مند شدم  و این رشته را ادامه دادم؛ تا جایی که قهرمان کشور شدم. فعالیت در رشته والیبال را هم از دورۀ دبستان شروع کردم وبه صورت حرفه ای ادامه دادم تا جایی که دعوت به حضور در تیم ملی هم شدم. بعد هم عضو تیم والیبال، بسکتبال و دومیدانی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران هم بودم.

بیوگرافی محمدعلی اینانلو,محمدعلی اینانلو,مصاحبه با محمدعلی اینانلو

محمد علی اینانلو از مجریان معروف تلویزیون و رادیوی ایران به شمار می‌رفت

فراری از درس
محمدعلی اینانلو: هیچ وقت درس را دوست نداشتم، اما به مطالعۀ آزاد خیلی علاقه دارم. به طوری که زندگی کردن بدون کتاب برای من کاملاً بی معنی است،  در همان زمان، معلمی داشتم به نام آقای نوح اسفند. ایشان عضو هیئت تحریریۀ مجلۀ توفیق بودند و باعث شدند برای اولین بار، مطلبی از من، در مجلۀ توفیق چاپ شود. وقتی که من اسم خودم را پای آن مطلب دیدم، چنان خوشحال شدم که همان لحظه از مدرسه بیرون رفتم و تا خانه دویدم و همین امر، باعث ادامۀ فعالیت من و ایجاد انگیزۀ هر چه بیشتر در من شد.

گزارشگر والیبال
محمدعلی اینانلو: اولین گزارش من هم مربوط به گزارش تیم “زسکا موسکا” بود که به ایران آمده بودند و چون اوایل کارم بود و آماتور بودم، با تأنّی خاصی گزارش را ارائه می دادم که حتی بعداً دوستان در روزنامه های ورزشی، از جمله همین اردشیر خان لارودی، سر به سرم گذاشتند. در آن زمان، هر کسی در رشته ای خاص تخصص داشت. مثلاً آقای بهمنش در کشتی و دومیدانی تخصص داشتند، مانوک خدابخشیان در فوتبال، ایرج ادیب زاده در دوچرخه سواری داشت و خلاصه هر کسی در حوزه ای متخصص بود و من هم در والیبال تخصص داشتم.

خبرنگاری عشق یا مرض؟
محمدعلی اینانلو: بعضی ها می گویند خبرنگاری عشق است، اما من معتقدم که “مرض” است! یک روز سیروس علی نژاد با من تماس گرفت از من خواست که یک مطلب راجع به کلاردشت بنویسم، من هم در پاسخ گفتم: ” سیروس! من تصمیم گرفتم که دیگر روزنامه نگاری نکنم”. ایشان هم گفتند: “خب هر طور راحتی” و گوشی را قطع کرد! همان شب، مطلب را برایش نوشتم. صبح که شد تلفن را برداشتم، تماس گرفتم. به محض اینکه سیروس گوشی را برداشت و صدای من را شنید گفت: “صبر کن، صبر کن، اون مرض رو من هم دارم! می دونم مطلب رو نوشتی!”

دو کیلو ناسزا
محمدعلی اینانلو: شایعه ای مبنی بر اینکه من شکار زده ام، برای من درست کردند. در ایلات و عشایر، شکار یک فضیلت محسوب می شود و اصلا، مردی که شکار نمی کرد فکر می کردند که مشکلی دارد. من با تفنگ بزرگ شدم. اما حالا بیش از هفده سال است که من به شکار نرفتم و شاید اولین شاهسونی باشم که تفنگ را زمین گذاشته، سال هاست که دیگر دل شکار کردن ندارم. حالا شما تصور کنید که برای من، چنین شایعه ای درست کنند و بدتر از آن، جوانان ما، بدون لحظه ای تفکر، این شایعه را پخش کنند!
تصورش را بکنید که حدود “دو کیلوگرم” برای من ناسزا ارسال شد! خودتان حساب کنید که هر کیلوگرم، چند ورق A4 می شود؟ و روی هر ورق A4 چند تا کامنت می توان نوشت؟

رفیق های بی معرفت و بد حساب
محمدعلی اینانلو: به نظر من اکثر مدیران رسانه ها، “رفیق های بی معرفت و بدحساب” ما محسوب می شوند. بد حسابند به این دلیل که حقوق و دستمزد بچه ها را به موقع پرداخت نمی کنند، و آنها را بیمه نمی کنند، بی معرفتند به این دلیل که وقتی یک خبرنگار، مطلبی انتقادی راجع به عملکرد یک نهاد، سازمان و یا فردی خاص می نویسد، این کار را به اتکای خبرگزاری و یا روزنامه ای که در آن مشغول به کار است انجام می دهد. در نتیجه، اگر هر کس عکس العملی نشان داد، باید آن روزنامه پشت آن خبرنگار بایستد و از او حمایت کند. در حالی که اینطور نیست و اصولاً اینگونه است که آنها، بلافاصله پشت خبرنگار را خالی می کنند. در نتیجه یک خبرنگارِ هیچ کاره می ماند و یک سازمان، وزارتخانه یا…
از مسئولین رسانه ای می خواهم که با معرفت و خوش حساب باشند، از مسئولین غیر رسانه ای هم می خواهم که انتقاد پذیر باشند.

محمدعلی اینانلو,تصاویر محمدعلی اینانلو, مصاحبه با محمدعلی اینانلو

محمدعلی اینانلو از سال ۱۳۴۲ فعالیت مطبوعاتی خود را آغاز نمود

مستند ساز رکورد دار
محمدعلی اینانلو: می‌توانم بگویم که من رکورددار برنامه‌های ایران‌شناسی در تلویزیون هستم و هزاران ساعت برنامه در این رابطه تولید کرده‌ام؛ در شبکه‌های ۲، چهار، مستند و جام‌جم. حتی قدیمی‌ترین برنامه شبکه جام‌جم تحت‌عنوان «ایران، جهانی در یک مرز» متعلق به من است. من در این برنامه، این مملکت را به ایرانیان و مردم دنیا شناساندم.

جهانگردی به جای نفت
محمدعلی اینانلو: من حدود ۱۲ سال پیش فیلم «جهانگردی به جای نفت» را ساختم که به تازگی برخی درباره این مساله حرف می‌زنند. من در آن زمان جهانگردی را به جای نفت پیشنهاد کردم که اگر گوش شنوایی بود، امروز با نفت بشکه‌ای ۵۰ دلار به دست و پا نمی‌افتادیم و از لحاظ گردشگری پیشرفت زیادی کرده بودیم. اما علت اصلی اولویت داشتن گردشگری این است که کشور ما یکی از جوان‌ترین کشورهای دنیاست و ۷۰ درصد جمعیت کشور ما، جوان‌ها هستند. در عین حال، افغانستان که همجوار ماست، بزرگ‌ترین تولیدکننده مواد مخدر جهان است. من معتقدم که بیکاری، ام‌الفساد است. من دو پسر دارم و می‌دانم که اگر جوان‌ها بیکار باشند، ممکن است به تدریج به انحراف کشیده شوند.

مرد رسانه
محمدعلی اینانلو: من در اصل یک فرد رسانه‌ای هستم.  یعنی اگر من برنامه گردشگری را برای تلویزیون ساخته‌ام، به این دلیل بوده که با رشته‌ام در ارتباط بوده است. اگر در رشته تبلیغات کار کرده‌ام و هنوز هم عضو انجمن جهانی تبلیغات هستم، به این دلیل است که حوزه‌ای از رسانه است. اگر مؤسسه طبیعت را راه‌اندازی کرده‌ام، باز هم بخشی از آن به رسانه مربوط می‌شود.

صدای خاص
محمدعلی اینانلو: اولویت من، کار رسانه‌ای مکتوب است و خیلی هم بد نمی‌نویسم. من آشنایی زیادی با کامپیوتر ندارم و اخیراً بچه‌ها به من یاد داده‌اند چطور با تبلت کار کنم. چندی پیش، سایتی را دیدم که بهترین صداها را با مثال‌های عینی شناسایی و معرفی کرده بود. مثلاً نوشته بود که صدای بم زنانه چنین تعریفی دارد یا صدای سوپرانو، فلان تعریف و مختصاتی دارد. برای صدای «باس» یا بم مردانه هم تعریفی ارائه کرده بود و دو مثال برای آن معرفی کرده بود؛ محمدعلی اینانلو و محمد نوری.

بیوگرافی محمدعلی اینانلو,محمدعلی اینانلو,مصاحبه با محمدعلی اینانلو

محمد علی اینانلو

سینما و حاتمی کیا
محمدعلی اینانلو: با حاتمی‌کیا شرط کردم و گفتم که وقتی تو کارگردانی می‌کنی، من اجازه می‌خواهم که به فاصله یکی دو متر پشت سرت بایستم. او باز هم تأکید کرد که مشکلی ندارد من پشت سرش بایستم. در آن شرایط دیدم که این فرد در انتخاب جای دوربین و کارهای دیگر چقدر باهوش است. بعد از این‌که کارمان در فیلم ارتفاع پست تمام شد، حاتمی‌کیا از من پرسید که به چه نتیجه‌ای رسیدی؟ گفتم که من فیلم خودم را خودم کارگردانی نخواهم کرد. من ترجیح می‌دهم به‌عنوان مشاور در کنار کارگردانی مثل تو بایستم. وقتی علت را جویا شد، به او گفتم که سینما خیلی بی‌رحم است و من به این حد بی‌رحم نیستم.

مسافر ماشین باز
محمدعلی اینانلو: من در ۳۰ سال گذشته، ۴ میلیون کیلومتر در ایران سفر کرده‌ام. این یک ادعای بی‌حساب و کتاب نیست و کیلومتر شمارهای ماشین‌های من در این‌باره شهادت می‌دهند. من هر ماشینی را که می‌خرم، ۴۰۰ هزار کیلومتر با آن رانندگی می‌کنم و اگر از بین نرفته باشد، از پرتگاه سقوط نکرده باشد یا سیل آن را نبرده باشد، آن را رنگ و تودوزی می‌کنم و در مزرعه‌ام می‌خوابانم. هنوز هم چند ماشین دارم که چنین وضعیتی دارند.
من در کانادا خودرو اجاره کردم و تمام مناطق شرقی، غربی، شمالی و مرکزی این کشور را گشتم. هر کسی که به کانادا می‌رود، برای استراحت و تفریح می‌رود اما من در آنجا هم مثل ایران زندگی کردم.

کاشف خستگی ناپذیر..
محمدعلی اینانلو: مثلاً کلاردشت را من معروف کردم اما امروز از کلاردشت چیزی باقی نمانده است. حتی جنگل ابر را من برای نخستین بار معرفی کردم اما چاره‌ای هم نیست؛ این مملکت متعلق به جوان‌هاست و آنها باید بروند و مناطق مختلف کشور را ببینند. البته لازم است که محیط‌ زیست را ملاحظه کنند.  ما در کویر لوت چیزهایی کشف کردیم که برای نخستین بار در ایران کشف شد اما متأسفانه به آن‌ها توجه نشد.  از دانشگاه‌های آمریکا به من جواب دادند اما وقتی من گزارشی به فارسی و انگلیسی تهیه کردم و برای دانشگاه تهران، سازمان محیط‌ زیست و… فرستادم، هیچ‌کس به من نگفت عمو! خرت به چند من؟!

کویر گردی
محمدعلی اینانلو: من از جوان‌هایی که برای آف‌رود و تفریح به کویر می‌روند خواهش می‌کنم که برنامه‌ریزی‌شده به کویر بروند؛ اول به‌خاطر حفاظت از جان خودشان و بعد به‌خاطر حفظ طبیعت. قطعاً جوان‌ها باید از رانندگی در کویر لذت ببرند؛ همان‌طور که من هم زمانی‌که در پهنه کویر می‌افتم، از رانندگی لذت می‌برم اما کویر را خراب نمی‌کنم و طبیعت را شلوغ نمی‌کنم. حیواناتی که در کویر زندگی می‌کنند، حق حیات دارند و برعکس آن‌چیزی که می‌گفتند کویر لوت عاری از حیات است، من اثبات کردم که تا اعماق کویر لوت، حیات وجود دارد.

نیمرو روی سنگ
محمدعلی اینانلو: می‌گفتند که «گندم بریان» گرم‌ترین نقطه کره زمین است که البته یک سال هم گرم‌ترین نقطه زمین بود. من تا داخل گندم بریان رفتم، تخم‌مرغ را روی سنگ نیمرو کردم، خوردم و فیلمش را هم ثبت کردم.
یک نفر جنگل را دوست دارد و یک نفر کوهستان را می‌پسندد. همه‌جا هم زیباست.من به شخصه کویر را خیلی دوست دارم؛ گستردگی، عظمت، زیبایی، شب‌ها و ستاره‌های کویر باعث شده‌اند که کویر حالت عجیبی داشته باشد.

سمنان یک قاره است
محمدعلی اینانلو: دامغان هم کویر دارد، هم کوه دارد و هم جنگل دارد؛ در حالی‌که همه اینها به یکدیگر نزدیک هستند. یا حتی سمنان. شما در سمنان با گرمای ۵۰ درجه مواجه می‌شوید اما زمانی‌که ۲۰ دقیقه رانندگی می‌کنید، دمای هوا به ۲۰ درجه می‌رسد. ۲۰ دقیقه دیگر رانندگی می‌کنید و به جنگل می‌رسید و بعد از یک ساعت می‌توانید به دریا برسید. در کجای دنیا چنین چیزی می‌بینید؟ اگر مردم کشورهای دیگر بخواهند چنین مناظر طبیعی را ببینند باید قاره عوض کنند اما ما می‌توانیم همه این مناظر را در سمنان ببینیم.

شکار ممنوع
محمدعلی اینانلو: من شکارچی بودم اما ۱۵ سالی است که به شکار نمی‌روم. علی‌رغم این‌که خودم شکارچی بودم و با شکار موافقم اما به شدت طرفدار این هستم که شکار برای ۵ سال ممنوع شود. البته باید فروش ۴۰۰ پروانه در سال ادامه پیدا کند و راهی پیدا کنیم که از کشتار حیوانات جلوگیری شود.
من کار و زندگی‌ام از یکدیگر جدا نیست. همه از می‌پرسند چه زمانی وقت می‌کنی به خودت برسی؟ من می‌گویم که تفریح من، کار من است و کار من تفریح من است؛ زندگی من، کارم است و کارم زندگی من است. متأسفانه همسرم فوت کرده اما تا زمانی‌ که زنده بود، با من همراهی می‌کرد.

محمدعلی اینانلو, بیوگرافی محمدعلی اینانلو, مصاحبه با محمدعلی اینانلو

محمد علی اینانلو

از آش شله قلمکار تا فسنجون
محمدعلی اینانلو: همه غذاها را راحت می‌خورم اما بعضی را به بعضی دیگر ترجیح می‌دهم. قورمه سبزی و فسنجان را خیلی دوست دارم. دنده کباب را هم خیلی دوست دارم اما نه بیشتر از یک بار در هفته. آشپز درجه یک هستم. آش شله قلمکار شیرازی درست می‌کنم که کار هر آشپزی نیست اما ۴۸ ساعت برای آن زمان می‌گذارم.

خشم دریاچه ارومیه
محمدعلی اینانلو: دریاچه‌ی ارومیه ده‌ها سال صبر کرد و دید که آب‌هایش را بردند و با آن باغ سیب درست کردند و چه سیب­‌های درشتی هم به دست آوردند. حالا صبرش دارد تمام می­‌شود و می‌‌گوید شما آدم­‌ها به من آب ندادید. من این آب باقیمانده را در اختیار آفتاب می‌گذارم و تبدیل می­‌شوم به نمک. بعد باد را که با من دوست است خبر می­‌کنم و نمک ها را می‌‌نشانم روی همان سیب‌های درشت و همه‌ی این باغ هایتان را نابود می­‌کنم.سیستان زمانی انبار غله‌ی ایران بود و بعد از این‌که هامون­‌ها خشک شدند واردکننده‌ی گندم شد.

عکس جدید بهنوش بختیاری،نرگس محمدی،نسرین مقانلو و لاله اسکندری

عکس جدید بهنوش بختیاری،نرگس محمدی،نسرین مقانلو و لاله اسکندری

سلفی بهنوش بختیاری

 بهنوش بختیاری با انتشار عکس زیر نوشت:

 با نسرین جان مقانلو..لاله جان اسکندری..نرگس جان محمدی در شام ایرانی…

 سلفی  بهنوش بختیاریبا نرگس محمدی، نسرین مقانلو و لاله اسکندری

سلفی بهنوش بختیاری با بازیگران زن

مصاحبه و گفتگو بوراک اوزچویت (بالی خان) بازیگر فیلم و سریال های ترکیه

مصاحبه و گفتگو بوراک اوزچویت بازیگر فیلم و سریال های ترکیه

گفتگو بوراک اوزچویت بازیگر فیلم و سریال های ترکیه

بوراک اوزچویت یکی از بازیگران محبوب سریال ها و فیلم های ترکی است.بوراک در سریال های حریم سلطان، چکاوک و بسیاری سریال ها و فیلم های دیگر ایفای نقش کرده است.
بوراک اوزچویت با وجود شهرتی که در این سال ها کسب کرده است ولی هنوز به دنبال آرزوهای جوانیش است.

آدم‌های خاص، کارهای خاص هم انجام می‌دهند و درواقع سعی می‌کنند در هر چیزی خاص باشند ولی در این بین آدم‌هایی هستند که شهرت و محبوبیت زیادی دارند ولی در عین حال سعی نمی‌کنند که کارهای عجیب و خاص انجام دهند و از زندگی معمولی خود لذت می‌برند. بوراک اوزچویت یکی از این چهره‌های شاخص است که باوجود شهرتی که در سال‌های اخیر کسب کرده ولی هنوز هم در رویاهای جوانی خود زندگی می‌کند و هنوز هم دوست دارم به آرزوهای قدیمی خود جامه‌عمل بپوشاند. او ساده و سالم زندگی می‌کند و در عین حال یک سبیلوی خوش‌تیپ است!

خاطرات خوب سال‌های دور

بخش‌هایی از زندگی هست که هرگز فراموش نمی‌شود. من گاهی آرزو می‌کنم که کاش تمام روزهای کودکی‌ام را کامل و بدون نقص به خاطر داشتم اما متاسفانه خیلی چیزها از آن روزها در خاطرم نمانده است. تنها چیزهایی که برایم پررنگ بوده دوستان، مدرسه و ورزش  بوده است. حتما چیزهایی در کودکی من بوده که من فراموش کرده‌ام و شاید بعضی از آنها خیلی هم مهم بوده‌اند. خیلی دوست دارم حتی برای یک‌بار هم که شده به آن روزها سفر کنم. گاهی سعی می‌کنم چیزهایی را به خاطر بیاورم اما متاسفانه تلاشم به جایی نمی‌رسد. خاصیت زندگی همین است که هرچه جلوتر می‌رود بخش‌هایی از گذشته را از ذهن پاک می‌کند؛ البته همیشه از مادرم در این زمینه کمک می‌گیرم. (باخنده) مادر واقعا حافظه عجیبی دارد.

کودک ورزشکار محله ما

بعضی از بازیگران و خوانندگان وقتی به شهرت می‌رسند یا کار حرفه‌ای خودشان را شروع می‌کنند به سمت ورزش می‌روند اما ورزش برای من عشقی بود که از کودکی به آن می‌پرداختم. درواقع اولین ورزشی که مرا جذب کرد، فوتبال بود که در آن حتی به دنبال حرفه‌ای شدن هم بودم اما بعدها نگاهم عوض شد. با این حال هنوز هم فوتبال یکی از علایق جدی و همیشگی من است. در کنار فوتبال شروع به بدنسازی کردم چون فارغ از هر چیزی، دلم می‌خواست استایل بدنی خوبی داشته باشم. این مساله قطعا در هر کاری به نفع شماست و در بازیگری و مدلینگ که جای خود را دارد.

مدیریت مادرانه با هوشمندی

یکی از ویژگی‌های خوب مادرم این است که خودش را از مسائل حرفه‌ای و روابط کاری و شخصی من دور نگه می‌دارد. او همه دوستانم را دوست دارد و هرگز تنها به این خاطر که من رابطه‌ام با آنها کمرنگ یا تیره می‌شود، از آنها بدگویی نمی‌کند. خب، شاید این خیلی اهمیت نداشته باشد اما از آنجا که مادرم در زمینه شبکه‌های اجتماعی خیلی فعال است، سعی می‌کند حاشیه‌ها را از من دور نگه دارد؛ برای همین از او بسیار ممنونم. او حتی زمانی که من از نامزد اولم جدا شدم، رابطه‌اش با او خوب بود و این روزها با فاهریه رابطه مادر و دختری ایجاد کرده است.

بهترین خواهرهای دنیا

رابطه من با خواهرهایم واقعا عالی و فوق‌العاده است. آنها سنگ‌صبور من هستند و من هم سنگ‌صبور و حامی‌شان. اینکه شما در زندگی افرادی را داشته باشید که همیشه حامی و دوست شما باشند، واقعا لازم است و به آدم دلگرمی می‌دهد. فکر کنم خواهرهای من بهترین خواهران دنیا هستند.

خوش‌تیپ با ریش و سبیل

درمورد خوش‌تیپی تعاریف خودم را دارم. گاهی علاقه دارم که سبیل بگذارم و گاهی هم به ریش گذاشتن علاقه دارم اما آدمی نیستم که فقط دنبال این باشم که بخواهم به زور خودم را خوش‌تیپ نشان دهم. به نظرم بعضی چیزها باید در خود آدم باشد. به جانی‌دپ نگاه کنید؛ او ذاتا آدم خوش‌پوشی است و همه دوستش دارند یا جورج کلونی را ببینید، واقعا تماشایی است. برای من باعث افتخار بود که نشریه Blic یک‌بار مرا به عنوان مرد جذاب ریشوی سال انتخاب کرد؛ به‌خصوص آنکه فهمیدم در این فهرست نام‌های مهمی چون براد پیت، جانی‌دپ و کیت هرینگتون هم حضور داشتند! البته من خودم هم فکر می‌کنم زیباترین سبیل جهان را دارم. (باخنده)

پول خوب بده، لباس خوب بخر

یکی از فلسفه‌های زندگی من این است که بخشی از درآمدم باید صرف ظاهرم شود؛ البته منظورم از ظاهر، خرید لباس است. خرید کردن برای من در مقوله لباس خلاصه می‌شود. سعی می‌کنم تقریبا نگاه آزادی در انتخاب لباس داشته باشم و به همین علت مرا در لباس‌های متنوعی می‌بینید. یک‌جورهایی دوست ندارم تکراری شوم و همین باور به اینجا رسیده که خیلی‌ها می‌گویند بوراک، بازیگر ولخرجی در مد و لباس است و باید اعتراف کنم که واقعا همین‌طور است؛ البته این را باید بگویم که ذاتا دوست دارم لباسی را که می‌پوشم به من احساس راحتی بدهد؛ چه این لباس رسمی باشد و چه اسپرت.

عطر فقط تلخ و قدرتمند

من عطرهای زیادی را امتحان کرده‌ام ولی به نظرم هیچ عطری به اندازه عطرهای دینامیک و قوی برایم خوشایند نیست. یک‌بار هنگام مصاحبه با یک نشریه مُد، عطری از برند ولگاری را به من معرفی کردند که متوجه شدم بسیار خاص و رویایی است. عطری به نام مردان سیاه‌پوش که رایحه عجیبی داشت. هنوز هم اگر بخواهم در یک قرار رسمی حاضر شوم یا در مراسم مهمی حضور داشته باشم، از این عطر استفاده می‌کنم.

هیوجکمن دنیای ترک‌

از اینکه مرا با سایر بازیگران مقایسه کنند، خوشم نمی‌آید چون به نظرم هر کسی جای خودش را دارد و با توانایی‌های خودش شناخته می‌شود اما در مورد ظاهرم که گاهی مرا با هیوجکمن مقایسه می‌کنند، ماجرا متفاوت است. من بازی‌ها و کلا شخصیت این آدم را دوست دارم. یک‌بار نشریه مووی‌تایمز ترکیه، به من لقب «جکمن ترک‌ها» را داد که برایم هیجان‌انگیز بود. در آن زمان مدل موهایم خیلی شبیه او بود اما خودم اصلا به این موضوع فکر نکرده بودم!

بورک اوزچویت

خانه جدید با مبلمان جدید
سال گذشته همه وسایل خانه جدیدم را عوض کردم. راستش وقتی این خانه را در منطقه اولوس در استانبول خریدم آن را خیلی ساده دکوراسیون کرده ولی از زمانی که با فاهریه نامزد کردم او از من خواست تا تمام وسایل قدیمی را عوض کنم و مبلمان و وسایل جدیدی برای خانه‌مان بخرم. من خودم آدمی نیستم که دست به تغییرات کلی در چیزهایی که دوست دارم بزنم اما به خاطر علاقه‌ام به او این کار را انجام دادم و به نظرم خیلی هم جالب بود چون عوض شدن فضای خانه کلا روحیه آدم را بهتر می‌کند.

کمک به سیستم ایمنی بدنم

من برای سلامت خودم اهمیت بسیاری قائلم. یادم هست سر فیلمبرداری فیلم «عشق شبیه توست» به خاطر آنکه در صحنه‌ای با پیراهن خیس حضور داشتم، سرمای بدی خوردم تا حدی که حتی با مراجعه به درمانگاه و تزریق سرم هم حالم خوب نشد و مجبور شدم چند روزی در بیمارستان بستری شوم. آنجا متوجه شدم سیستم ایمنی بدنم کمی ضعیف است و به خوبی و آنطور که باید با عوامل بیماری‌زا مقابله نمی‌کند. برای همین سعی کردم همیشه مراقب سلامت خودم باشم و از چیزهایی که مرا در معرض بیماری قرار می‌دهد، دوری کنم.

تغذیه سالم برای ستاره

به نظرم یکی از مهم‌ترین مسائل در زندگی هر انسانی، تغذیه است و این موضوع برای هنرمندان و ورزشکاران بسیار حیاتی‌تر است؛ البته گاهی دیده‌ام که برخی تغذیه درست را در گرفتن رژیم‌های گران‌قیمت می‌بینند ولی به نظر من اصلا یک تغذیه سالم به این موارد بستگی ندارد و شما باید فقط و فقط غذای سالم مصرف کنید تا بدن و جسم سالمی داشته باشید.

پیاده‌روی در اهرام مصر

سفر برای من ورود به دنیایی تازه از ناشناخته‌هاست؛ البته از کودکی مکان‌های عجیب و غریبی که گاهی  آنها را در مجلات یا کتاب‌ها می‌دیدم، بیش از هر چیزی برایم جذاب بود. دوست دارم قدم به مکان‌هایی بگذارم که حس کنم چند قرن پیش در آنجا آدم‌هایی به شکل دیگری زندگی می‌کردند، برای همین مکان‌های تاریخی را خیلی دوست دارم. سفر به مصر برای من هربار سرشار از تازگی و جاذبه است. تماشای اهرام مصر واقعا مرا به حیرت می‌اندازد و حس می‌کنم کنار عظمت آنها کم می‌آورم.

لذت خوردن یک همبرگر

آنهایی که مرا می‌شناسند خوب می‌دانند از تفریحات محبوب من غذا خوردن در رستوران است اما درواقع هیچ غذایی را به همبرگر ترجیح نمی‌دهم. یک زمانی عادت داشتم به هر غذاخوری که می‌روم همبرگر آنجا را امتحان کنم و حالا هم ادعا می‌کنم یکی از بهترین همبرگرهای دنیا را در غذاخوری من خواهید خورد. مطمئن باشید طعم همبرگر مخصوص بوراک تجربه‌ای است که هرگز فراموش نخواهید کرد و این را فراموش نکنید که همبرگرهای ما کاملا سالم و تخصصی تهیه می‌شوند و از مضرات مابقی فست‌فودها به دور است.

دوست همیشگی من

مورات‌بوز دوستی است که هیچ‌وقت مرا تنها نگذاشته و باوجود آنکه شغل خوانندگی، زمان بسیاری را از او می‌گیرد اما همیشه به خاطر من در هر جایی‌که لازم بوده حاضر شده است. من و او اوقات بسیار خوبی با هم داشته‌ایم و بعضا با هم برای تفریح می‌رویم. یکی از تفریحات مشترک ما بولینگ و تنیس است؛ البته من به کنسرت‌های او هم می‌روم و به نظرم یکی از بهترین صداهای نسل حاضر خوانندگان ما را دارد. او و خانواده‌اش از صمیمی‌ترین دوستان من در این فضای هنری هستند. خوشبختانه یک کار هنری مشترک را هم با یکدیگر داشته‌ایم که برایم واقعا لذت‌بخش بود.

نقاشی‌های بی‌سروته زیبا

سعی کرده‌ام نگاهم را به خیلی چیزها تغییر دهم. قبلا بیشتر منفی‌باف بودم و حتی به آدم‌ها به‌راحتی نزدیک نمی‌شدم اما دو، سه سالی هست که خیلی خوش‌بین شده‌ام و سعی می‌کنم خوبی‌های هر اتفاقی را ببینم. این موضوع حتی در نگاه هنری من هم تاثیر گذاشته است. تا قبل از این تغییر با دیدن بعضی آثار مدرن و نقاشی‌های خاص در سبک‌هایی که خیلی برایم آشنا و ملموس نبودند نمی‌دانستم چه واکنشی باید نشان دهم اما بعد متوجه شدم از همین شکل‌های بی‌سروته هم می‌توان لذت برد؛ فقط کافی است از دریچه بهتری آنها را نگاه کنم و از این اتفاقی که روی بوم افتاده لذت ببرم.

نگرانی‌های من برای آینده

اینکه آدم بداند فردا چه می‌شود یا حتی در حد چند ساعت و چند دقیقه جلوتر از حال را ببیند، شاید اتفاق خوشایندی به نظر برسد اما این در عین حال می‌تواند ترسناک هم باشد. فقط کافی است فکرش را بکنید یک لحظه بعد از این زمان حالی‌که در آن هستید، قرار است اتفاق بدی بیفتد که نمی‌توانید جلوی آن را بگیرید. خب این بسیار زجرآور است. شاید گاهی خوب باشد که از فردای خودمان بی‌خبر باشیم. من هنوز نتوانسته‌ام با نگرانی از آینده کنار بیایم اما نمی‌خواهم این نگرانی مرا نابود کند و اجازه زندگی در امروز را از من بگیرد. آینده بالاخره خواهد آمد و شاید پر از اتفاق‌های خوب هم باشد. نباید برایش دلواپس بود و باید با مثبت‌اندیشی زندگی را ادامه داد.

اخبار,اخبار فرهنگی ,بوراک اوزچویت

شادی با طعم و رنگ آبی

اگر بخواهم درباره چیزهایی که مرا شاد می‌کند، صحبت کنم باید حتما به وجود رنگ آبی در طبیعت اشاره کنم؛ برای همین از آسمان ‌آبی لذت می‌برم. من به‌شدت عاشق روزهای آفتابی و بدون ابر هستم چون زیبایی آسمان را بهتر و کامل‌تر می‌بینم و این باعث آرامش من می‌شود. دریا را هم برای همین دوست دارم. تماشای دریا تمام استرس‌ها را از من دور می‌کند. در کنار اینها به رنگ آبی هم علاقه دارم و چیزهایی که به این رنگ باشند مرا خوشحال‌تر می‌کنند؛ البته جالب اینجاست که در انتخاب لباس‌هایم ترجیحم رنگ‌های دیگری غیر از آبی است!

دومین مدل برتر جهان

بوراک اوزچویت، ۲۴ دسامبر ۱۹۸۴ در مرسین در جنوب شرق ترکیه متولد شد. او با ظاهری مقبول، قدی حدود ۱۸۴ سانتی‌متر و اندامی متناسب این بخت را یافت تا در ابتدا به عنوان مدل کارش را شروع کند و در آن عرصه به موفقیت هم دست پیدا کرد. ۲۰۰۳ سالی بسیار
موفق آمیز برای بوراک بود. او توانست در رقابت‌های بهترین مدل سال جهان به مقام دوم برسد و در عین حال در مسابقات بهترین مدل ترکیه هم مقام اول را کسب کند، به او لقب «آقای طلایی» دادند برای همین تصاویرش روی جلد مجلاتی چون مری‌کلر و گلوریا رفت.

شاگرد موفق و درسخوان

دوران کودکی بوراک در استانبول گذشت و در دبیرستان شاگرد موفق و درسخوانی بود. بوراک به جز بازی فوتبال به کارهایی چون مطالعه کتاب و شنیدن موسیقی علاقه داشت. او پس از پیروزی در رقابت‌های بهترین مدل ترکیه و جهان، قراردادهای تبلیغاتی خوبی امضا کرد که برندهایی چون «توئین» و «نت‌ورک» مربوط به فعالیت مدلینگ وی در خارج از مرزهای ترکیه بودند.

نقش‌های کوتاه در بازیگری

بوراک که همیشه می‌خواست بازیگر شود، تصمیم گرفت تحصیلاتش را در رشته هنر ادامه دهد. او دانش‌آموخته دانشگاه مرمره از استانبول در رشته هنرهای زیباست و در عین حال همزمان کار مدلینگ را هم ادامه ‌داد. در همین بین که به عنوان مدلی موفق در ترکیه به شهرت رسیده بود، توانست برای برندهای مطرح اروپایی نیز کارهای تبلیغاتی انجام دهد؛ تا آنکه سال ۲۰۰۶ فیلمسازان ترکیه‌ای مجذوب این جوان آینده‌دار خوش‌تیپ شدند و از او برای کارهای خود دعوت کردند. نخستین کار تصویر او «منفی هجده» نام داشت، هرچند که نقش او در آن کار کوتاه بود اما سال بعد برای نقش بهتری در کاری به نام «آسوده» حاضر شد که تریلری قابل‌توجه بود.

اندک زمانی بعد نیز در سریال تلویزیونی «شوهر خشن» به ایفای نقش پرداخت که در آن در نقش تنها فرزند یک خانواده اصیل، قدرتمند و ثروتمند را بازی می‌کرد. بین سال‌های ۲۰۰۸ تا ۲۰۰۹ سریال دیگری را بازی کرد که ماجرای سریال درباره یک گروه موسیقی بود که سولیت (تک خوان) آن گروه یک دختر جوان بود. یکی از اعضای گروه به مرور عاشق این دختر می‌شود و قصد ازدواج دارند اما مشکلات بسیاری سر راه این عشاق به وجود می‌آید. بوراک در این سریال نیز نقشی کوتاه داشت.

شروع نقش‌های بزرگ

سال ۲۰۱۰ بود که بوراک برای نقش اول به سریال «خیانت» دعوت ‌شد که در آن نقش پلیسی به نام امیر را بازی کرد. امیر در گیرودار یک پرونده قتل متوجه می‌شود که نامزدش نیز یک طرف ماجرا قرار دارد. طی یک سال بوراک اوزچویت سریال «اسرار کوچک» را بازی کرد که داستان روابط چند خانواده پولدار و بچه‌های‌شان را روایت می‌کرد. به نظر می‌رسید که مسیر بازیگری بوراک به اوج رفته اما او همچنان نیازمند چیزی بود تا استعدادش را تمام و کمال به نمایش بگذارد.

سال ۲۰۱۱ این شانس را یافت تا یکی از نقش‌های مجموعه «حریم سلطان» را ایفا کند. او نقش سربازی شجاع و بی‌باک به نام «بالی‌خان» را ایفا ‌کرد؛ بوراک در این نقش درخشان ظاهر شد تا جایی‌که در کشورهای مختلف به شهرت رسید و میلیون‌ها هوادار پیدا کرد. سال ۲۰۱۳ بوراک دعوت شد تا در سریالی به نام «چکاوک» در نقش   «کامران» بازی کند. نقش مقابل وی را هم چهره آینده‌دار و دخترجوانی به نام فاهریه اوجان بازی کرد که همین همبازی شدن، آینده آنها را رقم زد.

یک ازدواج سینمایی

بوراک اوزچویت و فاهریه اوجان به یکدیگر دلبسته شدند و در سال ۲۰۱۴ بود که رسانه‌های ترکیه شروع به شایعه‌پردازی برای آنها کردند ولی این اخبار معمولی در حد شایعه نبود و بوراک و فاهریه اعلام کردند که با یکدیگر ازدواج کرده‌اند در فیلم سینمایی «عشق شبیه توست» بار دیگر  همبازی شدند و همین موضوع باعث شد تا فیلم با فروش خوبی در گیشه همراه شود. لازم به ذکر است که بوراک خود، بخشی از سرمایه ساخت این فیلم را به‌‌عنوان تهیه‌کننده متقبل شده بود.

اخبار,اخبار فرهنگی ,بوراک اوزچویت

از فوتبال تا اتومبیل لوکس

بوراک شدیدا به فوتبال علاقه دارد و ورزش جزیی از زندگی روزمره اوست و طرفدار دوآتشه تیم فوتبال فنرباغچه است. او به زبان انگلیسی تسلط کامل دارد و همیشه می‌گوید که در ایامی که در کشورهای اروپایی مشغول کار مدلینگ بوده است‌، به اجبار زبان انگلیسی را آموخته است ولی حالا از اینکه به این زیان تسلط دارد، واقعا خوشحال است. او عاشق اتومبیل‌های لوکس است و اعلام کرده که دوست دارد زمانی‌که به سن و سال پیری رسید، یک کلکسیون کامل و زیبا از ماشین‌های لوکس داشته باشد.

از نامزدی ناموفق تا فیلمسازی

بوراک پیش از اینکه با فاهریه اوجان نامزد کند، مدتی در سال ۲۰۱۱ با مدل ترکیه‌ای، «سیلان کاپا» نامزد بود که بعد از مدتی کوتاه از هم جدا شدند. همچنین جالب است بدانید که بوراک اخیرا شرکت تولید فیلم خود را راه انداخته و برای فیلم اول خود از بانوی اول ترکیه در سال ۲۰۱۴ یعنی «امیه گولسوی»  دعوت به کار کرد.a

اخبار,اخبار فرهنگی ,بوراک اوزچویت

رستورانی با نماد سبیل

بوراک که همواره دوست داشته کارهای تجاری را در زندگی خود بیشتر و بیشتر کند، سال ۲۰۱۴ رستوران خودش را به نام «بالی‌بی دونر» در استانبول افتتاح کرد. جالب است بدانید که نماد و لوگوی این رستوران برگرفته از سبیل معروف او در سریال «حریم سلطان» و «چکاوک» است که از زمان سریال «حریم سلطان» تا به امروز به یک‌جور مد میان جوانان ترکیه تبدیل شده است. بوراک هم از این موضوع استفاده کرده و نماد رستوران خود را همین سبیل معروف قرار داده است!

زندگینامه کامل فریبا متخصص + عکس

زندگینامه کامل فریبا متخصص + عکس

بیوگرافی کامل فریبا متخصص +عکس های جدید ایشان

بیوگرافی کامل فریبا متخصص

زمینه فعالیت سینما و تلویزیون
تولد ۱ مرداد ۱۳۴۰
بروجرد
ملیت ایرانی
پیشه بازیگر و گوینده
سال‌های فعالیت ۱۳۶۰ تاکنون

 فریبا متخصص

ادامه مطلب

بیوگرافی لیلا تانلار (آیسو) بازیگر سریال گوزل + عکس

 بیوگرافی لیلا تانلار (آیسو) بازیگر سریال گوزل + عکس

عکس و بیوگرافی لیلا تانلار (آیسو) در سریال گوزل

عکس و بیوگرافی لیلا تانلار , یریال گوزل

عکس و بیوگرافی لیلا تانلار (آیسو) در سریال گوزل

زندگینامه آیسو در سریال گوزل 
لیلا تانلار (Leyla Tanlar)  زاده ۱۳ دسامبر ۱۹۹۷ در استانبول ترکیه می باشد. وی دوران متوسطه خود را در دبیرستان ایتالیایی به پایان رساند و فارق التحصیل رشته تئاتر در دانشکده هنر استانبول است.

لیلا اولین تجربه هنری خود در سریال گوزل (از هم گسیخته – Paramparça) در نقش آیسو (جانسو) آغاز کرد و هنرنمایی اش توانست او را در این زمینه به جامعه هنری نشان دهد.

در سریال گوزل آیسو دختر جهان و دل آرا که در واقع این دختر در زمان به دنیا آمدنش با دختر دیگری به نام غزل که مادرش گوزل است در بیمارستان جابجا شده است و آیسو بعد از متوجه شدن واقعیت به دنبال مادر واقعی اش گوزل می گردد و او را پیدا می کند و …..

عکس های آیسو در سریال گوزل

 آیسو در سریال گوزل

 آیسو بازیگر سریال گوزل

  آیسو در سریال گوزل

 لیلا تانلار بازیگر نقش  آیسو در سریال گوزل

  آیسو در سریال گوزل

 جدیدترین عکس های  آیسو بازیگر سریال گوزل

    آیسو در سریال گوزل

بیوگرافی  آیسو بازیگر سریال گوزل

     آیسو در سریال گوزل

 تصاویر جدید  لیلا تانلار بازیگر نقش  آیسو در سریال گوزل

     آیسو در سریال گوزل

 

زندگینامه کامل حمید عسکری + عکس

بیوگرافی حمید عسکری + عکسهای حمید عسکری

زندگینامه کامل حمید عسکری + عکس

حمید عسکری (زاده ۲۰ مهر ۱۳۵۷ در کازرون- تاکنون) خواننده پاپ، آهنگساز و ترانه سرایایرانی است. او از کودکی به همراه خانواده خود به فولادشهردرشهرستان لنجان زرین شهراصفهان مهاجرت نمود. وی تا کنون ۳ آلبوم رسمی و دارای مجوز منتشر کرده‌است. او همچنین چند کنسرت نیز در ایران اجرا کرده‌است.

حمید عسکری

ادامه مطلب